از کارمندان بهداری در دوران قبل از انقلاب:

قبل از انقلاب کسی جرأت مطالبه امکانات و خدمات رفاهی و بهداشتی را از رژیم نداشت

قبل از انقلاب کسی جرأت مطالبه امکانات و خدمات رفاهی و بهداشتی را از رژیم نداشت
سیاست رژیم پهلوی این گونه بود که مردم را طوری عادت دهد که به آنچه دارند قانع باشند و امکانات رفاهی و معیشتی بیشتری از رژیم مطالبه نکنند. نبود پزشک ایرانی برای مردم عادی شده بود و کسی هم به خودش جرأت نمی داد به این مسئاله فکر کند که چرا از همین جوانان ایرانی، کسی به عنوان پزشک در بیمارستان ها خدمت نمی کند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ پیشمرگ مسلمان کرد عبدالله جعفری از پیشمرگان مسلمان کرد در گفت و گو با خبرنگار پیشمرگ روح الله با اشاره اوضاع نامناسب مردم در زمان حکومت پهلوی گفت: من در زمان حکومت پهلوی به استخدام اداره بهداری استان در آمدم و به عنوان پرستار در درمانگاه های سطح استان فعالیت می کردم.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیشمرگ روح الله , پیشمرگ روح الله ,

 

,

در زمان پهلوی به دلیل نبود پزشکان ایرانی، از پزشکان هندی، بنگلادشی و پاکستانی بهره می بردیم. در آن زمان نه تنها از لحاظ بهداشت و درمان وضعیت مناسبی نداشتیم و مردم محروم در مضیقه بودند، بلکه آن چیزی هم که بود متعلق به خودمان نبود و باید از خارج پزشک به ایران وارد می کردیم.

,

 

,

در واقع رژیم پهلوی اصلاً به پیشرفت مردم فکر نمی کرد و داشتن پزشک و مهندس ایرانی برای عمال رژیم اهمیتی نداشت.

,

 

,

در بیمارستان توحید سنندج که آن زمان قانع نام داشت، دو پزشک هندی که آن ها هم جراح بودند، فعالیت می کردند. حالا حساب کنید زمانی که یکی از این پزشکان می خواست مدتی به شهر و دیار خود سفر کند چه مشکلاتی برای مردم پیش می آمد و حضور تنها یک پزشک در اصلی ترین مرکز بهداشتی شهرستان سنندج چه وضعیتی را بوجود می آورد.

,

 

,

البته در برخی از روستاهای پر جمعیت نیز یک درمانگاه احداث کرده بودند و یک پرستار و یا یک بهدار در آن مرکز فعالیت می کرد و گه گاهی هم یکی از همین پزشکان هندی و پاکستانی برای سرکشی به آن روستاها می رفتند.

,

 

,

البته فقط مشکل کمبود امکانات بهداشتی نبود، در واقع همین بهداری ها هم در فصل زمستان به حالت نیمه تعطیل در می آمدند و پرستارانی که مسئول بهداری یک روستا بودند به علت بارش سنگین برف و نبود جاده و راه های مواصلاتی مناسب از رفتن به روستا باز می ماندند و یک روستا تا چند ماه پرستار و بهیار نداشت.

,

 

,

استفاده از این حداقل امکانات بهداشتی هم به پول احتیاج داشت و چون بیشتر مردم وضع نامناسبی داشتند از این امکانات ناچیز هم بهره ای نمی بردند. بعضی از مردم به بیماری مبتلا بودند، ولی هزینه مراجعه به درمانگاه ها را نداشتند و سعی می کردند که با بیماری خود بسازند.

,

 

,

البته سیاست رژیم پهلوی این گونه بود که مردم را طوری عادت دهد که به آنچه دارند قانع باشند و امکانات رفاهی و معیشتی بیشتری از رژیم مطالبه نکنند. نبود پزشک ایرانی برای مردم عادی شده بود و کسی هم به خودش جرأت نمی داد به این مسئاله فکر کند که چرا از همین جوانان ایرانی، کسی به عنوان پزشک در بیمارستان ها خدمت نمی کند.

,

 

,

کسی به نبود دانشگاه در کردستان معترض نبود و اوج آمال و آرزوهای مردم سنندج این بود که فرزندشان تا کلاس ششم ابتدایی درس بخواند و بعد از آن به استخدام ارتش درآید. در واقع اگر خانواده ای خیلی خوش شانس بود، می توانست فرزندش را به استخدام ارتش درآورد و بابت این موفقیت! کلاهش را به آسمان پرتاب می کرد.

,

 

,

در واقع بیشتر مردم گرسنه بودند و کسی هم به دانشگاه و تحصیل در مدارج علمی بالا فکر نمی کرد. نبود امکانات خدماتی و رفاهی در جامعه، مردم را نسبت به پیشرفت و آبادانی بی خیال کرده بود و کسی هم به تحصیل در دانشگاه و باسواد شدن و خدمت به هم شهری و هم استانی فکر نمی کرد.

,

 

,

در واقع وضع اقتصادی مردم بسیار ناگوار بود و کسانی هم که یک شغل دولتی داشتند، فقط می توانستند یک زندگی بسیار ساده را اداره کنند. هیچ پولی در دست مردم نبود. شاید اگراین طور بگویم بهتر باشد: رژیم هیچ خدمات و امکاناتی را به مردم ارائه نمی کرد که بابت آن از مردم پول دریافت کند و در واقع پول ارزشی نداشت.

,

 

,

البته بودند افرادی که سرسپرده رژیم بودند و پول های بی زبان مردم در جیب آن ها سرازیر می شد. این طبقه که انگشت شمار بودند، زندگی بدون دغدغه ای داشتند.

,

 

,

سیاست رژیم این گونه بود که جوانان را به کارهای بیهوده مشغول کند. ترویج بی بند و باری در جامعه یکی از سیاست های کثیف رژیم پهلوی بود. مأموران رژیم با افراد و زنانی که پوشش نامناسبی داشتند هیچ گونه برخوردی نمی کرد و به این ترتیب قصد پیاده کردن این فرهنگ را در جامعه داشت. البته مردم کردستان با همان لباس کردی در انظار عمومی ظاهر می شدند و زنان و دختران سنندجی همیشه از چادر به عنوان پوشش اصلی خود استفاده می کردند.

,

 

,

ولی رژیم پهلوی از هر ترفندی برای فاسد کردن جوانان استفاده می کرد. اکثر افرادی که قل چماق بودند و در شهر برای مردم مزاحمت ایجاد می کردند، با رژیم همکاری داشتند و در واقع مورد حمایت ژاندارمری و مأموران امنیتی بودند.

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه