همرزمان شهید سید حسن شکوری میگویند:
والفجر هشت اوج دلاوری های سردار عاشورایی/ سید حق را معامله نمیکرد/ در برابر دردهایی که کشید هرگز گلایه نکرد/میخواست مناطق کوخه نشین را آباد کند
سید حسن در تمامی مدت بستری و بیماری هرگز گلایه ای نکردند و صبورانه درد و رنج ناشی از آن ترکش ها را به جان خریده و تحمل می کرد. تا اینکه دو روز مانده با عاشورای امسال حال عمومی شان وخیم شده و به کما رفتند تا اینکه روز گذشته شربت شهادت نوشیدند و به وصال حضرت دوست رسیدند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آناج، شهادت، هنر مردان خداست و این لباس هرگاه به اندازه ی قامت رزمنده ای در آید لاجرم آن را به تن خواهد کرد و نشانی خواهد شد برای آیندگانی که می خواهند راه حق را در میان ظلمات تبلیغات بیابند و فارغ از دل مشغله های رنگارنگ دنیایی راه کمال را بپیمایند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,بر آنیم تا سید حسن شکور جانباز 63 درصدی که روز گذشته پس از سالها تحمل رنج جانبازی به مقام شهادت نائل آمد را از زبان همرزمانش بشناسیم:
,یاسر زیرک؛ که خود یادگاری از روزهای جنگ است و سرداری از لشکر عاشورا:
,سید حسن از همان روزهای آغاز جنگ همراه رزمندگان داوطلب آذربایجان در سوسنگرد و دشت آزادگان حضور داشت. بعد از عملیات های سال اول نیز این شهید را در کردستان می بینیم، در سپاه های مهاباد و پیرانشهر به عنوان مسئول عملیات و سازمان دهنده ی نیروهای پیشمرگ مسلمان جهت دفاع از کیان نظام در مقابل گروه های ملحد همچون کومله و دموکرات.
,,

, ,
در عملیات فتح المبین فرمانده یکی از گروه های پیشرو و خط شکن بودند. همان عملیاتی که رزمندگان آذربایجان نقش اساسی در شکست حصر آبادان ایفا نمودند. بعد از تحویل تیپ عاشورا به سردار شهید مهدی باکری همراه با سردار داوود نوشاد در گردان آیت الله قاضی و امام حسین (ع) حضور داشت و در عملیات رمضان به نقش آفرینی پرداخت.
,والفجر هشت اوج دلاوری های سید حسن شکوری
,در عملیات والفجر مقدماتی تیپ عاشورا تبدیل به لشکر شده بود که سید حسن در آن مقطع حساس مسئول ستاد تیپ دو می شود. هر عملیاتی که لشکر عاشورا در جنوب و یا غرب داشت، سید حسن فرماندهی گردانی را بر عهده داشت و یکی از نیروهای ثابت لشکر بود. اوج رشادت و دلاوری سید حسن را در عملیات غرور آفرین والفجر هشت می بینیم.
,وی فرماندهی گردان امام حسین را بر عهده داشت و هدایت نیروها از رودخانه ی اروند، استقرار آنها در جاده منتهی به فاو، درگیری با دشمن، انهدام و پاکسازی جاده بصره که سکوهای موشکی عراق در آنجا مستقر بود، شکستن خط دفاعی دشمن در کارخانه نمک که توسط یگان ریاست جمهوری عراق حمایت می شد، انجام ماموریت پدافند و آفندی در کارخانه نمک از جمله اقدامات گردان امام حسین (ع) به فرماندهی سید حسن شکور بود؛ نقشی که شهید شکوری در این عملیات ایفا کرده بود او را زبانزد فرماندهان آن دوره نموده بود.
,سید حسن در طی 86 ماه حضور مداوم در جبهه به جانبازی 63 درصد از ناحیه ی جمجمه سر و گردن نائل آمده و بر اثر ترکش های باقی مانده در جمجمه و بدنشان و فشارهای فیزیکی و روحی که به وی وارد شده بود، منجر به شهادت ایشان شد.
,بعد از دفاع مقدس سید حسن در صحنه های نبرد با استکبار همچون ایام دفاع مقدس حضور خستگی ناپذیر داشت و جنگ در جبهه ی آرمان هایش زیر چتر ولایت و انقلاب را استمرار بخشیده بود.
,در طی سال های بعد از دفاع مقدس فعالیت های مختلفی در سپاه، دانشگاه و پایگاه های بسیج داشت و در راستای امر پیشبرد و توسعه ی شهر تبریز بود که در انتخابات شورای شهر شرکت کرده و در آنجا نیز به سبب فعالیت های خود بر اساس صداقت و حمایت از حقوق مردم زبانزد شده بود. به حق این شهید در آن دروان نماینده خلف و صد در صدی مردم بود.
,,

, ,
از ویژگی های بارز ایشان در حوزه ی کاری این بود که به هیچ وجه تساهل و تسامح انجام نمی داد و در برابر کسانی که به دنبال امتیاز خواهی و ناعدالتی در توسعه ی شهری بودند، تسلیم نمی شد.
,به تمام معنا ضمن اینکه زیر چتر ولایت بود، بر سر آرمان های خود استوار بود؛ به دور از واقعیت نیست اگر بگویم که فشارهای زراندوزان و فرصت طلبان در آن ایام منجر به وارد شدن ضربات جبران ناپذیر روحی و جسمی به این رزمنده ی دوران دفاع مقدس شده بود که سرانجام وی را از پا در آورد.
,امثال شکوری نسبت به شرایط زمان و روند انقلاب در جبهه های مختلف در زیر ولایت استقامت کردند، نسبت به کسانی که در یک مقطع دم از انقلاب و امام و ارزش های آن زدند اما در یک مقطع از آرمان هایشان فاصله گرفتند، اما امثال شهید شکوری همچنان ثابت قدم مانده و از امام و انقلاب حمایت کردند و از با ارزش ترین سرمایه ی وجودی که همان جانشان بود، گذشتند.
,این شاخصه ی مهمی است که ایشان ایستادگی کردند و به شهادت رسیدند. مردان دوران مقاومت دفاع مقدس در مقاومت در شهرها در مقابل زرو زور و تزویر و سکه های خوش رنگ سرشان را خم نکردند.
,سردار داود نوشاد یادگار دیگر دوران دفاع مقدس که جانباز شهید سید حسن شکور را به ما می شناساند:
,شهید شکوری متولد سال 1338 در محله بیلانکوه شهر تبریز میباشد که در چندین عملیات فرماندهی گردان را بر عهده داشت. جزو آن افرادی بود که به راستی با خدا معامله کرده بود و هرگز برای کاری که انجام می داد چشم داشتی نسبت به دولت و مردم نداشت. از این شهید والا مقام یک دختر و پسر به یادگار مانده است که در رابطه با تربیت ایشان تمام همت خود را گذاشته بودند.
,,

, ,
بعد از بازنشسته شدن از سپاه بدون اینکه چشم داشتی از کسی داشته باشد، بر حسب آرمان هایش دغدغه ی مردم را داشت، مخفیانه و بی آنکه کسی مطلع شود به خانواده های زیادی کمک می کرد. آن اوصافی که برای اولیاء الله و شهدا شنیده بودیم را به خوبی می شد در اعمال و رفتار ایشان مشاهده کرد. به حق از مردان نیک روزگار بود که با وجود رشادت های وصف نشدنی در جبهه های حق علیه باطل و جراحت های بسیار، هرگز حقی برای خود از انقلاب قائل نبود.
,اندیشه های خدمت بود که ایشان را به عرصه ی انتخابات و ورد به شورای شهر کشاند
,او میگفت: من عوض اینکه به شهرهای اروپایی بروم و طرح بیاورم به کوخه نشین های عینالی سر می زنم و ایده ی خودم را برای آبادانی شهرم به کار می گیرم.
,خط فکری ایشان به گونه بود که هرگز به خودشان اجازه نمی دادند که با پول بین المال به سفرهای اروپایی بروند ، بلکه تمام تلاش خود را برای حراست و حفط از بیت المال و حق مردم به کار می گرفتند. به همین علت در دورانی که در شورای شهر حضور داشتند با اعمال صادقانه ی خود عملکرد موفقی به جا گذاشتند و در عرصه ای که مملو از فریب های رنگارنگ و تطمیع های چشم گیر بود، سربلند بیرون آمدند و دوران خدمت خود را بدون اتهام و زد و بند مالی به پایان رساندند.
,ایشان جانباز 63 درصد بودند که در عملیات والفجر یک از ناحیه ی سر مجروح شده بودند و چند روز در تهران بستری شده و در حالت کما بودند. مادرشان نقل می کنند که در آن ایام چند روز در خیابان های منتهی به بیمارستان مانده بودیم و هر روز منتظر شنیدن خبر شهادت سید حسن بودم که خداوند عنایتی کردند و ایشان با همان جراحت چند سال عمر کردند و با وجود اینکه پروتز مصنوعی در جمجمه شان داشتند توانستند در آزمون سال های بعد از جنگ سربلند بیرون بیایند. تا اینکه دو سال قبل متوجه وجود تومور در ناحیه ی سر شدند و چون دیر به وجود تومور پی برده بودند امکان معالجه ی ایشان وجود نداشت.
,,

, ,
سید حسن در تمامی مدت بستری و بیماری هرگز گلایه ای نکردند و صبورانه درد و رنج ناشی از آن ترکش ها را به جان خریده و تحمل می کرد. تا اینکه دو روز مانده به عاشورای امسال حال عمومی شان وخیم شده و به کما رفتند و در نهایت روز گذشته شربت شهادت نوشیدند و به وصال حضرت دوست رسیدند.
,,
گفتگو از: رویا سلمانی
,انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه