یادداشتی به مناسبت گرامیداشت دوازده بهمن سال 57؛
طلوع خورشید
به مناسبت فرا رسیدن سالروز ورود تاریخی بنیان گذار کبیر انقلاب حضرت امام خمینی (قدس سره) و ایام الله دهه فجر.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از بهارانه؛ در گذشته ای نه چندان دور مردمانی دچار ظلمت و تاریکی بودند. ظلمتی که دیگر برای آنها جایی برای تصور خورشید و روشنایی نگذاشته بود . دو هزار و پانصد سال از این تاریکی می گذشت... و آنها دیگر از این تاریکی به ستوه آمده بودند. دست استغاثه و انابه به سمت خداوند متعال بردند... به او شکایت کردند ... دیگر بریده بودند... حتی شاید خدا را مقصر این تاریکی میدانستند... اما جواب خدا راهگشا ولی در عین حال دندانشکن بود... او این چنین جواب داده بود... : إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِم....
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بهارانه,آری .. خدا خود آنها را مقصر سرنوشت خود معرفی کرده بود... و برای برون رفت از این ظلمت و تاریکی اراده دسته جمعی آنها را خواستار شده بود... باید آنها همگی با هم به دنبال خورشید می رفتند... آری خورشید آمدنی نبود آوردنی بود...
,همگی برای مبارزه به پا خاستند و به جنگ با اهرمن رفتند... چه خون ها و چه هزینه های را که در این نبرد سخت و نابرابر پرداخت نکردند... اما آنها تصمیم خود را گرفته بودند... باید از این تاریکی نجات پیدا میکردند... تلاششان داشت آرام آرام ثمر می داد... شیطان کوچک که خود را مغلوب میدید دست به دامن شیطان بزرگ شد... اما شیطان بزرگ نیز در مقابل اراده این مردمان که اراده الهی پشتیبان او بود نتوانست ایستادگی کند... بالاخره تلالشان ثمره داد... دیگر آن شب تاریک و سرد و وحشتناک که پر شده بود از جیغ های بنفشی که شیطان بزرگ در آن ظلمت بر سر مردمان میکشید و دست چپاول گر او خون این مردم را میمکید و هر روز قدرتمند تر میشد به سر آمد و صبح دل انگیز فرا رسید و خورشید بالا آمد... دیگر همه جا با طراوت شده بود و بر روی نهال های جوان شبنم نشسته بود... آری خورشید حقیقی این مردم با اراده ی خودشان برای تابیدن بر شکوفه ها و رساندن آنها به درختان تنومند و ثمر ده که “تُؤْتِی أُکُلَها کُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّها “ در دوازده بهمن سال یک هزار و سیصد پنجاه و هفت ساعت نه و سی و سه دقیقه طلوع کرد...
,نویسنده: سید حسین موسوی
,انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه