با سلاح «ادبیات» به جنگ دین و اخلاق می روند

نگرشی بر تأثیر جنگهای صلیبی در ادبیات همعصر

نگرشی بر تأثیر جنگهای صلیبی در ادبیات همعصر
این نوشتار کوتاه با مطالعه سطر به سطر کتاب های مختلف ادبیات صلیبی نوشته شده است... ولتر فرانسوی نمایشنامه ای به نام «محمد» نوشت و در آن، پیامیر اسلام(ص) را - نعوذ بالله- مردی وحشی، تندخو و بی وجدان معرفی کرد!
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صاحب نیوز، این نوشتار کوتاه  با مطالعه سطر به سطر کتاب های مختلف ادبیات صلیبی نوشته شده و با توجه به کثرت منابع استخراج شده رفرنس مشخصی ذکر نشده است. از جمله کتاب های منبع این بخش کتاب «آیات شیطانی؛ ستیز بی پایان اسلام و غرب» اثر دکتر «سید احمد رفعت» می باشد.

, شبکه اطلاع رسانی دانا, صاحب نیوز، ,

***

,

جنگ های صلیبی (۴۸۹-۶۶۹ هجری برابر با ۱۰۹۵- ۱۲۷۰ میلادی) زمینه خوبی را برای کارهای ادبی در سراسر اروپا پدید آورد. حمله صلیبی سوم (۵۸۳-۵۸۹ هجری برابر با ۱۱۸۷- ۱۱۹۲ میلادی) سوژه نگارش های ادبی در انگلیس، فرانسه، آلمان و ایتالیا گردید، زیرا حمله صلیبی سوم از آن جهت که برای آن سرمایه های فراوان و سپاه انبوهی از سراسر اروپا گرد آورده بودند، یک حمله جهانی بزرگ محسوب می شد. سپاهیان مسیحی و سپاهیان اسلام، به ویژه شخصیت پادشاه مسیحی ریچارد شیردل و شخصیت فرمانده مسلمان صلاح الدین ایوبی قهرمان حطین، موضوع داستان ها و چکامه های فراوانی بودند و خاورشناسی از اینجا آغاز شد. مانند داستان انگلیسی «ریچارد شیردل» که به صورت منظوم همه حوادث جنگ سوم صلیبی را با ذکر نسبت های دروغ به مسلمانان در قرن چهاردهم بیان می کند.

,

در فرانسه داستان مشابهی به نام «یورش پادشاه شیردل» نوشته شد. درباره حمله صلیبی اول، گریند دی دوای، شاعر فرانسوی اشعار فراوانی مانند «ترانه انطاکیه» و قصیده «قدس» در اوائل قرن سیزدهم میلادی نوشت. درباره حمله صلیبی سوم، امبروا دی ایفرو، شاعر فرانسوی، قصیده بلندی در حدود ۱۲۰۰۰ بیت سرود که در آن بدرفتاری مسلمانان را با حجاج مسیحی که به سرزمین قدس می آیند!، به تصویر کشیده است.

,

در انگلیس، داستان «دو نامزد» در سال ۱۸۲۵ و «طلسم» داستان های مربوط به جنگ های صلیبی هستند. در این دو داستان، نویسنده در تلاش است تا با همه توان از ارزش اسلام و مسلمانان بکاهد و آنان را در نظرها پست و زشت جلوه دهد.

,

لیسینگ، نویسنده آلمانی، در سال (۱۱۹۲ هجری- ۱۷۷۸میلادی) نمایشنامه منظومی نوشت که نهایت تزویر و پستی را درباره مسلمین به منصه ظهور رساند.

,

همچنین فیلبی پنج اثر نوشت از جمله «قلب الجزیره»، «جزیره العرب الوهابیه»، «فی الجزیره العربیه». ماجراهای او در این آثار، همه فریبکارانه بود. او می کوشید خود را مردی مسلمان نشان دهد. وی به خوبی به شعائر اسلامی عمل می کرد تا هرگونه شک و تردید را از مردم دور کند و با این روش توانست اهداف سیاسی خود را که به خاطر آنها به شبه جزیره عربستان سفر کرده بود عملی سازد.

,

در دوره صلیبی های متعصب قرون وسطی، داستان های حماسی فراوان در ستایش اروپا نوشته شد که در یک موضوع اشتراک داشتند و آن موضوع، دشمنی مشترک با مسلمانان بود. در یکی از آن داستان‌ها، «محون» (منظور نعوذ بالله حضرت محمد ص)، حکم بتی را دارد که ساراسن‌ها (مسلمانان) آن را پرستش می‌کنند؛ دقیقاً مانند رفتار مسیحیان در برابر خدای پدر! و یهودی ها در مقابل یهوه. آری! جایگاه حضرت محمد(ص) در سروده ها و نمایشنامه های دوران قرون وسطایی اروپا در مقام یک بت به تصویر کشیده می‌شد. چگونه می توان از بذر چنین اندیشه هایی، رویش جوانه های انصاف را اتنظار داشت؟ این پست نگری ها در عمق فرهنگ انگلیسی زبان هم نفوذ کرد، به گونه ای که آنان واژه «ممتری» به معنای پرستش مجسمه‌ها و تصاویر و یا همان بت پرستی را از «محومت» گرفتند! کینه های ناشی از عظمت پیامبر اسلام، تفکر اروپایی را به قهقرا کشاند تا پیامبر رحمتی را که تمام عمر پر برکت خود را در راه مبارزه با بت و بت پرستی صرف نمود، به بت پرستی متهم شود!

,

اگر بخواهیم به نمونه دیگری اشاره کنیم، نباید از «کمدی الهی» اثر دانته چشم پوشی نماییم. نوشته ای که دانته، آن را تحت تأثیر شکست‌های صلیبی ها نوشته است و زشت ترین کلمات را به حضرت محمد(ص) نسبت می دهد. در «کمدی الهی» دانته، حضرت محمد(ص)- معاذ بالله – گناهکاری است که با دستان خود، سینه چاک شده اش را از هم می‌ دَرَد! دانته در اثر خود، حضرت محمد(ص) را بابت ترویج مذهب دروغین، ادعای نزول وحی- که از دیدگاه دانته، گونه ای از شیادی کفرآمیز بوده است- و همچنین پاشیدن بذر اختلاف در جهان در بیدادگاه خود گناهکار می نامد!»

,

شکست‌ فاحش غرب مسیحی به دست سلطان محمد فاتح در سال ۱۴۵۳- که به سقوط مرکز کلیسای ارتدوکس انجامید- عقده های حقارت اروپا را گشود و در یک اقدام هماهنگ برنامه ریزی شده توسط کلیسای مذهبی، آتش خشم نویسندگان مزدور کلیسا علیه شخصیت حضرت محمد(ص)، شعله ور گردید و این در حالی است که مطابق مستندات تاریخی در دسترس، جهان غرب تا قرن هیجدهم یا بهتر بگوییم نوزدهم، هیچ کوششی برای شناخت شخصیت حقیقی پیامبر اسلام (ص) صورت نداد.

,

در این دوران، هیچ اثر قابل دفاعی که بتوان آن را نشانه ای از اندیشه گرایی صادقانه و منصفانه درباره شخصیت حضرت محمد(ص) دانست، نمی توان یافت. در مقابل، آثار مخرّب و کتب موهن کلیسایی درباره شخصیت پیامبر اسلام ترجمه و انتشار یافت. «تاریخ جهان» اثر هیگدن – یک راهب بندیکتی- تنها سه بار در سال‌های ۱۳۸۷، ۱۴۹۵ و ۱۵۲۷به انگلیسی ترجمه شد. در کتاب مذکور، ارتباط قدسی فرشته وحی حضرت جبرئیل و حضرت محمد(ص) در قالبی موهن و تمسخر آمیز به تصویر کشیده می شود . در داستان مذکور، محمد(ص) کبوتری را تربیت کرده تا برای به دست آوردن دانه در بالای سرش پرواز کند و او را روح القدس نامیده تا به او وحی بفرستد! در بخشی دیگر از کتاب، شیوه ابلاغ قرآن کریم- کتاب ارزشمندی که معجزه جاوید الهی و برنامه زندگی مسلمانان در این جهان است- توسط حضرت محمد(ص) در قالب دروغ پردازی حقیرانه ای هدف ناجوانمردانه ترین اهانت ها قرار گرفته است. در داستان مورد اشاره، حضرت محمد(ص) شتری را تربیت کرده است که فقط از دست او غذا می خورد. محمد(ص)، قرآن را بر گردن آن شتر می آویزد و شتر هنگامی که نزدیک او می‌شود، زانو می‌زند و محمد(ص) – معاذ الله- قرآن را می‌گیرد و به مردم می‌گوید: این پیامی آسمانی است! هیگدن، چشم ناپاک خود را بر واقعیت چگونگی پیشرفت اسلام و نفوذ آسمانی آن در قلوب جهانیان بسته و جذابیت‌های جنسی را یکی از مهمترین روش هایی می داند که محمد(ص) برای تقویت اسلام و تضعیف مسیحیت بکار برده است!

,

ولتر فرانسوی نمایشنامه ای به نام «محمد» نوشت و در آن، پیامیر اسلام(ص) را – نعوذ بالله- مردی وحشی، تندخو و بی وجدان معرفی کرد!

,

وی درباره حضرت محمد(ص) تهمت های ناروایی می زند و از آن جمله می گوید: «او به اصول اخلاقی پایبند نبوده و پیامبری او، پیامبری یک مرد مدعی دروغگو و فریبکار است که با زور شمشیر خود و یارانش در مدینه دولتی بپا کرد! ولتر، این نمایشنامه را به صورتی فاجعه آمیز درآورده است.»

,

نقش هدفمند کلیسای یهودی گرای اروپا در فرآیند تخریب شخصیت پیامبر اسلام(ص)، آنچنان پنهان و اسرار آمیز نیست که تلاش های پیچیده ای برای اثبات آن نیاز باشد. کافی است به یک نکته دقت ویژه داشته باشیم و آن نکته، اینکه به عنوان مثال در قرن نوزدهم، آثار کسانی مانند کارلایل یا واشنگتن اروینگ که تلاش می نمودند تا نقش حضرت محمد(ص) در روند تمدن سازی بشریت را منصفانه در معرض دید جهانیان قرار دهند یا تصاویر زیبایی که گوته شاعر بزرگ اروپایی- شاعری که به حق در بالاترین قله قلمرو شعر اروپایی نشسته است- از حضرت محمد(ص) در اشعارش نشان می داد و یا آثار دیگر حق جویان اندیشمند، از نظر کلیسای صهیونی اروپا مطرود و محکوم و در ردیف آثار ممنوعه و در شمار کتب ضاله!! شمرده می شد. این امر خود به تنهایی نشانه دشمنی عمیق و کینه توزانه کلیسای کاتولیک با اسلام و شخصیت حضرت محمد (ص) است که نمونه ای از تلاش و جنجال رسانه ای آنها را در حمایت از کتاب موهن آیات شیطانی نگارش سلمان رشدی مرتد نیز دیدیم.

,

انتهای پیام/

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه