در گفتگو با مبارز انقلابی آران و بیدگل مطرح شد؛
از اولین تظاهرات مردم آران و بیدگل تا تشکیل گروه چریکی زیرزمینی
قبل از انقلاب با چند نفر از دوستان، گروهی زیرزمینی تشکیل داده بودیم که با توجه به درک لزوم آمادگی رزمی، تحت نظر استاد نصرت الله آقایی تکواندو می آموختیم. چون امکانات تمرینی نداشتیم، در زیرزمین منازل خودمان به ستون و دیوار مشت و لگد می زدیم و تمرین می کردیم![
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از خطب شکن، آران و بیدگل یکی از شهرهایی است که از زمان ظهور اولین جرقه های قیام اسلامی مردم ایران در ۱۵ خرداد ۴۲ وارد صحنه شد و توانست تا پایان جنگ تحمیلی با رشادت در صحنه باقی بماند و نام خود را در تاریخ ثبت کند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, خطب شکن,در این میان یکی از کسانی که علاوه بر حضور در صحنه های مبارزه، در سنین جوانی اقدام به جمع آوری اسناد و نوشتن وقایع دوران مقارن انقلاب کرده ابوالقاسم (حسین) معینی است. او خاطرات بسیاری از نحوه ی حضور مردم در تظاهرات و فعالیت های انقلابی جوانان این خطه دارد.
,به همین مناسبت در گفتگویی در یکی از روزهای دهه ی فجر، با وی در مورد حال و هوای روزهای پیش از پیروزی انقلاب و فعالیت های وی در ثبت خاطرات و رویدادهای آن زمان به صحبت پرداخته ایم.
,نوشتن این یادداشتها را از چه زمانی شروع کردید؟
, نوشتن این یادداشتها را از چه زمانی شروع کردید؟, نوشتن این یادداشتها را از چه زمانی شروع کردید؟,از سال ۵۶، زمانی که مبارزات مردم اوج گرفت، کم کم فکر نوشتن وقایع روزانهی انقلاب در آران و بیدگل نیز به ذهن بنده و آقای اکبر مسجدی رسید. آن زمان ما ۱۶ سال سن داشتیم…
, ,
,
, به نظر چنین کاری از سوی نوجوانانی در این سنین بعید به نظر میرسد. آیا کسی پیشنهاد این کار را به شما داد یا شما را به این کار تشویق کرد؟
, به نظر چنین کاری از سوی نوجوانانی در این سنین بعید به نظر میرسد. آیا کسی پیشنهاد این کار را به شما داد یا شما را به این کار تشویق کرد؟, به نظر چنین کاری از سوی نوجوانانی در این سنین بعید به نظر میرسد. آیا کسی پیشنهاد این کار را به شما داد یا شما را به این کار تشویق کرد؟,این ابتکاری از خود ما بود… شما ببینید انقلاب چه کرده بود که جوانانی در این سن و سال دیدگاههای بلندی داشتند که به کارهای این چنینی دست میزدند. اصلا اگر در تاریخ انقلاب تحقیق کنید، میبینید بیشتر کار مبارزات بر عهدهی جوانانی در همین سنین بود. کار بزرگی که این جوانان انجام دادند در تصور نمیگنجد، همان طور که در همان زمانها یادم میآید پیرمردها و کسانی که پا در میانسالی گذاشته بودند، ما را از مبارزه منع میکردند و پیروزی نهضت اسلامی را نشدنی میدانستند…
,آن چه در جریان انقلاب اسلامی رخ داد، واقعا همان چیزی بود که در معنای لفظ انقلاب نهفته است. یعنی در درون همه تحول و دگرگونی رخ داد، آن هم تحولاتی که اکثرا در اختیار خود انسانها نبود، بلکه از جوشش درونی انسانها سرچشمه میگرفت.
,از شروع نوشتن یادداشتها بگویید؛ نخستین روزی که این یادداشتها را آغاز کردید چه تاریخی بود؟
, از شروع نوشتن یادداشتها بگویید؛ نخستین روزی که این یادداشتها را آغاز کردید چه تاریخی بود؟, از شروع نوشتن یادداشتها بگویید؛ نخستین روزی که این یادداشتها را آغاز کردید چه تاریخی بود؟,تقریبا از ۱۹ دی ۵۶ بود که موج جدید انقلاب مردم با قیام شهر قم آغاز شد. به تبع اتفاقی که در قم رخ داد، مردم آران و بیدگل هم واکنش نشان دادند و وارد صحنه شدند. در واقع وقتی مراجع تقلید در چهلم شهدای قیام قم اعلام عزای عمومی کردند، مردم به صورت سراسری وارد صحنه شدند و در ۲۹ بهمن ۵۶ در اکثر نقاط ایران تظاهرات برپا بود. این سرآغاز قیامهایی بود که به صورت برگزاری مراسم چهلم شکل میگرفت.
,آران و بیدگل یکی از شهرهایی بود که در همین تاریخ به صورت جدی به میدان آمد. یادداشتهای بنده از ۱۹ دی ماه ۵۶ آغاز شده است. بعد از آن جلسهای در یادبود شهدای قم در سرکوچه یخچال (معروف به زیارت تازه) برگزار شد. یادم میآید آن روز واعظی از قم برای سخنرانی دعوت شده بود و بعد از مراسم تظاهراتی برگزار نشد. نخستین تظاهرات آن زمان در محل امامزاده محمدهلال(ع) برگزار شد و از آن به بعد این مکان به عنوان کانون تجمع انقلابیون و مرکز شکل گیری حرکتهای معترضانه به رژیم شاه شد.
, ,
,
, یعنی اولین تظاهراتهایی که در شهرستان انجام شد از آن زمان شکل گرفت؟
, یعنی اولین تظاهراتهایی که در شهرستان انجام شد از آن زمان شکل گرفت؟, یعنی اولین تظاهراتهایی که در شهرستان انجام شد از آن زمان شکل گرفت؟,بله! اگر یادتان باشد تا همین چند سال پیش که هشتیهای قدیمی آستان پا بر جا بود، حوضی وسط صحن اصلی قرار داشت. این حوض محلی بود که مردم گرد آن جمع میشدند و تظاهرات را شکل میدادند. به خاطر دارم که نخستین راهپیماییها به همین شیوه و با پیش قدم شدن شماری از دانش اموزان آن روز ایجاد شد. اول همه با حالتی انقلابی و با شور حماسی صلوات میفرستادند، چند بار «درود بر خمینی» میگفتند و سپس «مرگ بر شاه» را شروع میکردند.
,البته ابتدا تظاهراتها به صورت راهپیمایی سراسری در شهر نمود پیدا نمیکرد و تنها به تجمع در صحن امامزاده محمدهلال(ع) محدود میشد. ولی کم کم مردم در خیابانها هم راه پیدا کردند و راهپیماییهای روزانه آغاز شد. حتی شبها هم درگیری رخ میداد. ما هم در پایان همان روزهایی که اتفاقات رخ میداد با آقای مسجدی مینشستیم و وقایع را مینوشتیم.
,تقریبا پس از آبان سال ۵۷ دیگر کسی نبود که نسبت به تظاهرات بی تفاوت باشد و همه وارد میدان شدند، تا آن که پس از ورود امام(ره) حتی آنان که معاند هم بودند، فهمیدند توان مقاومت در مقابل مردم را ندارند…
,آران و بیدگل بخش کوچکی بود ولی با این حال ماموران گارد برای کنترل مبارزات آن راهی شهر شده بودند…
, آران و بیدگل بخش کوچکی بود ولی با این حال ماموران گارد برای کنترل مبارزات آن راهی شهر شده بودند…, آران و بیدگل بخش کوچکی بود ولی با این حال ماموران گارد برای کنترل مبارزات آن راهی شهر شده بودند…,این به خاطر آن بود که پس از ۱۷ شهریور در شهرستان همیشه درگیریهای شدیدی در جریان بود. آران و بیدگل هم به خاطر آن که در سال ۴۲ وارد میدان شده بود، به زعم نیروهای شاهنشاهی به عنوان یکی از شهرهای آشوبگر شناخته میشد. با این حال به مرور حضور ماموران هیچ تاثیری در فعالیت و تظاهرات مردم نداشت.
,اگر ممکن است در مورد شکل راهپیمایی و شکل گیری شعارهای مردمی هم توضیح دهید…
, اگر ممکن است در مورد شکل راهپیمایی و شکل گیری شعارهای مردمی هم توضیح دهید…, اگر ممکن است در مورد شکل راهپیمایی و شکل گیری شعارهای مردمی هم توضیح دهید…,اتفاقا من در دفتری جداگانه شعارهای راهپیماییها را نیز گردآوری کردهام. شعارهای آن زمان علاوه بر وزن و ریتم، محتوا و مضامینی زیبا داشت. تمام این شعارها فیالبداهه تولید میشد. خیلی وقتها یک نفر که اصلا سابقهی شاعری و حتی سواد درست و حسابی نداشت یک دو بیتی میگفت و مردم آن را به عنوان شعار تکرار میکردند.
,بیشتر راهپیماییها شبیه دستههای عزاداری سنتی شهرستان بود و مردم در دو دسته شعارها را در جواب یکدیگر میخواندند. گاهی هم یک نفر یک یا چند بیت را میخواند و جمعیت به او پاسخ میگفتند. حتی ممکن بود مردان و زنان شعارهایی را در پاسخ به هم بخوانند.
,فکر میکنم شما دانش آموز دبیرستان شهید عبداللهی بودید که یکی از مهم ترین مراکز هدایت راهپیماییها به شمار میرفت؟
, فکر میکنم شما دانش آموز دبیرستان شهید عبداللهی بودید که یکی از مهم ترین مراکز هدایت راهپیماییها به شمار میرفت؟, فکر میکنم شما دانش آموز دبیرستان شهید عبداللهی بودید که یکی از مهم ترین مراکز هدایت راهپیماییها به شمار میرفت؟,بله! حتی در این دفتر در مورد برگزاری یک راهپیمایی از سوی دانش آموزان نوشته شده که خواستههایی از سوی دانش آموزان در آن مطرح شده است؛ تظاهراتی که حتی برخی معلمان نیز در آن حضور داشتند.
,در این تظاهرات نمایندهی دانش آموزان (مهندس نیکوفر) در مقابل جمعیت ایستاد و بیانیهی آنان را قرائت کرد. در این بیانیه چند درخواست مطرح شده بود که تغییر نام این آموزشگاه از کاشانچی به شهیدان عبداللهی از آن جمله بود. برکناری آقای احمد بهنژاد از معاونت و اکبر شهرزادی از پست امور تربیتی اداره آموزش و پرورش در آران و بیدگل، ایجاد کتابخانه و نمازخانه برای دبیرستان، افزایش تعداد کلاسها و آسفالت حیاط دبیرستان و بیمههای درمانی برای دانش آموزان از دیگر خواستههایی بود که در این بیانیه مطرح شد.
,نگاه کنید! این خواستهها کاملا معقول و بر اساس مطالبات به حق دانش آموزان آن زمان است. آن طور که برخی معارضان میخواهند جلوه دهند، اصلا انقلاب بر اساس احساسات زودگذر نبود و همه به دنبال حق خود بودند. دانش آموزان در حدود فعالیتهای اجتماعی و تحصیلی خود خواستار حقوق خود بودند…
, ,
,
, با توجه به آن که آن زمان رسانهها به این شکل امروزی گسترش پیدا نکرده بود، چگونه از اخبار و وقایع انقلاب خصوصا در شهرهایی مثل تهران با خبر میشدید؟
, با توجه به آن که آن زمان رسانهها به این شکل امروزی گسترش پیدا نکرده بود، چگونه از اخبار و وقایع انقلاب خصوصا در شهرهایی مثل تهران با خبر میشدید؟, با توجه به آن که آن زمان رسانهها به این شکل امروزی گسترش پیدا نکرده بود، چگونه از اخبار و وقایع انقلاب خصوصا در شهرهایی مثل تهران با خبر میشدید؟,درست است! آن زمان مکاتبات به وسیلهی نامه و از طریق ادارهی پست بود، تلفن هم به این شکلی که الان گسترش یافته است، وجود نداشت. برای همین اخبار خیلی کُند منتقل میشد و اطلاع رسانی سخت بود. با این حال خبرها و اعلامیهها و پیامهای امام(ره) در کمتر از ۲۴ ساعت به دست مردم میرسید. رفت و آمدهای مستمری که فعالان انقلابی با قم داشتند باعث میشد خبرها در اسرع وقت به آران و بیدگل برسد.
,نحوهی تکثیر و توزیع این اعلامیهها چگونه بود؟
, نحوهی تکثیر و توزیع این اعلامیهها چگونه بود؟, نحوهی تکثیر و توزیع این اعلامیهها چگونه بود؟,آن زمان پیامهایی که روی نوار ضبط میشد یا به صورت دست نویس به انقلابیون میرسید، با یک دستگاه تایپ که از آموزش و پرورش دزدیده بودند تایپ میشد و با یک دستگاه تکثیر که آن هم از یک ادارهی دولتی دزدیده شده بود، تکثیر و سپس توزیع میشد.
,آن زمان ساواک به شدت به وجود دستگاه تایپ و تکثیر حساس بود و اگر این دستگاهها در منزل کسی وجود داشت، مورد سوءظن قرار میگرفت. برای همین چارهای جز دزدیدن این دستگاهها برای افراد انقلابی باقی نمیماند.
,شما آن زمان نمیدانستید که قرار است انقلاب پیروز شود. از این که به خاطر این کار دستگیر شوید و با شما برخورد شود نگران نبودید؟
, شما آن زمان نمیدانستید که قرار است انقلاب پیروز شود. از این که به خاطر این کار دستگیر شوید و با شما برخورد شود نگران نبودید؟, شما آن زمان نمیدانستید که قرار است انقلاب پیروز شود. از این که به خاطر این کار دستگیر شوید و با شما برخورد شود نگران نبودید؟,ما جزء افرادی بودیم که اعلامیه و نوارهای سخنرانی امام را در شهر توزیع میکردیم، برای همین حواسمان را خوب جمع میکردیم و مواظب اصول امنیتی بودیم. سازماندهی بسیار منحصر به فردی در جریان تبلیغات انقلابی وجود داشت که هیچ کس نمیتوانست آن را تشخیص دهد. شهید عین الله نیکوفر یکی از کسانی بود که به عنوان سر تیم تبلیغات و توزیع اعلامیهها، مکرر به قم سفر میکرد و تشکیلاتی برای اطلاع رسانی وقایع در شهرستان ایجاد کرده بود.
,او و چند تن از دوستان معتمد او، در محله افرادی را که صلاحیت داشتند شناسایی میکردند و شبانه اعلامیهها را در منازل آنان میانداختند. کاغذی هم همراه با کروکی محلی که باید اعلامیهها را در آن جا پخش کند در بین آنها قرار میدادند. شیوهی کار شهید نیکوفر طوری بود که خود افراد توزیع کننده نمیدانستند با چه کسانی در ارتباط هستند و از جانب چه کسانی دستور میگیرند…
,در زیرزمین منزل پدری بنده، یک دار قالی وجود داشت که خودم روی آن کار میکردم. بعد از آن که اکبر مسجدی وقایع را به صورت شفاهی میگفت و من مینوشتم، دفتر را بین دوخت قالی پنهان میکردیم تا امکان شناسایی آن وجود نداشته باشد.
,غیر از این کارها چه فعالیتهای دیگری در زمان مبارزات انجام میدادید؟
, غیر از این کارها چه فعالیتهای دیگری در زمان مبارزات انجام میدادید؟, غیر از این کارها چه فعالیتهای دیگری در زمان مبارزات انجام میدادید؟,قبل از انقلاب بنده با چند نفر از دوستان گروهی زیرزمینی تشکیل داده بودیم. با همفکریهایی که انجام دادیم به این نتیجه رسیدیم که در آینده باید آمادگی فعالیتهای میدانی و عملیاتی هم داشته باشیم. برای همین تحت نظر استان نصرت الله آقایی که به تازگی از تهران برگشته بود شروع به آموختن تکواندو کردیم. چون امکانات تمرینی هم نداشتیم، در زیرزمین منازل خودمان با ستون و دیوار تمرین میکردیم.
, ,
,
, حال و هوای مردم در زمان ورود امام(ره) به ایران چگونه بود؟
, حال و هوای مردم در زمان ورود امام(ره) به ایران چگونه بود؟, حال و هوای مردم در زمان ورود امام(ره) به ایران چگونه بود؟,آن زمان با توجه به فقر شدیدی که در این منطقه وجود داشت، شاید در آران و بیدگل تعداد تلویزیونها به ۱۰ تا هم نمیرسید. بعد از آن که قرار شد تلویزیون ورود امام(ره) را پخش کند همه در منزل افرادی که تلویزیون داشتند جمع شدند. فکر کنید هر جا یک تلویزیون ۱۴ اینچ بود، صدها نفر نشسته بودند تا لحظهی ورود امام(ره) را ببینند… ناگهان وسط مراسم ورود امام(ره)، تلویزیون پخش زنده را قطع و شروع به پخش سرود شاهنشاهی کرد. با اعتراضاتی که انجام شد دوباره پخش مراسم از سر گرفته شد…
,من حال و هوای آن روزهای مردم را شبیه انتظاری که برای فرج وجود دارد توصیف میکنم. مردم دائما منتظر بودند امام(ره) به عنوان منجی وارد ایران شود و کار خود را تمام کند و انقلاب به پیروزی برسد.
,در این مجموعهی شما عکسهایی هم وجود دارد. این تصاویر را از کجا تهیه کردهاید؟
, در این مجموعهی شما عکسهایی هم وجود دارد. این تصاویر را از کجا تهیه کردهاید؟, در این مجموعهی شما عکسهایی هم وجود دارد. این تصاویر را از کجا تهیه کردهاید؟,بعد از مدتی که این یادداشتها را نوشتیم، فکر کردیم بد نیست آن را مصور کنیم. به همین خاطر با استفاده از دوربینی که شهید کاظمی داشت، عکسهایی را از تظاهرات گرفتیم. او در زیرزمین خانهشان تاریک خانهای برای ظهور عکسها درست کرده بود. عکسهایی که در این دفتر وجود دارد همان اصل عکسهای آن روز است که بعدا از روی آن عکسهای دیگری کپی و منتشر شد.
,نگارش وقایع تا کی ادامه پیدا کرد؟
, نگارش وقایع تا کی ادامه پیدا کرد؟, نگارش وقایع تا کی ادامه پیدا کرد؟,در زمان پیروزی انقلاب، هر کدام از ما در جایی مشغول به خدمت شدیم. برای همین فقط تا روز ۱۵ بهمن به نوشتن وقایع پرداختیم. حتی این دفتر مدتها بین دار قالی مانده بود.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه