انقلاب اسلامی در کردستان/
روایت یک انقلابی کُرد از حال و هوای بهمن 57 سنندج/دانشآموزان سنندجی در براندازی رژیم طاغوت پیشرو بودند
یک انقلابی کُرد گفت: دانشآموزان در جهت براندازی رژیم پهلوی پیشرو بودند و در سنندج این تحرکات از مدارس شیخان و فیض آباد آغاز شد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از نوای آبیدر، "احمد سقزی" یک انقلابی کُرد است که در تظاهرات قبل از انقلاب علیه رژیم طاغوت شرکت حضوری فعال داشته است. وی در سال 1352 سربازی را به اتمام میرساند. پدر و برادرش که روحانی بودند توسط ساواک دستگیر می شوند. با او به صحبت نشستیم و اوضاع شهرستان سنندج در زمان رژیم پهلوی را از وی جویا شدیم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نوای آبیدر,
تظاهرات و اعتراضات مردمی در سنندج چگونه شروع شد؟
در کنار اقدامات گسترده فعالین انقلابی برای براندازی رژیم طاغوت در سنندج، دانشآموزان همواره از تاثیرگذارترین اقشار در براندازی رژیم طاغوت بودند و در سنندج اولین تحرکات از مدارس شیخان و فیض آباد آغاز شد.
,
,
در تحرکاتی که دانش آموزان به راه انداختند و من مسئول یکی از جنبش های دانش آموزی بودم در ابتدا قصد بر این بود که مجسمه شاه را که در میدان انقلاب کنونی وجود داشت پایین بیاوریم.
,
مسیری را که دانش آموزان می پیمودند از خیابان شهدای امروزی به سمت میدان انقلاب بود و در این میان وقتی با سربازان رژیم شاه برخورد می کردیم شروع به تیراندازی می کردند و اولین باری هم که ما دست به این اقدام زدیم دونفر از دانشآموزان شهید و زخمی شدند که یکی از آنها دختر استاد نصرالله نجار بود - دقیقا نامش را به خاطر نمی آورم – و یکی دیگر از آن شکوفههای انقلاب زخمی شد و بقیه دانش آموزان مجبور به عقب نشینی شدند.
ما به سمت چهار راه شهدا حرکت کردیم و لاستیک های زیادی را جمع کرده و به آتش کشیدیم که سربازان از راه رسیدند و شروع به تیر اندازی کردند و ما به سمت شیخان حرکت کردیم. تقریبا میتوان گفت که این برنامه هر روز ما بود که بعدها گسترش یافت.
,
,
یک خاطره از تظاهرات دانشآموزی در آن دوره را برای ما بازگو کنید.
یک بار که حکومت نظامی برقرار کرده بودند، میخواستم دستهای را از خیابان صلاح الدین ایوبی که قبلا به آن «ولیعهد» میگفتند عبور دهم. فردی نظامی با درجه سرگردی در آنجا بود که قصد داشت به سمت ما تیراندازی کند. من با او از راه دور صحبت کردم و در مورد درگیری با نیروهای انقلابی به او تذکر دادم و از او خواستم که اجازه دهد ما حرکت کنیم و به او گفتم: "اگر تیراندازی کنی و بچه ها را بکشی فقط خشم مردم را بیشتر می کنی."
,
,
آن سرگرد به نیروهای خود دستور داد که راه را باز کنند و بر سر کوچه ها بایستند تا ما بتوانیم به سمت چهار راه صلاح الدین ایوبی حرکت کنیم.هنگامی که به روبروی بانک قرض الحسنهای که در چهار راه بود رسیدیم، عده ای از مردم بانک را به آتش کشیدند. ما دوباره به سمت میدان انقلاب حرکت کردیم که روبروی دخانیات درگیری ایجاد شد و نیروهای رژیم طاغوت به سمت مردم تیراندازی کردند.
,
این جریانات ادامه داشت تا به 12 بهمن 1357 رسید. البته یک روز قبل از آن یعنی 11 بهمن مردم با پتک و هرچیزی که دمدستشان بود به میدان شاه (انقلاب کنونی) هجوم بردند و مجسمه شاه را به پایین کشیدند که باعث شد کمی از خشم مردم کاهش یابد. البته در میدان آزادی و در کنار صداو سیما نیز مجسمه شاه وجود داشت که آنها هم شکسته شده و پایین آمد.
,
رفتار نیروهای ارتش و سربازان با مردم چطور بود؟
عده ای از نیروهای ارتش که بیشترشان سرباز بودند دوست نداشتند به طرف مردم خود تیراندازی کنند و اگر این کار را هم نمیکردند از پشت آنها را می زدند که بالاخره عده ای از آنها خود را تسلیم مردم کردند. اما یک عده از نیروهای سر سپرده طاغوت تا آخرین لحظه با نیروهای انقلابی درگیر بودند و حتی زمانی که شهر به تصرف درآمده بود نیروهای انقلابی را در کوچه پس کوچه ها ترور می کردند و هر روزه حدود 4 یا 5 نفر به این صورت ترور می شدند.
,
,
,
از روز 12 بهمن سال1357 بگویید.
در روز 12 بهمن 1357 با ورود امام خمینی(ره) به ایران مردم وارد خیابانها شدند و شعار الله اکبر سر دادند و مرگ برشاه گفتند. نیروهای ارتش به پادگان رفته بودند و عده ای از نیروهای ساواک بر سر کوچه ها میایستادند و به سوی مردم تیراندازی می کردند و با ایجاد رعب و وحشت می خواستند مردم را پراکنده کنند تا به خانههایشان بروند.
,
این تظاهرات ها تا 22 بهمن 1357 ادامه داشت و باید گفت که مردم از هر قشری در این تظاهرات ها شرکت می کردند تا اینکه انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید.
,
انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه