وقتی لمپنیسم، دست از سر فوتبال ما بر نمیدارد!
کانون هواداران یا محلی برای تدوین فحاشیهای سازماندهی شده؟!
اینکه مدیرعامل کانون هواداران باشگاه پرسپولیس، به راحتی در آستانه دیدار این تیم مقابل سپاهان، محمدرضا خلعتبری را تهدید به برخورد میکند، مسئلهای کاملاً جدید در فوتبال کشور است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از میدان نیوز، اینکه مدیرعامل کانون هواداران باشگاه پرسپولیس، به راحتی در آستانه دیدار این تیم مقابل سپاهان، محمدرضا خلعتبری را تهدید به برخورد میکند، مسئلهای کاملاً جدید در فوتبال کشور است که زنگ هشدار را درباره بازگشت دوباره پدیده لمپنسیم در فوتبال کشور به صدا در میآورد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, میدان نیوز,
الف) – خلعتبری فکر میکند دیگر آن جو بعد از یک سال از هم پاشیده شده اما هواداران همچنان ناراحت هستند و منتظرند او را در یک بازی در تهران ببینند.
– ما برای حل این مشکل پیشنهاد داریم تا خلعتبری قبل از این بازی از هواداران پرسپولیس عذرخواهی کند تا دیگر اتفاق بدی در ورزشگاه آزادی رخ ندهد اما به نظر میرسد نه تنها این بازیکن حاضر به عذرخواهی نشده بلکه صحبت هایی از سوی مسئولان این باشگاه مطرح شده که شکل جالبی ندارد.
– حالا که این طور رفتار می کنند من هم هیچ تضمینی برای برخورد با خلعتبری در بازی فردا نمی دهم. با توجه به رایگان بودن طبقه دوم و حساسیت بازی هواداران زیادی به ورزشگاه می آیند و آنها قطعا ناراحتی خود را به این بازیکن ابراز خواهند کرد.
,
,
اینها تنها بخشهایی از مصاحبه مدیرعامل کانون هواداران باشگاه پرسپولیس، در آستانه دیدار حساس این تیم مقابل سپاهانی است که همواره رقیب سنتی این باشگاه به شمار میرفته و اتفاقات حاشیهای این دیدار، همواره در دو بازی مختلف وجود داشته است. این صحبتها که در آستانه این دیداردر رسانههای مختلف منتشر شد، جو بسیار بدی علیه محمدرضا خلعتبری، مهاجم تیم فوتبال پرسپولیس تهران ایجاد کرد وبه اتفاقات ناگوار این دیدار دامن زد.
,ب) اینکه یک بازیکن از تیمی به تیم دیگری میرود، موضوعی طبیعی است و همواره در فوتبال کشور نیز وجود داشته است. فوتبالیستی که در باشگاههای مختلفی توپ میزند، در پایان هر فصل و به هر دلیلی از تیمی به تیم دیگری میرود و این مسئله در فوتبال حرفهای دنیا، مسئلهای پذیرفته شده و کاملاً بدون مشکل است. بازیکن مورد نظر اما حق دارد از گلی که در یک مسابقه به ثمر میرساند، خوشحالی کند و یا درباره این موضوع بیتفاوت باشد. در واقع این موضوع «حق» یک بازیکن است و این حق با رفتارهای یک لیدر، هوادار یا افراد دیگر، دستخوش تغییر نمیشود.
,ج) در فوتبال دنیا هم رسم است که یک بازیکن بعد از جدایی از تیم سابقش، اگر به آن گل بزند، شادی نکند. همین کریستیانو رونالدو، سه سال پیش و زمانیکه در مرحله یک هشتم نهایی لیگ قهرمانان اروپا با تیم و البته مربی سابقش رویارو شد، بعد از گلزنی به منچستر، با نهایت احترام به تیم سابقش، از شادی گل خودداری کرد و این موضوع، بهانهای برای تجلیل از رفتار او از سوی هوداران و البته مربیان او شد. این بازیکن اما میتوانست شادی زایدالوصف خود از گلزنی در این مسابقه حساس را به خوبی نشان دهند و شاید هیچ کس در این زمینه به او خرده هم نمیگرفت.
,د) اصولاً محمدرضا خلعتبری از آن فوتبالیستهای غیر قابل پیشبینی است. او که درون زمین مسابقه بدترین رفتارها را از خود نشان میدهد به نوعی که هر کس نداند، فکر میکند که او بدترین دعواها را با بازیکنان تیمش انجام داده اما وقتی خارج از زمین میآید، میخندد و ترجیح میدهد درباره این مسئله صحبت نکند. او که به یکباره، در اوج آمادگی و پیشرفتش در سپاهان، به خاطر لجبازی با مسئولان وقت باشگاه، میانههای فصل با یک تیم اماراتی قرارداد امضا میکند تا مجبور شود که برای بازی نکردن در لیگی با نام مجعول، راهی پرسپولیسی شود که فوتبال او را چند پله افت میدهد. اتفاقاً موضوع شادی گل گذشته او در دیدار مقابل پرسپولیس نیز یکی از مصداقهای همین غیر قابل پیشبینی بودن اوست.
,ه) وقتی باشگاهی دارای تشکیلات شده و به هوادارانش کانون اعطا میکند، این مسئله به معنای آن است که باشگاه، در زمینه اقدامات فرهنگی و فعالیتهای مختلف در حوزه فرهنگ هواداری و مسائل نظیر آن، اقداماتی مهم صورت میدهد. اصولاً کانونهای هواداری در فوتبال دنیا، محلی برای تربیت هوادارانی واقعی و نه چهرههایی با گرایشات لمپنیسم و البته هوچیگری است؛ موضوعی که به نظر میرسد در فوتبال کشور ما، چندان مورد توجه قرار نمیگیرد. اینکه مدیرعامل کانون هواداران باشگاه پرسپولیس در آستانه دیدار حساس این تیم مقابل سپاهان، برای خلعتبری شرط و شروط میگذارد و او را تهدید به شعارهای هواداران پرسپولیس میکند، موضوعی است که به قول باقریان، مدیرعامل سپاهان، در فوتبال کشور ما اتفاقی جدید است و باید درباره آن بررسیهای لازم را صورت داد.
,و) وقتی یک هوادار در جو ۸۰ هزار هوادار دیگر قرار میگیرد و وقتی در ورزشگاه آزادی تهران، بالای ۵۰ هزار نفر علیه یک بازیکن شعار سر میدهند، خواه ناخواه، این هوادار در جو ورزشگاه، با دیگر هواداران همراه شده و شروع به شعارهای مختلف علیه بازیکن مورد نظر میکند. چند سال پیش بود که در مطلبی خواندم که فوتبال، خاستگاه اجتماعی افراد است و آنچه درون سکوهای آن اتفاق میافتد، تبلور جامعه کنونی ما. حال سئوال اینجاست که آیا برای جامعهای که تبلور آن در یک استادیوم ۹۰ هزار نفره، فحاشی ۹۰ دقیقهای هواداران تیمی است که خیلی از آنها نمیدانند دقیقا به چه دلیلی این فحاشی صورت میگیرد، نباید تأسف خورد؟!
,ز) مسئولانی که همواره دم از فرهنگ و فرهنگسازی میزنند و مدیرانی که باشگاه متبوعشان، عنوان فرهنگی را در خود، فقط به یدک میکشد، در قبال این موضوع سکوت کردهاند. آیا ساماندهی یک جریان قوی برای فحاشی به یک بازیکن خاص و گفتگو و مصاحبه درباره آن که منجر به انتشار گسترده در شبکههای اجتماعی و البته رسانههای گروهی میشود، جز مصداقی برای توهین به یک بازیکن خاص و البته ملیپوش سابق است؟ آیا اینگونه میخواهیم جا پای جای بزرگان فوتبال بگذاریم؟
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه