گفتگو با اولین جانباز دوران انقلاب در محلات
اصابت تیر به سرم در اولین روز حضور در تظاهراتهای محلات/تنها امید پزشکان به شعارهای "الله اکبر"ی بود که در حالت بیهوشی به زبان میآوردم
اولین جانباز دوران انقلاب در محلات گفت: قبل از مجروحیت خواب دیده بودم که مورد اصابت گلوله قرار میگیرم به همین دلیل و به اصرار خانواده برای دور شدن از فضای تظاهراتهای تهران به محلات سفر کردم و در اولین روز حضورم در محلات با گلوله مجروح شدم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛سعید رضایی وکیل دادگستری و اولین جانباز تظاهراتهای دوران انقلاب در محلات در گفتگو با خبرنگار صبح محلات از روزهای انقلاب و مجروحیتش چنین گفت: پس از پایان سال اول ابتدایی در سال 49 به همراه خانواده از محلات به تهران مهاجرت کردم و ادامه تحصیلات ابتدایی، راهنمایی و متوسطه را در تهران سپری کردم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سعید رضایی وکیل دادگستری و اولین جانباز تظاهراتهای دوران انقلاب در محلات در گفتگو با خبرنگار صبح محلات از روزهای انقلاب و مجروحیتش چنین گفت: پس از پایان سال اول ابتدایی در سال 49 به همراه خانواده از محلات به تهران مهاجرت کردم و ادامه تحصیلات ابتدایی، راهنمایی و متوسطه را در تهران سپری کردم., صبح محلات, صبح محلات, صبح محلات, صبح محلات,,
وی ادامه داد: به واسطه تحصیل در مجتمع فرهنگی قدس تهران که یک مجموعه آموزش کاملا فرهنگی بود و به واسطه استفاده از دبیرانی همچون شهید رجایی با اسلام و انقلاب و امام خمینی(ره) آشنا شدم و به واسطه آموزههای اسلامی که در این مجتمع آموزشی به دانش آموزان ارائه میشد با مبانی اسلام و مبارزه با استبداد آشنا شدم.
,,

, ,
رضایی با اشاره به حضور خود در اجتماعات ضد حکومت ستم شاهی گفت: با اوج گیری انقلاب و تظاهراتها من هم به همراه دیگر دانش آموزان مدرسه پس از حضور در مدرسه کلاسهای درس را تعطیل میکردیم و با حضور در محوطه دانشگاه تهران و خیابانهای اطراف آن همراه با دانشجویان به تظاهرات و راهپیمایی مشغول بودیم و این تقریبا کار هر روز ما شده بود.
,,
وی با اشاره به دیدن خواب تیر خوردن و مجروح شدنش در تظاهرات گفت: شب روز درگیری و تیر اندازی مامورین ستم شاهی در اطراف دانشگاه تهران خواب دیدم که در یکی از تظاهراتها تیر خورده و مجروح میشوم، صبح پس از تعریف کردن خواب موجی از نگرانی خانوادهام را فرا گرفت و تا قبل از شب به تصمیم خانواده و جهت دور کردن من از فضای تظاهرات در تهران به محلات سفر کردیم.
,,
رضایی ادامه داد: به محض ورود به محلات متوجه شدیم آیت الله سید طه مقدسی که آن روزها بچههای انقلابی محلات گرد ایشان جمع شده بودند توسط ساواک بازداشت شده است و با هماهنگی قرار بود تمام مردم شب هنگام در پشت بام منازل شعار داده و با این موضوع مخالفت کنند و صبح فردا نیز با اجتماع در چهارراه قیام سابق یا میدان نماز کنونی با تظاهرات نسبت به این اقدام ساواک اعتراض کنند و من نیز به همراه خانواده شب هنگام در پشت بام شعار دادیم و صبح نیز برای تظاهرات به مسجد القائم که مرکز فعالیتهای انقلابی بود مراجعه کردیم.
,,

, ,
با حضور و جمع شدن مردم در اطراف مسجد و فریاد زدن شعارهای انقلابی هر لحظه جمعیت آماده خروش میشد که مامورین به سمت مردم تیر اندازی کردند و من از ناحیه سر و دو نفر از آقایان حاضر در جمعیت از ناحیه پا و یک خانم که در کنار جوی آب در حال شستن لباس بود از ناحیه دست مجروح شدیم.
,,
از آنجایی که تیر به ناحیه سرم اصابت کرده و مغز نیز دچار آسیب جدی شده بود، کاملا بیهوش شدم و از اتفاقات اطراف هیچ چیزی را به خاطر ندارم تا آن که در بیمارستان، حضرت امام(ره) را در خواب دیدم و این خواب آغاز بازگشت هوشیاری و بهبودی من بود.
,,
به گفته همراهان و خانواده پس از مجروحیت ابتدا به بیمارستان محلات، از آنجا به قم و سپس به تهران اعزام شدم و تمامی این اعزامها در حالی بود که همه از من قطع امید کرده بودند و به واسطه کنترل بیمارستانها توسط ساواک به عنوان بیمار تصادفی در تمامی بیمارستانها بخصوص بیمارستان تهران پذیرش و تحت درمان قرار گرفتم و این درحالی بود که تنها امید پزشکان به شعارهای "الله اکبر"ی بود که در حالت بیهوشی به زبان میآوردم.
,,
شبی در بیمارستان در حالت بیهوشی حضرت امام خمینی(ره) را در خواب دیدم که به ملاقاتم در بیمارستان آمده بود و در برخورد با من دستی به سرم کشید و ابراز امیدواری کرد که به زودی خوب خواهم شد، از فردای آن روز حالم رو به بهبودی رفت و قبل از 12 بهمن و ورود امام به کشور نسبتا خوب شدم و از بیمارستان مرخص شدم.
,,
به خاطر دارم روز بازگشت امام با وجود این که هنوز جراحت سرم کامل خوب نشده بود و به خوبی نمیتوانستم راه بروم با کمک خانواده و مردم برای استقبال از امام رفته بودم و مردم به واسطه مجروحیت من را به دوش خود سوار میکردند تا بتوانم امام خمینی(ره) را ببینم.
,,
این جانباز دوران انقلاب ادامه داد: خاطرم هست امام(ره) در روزهای ابتدایی پیروزی انقلاب و با وجود مشغله زیادی زمانهایی را برای ملاقات با جانبازان و مجروحین تظاهراتها در نظر گرفته بود و من هم به واسطه شهید محلاتی توانستم به ملاقات امام بروم، امام پس از مشاهده زخمهای سرم از احوالم جویا شد و وقتی متوجه شد دست چپم پس از مجروحیت دچار مشکل شده و حس لامسه را از دست داده پس از بوسیدن سرم دستش را روی دستم کشید و گفت: "انشاالله به زودی بهبودی حاصل خواهد شد".
,,
وی ادامه داد: آن روزها برای بهبودی کامل دستم فیزیوتراپی میرفتم و همه نگرانی پزشکان از لمس بودن دستم بود و تلاش میکردند حس لامسه و حرکت را به دست من برگردانند و فردای ملاقاتم با امام(ره) در اتفاقی معجزه آسا حس لامسه به دستم بازگشت به نحوی که موجب تعجب پزشکان مرکز فیزیوتراپی شد و پس از آن روند بهبودی بهتر شد ولی هنوز دست چپم به بهبودی کامل نرسیده است.
,این وکیل دادگستری در پاسخ به این سوال که آیا به تمامی آرمانهای امام(ره) و انقلاب رسیدهایم یا خیر گفت: تمامی پیامهای امام در پیش و پس از انقلاب با محوریت اسلام بود و امام هیچ هدفی جز احیاء اسلام و پس از آن حاکمیت اسلام به خواست مردم در جامعه نداشتند و رابطه بین امام(ره) و مردم و مردم و امام(ره) یک رابطه کاملا عاشقانه بود.
,,
وی ادامه داد: در دستیابی به آرمانهای انقلابی خود هنوز به جایگاه ایدهآل و به حد کمال نرسیدهایم و در جاهایی خلاءهایی وجود دارد که با مراجعه به بیانات امام خمینی(ره) و رهبری درخواهیم یافت نطقه مطلوب چیست و راه رسیدن به آن چگونه است.
,,
این جانباز دوران انقلاب در خاتمه خاطر نشان کرد: اگر در پیاده سازی اسلام به جایگاه مطلوب برسیم قطعا نورانیت اسلام تمام جهان را فرا گرفته و باطل را کنار خواهد زد و یکی از مهمترن راههای رسیدن کامل به این آرمانها و پیاده سازی حکومت واقعی اسلام وحدت و کاهش تنش میان مسئولین نظام است و به فرموده امام راحل "اگر تمامی انبیاء الهی از آدم تا خاتم با هم مبعوث میشدند و در کنار هم بودند ذرهای اختلاف نظر با یکدیگر نداشتند" و ما نیز باید به این جایگاه برسیم.
,,
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه