دختر ایرانی در سریال منتخب گلدن گلوب!
مستر روبات؛ نماد یک آنارشیِ عقیم
این سریال ابتدا به نقد دموکراسی و به ویژه سرمایهداری میپردازد اما در ادامه می گوید که برخورد آنارشیستی برای رهایی از این سرمایهداری، چه تفکرات روشنفکرمآبانه و چه آنارشی مدرن در قالب هک کردن در فضای مجازی، برخورد درستی نیست...[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای اصفهان، شخصیت «الیوت» با بازی «رامی مالک» در سریال «مستر روبات» که خالق آن «سام اسماعیل» مصریتبار است محوریت اصلی سریال را به خود اختصاص داده است. سریالی که این روزها از آنجا که جایزه اصلی مراسم گلدن گلوب امسال در زمینه بهترین سریال درام سال، به همراه جایزه بهترین بازیگر نقش مرد مکمل در سریالهای درام سال را از آن خود کرد و در دو رشته دیگر که بهترین بازیگر مرد نقش اول سریالهای درام و بهترین بازیگر نقش مکمل زن سریالهای درام نیز نامزد کسب جایزه شده بود، سر زبانها افتاده و دو چندان بیش از زمان پخش اصلی مورد توجه اهل سریال و سینما قرار گرفته است. این متن سعی دارد تا حدودی به جریان روایی این سریال نزدیکتر شود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای اصفهان,روزها کارمند یک شرکت بزرگ و بینالمللی «امنیت شبکه» است و جوهره، مال و امنیت شرکتهای بزرگ تجاری و سرمایهداری جهانی را تضمین میکند؛ شبها اما، تبدیل به مردی میشود که با هک کردن زندگی شخصی و خصوصیِ مجازی آدمهای اطرافش، دست به خردهجنایتهایی میزند که بالطبع، به مذاق شبکه امنیتی و پلیس نیز خوش میآید. اما ماجرا به همینجا ختم نمیشود؛ «الیوت» در کودکی دچار آسیبهای روحی سنگینی شده که مهمترینِ آن از دست دادن پدرش (الگوی زندگیاش) در حادثهای است که نقش شرکتهای بینالمللی سرمایهداری در آن حادثه چشمگیر بوده لیک، هیچ حکمی علیه ایشان صادر نشده است.
,

, داستان از چه قرار است؟
,«من میتونم به خوبی ذهن مردم رو بخونم»، این یکی از دیالوگهایی است که «الیوت» در طول سریال بسیار از آن استفاده میکند؛ اما در مورد ذهن خودش: یک اشتباه بزرگ. آشنایی با یک «آنارشیست مدرن» که دست به هک کردن شبکههای بزرگ شرکتهای سرمایهداری و آریستوکرات میزند، «الیوت» را از حیطه هک کردن مردم عادی به مقیاسهای جهانی تعمیم میدهد. با ورود به شبکه و گروهک «مستر روبات»، «الیوت» میخواهد و در قالب فردی قرار میگیرد که قرار است جهان را از دست و شرِ سرمایهداری و حکومتهای تکنوکرات نجات و رها سازد؛ لیک در مواجهه با منویات و درون خود: یک سقوط به عمق «مصرف روانگردانها». سریال که فصل اول آن در ۱۰ قسمت ساخته شده، به وضوح به دو نیم، ۵ قسمت ابتدائی، و ۵ قسمت واپسین، تقسیم میشود. در ۵ قسمت ابتدائی، همان طور که گفته شد، «الیوت» از نقش یک کارمند معمولی یک شرکت امنیت شبکه به ناجی جهان علیه کپیتالیسم تبدیل شده و دست به شورش آنارشتیک به فُرم خودش میزند؛
,در همین بخش ابتدائی نکته نهایی وجود دارد که برای هر ایرانی مورد توجه است. یکی از همکاران «الیوت» در «مستر روبات» دختری ایرانی است که برای تحصیل به امریکا رفته است. در پرداخت این شخصیت، وی را بسیار خشک و مذهبی، بسیار بینظم و کثیف نمایش میدهد، و در زمانی که با بهانهسازی تماشاگر را به خانه شخصی وی میکِشاند، منزل او را بسیار در هم، شلوغ، کثیف، بینظم و بههمریخته نشان میدهد. این، موضوعی است که از پس آن میتوان به برخی اهداف پنهان خالقین این سریال نیز پی برد. به هر روی، با قرار دادن وی در گروه همکار قهرمان داستان، از یک سو به وی اعتبار بخشیده، و با نمایش زشت شخصیت و منزل وی، و با عقیم نگه داشتن شرایط آنارشتیک روایت سریال، از دو سو شخصیت وی را به چالش میکشاند. لیک اگر بخواهیم از داستان اصلی دور نشویم، یکی از موضوعات اصلی نیمه اول سریال، جریان دوستدختر «الیوت» است که در واقع ساقی مواد روانگردان وی نیز هست. پس از چند برخورد آشوبناک با وی، در نهایت جریان سریال به سمتی میرود که دوستدختر «الیوت» کشته میشود، و «الیوت» خود را در این اتفاق مقصر میشمارد؛ اتفاقی که در ادامه منجر به فروپاشی شخصیت قهرمان داستان میشود. چرا که در نیمه دوم، داستان از قرار دیگری پیش میرود.
,

, در نیمه دوم سریال چه میگذرد؟
,در نیمه دوم سریال، به ناگاه شرایط روحی و درونی «الیوت» با مواجه با سه مورد، بههمریخته میشود: آنجلا دختری که همبازی کودکیاش بوده و او نیز چون خودش مادرش را در همان حادثه از دست داده، خواهرش (که در گروه «مستر روبات» با او آشنا میشود، اما نمیداند خواهرش است)، و مواد مخدر. این سه به طور ناخودآگاه بر روان «الیوت» تاثیرات متفاوتی میگذارند. آنجلا و خواهرش به وضوح خاطره و آنچه که در کودکی بر سرش آمده را خود و ناخود آگاهانه به یادش میآورند؛ و مواد مخدر نیز او را به انتهای غار تنهاییاش که سالها در آن سیر میکرده و میکند میبَرد. روانگردانها باعث میشوند توهم و خیالات، به کشاکش واقعیت و مَجاز در درون ذهن «الیوت» اضافه شوند. این کشاکش سه گانه، درونیات ذهنی «الیوت» را هرچه بیشتر به استهزا و اضمحلال میکشند تا جایی که کسی که قرار بود قهرمان دنیا در برابر سرمایهداری و کپیتالیسم باشد، تبدیل به شکستخوردهای عقیممانده از درون میشود. او که در گیر و دار درونیات خود میماند، در پایان بیآنکه بداند خیالات و دنیای مجازی و دوران کودکیاش منجر به همه اتفاقات اخیر زندگیاش شدهاند، و بیآنکه بفهمد «آنارشیست بزرگ» همان پدرش در توهمات خودش است، در میماند و سردرگُم.
,

, «مستر روبات» از لحاظ تکنیکهای سریالسازی و فُرم روایت داستان بسیار حرفهای و با دقت ساخته و پرداخته شده است. ایده خلق آن نیز بسیار خلاقانه است و از همین رو تماشاچی را تا انتها با خود همراه میسازد. بزرگترین نکات مثبت تکنیکهای سریالسازی آن: دیالوگنویسی، بازی بسیار خوب «رامی مالک» و «کریستین اسلاتر»، پرداخت ریزبینانه و دقیق روایت داستان و البته، قاببندیهای خارقانه دوربین آن هستند.
,«دموکراسیِ ما هک شده»؛ سریالی که با این شعار آغاز میشود، در پایان به کجا میرسد؟ اینکه تصمیم بر آن باشد تا یک نتیجهگیری مطلق از روایت این سریال در فصل اول گرفت، ناشدنی است؛ اما در صورتی که قصدی بر این کار باشد، باید این طور عنوان شود که این سریال به طور واضح به نقد دموکراسی و به ویژه سرمایهداری میپردازد. در راستای این نقد نقش خود را به خوبی و البته، به درستی ایفا میکند اما، در ادامه این طور پیش میرود که برخورد آنارشیستی برای رهایی از این سرمایهداری، چه تفکرات روشنفکرمآبانه و چه آنارشی مدرن در قالب هک کردن در فضای مجازی، برخورد درستی نیست به این بهانه که نمیتوان برای نجات از یک مسیر اشتباه، به مسیر اشتباه دیگری روانه شد. به عبارت دیگر، برای رهایی از یک روش و مسیر اشتباه، باید مسیر قدرتمندی را پیش گرفت که بسیار کمریسک و مطمئن بوده و بهجای آزمودن آن به شیوههای مختلف (آزمون و خطا)، از ابتدا باید به مسیری توصل جست که پایان آن مطمئن و پایا باشد.
,

, انتهای پیام/رض
]
ارسال دیدگاه