یادداشت/

خروج بازیگران و کارگردانان و عوامل فیلم از مملکت را سطحی نگیرید/ ایها الناس مسائل مهمتری از بردن اسم وثوقی و فردین و ناصر ملک مطیعی در تلویزیون وجود دارد

خروج بازیگران و کارگردانان و عوامل فیلم از مملکت را سطحی نگیرید/ ایها الناس مسائل مهمتری از بردن اسم وثوقی و فردین و ناصر ملک مطیعی در تلویزیون وجود دارد
مدیران ما هیچ وقت جنگ نرم را متوجه نشدند، امروز هم همینگونه است، زمانیکه هنرمندان واقعی فریاد می زدند که جلوی استفاده از ماهواره یا اینترنت را با امور فرهنگی بگیرید ، هیچکس صدای آنها را نشنید.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا  به نقل از نگارانه در مطلبی نوشت: مدتهاست که با جعبه های جادویی عجین شده ایم؛ رادیو، تلویزیون ، کامپیوتر و … هر چیزی که ما را به دنیای بیگانه وصل کند،هر چیزی که به ما اطلاعات دهد، هر چیزی که ما را از درون خودمان خارج کند، از دنیای درونمان خارج کند. تلویزیون با پیدایشش انقلابی عظیم را در همگان ایجاد کرد و از همان ابتدا خود را به عنوان اصلی ترین رقیب سینما معرفی نمود، سینمایی که با ورودش اصالتی جدید به هنر داد و خود را به عنوان هنر هفتم معرفی کرد حال با چالشی جدی به نام تلویزیون مواجه شده بود و آرام آرام مخاطبانش را از دست می داد، تنها مزیت سینما در آن سالها نسبت به تلویزیون پرده نمایش و سالن تاریکش بود، اما صاحبان کمپانی های سینمایی که منافع خود را در خطر می دیدند بیکار ننشستند و آنامورفیک واید اسکرین وسینما اسکوپ را جایگزین پرده های معمولی کردند.. به طوریکه برای آن پرده های مخصوص ساخته شد و عریض بودن آن شد مزیت سینما بر تلویزیون.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا  به نقل از, نگارانه,

صدای دالبی آمد، لنزهای جدید ساخته شد و دوباره سینما وجهه گرفت. تلویزیون سرکی به حاشیه کشید و تلاش کرد شرایط جذب مخاطب را برای خود با سرگرمی و برنامه سازی های مختلف ایجاد کند، آرام آرام پروپاگاندا و تبلیغات سیاسی و حکومتی فضای تلویزیون را پر کرد تا این جعبه جادویی که به عنوان پرمخاطب ترین رسانه در دست همگان بود خود را به عنوان کارآمد ترین مبلغ حاکمیتی معرفی نماید.

,

از آن پس فرم برنامه های تلویزیونی هر روز پیشرفت جالبی می کرد و استفاده از رنگ و طراحی صحنه در کنار فرمت های بسیار بالا جذابیت نمایشی این رسانه را بیشتر و بیشتر کرد. کارگردانان تلویزیونی از کارگردانان هنری مجزا شدند و سینما گران نیز به ساخت سریال های نمایشی و تیزر های تبلیغاتی روی آوردند.

,

بیراه نیست که بگوییم در حال حاضر همه تلویزیون دارند، هر خانواده ای بعد از انجام کار های روزمره اش وقتی را برای دیدن تلویزیون قرار می دهد. اما سوال اینجاست؛ تلویزیون در کشور ما چه جایگاهی دارد؟ آیا از پس رسالت خود برآمده است ؟ دلیل کم شدن مخاطب تلویزیون در ایران چیست؟ آیا مدیران تلویزیون صاحب تفکر زیبایی شناسانه در این مقوله هستند؟ ویا اصلا مقوله زیبایی شناسی در هنر های تصویری را قبول دارند؟

,

بدون در نظر گرفتن مباحث سیاسی و جاذبه های آن ، بیشترین نگاه ها و حساسیت ها در تلویزیون ملی از جایی شروع شد که کارناوال تلویزیون های ماهواره ای با بودجه های ضد ایرانی و ضد اسلامی شروع به کار کردند، در فضای سکوت حاکم بر جامعه چه از طرف مسئولین و چه از طرف جامعه شناسان و متفکران و اندیشمندان سازمان های مختلف که بودجه های هنگفت و غیر هنگفت را برای آسیب شناسی و درک فضای اجتماعی خرج می کردند ، این هنرمندان بودند که اولین هشدارها را به مسئولین دادند، اما هیچ عکس العملی از طرف مسئولین ندیدند.

,

اصولا زمانیکه رهبر معظم انقلاب هم از شبیخون فرهنگی صحبت کردند مدیران و متفکران و فلاسفه و جامعه شناسان و روان شناسان و هزار و یک آن دیگر به فکر نیفتادند، شاید به همین دلیل رواج پیدا کردن شعار آزادی در دولت وقتش ، ناگهان سوء استفاده های وحشتناک جوانان آسیب پذیر آن دوره را به همراه داشت، کسی به فکر نبود . زمانیکه تلویزیون عار وحجب و حیای استفاده از واژه دوست دختر و دوست پسر را داشت، از مدت ها قبل جوان ها از آن استفاده می کردند، حال نیازی نیست از خیلی اتفاقات دیگری که در جامعه می افتاد و تلویزیون بخاطر سیاه جلوه دادن جامعه بدان نمی پرداخت ، صحبت کنیم…

,

آن زمان گذشت، آسیب ها شناسایی شد و قبح بسیاری چیزها هم ریخت، مطمئنا اولین سازمانی که باید او را در این مسئله محاکمه کرد ، تلویزیون است، که چرا وقتی می توانست برنامه سازی کند ، این کار را نکرد یا چرا وقتی می توانست هشدار دهد ، اینکار را نکرد و … حال کاری به این نداریم که نیروی انتظامی به جای برخورد شدید با کوچکترین مسائل اخلاقی از جنس مد و مدل مو و شلوار اینچنین و آنچنان می توانست با ارگانهای مربوطه تعامل کند تا فرهنگی که در خطر بود را کنترل نماید؛ اینکه چرا از هنرمندان در آن دوره استفاده نمی شد تا بتوانند جلوی این وانفسا مصیبت را بگیرند…

,

هنرمند ، چشم و گوش یک جامعه است و به نحوی آمر به عرف و ناهی از انکار را ابلاغ می کند، سوء مدیریت همیشه با کشور ما بوده است.مدیران ما هیچ وقت جنگ نرم را متوجه نشدند، امروز هم همینگونه است، زمانیکه هنرمندان واقعی فریاد می زدنند که برای رواج پیدا نکردن ماهواره در خانواده ها نیازی به عملیات پارتیزانی نیست ، تلویزیون بازهم نگران قبح شکنی این ماجرا بود که بیشتر خانواده های ایرانی ماهواره در خانه دارند، زمانیکه هنرمندان واقعی فریاد می زدند که جلوی استفاده از ماهواره یا اینترنت را با امور فرهنگی بگیرید ، هیچکس صدای آنها را نشنید، آنها هیچ وقت متوجه نشدند که ناگهان چرا خیابان ها خلوت می شود، هیچ وقت نگران نشدند که چرا سن ازدواج بالا رفته ،هیچوقت نگران نشدند که چرا درصد طلاق بالا رفته، آنها شاید فقط به فکر میزشان بودند!!!

,

زمانیکه صدای هنرمندان جوان واقعی در زیر هیاهوی شهرت بازیگران و سیاسیون له می شد ، کارها از کار می گذشت و قبح ، زمانی می شکست که صدای شکستنش از آنسوی آبها و توسط تلویزیون های حتی سطح پایین آنطرفی در می آمد، اکنون همچنان همین هنرمندان واقعی که بخاطر لورده شدن در زیر دست و پای اسمیت ها و نامیت ها و معروفیت ها و مشهوریت ها صدایشان را کسی نمی شنود گویی از ته چاهی عمیقتر از عمیق فریاد می کشند که آی ایها الناس برای جلوگیری از دیدن سریال های نیمه مستهجن جم تی وی و فارسی وان و غیره و ذالک نباید شیوه ای که 12 سال پیش جواب میداد را استفاده کنید، نباید از شهرت دیگران برای دادن پیامتان استفاده کنید، نباید خروج بازیگران و کارگردانان و عوامل فیلم از مملکت را سطحی بگیرید و به جای فریاد زدن اینکه بگویید فلان بازیگر زن کشف حجاب کرد و فلان هنرمند بهمان کار را کرد ، به واکاوی چرایی خروج هنرمندان از مملکت بپردازید.

,

آی ایها الناس مسائل مهمتری از بردن اسم بهروز وثوقی و فردین و ناصر ملک مطیعی در تلویزیون وجود دارد، وجود دارد که می گوییم؛ سطح کیفی برنامه های تلویزیونی چنان پایین و چنان درگیر شعارزدگی مدرن است که عملا هیچکس پای برنامه های آن نمی نشیند.، تلویزیون بجای اینکه به سراغ همان هنرمندان زیر دست و پا مانده برود کماکان از سیاست استفاده از چهره و شاخصه های معروفیت می پردازد، البته آنها کمی بودجه را عامل می دانند، کمی بودجه مثلا برای ساخت پروژه حضرت موسی؛ حال باید دید که آیا با ساخت چنین پروژه ای دردی از درد فقر محتوایی برنامه های دیگر کم می شود؟ آیا تلویزیون حواسش به زبان این مردم هست؟ زبانیکه برای تغییر دادنش در طول تاریخ خون ها ریخته شده و امروز در حال زوال است، همگان می خندند و می روند ، غافل از اینکه مسمومیت زبانی جزئی از پروژه دشمنان این مرز و بوم است، محتوای تبلیغات تلویزیونی جزئی از پروژه است، زمانیکه پول های کلان برای ساخت و نمایش تیزرهای تبلیغاتی رد وبدل می شود کسی به اشرافیت پرستی آن نگاه نمی کند.

,

قصه کدام سریال تلیویزیون در یک آپارتمان 40 متری در جنوب شهر می گذرد؟ کدام شخصیت در سریالهای نمایشی از جوان بیکار جویای کار قصه می سازد؟ آیا اینکه فریاد بزنیم امید در سریال وجود داشته باشد کافیست؟ اینکه ده ها پیام اخلاقی را در طرح توجیهی یک سریال بگنجانیم کافیست؟ اینکه صرفا به محتوا بپردازیم کافی است؟ اینکه از فرم سریال سازی دهه شست و هفتاد هنوز خارج نشده ایم کافی است؟

,

واقعا تلویزیون از چه عناصری برای جذب مخاطب استفاده می کند، تلویزیون های ماهواره ای مخاطب را با رنگ و لختی و هنجار شکنی نگه می دارد و در کنار آن با کارگردانی بسیار ساده محتوای ننگین آغشته به نابودی را به خورد مخاطب ، آن هم کاملا به صورت غیر مستقیم و سینمایی می دهد، واقعا هیچ راهکاری برای این فضا وجود ندارد؟ استفاده از معیار های زیبایی شناسی سینما در سریال های تلویزیونی می تواند یک راهکار باشد، اما تلویزیون ما حتی ساده ترین آن را هم رعایت نمی کند، به عنوان مثال جلوی فیلم سینمایی ((چ)) می نویسد فیلم تلویزیونی و جلوی یک فیلم تلویزیونی درجه هزار می نویسد فیلم سینمایی… افتضاح بیشتر بالا می گیرد که از این عنوان های بی سوادانه دفاع هم می کنند.

,

وقتی به محیط های فرهنگی می روی ، یک دانش آموخته سینما یا تلویزیون را نمی بینی، مثلا روابط عمومی و یا معاون یک مجموعه که کارش مقابله با جنگ نرم است کشاورزی خوانده؟ آنهم وقتی این همه فارغ التحصیل هنرهای بصری از دانشگاه های کوچک و بزرگ خارج می شوند ؟

,

از جمله عوامل دیگر که به تلویزیون ما ضربه اساسی زده است گرفتن مشارکت در برنامه هایش است؛ سالهای قبل می شد تفاوت یک تلویزیون ماهواره ای را با تلویزیون ملی جدا از بحث رعایت حجابش در نوع پرداختن به آگهی های تبلیغاتی ، فهمید. امروز اما به برنامه سازان جوان می گویند که مشارکت بیاورید و هرچه دلتان می خواهد بسازید، این می شود روش مقابله با بی پولی.

,

اگر به جای اینکار از جوانان زیر دست و پا مانده سیاسیون و چهره های شاخص کمک می گرفتند شاید شرایط بهتر از این می بود. در فضایی که خانواده مورد تهاجم قرار گرفته فقط پخش سخنرانی مذهبی چاره کار نیست. کنترل تلویزیون در دست یک جوان دهه شستی یا پنجاهی است که به راحتی آنقدر مورد هجمه فرهنگی قرار گرفته که ننشیند و یک سخنرانی مذهبی را نگاه کند. هر چیزی وقت مشخصی دارد و نمی توان مثلا در هنگام صبح که وقت شادی و القاء نشاط است ، یک فیلم از خانه سالمندان ببینیم؛ نمی شود مخاطب امروز را که خوراکش را با چند نوع مختلف از فیلتر شکن در اینترنت جستجو می کند یک فیلم با ریتم دهه شست را نشان دهیم. او به وحشتناک ترین شکل ممکن شبکه را عوض می کند. مدیران ما به ساده ترین مسائل مربوط به فضای هنری هم اصلا توجه نمی کنند چه برسد به واکاوی زیبایی شناسی فلسفی و یا روشهای جدید روایت…

,

به نظر می رسد تلویزیون باید تجدید نظری اساسی در برنامه های خود داشته باشد….

,

انتهای پیام/رض

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه