اندر احوالات تیم الوند همدان/ صعود یا سقوط؛سرنوشتی نامعلوم‎

اندر احوالات تیم الوند همدان/  صعود یا سقوط؛سرنوشتی نامعلوم‎
باتوجه به احتمال سقوط تیم فوتبال الوند همدان به لیگ دسته سوم کشور یادداشتی هر چند کوتاه به قلم حامد صیفی نگارش شده است که در ادامه آن را می خوانید.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از  همدان ورزش؛ در فوتبال 2 دسته تفکر رواج دارد: برخی خوش‌بین هستند و مابقی واقع‌بین. برای ما اما امروز دیگر فرقی نمی‌کند، خوش‌بین باشیم یا بدبین، واقع‌بین باشیم یا خیال‌پرداز باید پذیرفت که سقوط الوند همدان به لیگ 3 بیش از آنکه تصورش را کنیم رنگ واقعیت به خود گرفته است. کاخ آرزوهای تیم محبوب شهر فرو ریخته است، رویاهای همان تیمی که من و شما بی مرز دوستش داشتیم بر باد رفته و حالا تمام افرادی که در ناکامی الوند نقش داشتند راحت‌تر می‌توانند سر بر بالشت بگذارند!

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, همدان ورزش؛,

الوند همدان امروز و بعد از سپری کردن هفته‌های فوتبالی تار که کاسه چه‌کنم چه‌کنم به دست داشت و روزهای بسیاری را در برزخ بلاتکلیفی سیر می‌کرد، با آن سابقه خوب که هوادارانش را وادار به افتخار و بالاگرفتن سر می‌کرد، منزوی شده و سربازانش را حتی یارای زمزمه هم نیست!

,

همان تیمی که محبوب‌القلوب مردمان فوتبالی این شهر است و همان تیمی که خاطرات خوبش با زندگی فوتبالی این مردم گره خورده است. اصلا مگر می‌توان الوند را دوست نداشت؟ مگر می‌توان به تیمی دل نبست که در صندوقچه خاطرات من و شما آقایی می‌کند؟!

,

ما را ببخش تیم محبوب که پنجره دعا را برای تو گم کردیم! ما را ببخش که خوب دعا نکردیم تا همان ابتدای فصل زیر چتر حمایتی شهرداری رفته و مدیریت شهری گره از کار تو باز کند. ای کاش مسئولان دست روی دست نمی‌گذاشتند و الوند به خانه‌اش باز می‌گشت تا امروز نماینده دوست‌داشتنی همدان در لیگ 2 را فانوس به دست نبینیم. کدام دیوار دنیا فرو می‌ریخت اگر الوند به شهرداری واگذار می‌شد؟ آیا اگر شهرداری آقا بالاسر الوند بود اوضاع این تیم از چیزی که امرو گرفتارش شده بدتر می‌شد؟!
ما را ببخش تیم محبوب که پنجره دعا را برای تو گم کردیم! ما را ببخش که دعاهایمان نگرفت تا تو موفق باشی. تو باید در این فوتبال برای خود و هوادارانت برو بیایی داشتی، اما چه کنیم که برخی نخواستند! همان افراد غیربومی که انگار موفقیت الوند مثل ضربات پتک بر مغزشان بود. همان‌هایی که ابتدای فصل مدام تاکتیک "پاسکاری" را در پیش گرفتند تا دست آخر تیمی روی دست بماند که زمان را از دست داده بود. الوند محبوب! فوتبال به تو روی ناخوشش را نشان داد، بازیگران غیرفوتبالی این شهر نسخه تو را پیچاندند، اما تو سرت را بالا بگیر!
بیا و ما را ببخش تیم محبوب! ای کاش دعاهایمان مستجاب می‌شد و مالک باتجربه تو که امروز ابهت روزهای نه چندان دور خود در فوتبال همدان را بر باد داده، کمی "مدیریت" به خرج می‌داد تا بلکه هلهله و عروسی در کوچه‌ات برپا شود نه اینکه صدای ضجه و شیون هواخواهانت گوش‌ها را کر کند! اصلا آنهایی را ببخش که باید قبل از مرگ آرزوهای تو برای زنده ماندنت تلاش می‌کردند اما نمی‌دانند فردا که تو راه حضور در لیگ دسته 3 را در پیش می‌گیری، توجیه کردن و مصیبت‌خوانی نه دردی را دوا می‌کند و نه جسم بی جانی را حیات دوباره می‌بخشد!
الوند محبوب! نه اینکه بخواهیم مثل تمام ایرانی‌های عاشق فوتبال با آن احساسات وصف ناپذیرشان که بعد از شکست با فریاد این جمله که "چیزی از ارزش‌های فلان تیم کم نمی‌شود" مرهمی باشیم برای دردهای دردناک تو؛ نه! فقط مطمئن باش ما و تمام آنهایی که زندگی خود را در فوتبال این خطه گذرانده‌اند تو را دوست داریم و امروز که بیش از هر زمانی سازندگان پروژه شکست تو که همچون کبک سر در برف فرو برده‌اند بدان که از محبوبیت تو ذره‌ای میان این مردم باوفا کاسته نشده است.
تو امسال بازیچه دست مردانی شدی که در دوره بحران تیم که روزهای زیادی از فصل را شامل می‌شد پنبه در گوش کردند و نقاب بر چشم زدند و شاید اصلا دوست داشتند فصل هرچه زودتر به خط پایان برسد تا مدیریت نه چندان برنامه‌محور تیم پرحاشیه اما محبوب شهر از اداره الوند شانه خالی کند. خلاصه ما را ببخش الوند! در قبال تو مثل روز روشن است که هیچکش به وظایفش به خوبی عمل نکرد. نه دستگاه ورزش با آن جبروتش، نه مالک خوش برخورد با آن سابقه‌اش و نه مدیرعامل تیم با آن کلاس کاری‌اش! تو اما برای همیشه سرت را بالا بگیر.

,
,
,
,
,

تیم فوتبال الوند همدان در شرایطی این روزها در انتهای جدول گروه چهارم لیگ دسته دوم روزگار می‌گذراند که قطع به یقین گزینه اصلی سقوط به لیگ دسته سوم باشگاه‌های کشور محسوب می‌شود. این تیم در بازی‌های باقی مانده باید تمام امتیازات را جمع‌آوری کند تا آنوقت کارش به اما و اگرهای فوتبالی کشیده ‌شود.
این تیم امسال در باتلاق حاشیه به‌سر می‌برد و از همان ابتدا در بیشتر محافل فوتبالی همدان این جمله دهان به دهان می‌شد که الوند شانسی برای ماندن در لیگ 2 ندارد. آتش حاشیه‌های زیاد این تیم که بازگوکردنش در این مقال نمی‌گنجد از همان ابتدای فصل شعله‌ور شد، اما بد نیست از اتفاقات عجیب هفته‌های اخیر این تیم باخبر شوید.
وحید قره‌باغی مدیرعامل تیم در نیم فصل و درست در روزهایی که از سفر زیارتی کربلا بازگشته بود به دلیل آنچه که خود "مشغله‌های کاری فراوان" اعلام کرده استعفا می‌دهد و پدرش حاج ناصر که مالک تیم است با این استعفا مخالف می‌کند. جالب اینکه بعد از این اتفاقات وحید قره‌باغی برخلاف مخالفت پدر میلی به بازگشت نشان نداد و مالک تیم نیز تصمیم گرفت بار تیم را بیشتر خود به دوش بکشد. به ماجرای سرپرست الوند هم که چندی پیش استعفا داد و قائم مقام تیم شد خیلی نمی‌پردازیم. فرد رسانه‌ای الوند ابتدای فصل تمام اتفاقات ریز و درشت تیم را چه در رسانه‌ها و چه در فضای مجازی در بوق و کرنا می‌کرد، اما نیم فصل دوم تمام و کمال روزه سکوت اختیار کرد تا خود را از قافله متهمان پروژه شکست الوند جدا کند. صندلی فنی الوند اما حکایت جالب‌تری دارد. روز گذشته و در جریان بازی عقب افتاده نماینده همدان برابر تیم سپیدرود رشت بیگم‌جانی سرمربی این تیم روی نیمکت ننشست و امید خورج بود که عنان کار الوندی‌ها را بر عهده داشت. بیگم‌جانی که خود یکی از متهمان اصلی ناکامی الوند به شمار می‌رود اعلام کرده که مدیریت تیم از من خواست که کنار تیم نباشم و من هم به این خواسته تن دادم.
اما اگر حرف بیگم‌جانی را ملاک قضاوت فرض کنیم بازهم باید به عملکرد مالک تیم نمره قبولی داد که با این همه شکست و ناکامی تا این هفته انگشت روی تغییر سرمربی نگذاشت و وفاداری خود را ثابت کرد تا کار از کار بگذرد!
******

,
,
,
,
,

یادداشت : حامد صیفی 

,

انتهای پیام/م

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه