انقلاب در آئینه کتاب
داستان هایی از شخصیت های انقلابی در «جاسوس»
به مناسبت فرارسیدن دهه فجر و سالروز پیروزی انقلاب اسلامی کتاب هایی درباره دهه فجر معرفی خواهیم کرد که در قسمت اول کتاب جاسوس را معرفی می کنیم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از دیار آفتاب؛ «جاسوس» کتابی مخصوص کودکان و نوجوانان است که توسط محمدرضا سرشار گزینش و ویرایش شده است. محمد رضا سرشار استاد و نویسنده در حوزه ادبیات کودک و نوجوان سعی کرده به کمک نویسنده های نوجوان داستانی های مربوط به انقلاب را در یک کتاب جمع آوری کند. این مجموعه داستان که توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده حاوی چهار داستان کوتاه از چهار نویسنده جوان است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دیار آفتاب,
اولین داستان این کتاب با نام «اولین نقش من»، به قلم «علی آقاغفار» به رشته تحریر در آمده است.
«اولین نقش من» داستان ۲ نوجوان است به نام های مصطفی و احمد که دوست دارند در فعالیت های انقلابی مسجد محلشان نقشی داشته باشند اما به دلیل سن کمشان کاری به آنها سپرده نمی شود؛ به همین دلیل تصمیم می گیرند به صورت خود جوش کاری انجام دهند ونظر روحانی محلشان را به خود جلب کنند.
مصطفی که از قبل برای این کار برنامه ریزی کرده است احمد را درجریان می گذارد تا ماجرای جذاب و دلهره آوری را اجرا کنند. پس از موافقت احمد، لباسهای کهنه و مندرسی را به تن می کنند وشبانه به بهانه ی اطلاعیه حراج مبل و صندلی سلطنتی از خانه بیرون می زنند.
داستان دوم این کتاب «جاسوس» نام دارد که نویسنده ی این قسمت «مجید درخشانی» است.
جاسوس داستان پسربچه ای است به اسم حمید که عموی او از روحانیونی است که علیه رژیم شاه به منبر می رود.
«اولین نقش من» داستان ۲ نوجوان است به نام های مصطفی و احمد که دوست دارند در فعالیت های انقلابی مسجد محلشان نقشی داشته باشند اما به دلیل سن کمشان کاری به آنها سپرده نمی شود؛ به همین دلیل تصمیم می گیرند به صورت خود جوش کاری انجام دهند ونظر روحانی محلشان را به خود جلب کنند.
مصطفی که از قبل برای این کار برنامه ریزی کرده است احمد را درجریان می گذارد تا ماجرای جذاب و دلهره آوری را اجرا کنند. پس از موافقت احمد، لباسهای کهنه و مندرسی را به تن می کنند وشبانه به بهانه ی اطلاعیه حراج مبل و صندلی سلطنتی از خانه بیرون می زنند.
داستان دوم این کتاب «جاسوس» نام دارد که نویسنده ی این قسمت «مجید درخشانی» است.
جاسوس داستان پسربچه ای است به اسم حمید که عموی او از روحانیونی است که علیه رژیم شاه به منبر می رود.

ماجرا از این قرار است که روزی عموی حمید که شیخ فتح الله نام داردبه منبر می رود وآخرمنبرش شروع به صحبت علیه شاه می کند در این مجلس کدخدا ورئیس خانه ی انصاف هم حضور دارند حمید با نگرانی مجلس را ترک می کند و در راه با زنی به نام خاتون برخورد می کند.
خاتون با بقچه ای بر سر درحالی که افسار الاغش را در دست دارد حمید را می بیند با خوشحالی به حمید می گوید:خدا خیرت بدهد پسر فتح الله این نان ها را ببر و به امنیه ها بده. حمید نان ها را برای امنیه ها در پاسگاه ده می برد غافل از آنکه ماجرایی غیرمنتظره و اشتباهی برایش رخ می دهد.
«مجسمه» عنوان داستان سوم این مجموعه کتاب و به قلم «محمدحسین کیانپور» است.
این داستان درمورد پایین آوردن مجسمه شاه از میدان شهر است که این ماجرا از زبان حسین که به همراه دوستش رضا تماشاگر این صحنه است نقل شده است.
ماجرا از این قرار است که مردم مجسمه ی شاه را از میدان اصلی شهر پایین می آورند اما عده ای تصمیم می گیرند دوباره مجسمه را بالا ببرند.
آخرین داستان این کتاب «نقشه» نام دارد که حسین عبدی نویسنده ی آن است.
نقشه داستان علی ومجید است که تصمیم میگیرند نقشه ای بکشندتا به سرباز رژیم شاه که شب ها برای نگهبانی به محله شان می آمد آسیب بزنند واز پشت بام به او حمله کنند.
محمد رضا سرشار و نویسندگان این کتاب سعی کردند با استفاده از هنر قلم، داستانی هایی کوتاه با زبان روان و ساده بیان کنند.
خاتون با بقچه ای بر سر درحالی که افسار الاغش را در دست دارد حمید را می بیند با خوشحالی به حمید می گوید:خدا خیرت بدهد پسر فتح الله این نان ها را ببر و به امنیه ها بده. حمید نان ها را برای امنیه ها در پاسگاه ده می برد غافل از آنکه ماجرایی غیرمنتظره و اشتباهی برایش رخ می دهد.
«مجسمه» عنوان داستان سوم این مجموعه کتاب و به قلم «محمدحسین کیانپور» است.
این داستان درمورد پایین آوردن مجسمه شاه از میدان شهر است که این ماجرا از زبان حسین که به همراه دوستش رضا تماشاگر این صحنه است نقل شده است.
ماجرا از این قرار است که مردم مجسمه ی شاه را از میدان اصلی شهر پایین می آورند اما عده ای تصمیم می گیرند دوباره مجسمه را بالا ببرند.
آخرین داستان این کتاب «نقشه» نام دارد که حسین عبدی نویسنده ی آن است.
نقشه داستان علی ومجید است که تصمیم میگیرند نقشه ای بکشندتا به سرباز رژیم شاه که شب ها برای نگهبانی به محله شان می آمد آسیب بزنند واز پشت بام به او حمله کنند.
محمد رضا سرشار و نویسندگان این کتاب سعی کردند با استفاده از هنر قلم، داستانی هایی کوتاه با زبان روان و ساده بیان کنند.
برای تهیه این کتاب می توانید به کتابفروشی سفیران طلائیه واقع در ابتدای خیابان محسنی مراجعه کنید.
انتهای پیام/ک
انتهای پیام/ک

اولین داستان این کتاب با نام «اولین نقش من»، به قلم «علی آقاغفار» به رشته تحریر در آمده است.
«اولین نقش من» داستان ۲ نوجوان است به نام های مصطفی و احمد که دوست دارند در فعالیت های انقلابی مسجد محلشان نقشی داشته باشند اما به دلیل سن کمشان کاری به آنها سپرده نمی شود؛ به همین دلیل تصمیم می گیرند به صورت خود جوش کاری انجام دهند ونظر روحانی محلشان را به خود جلب کنند.
مصطفی که از قبل برای این کار برنامه ریزی کرده است احمد را درجریان می گذارد تا ماجرای جذاب و دلهره آوری را اجرا کنند. پس از موافقت احمد، لباسهای کهنه و مندرسی را به تن می کنند وشبانه به بهانه ی اطلاعیه حراج مبل و صندلی سلطنتی از خانه بیرون می زنند.
داستان دوم این کتاب «جاسوس» نام دارد که نویسنده ی این قسمت «مجید درخشانی» است.
جاسوس داستان پسربچه ای است به اسم حمید که عموی او از روحانیونی است که علیه رژیم شاه به منبر می رود.
«اولین نقش من» داستان ۲ نوجوان است به نام های مصطفی و احمد که دوست دارند در فعالیت های انقلابی مسجد محلشان نقشی داشته باشند اما به دلیل سن کمشان کاری به آنها سپرده نمی شود؛ به همین دلیل تصمیم می گیرند به صورت خود جوش کاری انجام دهند ونظر روحانی محلشان را به خود جلب کنند.
مصطفی که از قبل برای این کار برنامه ریزی کرده است احمد را درجریان می گذارد تا ماجرای جذاب و دلهره آوری را اجرا کنند. پس از موافقت احمد، لباسهای کهنه و مندرسی را به تن می کنند وشبانه به بهانه ی اطلاعیه حراج مبل و صندلی سلطنتی از خانه بیرون می زنند.
داستان دوم این کتاب «جاسوس» نام دارد که نویسنده ی این قسمت «مجید درخشانی» است.
جاسوس داستان پسربچه ای است به اسم حمید که عموی او از روحانیونی است که علیه رژیم شاه به منبر می رود.

ماجرا از این قرار است که روزی عموی حمید که شیخ فتح الله نام داردبه منبر می رود وآخرمنبرش شروع به صحبت علیه شاه می کند در این مجلس کدخدا ورئیس خانه ی انصاف هم حضور دارند حمید با نگرانی مجلس را ترک می کند و در راه با زنی به نام خاتون برخورد می کند.
خاتون با بقچه ای بر سر درحالی که افسار الاغش را در دست دارد حمید را می بیند با خوشحالی به حمید می گوید:خدا خیرت بدهد پسر فتح الله این نان ها را ببر و به امنیه ها بده. حمید نان ها را برای امنیه ها در پاسگاه ده می برد غافل از آنکه ماجرایی غیرمنتظره و اشتباهی برایش رخ می دهد.
«مجسمه» عنوان داستان سوم این مجموعه کتاب و به قلم «محمدحسین کیانپور» است.
این داستان درمورد پایین آوردن مجسمه شاه از میدان شهر است که این ماجرا از زبان حسین که به همراه دوستش رضا تماشاگر این صحنه است نقل شده است.
ماجرا از این قرار است که مردم مجسمه ی شاه را از میدان اصلی شهر پایین می آورند اما عده ای تصمیم می گیرند دوباره مجسمه را بالا ببرند.
آخرین داستان این کتاب «نقشه» نام دارد که حسین عبدی نویسنده ی آن است.
نقشه داستان علی ومجید است که تصمیم میگیرند نقشه ای بکشندتا به سرباز رژیم شاه که شب ها برای نگهبانی به محله شان می آمد آسیب بزنند واز پشت بام به او حمله کنند.
محمد رضا سرشار و نویسندگان این کتاب سعی کردند با استفاده از هنر قلم، داستانی هایی کوتاه با زبان روان و ساده بیان کنند.
خاتون با بقچه ای بر سر درحالی که افسار الاغش را در دست دارد حمید را می بیند با خوشحالی به حمید می گوید:خدا خیرت بدهد پسر فتح الله این نان ها را ببر و به امنیه ها بده. حمید نان ها را برای امنیه ها در پاسگاه ده می برد غافل از آنکه ماجرایی غیرمنتظره و اشتباهی برایش رخ می دهد.
«مجسمه» عنوان داستان سوم این مجموعه کتاب و به قلم «محمدحسین کیانپور» است.
این داستان درمورد پایین آوردن مجسمه شاه از میدان شهر است که این ماجرا از زبان حسین که به همراه دوستش رضا تماشاگر این صحنه است نقل شده است.
ماجرا از این قرار است که مردم مجسمه ی شاه را از میدان اصلی شهر پایین می آورند اما عده ای تصمیم می گیرند دوباره مجسمه را بالا ببرند.
آخرین داستان این کتاب «نقشه» نام دارد که حسین عبدی نویسنده ی آن است.
نقشه داستان علی ومجید است که تصمیم میگیرند نقشه ای بکشندتا به سرباز رژیم شاه که شب ها برای نگهبانی به محله شان می آمد آسیب بزنند واز پشت بام به او حمله کنند.
محمد رضا سرشار و نویسندگان این کتاب سعی کردند با استفاده از هنر قلم، داستانی هایی کوتاه با زبان روان و ساده بیان کنند.
برای تهیه این کتاب می توانید به کتابفروشی سفیران طلائیه واقع در ابتدای خیابان محسنی مراجعه کنید.
انتهای پیام/ک
انتهای پیام/ک

,
اولین داستان این کتاب با نام «اولین نقش من»، به قلم «علی آقاغفار» به رشته تحریر در آمده است.
«اولین نقش من» داستان ۲ نوجوان است به نام های مصطفی و احمد که دوست دارند در فعالیت های انقلابی مسجد محلشان نقشی داشته باشند اما به دلیل سن کمشان کاری به آنها سپرده نمی شود؛ به همین دلیل تصمیم می گیرند به صورت خود جوش کاری انجام دهند ونظر روحانی محلشان را به خود جلب کنند.
مصطفی که از قبل برای این کار برنامه ریزی کرده است احمد را درجریان می گذارد تا ماجرای جذاب و دلهره آوری را اجرا کنند. پس از موافقت احمد، لباسهای کهنه و مندرسی را به تن می کنند وشبانه به بهانه ی اطلاعیه حراج مبل و صندلی سلطنتی از خانه بیرون می زنند.
داستان دوم این کتاب «جاسوس» نام دارد که نویسنده ی این قسمت «مجید درخشانی» است.
جاسوس داستان پسربچه ای است به اسم حمید که عموی او از روحانیونی است که علیه رژیم شاه به منبر می رود.
, «اولین نقش من» داستان ۲ نوجوان است به نام های مصطفی و احمد که دوست دارند در فعالیت های انقلابی مسجد محلشان نقشی داشته باشند اما به دلیل سن کمشان کاری به آنها سپرده نمی شود؛ به همین دلیل تصمیم می گیرند به صورت خود جوش کاری انجام دهند ونظر روحانی محلشان را به خود جلب کنند.
مصطفی که از قبل برای این کار برنامه ریزی کرده است احمد را درجریان می گذارد تا ماجرای جذاب و دلهره آوری را اجرا کنند. پس از موافقت احمد، لباسهای کهنه و مندرسی را به تن می کنند وشبانه به بهانه ی اطلاعیه حراج مبل و صندلی سلطنتی از خانه بیرون می زنند.
داستان دوم این کتاب «جاسوس» نام دارد که نویسنده ی این قسمت «مجید درخشانی» است.
جاسوس داستان پسربچه ای است به اسم حمید که عموی او از روحانیونی است که علیه رژیم شاه به منبر می رود.
,
,
,
,
,
, «جاسوس,
,
,

,
,
ماجرا از این قرار است که روزی عموی حمید که شیخ فتح الله نام داردبه منبر می رود وآخرمنبرش شروع به صحبت علیه شاه می کند در این مجلس کدخدا ورئیس خانه ی انصاف هم حضور دارند حمید با نگرانی مجلس را ترک می کند و در راه با زنی به نام خاتون برخورد می کند.
خاتون با بقچه ای بر سر درحالی که افسار الاغش را در دست دارد حمید را می بیند با خوشحالی به حمید می گوید:خدا خیرت بدهد پسر فتح الله این نان ها را ببر و به امنیه ها بده. حمید نان ها را برای امنیه ها در پاسگاه ده می برد غافل از آنکه ماجرایی غیرمنتظره و اشتباهی برایش رخ می دهد.
«مجسمه» عنوان داستان سوم این مجموعه کتاب و به قلم «محمدحسین کیانپور» است.
این داستان درمورد پایین آوردن مجسمه شاه از میدان شهر است که این ماجرا از زبان حسین که به همراه دوستش رضا تماشاگر این صحنه است نقل شده است.
ماجرا از این قرار است که مردم مجسمه ی شاه را از میدان اصلی شهر پایین می آورند اما عده ای تصمیم می گیرند دوباره مجسمه را بالا ببرند.
آخرین داستان این کتاب «نقشه» نام دارد که حسین عبدی نویسنده ی آن است.
نقشه داستان علی ومجید است که تصمیم میگیرند نقشه ای بکشندتا به سرباز رژیم شاه که شب ها برای نگهبانی به محله شان می آمد آسیب بزنند واز پشت بام به او حمله کنند.
محمد رضا سرشار و نویسندگان این کتاب سعی کردند با استفاده از هنر قلم، داستانی هایی کوتاه با زبان روان و ساده بیان کنند.
, خاتون با بقچه ای بر سر درحالی که افسار الاغش را در دست دارد حمید را می بیند با خوشحالی به حمید می گوید:خدا خیرت بدهد پسر فتح الله این نان ها را ببر و به امنیه ها بده. حمید نان ها را برای امنیه ها در پاسگاه ده می برد غافل از آنکه ماجرایی غیرمنتظره و اشتباهی برایش رخ می دهد.
«مجسمه» عنوان داستان سوم این مجموعه کتاب و به قلم «محمدحسین کیانپور» است.
این داستان درمورد پایین آوردن مجسمه شاه از میدان شهر است که این ماجرا از زبان حسین که به همراه دوستش رضا تماشاگر این صحنه است نقل شده است.
ماجرا از این قرار است که مردم مجسمه ی شاه را از میدان اصلی شهر پایین می آورند اما عده ای تصمیم می گیرند دوباره مجسمه را بالا ببرند.
آخرین داستان این کتاب «نقشه» نام دارد که حسین عبدی نویسنده ی آن است.
نقشه داستان علی ومجید است که تصمیم میگیرند نقشه ای بکشندتا به سرباز رژیم شاه که شب ها برای نگهبانی به محله شان می آمد آسیب بزنند واز پشت بام به او حمله کنند.
محمد رضا سرشار و نویسندگان این کتاب سعی کردند با استفاده از هنر قلم، داستانی هایی کوتاه با زبان روان و ساده بیان کنند.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
برای تهیه این کتاب می توانید به کتابفروشی سفیران طلائیه واقع در ابتدای خیابان محسنی مراجعه کنید.
انتهای پیام/ک
, انتهای پیام/ک
,
,
ارسال دیدگاه