شرح فراق شهید حسن عزیزی

چون مولایش با لبانی تشنه جان به جان آفرین تسلیم کرد+تصاویر

چون مولایش با لبانی تشنه جان به جان آفرین تسلیم کرد+تصاویر
روایت است شهید با لبی تشنه چون مولایش حسین ، با تنی مجروح چون سقایش اباالفضل و با افتخار چون زینب کربلا جام بقا بر سرو کسوت صفا بر تن کشید و بر سریر عند ربهم رسید و روی از جهان فانی کشید و در تاریخ 21 تیرماه 1386 پیکر مطهرش آسود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سلام کمیجان، شهید حسن عزیزی فرزند حمزه در تاریخ 1313 در شهر شهیدان میلاجرد قهرمان جامه هستی بر تن کشید و بر عرصه خاکی رسید.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سلام کمیجان, سلام کمیجان, سلام کمیجان, سلام کمیجان, شهید حسن عزیزی فرزند حمزه در تاریخ 1313 در شهر شهیدان میلاجرد قهرمان جامه هستی بر تن کشید و بر عرصه خاکی رسید.,

 

,

در دوران عمر خویش همچون گذشتگان به زراعت مشغول بود و عاشق زرع و محصول. در دوران دفاع مقدس دل شوریده اش تاب نیاورد و اشک بر دیده اش خواب.

, در دوران عمر خویش همچون گذشتگان به زراعت مشغول بود و عاشق زرع و محصول. در دوران دفاع مقدس دل شوریده اش تاب نیاورد و اشک بر دیده اش خواب.,

 

,

در خیل عظیم عاشقان روح خدا وارد شد و به عرصه پیکار قدم نهاد. در نخستین حضورش تیر دشمن پیکرش را نشانه رفت و به مقام جانبازیش رساند و با وجود ضعف تن و قلّت نیرو هرگز از نبرد دست نکشید و ننشست. باری دیگر به کارزار آمد.

, در خیل عظیم عاشقان روح خدا وارد شد و به عرصه پیکار قدم نهاد. در نخستین حضورش تیر دشمن پیکرش را نشانه رفت و به مقام جانبازیش رساند و با وجود ضعف تن و قلّت نیرو هرگز از نبرد دست نکشید و ننشست. باری دیگر به کارزار آمد.,

 

,

 

,

دلاوریها نمود و در عملیات پاکسازی منطقه کردستان نقش فعالی داشت و در بین همرزمان حضور می یافت و چون مولایش که دل از کف داد و جان در طبق اخلاص نهاده بود در منطقه سر پل ذهاب به اسارت بعثیان در آمد و جام آزادی از کف سالار آزادگان هدیه گرفت.

, دلاوریها نمود و در عملیات پاکسازی منطقه کردستان نقش فعالی داشت و در بین همرزمان حضور می یافت و چون مولایش که دل از کف داد و جان در طبق اخلاص نهاده بود در منطقه سر پل ذهاب به اسارت بعثیان در آمد و جام آزادی از کف سالار آزادگان هدیه گرفت.,

 

,

روایت است شهید با لبی تشنه چون مولایش جسین ، با تنی مجروح چون سقایش اباالفضل و با افتخار چون زینب کربلا جام بقا بر سرو کسوت صفا بر تن کشید و بر سریر عند ربهم رسید و روی از جهان فانی کشید و در تاریخ 21 تیرماه 1386 پیکر مطهرش آسود.

, روایت است شهید با لبی تشنه چون مولایش جسین ، با تنی مجروح چون سقایش اباالفضل و با افتخار چون زینب کربلا جام بقا بر سرو کسوت صفا بر تن کشید و بر سریر عند ربهم رسید و روی از جهان فانی کشید و در تاریخ 21 تیرماه 1386 پیکر مطهرش آسود. ,

 

,

جسم اطهرش چندی در غربت بماند و داغ هجران بر دل همشهریان نشاند تا اینکه حب الوطن تابش از کف ربود و راه وطن گرفت و در شهر اراک مامن و مسکن جاوید یافت.

, جسم اطهرش چندی در غربت بماند و داغ هجران بر دل همشهریان نشاند تا اینکه حب الوطن تابش از کف ربود و راه وطن گرفت و در شهر اراک مامن و مسکن جاوید یافت.,

 

,

حتی در بند کشیدن جسمت ،  نتوانست روح بلند و استوارت را لطمه ای وارد سازد. تو در بند هم بندگی خدا را از یاد نبردی  و ذره ای از اعتقاداتت کم نشد بلکه ارده ات راسخ تر گشت و به مبارزاتت ادامه دادی.

, حتی در بند کشیدن جسمت ،  نتوانست روح بلند و استوارت را لطمه ای وارد سازد. تو در بند هم بندگی خدا را از یاد نبردی  و ذره ای از اعتقاداتت کم نشد بلکه ارده ات راسخ تر گشت و به مبارزاتت ادامه دادی.,

 

,

شهید حسن عزیزی / میلاجرد

, شهید حسن عزیزی / میلاجرد, شهید حسن عزیزی / میلاجرد,

 

,

ایشان تنها شهید ، بسیجی و جانباز و آزاده ای بودند که در شهرستان اراک به خاک سپرده شدند.

, ایشان تنها شهید ، بسیجی و جانباز و آزاده ای بودند که در شهرستان اراک به خاک سپرده شدند., ایشان تنها شهید ، بسیجی و جانباز و آزاده ای بودند که در شهرستان اراک به خاک سپرده شدند.,

 

,

مردم میلاجرد با نام "مصیم" می شناختنش و به این اسم صدایش می زدند ، شاید به خاطر معصومیتش بود ، تو یکی از کوچه های کهنه محل که منتهی می شد به امام زاده یحیی (ره) زندگی می کردند. اون کوچه ، کوچه غریبی بود ، از 5 تا همسایه ای که اونجا زندگی می کردند 4 شهید تقدیم انقلاب شد.

, مردم میلاجرد با نام "مصیم" می شناختنش و به این اسم صدایش می زدند ، شاید به خاطر معصومیتش بود ، تو یکی از کوچه های کهنه محل که منتهی می شد به امام زاده یحیی (ره) زندگی می کردند. اون کوچه ، کوچه غریبی بود ، از 5 تا همسایه ای که اونجا زندگی می کردند 4 شهید تقدیم انقلاب شد.,

 

,

اولی شهید علی محمودی بود که تو سال 61 شهید شد، دومی شهید سلطان ابراهیم اتابکی بود که تو سال 67 شهید شد، سومی شهید حسن عزیزی بود تو سال 68 تو اسارت و غربت ، غریبانه شهید شد و چهارمی پسر شهید حسن عزیزی ، سلیمان (رحمان) عزیزی بود که سالها بعد بر اثر شدت جراحات شیمیایی شهید شد .البته کمی بالاتر هم خانواده های شهید ابوالفضل عاشری و شهید جاوید الاثر ولی الله عاشری و شهید محمود اتابکی  زندگی می کردند .

, اولی شهید علی محمودی بود که تو سال 61 شهید شد، دومی شهید سلطان ابراهیم اتابکی بود که تو سال 67 شهید شد، سومی شهید حسن عزیزی بود تو سال 68 تو اسارت و غربت ، غریبانه شهید شد و چهارمی پسر شهید حسن عزیزی ، سلیمان (رحمان) عزیزی بود که سالها بعد بر اثر شدت جراحات شیمیایی شهید شد .البته کمی بالاتر هم خانواده های شهید ابوالفضل عاشری و شهید جاوید الاثر ولی الله عاشری و شهید محمود اتابکی  زندگی می کردند .,

 

,

شهید حسن عزیزی با توجه به اینکه 45% جانبازی داشتند و چندین بار به منطقه عملیاتی اعزام شده بودند ، با آن وضعیت در عملیتهای مختلف شرکت می کردند . دریکی از عملیاتهای پاکسازی منطقه کردستان که ایشان حضور داشتند وقتی که ستون پیاده نظام سپاه اسلام جهت استراحت نشسته بودند ، ایشان در بین ستون برای رزمندگان آب و غذا تقسیم می کردند و با چهره خندان به رزمندگان روحیه می دادند و قبل از حضور در جبهه نیز از کسانی بود که اوایل جنگ نسبت به جمع آوری کمکهای مردمی به جبهه های جنگ تلاش مضاعفی داشت و می گفتند: کار برای خدا خستگی ندارد.

, شهید حسن عزیزی با توجه به اینکه 45% جانبازی داشتند و چندین بار به منطقه عملیاتی اعزام شده بودند ، با آن وضعیت در عملیتهای مختلف شرکت می کردند . دریکی از عملیاتهای پاکسازی منطقه کردستان که ایشان حضور داشتند وقتی که ستون پیاده نظام سپاه اسلام جهت استراحت نشسته بودند ، ایشان در بین ستون برای رزمندگان آب و غذا تقسیم می کردند و با چهره خندان به رزمندگان روحیه می دادند و قبل از حضور در جبهه نیز از کسانی بود که اوایل جنگ نسبت به جمع آوری کمکهای مردمی به جبهه های جنگ تلاش مضاعفی داشت و می گفتند: کار برای خدا خستگی ندارد.,

 

,

ایشان با وجود مجروحیت در منطقه سر پل ذهاب و افتخار جانبازی ، مجدداً به جبهه اعزام شد و آخرین بار در منطقه عملیاتی جزیره مجنون به اسارت دشمن بعثی درآمد و افتخار اسارت و آزاد مردی را بر جبین خود رقم زد و در اسارت نیز از مبارزاتش دست نکشید تا اینکه در تاریخ 21 تیر ماه سال 1368در پی مبارزات و عزاداریهایش برای رحلت امام (ره)در اردوگاه 17 تکریت عراق با لب تشنه به دیدار مولایش شتافت و پیکر مطهرش بعد از سالها دوری در تاریخ 6 مرداد 1381 به میهن عزیزیمان بازگشت و روح مطهرش شاهد خیل عظیم بیعت کنندگان با آرمانش در میلاجرد و اراک بود و پیکر پاکش در گلزار شهدای اراک آرمید و یک مزار یاد بودی هم در گلزار شهدای میلاجرد برایش ایجاد کردند . ایشان تنها شهید ، بسیجی و جانباز و آزاده ای بودند که در شهرستان اراک به خاک سپرده شدند.

, ایشان با وجود مجروحیت در منطقه سر پل ذهاب و افتخار جانبازی ، مجدداً به جبهه اعزام شد و آخرین بار در منطقه عملیاتی جزیره مجنون به اسارت دشمن بعثی درآمد و افتخار اسارت و آزاد مردی را بر جبین خود رقم زد و در اسارت نیز از مبارزاتش دست نکشید تا اینکه در تاریخ 21 تیر ماه سال 1368در پی مبارزات و عزاداریهایش برای رحلت امام (ره)در اردوگاه 17 تکریت عراق با لب تشنه به دیدار مولایش شتافت و پیکر مطهرش بعد از سالها دوری در تاریخ 6 مرداد 1381 به میهن عزیزیمان بازگشت و روح مطهرش شاهد خیل عظیم بیعت کنندگان با آرمانش در میلاجرد و اراک بود و پیکر پاکش در گلزار شهدای اراک آرمید و یک مزار یاد بودی هم در گلزار شهدای میلاجرد برایش ایجاد کردند . ایشان تنها شهید ، بسیجی و جانباز و آزاده ای بودند که در شهرستان اراک به خاک سپرده شدند.,

 

,

دلش سرگشته از عشق خدا بود *** سرش سودایی دشت بلا بود

, دلش سرگشته از عشق خدا بود *** سرش سودایی دشت بلا بود,

 

,

لبانش تشنه چون شاه شهیدان *** تنش در بند قوم اشقیا بود

, لبانش تشنه چون شاه شهیدان *** تنش در بند قوم اشقیا بود,

 

,

چو شاه طوس در بند و اسارت *** به زهر کینه دشمن رضا بود

, چو شاه طوس در بند و اسارت *** به زهر کینه دشمن رضا بود,

 

,

نشان از نام مولایش حسن داشت *** حسن بود و وجودش با صفا بود

, نشان از نام مولایش حسن داشت *** حسن بود و وجودش با صفا بود,

 

,

شهید حسن عزیزی / میلاجرد

, شهید حسن عزیزی / میلاجرد, شهید حسن عزیزی / میلاجرد, شهید حسن عزیزی / میلاجرد,

 

,

یکی از آزاده های میلاجرد درباره نحوه اسارت و شهادت ، شهید حسن عزیزی چنین تعریف می کند:

, یکی از آزاده های میلاجرد درباره نحوه اسارت و شهادت ، شهید حسن عزیزی چنین تعریف می کند:, یکی از آزاده های میلاجرد درباره نحوه اسارت و شهادت ، شهید حسن عزیزی چنین تعریف می کند:,

 

,

وی در منطقه عملیاتی جزیره مجنون به همراه هم رزمانش در حالی که به شدت از ناحیه پا مجروح شده بود به اسارت نیروهای عراقی درآمد وی در اسارت نیز دست از مبارزه بر نداشت تا اینکه بعد رحلت امام خمینی (ره) به خاطر عزاداری برای امام به همراه عده دیگری از اسرا به شدت شکنجه میشوند و به حالت اغماء به سلولش می برند و در همان حالت او را رها می کنند ، به خاطر عفونت زخم پایش و درد فراوانی که متحمل میشد یکی از اسرا تصمیم می گیرد ، ایشان را به بهداری ببرد از آنجایی که ایشان یکی از چهرهای شناخته شده مبارزین بود یکی از مزدوران مانع از انتقال ایشان به بهداری می شود و می گوید او نباید زنده بماند ، لذا جسم زخمی او و همراهانش را کتک میزنند .در حالی که ایشان را در حیاط اردوگاه در گرمای سوزان تیر ماه رها کرده بودند تقاضای مقداری آب میکند , دوستانش مقداری آب تهیه می کنند تا به ایشان بدهند ولی همان شخص مزدور آب را می گیرد و در برابر چشمان شهید عزیزی بر زمین می ریزد و ایشان با لبی تشنه بعد از پنج سال اسارت به دیدار ابا عبدالله الحسین (ع)نائل گشت.

, وی در منطقه عملیاتی جزیره مجنون به همراه هم رزمانش در حالی که به شدت از ناحیه پا مجروح شده بود به اسارت نیروهای عراقی درآمد وی در اسارت نیز دست از مبارزه بر نداشت تا اینکه بعد رحلت امام خمینی (ره) به خاطر عزاداری برای امام به همراه عده دیگری از اسرا به شدت شکنجه میشوند و به حالت اغماء به سلولش می برند و در همان حالت او را رها می کنند ، به خاطر عفونت زخم پایش و درد فراوانی که متحمل میشد یکی از اسرا تصمیم می گیرد ، ایشان را به بهداری ببرد از آنجایی که ایشان یکی از چهرهای شناخته شده مبارزین بود یکی از مزدوران مانع از انتقال ایشان به بهداری می شود و می گوید او نباید زنده بماند ، لذا جسم زخمی او و همراهانش را کتک میزنند .در حالی که ایشان را در حیاط اردوگاه در گرمای سوزان تیر ماه رها کرده بودند تقاضای مقداری آب میکند , دوستانش مقداری آب تهیه می کنند تا به ایشان بدهند ولی همان شخص مزدور آب را می گیرد و در برابر چشمان شهید عزیزی بر زمین می ریزد و ایشان با لبی تشنه بعد از پنج سال اسارت به دیدار ابا عبدالله الحسین (ع)نائل گشت.,

 

,

خاطره ای از مرحوم حاج آقا ابوترابی سید آزادگان درباره شهید حسن عزیزی

, خاطره ای از مرحوم حاج آقا ابوترابی سید آزادگان درباره شهید حسن عزیزی, خاطره ای از مرحوم حاج آقا ابوترابی سید آزادگان درباره شهید حسن عزیزی,

 

,

در مراسم ختم شهید حسن عزیزی که در مسجد حضرت موسی بن جعفر (ع) اراک منعقد شد مرحوم حاج آقا ابوترابی به عنوان سخنران بالای منبر رفته و به نقل خاطره ای از شهید پرداختند: «در سلول ما قریب به 80 نفر در اسارت به سر می بردند. ایشان در بین این جمعیت قابل توجه اسرا، به لحاظ روحیه پررنگ انقلابی ، التزام به دعا خوانی و انجام فرایض اسلامی برجسته بودند» چندی طبق آنچه در اردوگاههای عراق مرسوم بود گذشت تا اینکه در مقطعی متوجه پایکوبی و شادی بی روح نیروهای عراقی شدیم. همین حس جستجوگر ما را به تکاپو واداشت . نهایت امر نتیجه ما را به حقیقت تلخ و بنیان سوز ارتحال امام (ره) رهنمون ساخت. به مجرد استماع این خبر شهید مویه کنان بر سرو صورت خود می کوبید. در مقام تلافی رفتار پلید بعثی ها میان دار برگزاری مراسمی در سوگ آن بزرگ مرد الهی گردید. در ادامه چون عراقی ها متوجه نقش فعال شهید شدند به داخل اردوگاه نفوذ کرده او را بر اثر ضرب و شتم وحشیانه خود به شدت مجروح ساختند. با خروج یزیدیان بدون فوت زمان، خویشتن را بر بالین او رسانده در حالیکه خون جاری را از مقابل دیدگان پاک می نمودم حال عمومی و وضعیت جسمانی اش را سراغ گرفتم. با حالتی نزار به سخن آمد : «سید احوالم خوش نیست و موعد خداحافظی فرا رسیده است» به سختی آب طلب کرد . آب قابل دسترس در آسایشگاه از منبع واقع در حیاط نشات می گرفت و بر اثر تابش نور مستقیم خورسید به نقطه جوش نزدیک بود. در آن لحظات حساس توان خوردن حتی قطره ای از آب گرم را پیدا نکرد و چون مولایش آقا ابا عبدالله(ع) با لبانی تشنه و تنی رنجور جان به جان آفرین تسلیم کرد».

, در مراسم ختم شهید حسن عزیزی که در مسجد حضرت موسی بن جعفر (ع) اراک منعقد شد مرحوم حاج آقا ابوترابی به عنوان سخنران بالای منبر رفته و به نقل خاطره ای از شهید پرداختند: «در سلول ما قریب به 80 نفر در اسارت به سر می بردند. ایشان در بین این جمعیت قابل توجه اسرا، به لحاظ روحیه پررنگ انقلابی ، التزام به دعا خوانی و انجام فرایض اسلامی برجسته بودند» چندی طبق آنچه در اردوگاههای عراق مرسوم بود گذشت تا اینکه در مقطعی متوجه پایکوبی و شادی بی روح نیروهای عراقی شدیم. همین حس جستجوگر ما را به تکاپو واداشت . نهایت امر نتیجه ما را به حقیقت تلخ و بنیان سوز ارتحال امام (ره) رهنمون ساخت. به مجرد استماع این خبر شهید مویه کنان بر سرو صورت خود می کوبید. در مقام تلافی رفتار پلید بعثی ها میان دار برگزاری مراسمی در سوگ آن بزرگ مرد الهی گردید. در ادامه چون عراقی ها متوجه نقش فعال شهید شدند به داخل اردوگاه نفوذ کرده او را بر اثر ضرب و شتم وحشیانه خود به شدت مجروح ساختند. با خروج یزیدیان بدون فوت زمان، خویشتن را بر بالین او رسانده در حالیکه خون جاری را از مقابل دیدگان پاک می نمودم حال عمومی و وضعیت جسمانی اش را سراغ گرفتم. با حالتی نزار به سخن آمد : «سید احوالم خوش نیست و موعد خداحافظی فرا رسیده است» به سختی آب طلب کرد . آب قابل دسترس در آسایشگاه از منبع واقع در حیاط نشات می گرفت و بر اثر تابش نور مستقیم خورسید به نقطه جوش نزدیک بود. در آن لحظات حساس توان خوردن حتی قطره ای از آب گرم را پیدا نکرد و چون مولایش آقا ابا عبدالله(ع) با لبانی تشنه و تنی رنجور جان به جان آفرین تسلیم کرد».,

 

,

راوی : حاج جعفر عاشوری (پدر شهید ابوالفضل عاشوری)

, راوی : حاج جعفر عاشوری (پدر شهید ابوالفضل عاشوری), راوی : حاج جعفر عاشوری (پدر شهید ابوالفضل عاشوری),

 

,

روحش شاد و یادش گرامی باد

, روحش شاد و یادش گرامی باد,

 

,

شهید حسن عزیزی / میلاجرد

, شهید حسن عزیزی / میلاجرد,

 

,

عکس شهید حسن عزیزی همراه فرزندش شهید سلیمان عزیزی

, عکس شهید حسن عزیزی همراه فرزندش شهید سلیمان عزیزی,

 

,

با لب عطشان حریم عشق پیدا کرد ه ای *** با خدای لایزالی عشق سودا کرده ای

, با لب عطشان حریم عشق پیدا کرد ه ای *** با خدای لایزالی عشق سودا کرده ای,

 

,

از رفیقانت شنیدم با تن مجروح خویش *** همچو زینب دشمن بعثی ، تو رسوا کرده ای

, از رفیقانت شنیدم با تن مجروح خویش *** همچو زینب دشمن بعثی ، تو رسوا کرده ای,

 

,

قلب زار آریانا را به انفاس خوشت *** حبذا روشن تر از جام مصفا کرده ای

, قلب زار آریانا را به انفاس خوشت *** حبذا روشن تر از جام مصفا کرده ای,

 

,

جامه تنگ اسارت را نکردی بر تنت *** با می ناب شهادت رو به اعلی کرده ای

, جامه تنگ اسارت را نکردی بر تنت *** با می ناب شهادت رو به اعلی کرده ای,

 

,

انتهای پیام/

, انتهای پیام/]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه