حکایت علی پورسجادی از روزهایی که شاعر شد:
از سروده های انقلابی تا پرداختن به موضوعات اجتماعی دردیوان شاعر کرد زبان
علی پورسجادی شاعری است که در ادبیات و شعر کردی فعالیت دارد و سروده های در موضوعات انقلابی و اجتماعی در سروده های او که با زبان شیرین کردی است به چشم می خورد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از بازی دراز، علی پورسجادی فرزند محمدقلی متولد سال 1337 شمسی در ماهیدشت است که سالهاست در سرپلذهاب ساکن است وی شروع شعر گفتن خود را این گونه روایت می کند ((در کودکی سخت مریض شدم
طوری که خانواده از من قطع امید کرده بودن، در خواب کسی به من گفت که در وصف حضرت علی
(ع) شعر بگو و با هر بیت شعر از پله یی بالا می رفتم و تا اینکه در یک اتاق با فضایی روحانی در
جمعی ظاهر شدم که همگی شعر می گفتن. وقتی از خواب برخاستم به مرور بهبود یافتم و سلامتم را
به دست آوردم و از همان زمان شعر رفیق و همراه من است ))
پورسجادی از سوادن خواندن و نوشتن بی بهره است و تنها از طبع جوشان و حافظه خوبش استفاده می کند. اشعار او کردی و بیشتر در قالب مثنوی ده هجایی است. که بیشتر در مدح معصومین و وصف طبیعت و گاهی مضامین اجتماعی است. ضمناینکه با شاعران کردی چون ((شاکه و خان منصور ))آشناست و از دریای گسترده ی ادبیات شفاهی هم بهره می برد))
,
,
,
,
,

مناجات
یا رب بنازم من وه ناز تو قیامت بویمن سرفراز تو
یا رب بنازم من وه درگای تو ذکر نامده سحر تا وه سو
سحر تا وه سو ذکر نامده آیه ی قرآن وه کلامده
یا رب تو حاکم تو خود حکیمی کجی ها ئیمە ت مستقیمی
له دو جهان ت دیریدن نقش بنده گناهکار تنیش گناه بخش
دل سرگردان پریشانیمه ئەر گناهکارم له نادانیمه
یا رب وه حرمت شو بی خواوان وه روی عدالت نگری تاوان
دخیل یا خدا کرم بی شمار له واده ی حساو کرم بوه کار
بنده ضعیفه نیری توانا بخشش ها له ت حکیم دانا
ئەر له گنایلم هەل گری پرده له ناو بندگان م رنگم زرده
سجده وه ت بم ایزد منان تمام گنایل ت کیدن پنهان
دسم وه دامان کس بی کسان نجات دهنده ی ت له دو جهان
پناهنده ت بویمه پرت بویمه وه بس دردم دوا که درمان هرچی هس
, ,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
-----------------------------------------------------------------------
دردم دوا کید له ی دنیای فانی دوای درد م خدا ت زانی
دوای دردگه م بخشش توه گنام سنگینه چمانی کوه
گنام سنگینه نیرم توانا برس وه دادم ئە ی خدای دانا
له دس و له پا م ناتوانم خدا چه بکه م قفله زوانم
دخیل ئەی خدا م بنده ی تونم رحمت فراوان بی وفا منم
م خو کس نیرم ت بویدن کسم له روژ ازل ت گردی دسم
مشکل فراوان بوید فریاد رسم طاقتم نمن قطع بوی نفسم
اسم خداوند داشتوین له یاد دی عرضی نیرم ختم مناجات
,
,
,
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه