حکایت این روزهای پاسخ برخی چهره ها؛

هرکس باور نمی کند برود زمین را متر کند!

هرکس باور نمی کند برود زمین را متر کند!
حکایت آن روز ملانصرالدین که گفت "مرکز زمین اینجاست" بی ارتباط با حکایت این روزهای برخی شخصیتها نیست.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مرآت، طنز/ گویند روزی ملا نصرالدین به همراه مریدان خود قدم زنان طی مسیر می فرمود که ناگاه فکری به خاطرش خطور کرد و بر جای ایستاد. مریدان که از این حرکت سخت متعجب بودند لب به سخن گشودند و گفتند: یا شیخ از چه روی وانگهی دست از حرکت کشیدی؟ ملا که تعجب را در چشمان مریدان می دید دست بر کمر همی نهاد و سینه سپر کرد و گفت: فی الحال زیر پای من درست نقطه مرکز و وسط زمین است! مریدان انگشت به دهان نهادند و متحیر به یکدیگر می نگریستند. احدی از مریدان گفت: شگفتا یا شیخ! این ادعا را چگونه برایمان به اثبات می رسانی؟ ملا با صدایی نرم و قاطع پاسخ داد: هرکس باور نمی کند برود زمین را متر کند!! حاضران جملگی قرار از کف داده و انگشت به دهان نهاده و از زیرکی ملا، بسی حض و بهره بردند!

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مرآت,

این هفته نیز در یکی از محافل استان شاهد حکایتی از این دست بودیم که در ادامه می آید:

,

آنجا که جناب مدیر ارشد و صاحب مسند پس از استماع خطابه یک خبرجو در مذمت علم کردن تصویر به قول خودش منافی دولت در بلاد رئیس الرؤسا در پاسخ به وی که گویا از اوضاع رعیت اطلاع نداشته و خود در وضعیت گل و بلبل به سر بردندی، قرار از کف بداد و رنگ رخسار پرانید و پریشان روی بر آن شد حرف خود بر کمان نظرسنجی نهاده و آنرا اینگونه بر اندیشه حضار  بنشاند. القصه کلام جاری کرد که ای جماعت پیگیر و به مصلحت مردم اندیش و بیش از خویش به فکر رعیت خویش؛ مگر از نتایج آن پرسش که در صحت و ثوق و اعتبار آن کسی کمترین تردیدی نکردندی مطلع نیستید؟  برایتان باز می گویم که همسان با پرسشی از عموم رعیت، از هر صد رعیت، 88 تن از آنها  با نشست و برخاست و مقاوله با جماعت فرنگی بسی خوشحالند و 6 رعیت سکوت کرده و فقط 6 تن با سایرین همراه نیستند، لذا  نصب این صور قبیحه در انظار اهانت به عموم رعیت است!

,

در این بین، جمع کثیری از پرسشگران زبان به کام گرفته بودند و تنها بر آنچه صاحب مسند می گفت نظاره می کردندی و  گلوی خود از شربت شیرین وی تازه کردندی که ناگاه رندی از خبرسازان در نقش سائل برآمده و به اظهاراتش متعرض گشت و گفت: مدیرا! این آمار و ارقام که بر سرمان نهادی از کجا نشأت گرفته است؟ صاحب منصب که در هوش و ذکاوت و سخنوری زبانزد خاص و عام بود با چهره ای حق به جانب، سینه را ستبر و  رو به حضار کرد و گفت: آماری است از مراکز مختلفه و دوایر مرتبطه که نظر رعیت خواسته و  به پیشگاهتان عرضه داشتم! حضار که تا آن لحظه اخباری یه این دقت و  صحت در این جهان نه دیده و نه شنیده بودند، مهر سکوت بر لبانشان را حس نموده و در نگاه هیچ کدام به جز آثار شربت میل شده چیزی نمایان نشد!

,

انتهای پیام/رض

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه