گزارش؛

حمایت همه جانبه انقلاب اسلامی از زنان/رشد علمی و جایگاه زنان در 37 سال اخیر انکار ناپذیر است

حمایت همه جانبه انقلاب اسلامی از زنان/رشد علمی و جایگاه زنان در 37 سال اخیر انکار ناپذیر است
انقلاب به رهبری بزرگمرد تاریخ اسلام توانست باچنین نگرشی نسبت به زن ،طومار نگرش فاسد ومنحط رژیم پهلوی وغرب را نسبت به زن در هم پیچیده وافق جدید وروشنی فرا روی زنان این مملکت قرار دهد .نگرشی که طبق آن زن ابزار نیست بلکه مبدا ءهمه سعادتهاست ،زن مربی جامعه است .
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از  زنان کویر ،تاریخ حضور زنان د رعرصه های سیاسی – اجتماعی در ایران پیش از ظهور اسلام و قبل ازانقلاب پر فراز و نشیب است ، تا بدانجا که ذکر زوایای پنهان حضور زنان در هر دورهای به فرصتی مفصل نیار دارد اما آنچه در همه ی دروه ها و در میان همه ی تفاوت هابه یک میزان از اهمیت برخوردار است ، ارتباط  تناتنگ خودباوری ملی با خود آگاهی زنان است ، مثلا" در   زمانی که در یونان قدیم زنان حتی شهروند به حساب نمی آمدند و در وجود روح انسانی در نهاد زنان تردید می شد، در ایران پادشاهی ( هما )و جنگ های  ( گرد آفریده )   جزیی از تاریخ نوشته شده است ، زمانی که دختراندر جاهلیت زنده به گور می شدند ، در ایران دختران خسرو پرویز ، آذ ردخت و پوراندخت فرمانروایی می کردند .

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زنان کویر,

بررسی مشارکت سیاسی ، اجتماعی زنان قبل از انقلاب

در دوران بربریت مطلق اروپای شرقی ، زنان مسلمان ایرانی مانند ریحانه ، دختر حسین خوارزمی، تحصیل علم و نجوم و سیاست می کردند وبه تدریس اشتغال داشتند .

حال اگر خواسته باشیم نقش زنان در عرصه های سیاسی قبل از ایران را مورد بررسی قراردهیم ، باید بگوئیم که در آداب ایرانیان کارهای قبیله ای را به عهده می گرفتند و به مقام روحانیت نیز می رسیدند و زنجیر حفظ اتصال خانواده به وسیله زنان صورت میگرفت . آنان دوشادوش مردان کار می کردند و در امور مختلف همکاری داشتند اما چندینمی گذرد که این حضور پررنگ دستخوش تحول می شود و با ورود به دوره ساسانی به یکباره وضع دگرگون می شود تا حدی که زن ایرانی از هیچ شخصیتی بهره مند نیست در ایندوره کار و مشاغل زنان متناسب با طبقه ای بوده که در آن تولد می یافتند و از حقوقو امتیازات اجتماعی کمتری نسبت به مردان برخوردار بودند و سلایقی با تاکید بر خانه نشینی زنان ، آنها را از ورود به مباحث جامعه و حکومت با زمی داشتند تا بدانجایی که بسیاری از مورخان پرهیز از حضور زن در جامعه ی ایرانی را به دوران پیش از اسلامنسبت می دهند .

این خانه نشینی طراحی شده ی قبل از اسلام در ایران، حتی بعد از ورود اسلام نیز ادامه پیدا می کند و زنان بدون اینکه به خانه داریارزشی مورد سفارش اسلام، که در راستای حفظ خانواده و استحکام آن می باشد ، دستیابند به این بی خبری ادامه داده و این خانه نشینی منتهی به حضوری یومیه وناآگاهانه شده و به بهای بی هویت شدن و نابود شدن بخشی از جامعه تداوم می یابد.حتی با ورود جامعه در هیاهوی مشروطه خواهی که وجدان خفته ی جامعه را بیدار می کندو به حرکت در می آورد؛ این زن همچنان سنتی باقی می ماند واگر جای نیز از او حضوری مثبت و موثر ثبت می شود . به تاسی ازمرجعیت دینی است و لاغیر .

به صورت خلاصه زن را در   دوران پیش از انقلاب در دومدل می توان معرفی کرد؛ یکی زن سنتی که زن ایرانی تا قبل از پهلوی است – به صورت ویژه همان زنان دورهی مشروطه و اوجفعالیت احزاب و گروههای سیاسی- و دومی زن مدرنی است که در دوران پهلوی متولد میشود، اما در   آستانه ی انقلاب اسلامی دربهمن 57 ( وقایع قبل و بعد از انقلاب) مدل سومی احیا می شود که سنگ بنای آن با « اقرا » گفتن حضرت ختمی مرتبیت نهاده شده است ، با بصیرت فاطمه الزهرا( سلام الله علیه ) تثبیت می شود و وبا ولایت خواهی حضرت زینب (سلام الله علیه ) به او       می رسد و مجددا" بعد از قریب به چها رده قرن با نفس پاک سلاله ی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم )  احیا و توسط زنان ولایت پذیر ایرانی عینیت می یابد .

حضور سیاسی – اجتماعی زنان در ایران بعد از انقلاب

اما زن بعد از انقلاب ، نه مدل جاهل و سنتی دیروزاست که دلخوش به مذهب و عبادتی قشری، به دور خویش تار غفلت تنیده باشد و نه مدل مدرن و وابسته در دست طراحان بین المللی که برای داشتن آزادی به هر نوع بردگی مدرن تن می دهد بلکه مدلی است متفاوت و البته متعالی .

زنی که در ذهن و باور امام خمینی(ره) نقش می بنددو در دوران منتهی به انقلاب و جنگ به عینیت می رسد ، زنی است از جنس مدل سوم یعنی زنی شیعی ، متعهد و متخلق به سیره ی فاطمی که منش سیاسی – اجتماعی  این بانوی ارجمند را شناخته و به   مر حله ی اجرا در آورده است .

آری زن پرورش یافته در مکتب اسلام و بهره مند ازتربیت انقلابی فاطمه الزهرا(سلام الله علیه) و زینب کبری( سلام الله علیه) در جبهه ی حقیقت طلب امام خمینی(ره) قرار می گیرد و پا در رکاب << ولی >> می نهد و پیش می رود .

این همان مدل متعالی از زن شیعی است که در فرهنگ انقلاب متولد می شود .

فلذا پس از پیروزی انقلاب اسلامی گامهای اساسی درراه نهادینه کردن نظام جدید برداشته شد و بدون هیچ شک و شبهه ای ، زنان در عرصه ی اجتماع فعال و در مسائل سیاسی _ اجتماعی جامعه دخیل شدند و قانون اساسی هیچ محدودیت و یا ممنوعیتی برای شرکت زنان در مسائل سیاسی _ اجتماعی قرار نداد .

زنان در ایران نیز چون سایر دول همواره بدلیل سیاسیت های سنتی و مرد سالارانه در طول تاریخ تحت فشار مضاعف بوده اند . اماانقلاب اسلامی تغییراتی اساسی در این ساختار کور و سلیقه ای پدید آورد که به نوبه ی خود تحولی سیاسی محسوب می شد، چرا که بیش از انقلاب ، استبداد و جامعه ی مردسالار مانع رشد و خود باوری همه جانبه ی زنان بود و ارتباط تنگاتنگ بین استثمار واستبداد با میزان آگاهی و خود باوری زنان این غفلت را تشدید می کرد، زیرا هرچه زنان یک جامعه سطحی نگرتر و مصرفی تر و از آگاهی های سیاسی – اجتماعی  بی خبر تر و بیگانه تر، شرایط غارت به تمام معنای سرمایه های ملی آن جامعه راحت تر خواهد بود .

زن انقلابی در جستجوی تعمق بخشیدن به باوری عمیق از دین ، راه حل غنا بخشیدن به دینداری خود را ، در پیوند دیانت و سیاست مییابد زیرا حیات با وجود زن پیوندی ناگسستنی دارد ، او از مادران خود آموخته است که راز ماندگاری و حیات دینی، تبعیت از مرجعیتی است که پویاست و برای اثبات ارادت به این نوع دینداری ، حتی به قیمت مغضوب واقع شدن سروران حرمسرا، قلیان به سر انگشت نحیف خود می شکند تا همگان بدانند و بخوانند که برای زنان این سرزمین هر عشق وارادتی تا خودر ا در مختصات ولایت تعریف نکند ، معنا نخواهد داشت و حال بعد ازخوابی پریشان ، از غفلتی که رهزن است ، برخاسته و خودر ا در دامان همان پیوندانکار ناپذیر سیاست و دیانت یافته و نسبت به تاراج باورهایش خودر ا مسئول دانسته وبه پشتوانه ی همان مرجعیت ، تمام غیرت دینی خود را به یاری طلبیده تا بساط کفر وطاغوت را درهم بشکند .

آری امام (ره) تداوم انقلاب را منوط به آگاهی وبصیرت مردم دانسته که درهم تنیده با حضور آگاهانه ی زنان جامعه است . همین زنان باردیگر لبیکی جانانه به ندای ولی خود گفته و بعد از تحمل خستگی یک مبارزه ی طولانی بدون لحظه ای آسودن، عرصه ی سخت تری از استقامت را تجربه کردند و هشت سال تمام ،مصداق تمام قد << فاستقم کما امرت >> شدند .

حضور این زنان ولایی در جنگ فقط به پشت جبهه خلاصه نشد؛ نقش زنان در جنگیدن با دشمن در جنوب و کردستان را هنوز تاریخ   به یاد دارد که زمانی در نقش دفاعی، گاه با نقش حمایتی و حتی به عنوان نیروهای عملیات اطلاعات حضور پیدا کردند .

آنچه در مورد کشور ما حائز اهمیت و قابل توجه است، این است که متاسفانه از اواخر جنگ و شروع دوران سازندگی به علت خلا برنامه ریزی و سازماندهی در حوزه ی زنان و فقدان برنامه های کاربردی در عرصه های فرهنگی، این حضور آگاهانه تداوم نیافت .

آری در این دوران توسعه رفاه محور موضوعیت پیداکرد و هویت اسلامی در حال احیا و بازسازی ، جای خود را به توسعه طلبی در مصرف وتنوع داد وگویی اباحه گری در تمام ارکان اجرایی و رسانه ای رسوخ کرد و همزمان باشروع دوران سازندگی ، زنان پیش قراول مصرف گرایی شدند و راه به ترکستان بردند !!.

بعد از مدتی وضع اسف بار تر شد زیرا بی تفاوتی به تاثیر حضور زنان به علت اولویت یافتن امر توسعه! منجر شد تا حرافانی به متن وقایع یومیه در عرصه های اجتماعی کشیده شوند و جسارت نظریه پردازی یابند ، که معاندت شان با نظام و ارزش ها مبرهن بوده است .

اینان آن قدر از خلا سازمان یافته ، عرصه برا ی جولان بلا معاند خود یافتند که با شروع دوران اصلاحات با رشدی فزاینده و تطمیع و غفلت عده ای، سمن های زنانه به تریبون این جریان مبدل شدند وزخم خوردگان سلطنت طلب پوسته ی پنجاه و هفتی خود را کنار نهاده و مدعی ستاندن حقوق به تاراج رفته ی زنان مملکت شدند .

آری غفلت های عامدانه و یا جاهلانه دوران سازندگی و اصلاحات موجب شد   تا ما از رویه ی موردتاکید امام خمینی(ره) و امام خامنه ای غفلت کنیم .

احیای شان ومنزلت زن مسلمان

یکی از دستاوردهای انقلاب اسلامی احیای شان ومنزلت معنوی زنان ودختران است .قبل از انقلاب   ،زنان ودختران این مرز وبوم از شان ومنزلت شایسته ای برخوردار نبودند . اساس انحرافات ومفاسدرژیم پهلوی در قلمرو مسائل مربوط به آنان ،به خاطر دیدگاه ونگرشی بود که به تقلید وتبعیت کور کورانه از غرب نسبت به زن داشتند وبر اساس همین مبنای فکری سیاستهای رژیم نسبت به مسائل مرتبط با زنان شکل می گرفت .

نگرش رژیم پهلوی به زنان نگرشی مادی ،منفعت طلبانه ولذت جویانه بود .دلیل این ادعا استفاده ابزاری از زن بود .

حضرت امام خمینی (ره ) از همان دوران مبارزه به افشاگری این رفتار اهانت آمیز پرداخته و می فرماید : این شاه است که گفته است درک من از زن آن است که باید زیبا و فریبا باشد این شاه است که زنهارا به فساد  می کشاند        

همین نگرش حضرت امام خمینی (ره) نسبت به زنان پس ازپیروزی انقلاب اسلامی نیز استمرار داشت  ایشان می فرمایند:

صلاح وفساد یکجامعه از سلاح وفساد زنان در آن جامعه سرچشمه می گیرد .زن ،یکتا موجودی است که میتواند از دامن خود افرادی به جامعه تحویل دهد که از برکاتش یک جامعه به استقامت وارزشهای والای انسانی کشیده شوند .اگر زنان شجاع وانساز سان از ملتها گرفته شوندملتها به شکست وانحطاط کشیده میشوند   

انقلاب به رهبری بزرگمرد تاریخ اسلام توانست باچنین نگرشی نسبت به زن   ،طومار نگرش فاسدومنحط رژیم پهلوی وغرب را نسبت به زن در هم پیچیده وافق جدید وروشنی فرا روی زنان این مملکت قرار دهد .نگرشی که طبق آن زن بزار نیست بلکه مبدا ءهمه سعادتهاست ،زن مربی جامعه است .

بر زنان ودختران و دختران ایران اسلامیست که قدردان این دستاورد بزرگ ومهم انقلاب اسلامی بوده وبه شایستگی از آن حراست وحفاظت نمایند واجازه ندهند که مجددا دستخوش دگرگونی شود .  

ایجاد تحول روحی در زنان  

از دیگر دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران، ایجادروحیه شجاعت ، فداکاری ، شهید پروری و نیز تحولات روحی و   فکری  عمیق و گسترده در بین زنان این مرزو بوم است . متاسفانه در رژیم منحوس پهلویزنان باور کرده بودند که شان و جایگاه و هویت آنان عمدتا" به ظاهرشان ونیزطرز لباس و آرایش خلاصه می شود و به همین دلیل بخش عمده ای از زنان و دختران نقش مهم و موثری در اداره امور جامعه نداشته و به وسیله ای برای ارضای هوسهای سیری ناپذیر مردان شهوتران و ابزاری برای کسب درآمد و سود سرشار ثروتمندان تبدیل شده بودند .

پیروزی انقلاب اسلامی ایران، اوضاع را دگرگون کردهو تحول روحی و فکری عظیمی را در زنان و دختران به وجود آورد و آنان را از موجودیضعیف و ترسو گرفتار ظاهر و لباس و آرایش ، به انسانهایی شجاع و فداکار ، شهید پرور، مقاوم و صبور ، فعال و خدمتگزار تبدیل کرده و نقش   واقعی آنان را در محیط خانوادگی و اجتماعیاحیاء نمود .

به برکت انقلاب اسلامی ، زنان ایران اسلامی ازچنان شجاعتی برخوردار شدند که نه تنها از فرستادن فرزندان خود به صحنه های دفاع مقدس و مبارزه با رژیم متجاوز عراق ترسی نداشتند ، بلکه خود نیز مشوق اعزام آنهابه جبهه ها بودند .

به برکت انقلاب اسلامی ، زنان و دختران ایران اسلامی در عرصه های سازندگی ، فعالیتهای اجتماعی ، خدمات پشتیبانی از جبهه ها نیزحضوری گسترده و فعال از خود نشان داده و جلوه دیگری از تحولات روحی و فکری ایجادشده در خود را به نمایش گذاشتند . اگر تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ، طلا و جواهرانبه عنوان یکی از مهمترین علائق خانمها محسوب شده و به دست آوردن و به نمایش گذاشتن آنها توسط زنان یک ارزش تلق می گردید ، پس از انقلاب ، ارزشهای والاتری در خانمهاجایگزین این ارزشهای کاذب گردیده و زنان و دختران ایثارگر ، به اهداء طلا وجواهرات حتی حلقه های نامزدی خویش برای حمایت و پشتیبانی از هزینه های جیهه های دفاع مقدس مبادرت ورزیدند .

افزایش حضور دختران و زنان در مراکز علمی

تعداد دانشجویان زن   در سال های پیش از انقلاب بسیار کم بوده ولی بهبرکت انقلاب اسلامی امروز به آن چنان رشدی رسیده که در بعضی از رشته ها وجوددانشجویان   زن بیش از نیمی از دانشجویان مرد است .

در زمینه امور پژوهشی ، تحقیقاتی و طرحهای اختراعی نیز زنان و دختران به موفقیت های فزاینده ای دست پیدا

کرده اند .

حمایت  همه جانبه از زنان

یکی از دیگر از دستاوردهای انقلاب، حمایت ویژه اززنان در امور مختلف فردی ، خانوادگی و اجتماعی می باشد. این حمایت که در قانون اساسی و قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی و در مصوبه ها و آئین نامه های دولت   پیش بینی شده است . در ابعاد مختلف اجتماعی ،خانوادگی ، از زنان و دختران به حمایت می پردازد .

پی نوشت: راسخون

انتهای پیام/

 

,

بررسی مشارکت سیاسی ، اجتماعی زنان قبل از انقلاب

در دوران بربریت مطلق اروپای شرقی ، زنان مسلمان ایرانی مانند ریحانه ، دختر حسین خوارزمی، تحصیل علم و نجوم و سیاست می کردند وبه تدریس اشتغال داشتند .

حال اگر خواسته باشیم نقش زنان در عرصه های سیاسی قبل از ایران را مورد بررسی قراردهیم ، باید بگوئیم که در آداب ایرانیان کارهای قبیله ای را به عهده می گرفتند و به مقام روحانیت نیز می رسیدند و زنجیر حفظ اتصال خانواده به وسیله زنان صورت میگرفت . آنان دوشادوش مردان کار می کردند و در امور مختلف همکاری داشتند اما چندینمی گذرد که این حضور پررنگ دستخوش تحول می شود و با ورود به دوره ساسانی به یکباره وضع دگرگون می شود تا حدی که زن ایرانی از هیچ شخصیتی بهره مند نیست در ایندوره کار و مشاغل زنان متناسب با طبقه ای بوده که در آن تولد می یافتند و از حقوقو امتیازات اجتماعی کمتری نسبت به مردان برخوردار بودند و سلایقی با تاکید بر خانه نشینی زنان ، آنها را از ورود به مباحث جامعه و حکومت با زمی داشتند تا بدانجایی که بسیاری از مورخان پرهیز از حضور زن در جامعه ی ایرانی را به دوران پیش از اسلامنسبت می دهند .

این خانه نشینی طراحی شده ی قبل از اسلام در ایران، حتی بعد از ورود اسلام نیز ادامه پیدا می کند و زنان بدون اینکه به خانه داریارزشی مورد سفارش اسلام، که در راستای حفظ خانواده و استحکام آن می باشد ، دستیابند به این بی خبری ادامه داده و این خانه نشینی منتهی به حضوری یومیه وناآگاهانه شده و به بهای بی هویت شدن و نابود شدن بخشی از جامعه تداوم می یابد.حتی با ورود جامعه در هیاهوی مشروطه خواهی که وجدان خفته ی جامعه را بیدار می کندو به حرکت در می آورد؛ این زن همچنان سنتی باقی می ماند واگر جای نیز از او حضوری مثبت و موثر ثبت می شود . به تاسی ازمرجعیت دینی است و لاغیر .

به صورت خلاصه زن را در   دوران پیش از انقلاب در دومدل می توان معرفی کرد؛ یکی زن سنتی که زن ایرانی تا قبل از پهلوی است – به صورت ویژه همان زنان دورهی مشروطه و اوجفعالیت احزاب و گروههای سیاسی- و دومی زن مدرنی است که در دوران پهلوی متولد میشود، اما در   آستانه ی انقلاب اسلامی دربهمن 57 ( وقایع قبل و بعد از انقلاب) مدل سومی احیا می شود که سنگ بنای آن با « اقرا » گفتن حضرت ختمی مرتبیت نهاده شده است ، با بصیرت فاطمه الزهرا( سلام الله علیه ) تثبیت می شود و وبا ولایت خواهی حضرت زینب (سلام الله علیه ) به او       می رسد و مجددا" بعد از قریب به چها رده قرن با نفس پاک سلاله ی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم )  احیا و توسط زنان ولایت پذیر ایرانی عینیت می یابد .

حضور سیاسی – اجتماعی زنان در ایران بعد از انقلاب

اما زن بعد از انقلاب ، نه مدل جاهل و سنتی دیروزاست که دلخوش به مذهب و عبادتی قشری، به دور خویش تار غفلت تنیده باشد و نه مدل مدرن و وابسته در دست طراحان بین المللی که برای داشتن آزادی به هر نوع بردگی مدرن تن می دهد بلکه مدلی است متفاوت و البته متعالی .

زنی که در ذهن و باور امام خمینی(ره) نقش می بنددو در دوران منتهی به انقلاب و جنگ به عینیت می رسد ، زنی است از جنس مدل سوم یعنی زنی شیعی ، متعهد و متخلق به سیره ی فاطمی که منش سیاسی – اجتماعی  این بانوی ارجمند را شناخته و به   مر حله ی اجرا در آورده است .

آری زن پرورش یافته در مکتب اسلام و بهره مند ازتربیت انقلابی فاطمه الزهرا(سلام الله علیه) و زینب کبری( سلام الله علیه) در جبهه ی حقیقت طلب امام خمینی(ره) قرار می گیرد و پا در رکاب << ولی >> می نهد و پیش می رود .

این همان مدل متعالی از زن شیعی است که در فرهنگ انقلاب متولد می شود .

فلذا پس از پیروزی انقلاب اسلامی گامهای اساسی درراه نهادینه کردن نظام جدید برداشته شد و بدون هیچ شک و شبهه ای ، زنان در عرصه ی اجتماع فعال و در مسائل سیاسی _ اجتماعی جامعه دخیل شدند و قانون اساسی هیچ محدودیت و یا ممنوعیتی برای شرکت زنان در مسائل سیاسی _ اجتماعی قرار نداد .

زنان در ایران نیز چون سایر دول همواره بدلیل سیاسیت های سنتی و مرد سالارانه در طول تاریخ تحت فشار مضاعف بوده اند . اماانقلاب اسلامی تغییراتی اساسی در این ساختار کور و سلیقه ای پدید آورد که به نوبه ی خود تحولی سیاسی محسوب می شد، چرا که بیش از انقلاب ، استبداد و جامعه ی مردسالار مانع رشد و خود باوری همه جانبه ی زنان بود و ارتباط تنگاتنگ بین استثمار واستبداد با میزان آگاهی و خود باوری زنان این غفلت را تشدید می کرد، زیرا هرچه زنان یک جامعه سطحی نگرتر و مصرفی تر و از آگاهی های سیاسی – اجتماعی  بی خبر تر و بیگانه تر، شرایط غارت به تمام معنای سرمایه های ملی آن جامعه راحت تر خواهد بود .

زن انقلابی در جستجوی تعمق بخشیدن به باوری عمیق از دین ، راه حل غنا بخشیدن به دینداری خود را ، در پیوند دیانت و سیاست مییابد زیرا حیات با وجود زن پیوندی ناگسستنی دارد ، او از مادران خود آموخته است که راز ماندگاری و حیات دینی، تبعیت از مرجعیتی است که پویاست و برای اثبات ارادت به این نوع دینداری ، حتی به قیمت مغضوب واقع شدن سروران حرمسرا، قلیان به سر انگشت نحیف خود می شکند تا همگان بدانند و بخوانند که برای زنان این سرزمین هر عشق وارادتی تا خودر ا در مختصات ولایت تعریف نکند ، معنا نخواهد داشت و حال بعد ازخوابی پریشان ، از غفلتی که رهزن است ، برخاسته و خودر ا در دامان همان پیوندانکار ناپذیر سیاست و دیانت یافته و نسبت به تاراج باورهایش خودر ا مسئول دانسته وبه پشتوانه ی همان مرجعیت ، تمام غیرت دینی خود را به یاری طلبیده تا بساط کفر وطاغوت را درهم بشکند .

آری امام (ره) تداوم انقلاب را منوط به آگاهی وبصیرت مردم دانسته که درهم تنیده با حضور آگاهانه ی زنان جامعه است . همین زنان باردیگر لبیکی جانانه به ندای ولی خود گفته و بعد از تحمل خستگی یک مبارزه ی طولانی بدون لحظه ای آسودن، عرصه ی سخت تری از استقامت را تجربه کردند و هشت سال تمام ،مصداق تمام قد << فاستقم کما امرت >> شدند .

حضور این زنان ولایی در جنگ فقط به پشت جبهه خلاصه نشد؛ نقش زنان در جنگیدن با دشمن در جنوب و کردستان را هنوز تاریخ   به یاد دارد که زمانی در نقش دفاعی، گاه با نقش حمایتی و حتی به عنوان نیروهای عملیات اطلاعات حضور پیدا کردند .

آنچه در مورد کشور ما حائز اهمیت و قابل توجه است، این است که متاسفانه از اواخر جنگ و شروع دوران سازندگی به علت خلا برنامه ریزی و سازماندهی در حوزه ی زنان و فقدان برنامه های کاربردی در عرصه های فرهنگی، این حضور آگاهانه تداوم نیافت .

آری در این دوران توسعه رفاه محور موضوعیت پیداکرد و هویت اسلامی در حال احیا و بازسازی ، جای خود را به توسعه طلبی در مصرف وتنوع داد وگویی اباحه گری در تمام ارکان اجرایی و رسانه ای رسوخ کرد و همزمان باشروع دوران سازندگی ، زنان پیش قراول مصرف گرایی شدند و راه به ترکستان بردند !!.

بعد از مدتی وضع اسف بار تر شد زیرا بی تفاوتی به تاثیر حضور زنان به علت اولویت یافتن امر توسعه! منجر شد تا حرافانی به متن وقایع یومیه در عرصه های اجتماعی کشیده شوند و جسارت نظریه پردازی یابند ، که معاندت شان با نظام و ارزش ها مبرهن بوده است .

اینان آن قدر از خلا سازمان یافته ، عرصه برا ی جولان بلا معاند خود یافتند که با شروع دوران اصلاحات با رشدی فزاینده و تطمیع و غفلت عده ای، سمن های زنانه به تریبون این جریان مبدل شدند وزخم خوردگان سلطنت طلب پوسته ی پنجاه و هفتی خود را کنار نهاده و مدعی ستاندن حقوق به تاراج رفته ی زنان مملکت شدند .

آری غفلت های عامدانه و یا جاهلانه دوران سازندگی و اصلاحات موجب شد   تا ما از رویه ی موردتاکید امام خمینی(ره) و امام خامنه ای غفلت کنیم .

احیای شان ومنزلت زن مسلمان

یکی از دستاوردهای انقلاب اسلامی احیای شان ومنزلت معنوی زنان ودختران است .قبل از انقلاب   ،زنان ودختران این مرز وبوم از شان ومنزلت شایسته ای برخوردار نبودند . اساس انحرافات ومفاسدرژیم پهلوی در قلمرو مسائل مربوط به آنان ،به خاطر دیدگاه ونگرشی بود که به تقلید وتبعیت کور کورانه از غرب نسبت به زن داشتند وبر اساس همین مبنای فکری سیاستهای رژیم نسبت به مسائل مرتبط با زنان شکل می گرفت .

نگرش رژیم پهلوی به زنان نگرشی مادی ،منفعت طلبانه ولذت جویانه بود .دلیل این ادعا استفاده ابزاری از زن بود .

حضرت امام خمینی (ره ) از همان دوران مبارزه به افشاگری این رفتار اهانت آمیز پرداخته و می فرماید : این شاه است که گفته است درک من از زن آن است که باید زیبا و فریبا باشد این شاه است که زنهارا به فساد  می کشاند        

همین نگرش حضرت امام خمینی (ره) نسبت به زنان پس ازپیروزی انقلاب اسلامی نیز استمرار داشت  ایشان می فرمایند:

صلاح وفساد یکجامعه از سلاح وفساد زنان در آن جامعه سرچشمه می گیرد .زن ،یکتا موجودی است که میتواند از دامن خود افرادی به جامعه تحویل دهد که از برکاتش یک جامعه به استقامت وارزشهای والای انسانی کشیده شوند .اگر زنان شجاع وانساز سان از ملتها گرفته شوندملتها به شکست وانحطاط کشیده میشوند   

انقلاب به رهبری بزرگمرد تاریخ اسلام توانست باچنین نگرشی نسبت به زن   ،طومار نگرش فاسدومنحط رژیم پهلوی وغرب را نسبت به زن در هم پیچیده وافق جدید وروشنی فرا روی زنان این مملکت قرار دهد .نگرشی که طبق آن زن بزار نیست بلکه مبدا ءهمه سعادتهاست ،زن مربی جامعه است .

بر زنان ودختران و دختران ایران اسلامیست که قدردان این دستاورد بزرگ ومهم انقلاب اسلامی بوده وبه شایستگی از آن حراست وحفاظت نمایند واجازه ندهند که مجددا دستخوش دگرگونی شود .  

ایجاد تحول روحی در زنان  

از دیگر دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران، ایجادروحیه شجاعت ، فداکاری ، شهید پروری و نیز تحولات روحی و   فکری  عمیق و گسترده در بین زنان این مرزو بوم است . متاسفانه در رژیم منحوس پهلویزنان باور کرده بودند که شان و جایگاه و هویت آنان عمدتا" به ظاهرشان ونیزطرز لباس و آرایش خلاصه می شود و به همین دلیل بخش عمده ای از زنان و دختران نقش مهم و موثری در اداره امور جامعه نداشته و به وسیله ای برای ارضای هوسهای سیری ناپذیر مردان شهوتران و ابزاری برای کسب درآمد و سود سرشار ثروتمندان تبدیل شده بودند .

پیروزی انقلاب اسلامی ایران، اوضاع را دگرگون کردهو تحول روحی و فکری عظیمی را در زنان و دختران به وجود آورد و آنان را از موجودیضعیف و ترسو گرفتار ظاهر و لباس و آرایش ، به انسانهایی شجاع و فداکار ، شهید پرور، مقاوم و صبور ، فعال و خدمتگزار تبدیل کرده و نقش   واقعی آنان را در محیط خانوادگی و اجتماعیاحیاء نمود .

به برکت انقلاب اسلامی ، زنان ایران اسلامی ازچنان شجاعتی برخوردار شدند که نه تنها از فرستادن فرزندان خود به صحنه های دفاع مقدس و مبارزه با رژیم متجاوز عراق ترسی نداشتند ، بلکه خود نیز مشوق اعزام آنهابه جبهه ها بودند .

به برکت انقلاب اسلامی ، زنان و دختران ایران اسلامی در عرصه های سازندگی ، فعالیتهای اجتماعی ، خدمات پشتیبانی از جبهه ها نیزحضوری گسترده و فعال از خود نشان داده و جلوه دیگری از تحولات روحی و فکری ایجادشده در خود را به نمایش گذاشتند . اگر تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ، طلا و جواهرانبه عنوان یکی از مهمترین علائق خانمها محسوب شده و به دست آوردن و به نمایش گذاشتن آنها توسط زنان یک ارزش تلق می گردید ، پس از انقلاب ، ارزشهای والاتری در خانمهاجایگزین این ارزشهای کاذب گردیده و زنان و دختران ایثارگر ، به اهداء طلا وجواهرات حتی حلقه های نامزدی خویش برای حمایت و پشتیبانی از هزینه های جیهه های دفاع مقدس مبادرت ورزیدند .

افزایش حضور دختران و زنان در مراکز علمی

تعداد دانشجویان زن   در سال های پیش از انقلاب بسیار کم بوده ولی بهبرکت انقلاب اسلامی امروز به آن چنان رشدی رسیده که در بعضی از رشته ها وجوددانشجویان   زن بیش از نیمی از دانشجویان مرد است .

در زمینه امور پژوهشی ، تحقیقاتی و طرحهای اختراعی نیز زنان و دختران به موفقیت های فزاینده ای دست پیدا

کرده اند .

حمایت  همه جانبه از زنان

یکی از دیگر از دستاوردهای انقلاب، حمایت ویژه اززنان در امور مختلف فردی ، خانوادگی و اجتماعی می باشد. این حمایت که در قانون اساسی و قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی و در مصوبه ها و آئین نامه های دولت   پیش بینی شده است . در ابعاد مختلف اجتماعی ،خانوادگی ، از زنان و دختران به حمایت می پردازد .

پی نوشت: راسخون

انتهای پیام/

 

,

بررسی مشارکت سیاسی ، اجتماعی زنان قبل از انقلاب

در دوران بربریت مطلق اروپای شرقی ، زنان مسلمان ایرانی مانند ریحانه ، دختر حسین خوارزمی، تحصیل علم و نجوم و سیاست می کردند وبه تدریس اشتغال داشتند .

حال اگر خواسته باشیم نقش زنان در عرصه های سیاسی قبل از ایران را مورد بررسی قراردهیم ، باید بگوئیم که در آداب ایرانیان کارهای قبیله ای را به عهده می گرفتند و به مقام روحانیت نیز می رسیدند و زنجیر حفظ اتصال خانواده به وسیله زنان صورت میگرفت . آنان دوشادوش مردان کار می کردند و در امور مختلف همکاری داشتند اما چندینمی گذرد که این حضور پررنگ دستخوش تحول می شود و با ورود به دوره ساسانی به یکباره وضع دگرگون می شود تا حدی که زن ایرانی از هیچ شخصیتی بهره مند نیست در ایندوره کار و مشاغل زنان متناسب با طبقه ای بوده که در آن تولد می یافتند و از حقوقو امتیازات اجتماعی کمتری نسبت به مردان برخوردار بودند و سلایقی با تاکید بر خانه نشینی زنان ، آنها را از ورود به مباحث جامعه و حکومت با زمی داشتند تا بدانجایی که بسیاری از مورخان پرهیز از حضور زن در جامعه ی ایرانی را به دوران پیش از اسلامنسبت می دهند .

این خانه نشینی طراحی شده ی قبل از اسلام در ایران، حتی بعد از ورود اسلام نیز ادامه پیدا می کند و زنان بدون اینکه به خانه داریارزشی مورد سفارش اسلام، که در راستای حفظ خانواده و استحکام آن می باشد ، دستیابند به این بی خبری ادامه داده و این خانه نشینی منتهی به حضوری یومیه وناآگاهانه شده و به بهای بی هویت شدن و نابود شدن بخشی از جامعه تداوم می یابد.حتی با ورود جامعه در هیاهوی مشروطه خواهی که وجدان خفته ی جامعه را بیدار می کندو به حرکت در می آورد؛ این زن همچنان سنتی باقی می ماند واگر جای نیز از او حضوری مثبت و موثر ثبت می شود . به تاسی ازمرجعیت دینی است و لاغیر .

به صورت خلاصه زن را در   دوران پیش از انقلاب در دومدل می توان معرفی کرد؛ یکی زن سنتی که زن ایرانی تا قبل از پهلوی است – به صورت ویژه همان زنان دورهی مشروطه و اوجفعالیت احزاب و گروههای سیاسی- و دومی زن مدرنی است که در دوران پهلوی متولد میشود، اما در   آستانه ی انقلاب اسلامی دربهمن 57 ( وقایع قبل و بعد از انقلاب) مدل سومی احیا می شود که سنگ بنای آن با « اقرا » گفتن حضرت ختمی مرتبیت نهاده شده است ، با بصیرت فاطمه الزهرا( سلام الله علیه ) تثبیت می شود و وبا ولایت خواهی حضرت زینب (سلام الله علیه ) به او       می رسد و مجددا" بعد از قریب به چها رده قرن با نفس پاک سلاله ی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم )  احیا و توسط زنان ولایت پذیر ایرانی عینیت می یابد .

حضور سیاسی – اجتماعی زنان در ایران بعد از انقلاب

اما زن بعد از انقلاب ، نه مدل جاهل و سنتی دیروزاست که دلخوش به مذهب و عبادتی قشری، به دور خویش تار غفلت تنیده باشد و نه مدل مدرن و وابسته در دست طراحان بین المللی که برای داشتن آزادی به هر نوع بردگی مدرن تن می دهد بلکه مدلی است متفاوت و البته متعالی .

زنی که در ذهن و باور امام خمینی(ره) نقش می بنددو در دوران منتهی به انقلاب و جنگ به عینیت می رسد ، زنی است از جنس مدل سوم یعنی زنی شیعی ، متعهد و متخلق به سیره ی فاطمی که منش سیاسی – اجتماعی  این بانوی ارجمند را شناخته و به   مر حله ی اجرا در آورده است .

آری زن پرورش یافته در مکتب اسلام و بهره مند ازتربیت انقلابی فاطمه الزهرا(سلام الله علیه) و زینب کبری( سلام الله علیه) در جبهه ی حقیقت طلب امام خمینی(ره) قرار می گیرد و پا در رکاب << ولی >> می نهد و پیش می رود .

این همان مدل متعالی از زن شیعی است که در فرهنگ انقلاب متولد می شود .

فلذا پس از پیروزی انقلاب اسلامی گامهای اساسی درراه نهادینه کردن نظام جدید برداشته شد و بدون هیچ شک و شبهه ای ، زنان در عرصه ی اجتماع فعال و در مسائل سیاسی _ اجتماعی جامعه دخیل شدند و قانون اساسی هیچ محدودیت و یا ممنوعیتی برای شرکت زنان در مسائل سیاسی _ اجتماعی قرار نداد .

زنان در ایران نیز چون سایر دول همواره بدلیل سیاسیت های سنتی و مرد سالارانه در طول تاریخ تحت فشار مضاعف بوده اند . اماانقلاب اسلامی تغییراتی اساسی در این ساختار کور و سلیقه ای پدید آورد که به نوبه ی خود تحولی سیاسی محسوب می شد، چرا که بیش از انقلاب ، استبداد و جامعه ی مردسالار مانع رشد و خود باوری همه جانبه ی زنان بود و ارتباط تنگاتنگ بین استثمار واستبداد با میزان آگاهی و خود باوری زنان این غفلت را تشدید می کرد، زیرا هرچه زنان یک جامعه سطحی نگرتر و مصرفی تر و از آگاهی های سیاسی – اجتماعی  بی خبر تر و بیگانه تر، شرایط غارت به تمام معنای سرمایه های ملی آن جامعه راحت تر خواهد بود .

زن انقلابی در جستجوی تعمق بخشیدن به باوری عمیق از دین ، راه حل غنا بخشیدن به دینداری خود را ، در پیوند دیانت و سیاست مییابد زیرا حیات با وجود زن پیوندی ناگسستنی دارد ، او از مادران خود آموخته است که راز ماندگاری و حیات دینی، تبعیت از مرجعیتی است که پویاست و برای اثبات ارادت به این نوع دینداری ، حتی به قیمت مغضوب واقع شدن سروران حرمسرا، قلیان به سر انگشت نحیف خود می شکند تا همگان بدانند و بخوانند که برای زنان این سرزمین هر عشق وارادتی تا خودر ا در مختصات ولایت تعریف نکند ، معنا نخواهد داشت و حال بعد ازخوابی پریشان ، از غفلتی که رهزن است ، برخاسته و خودر ا در دامان همان پیوندانکار ناپذیر سیاست و دیانت یافته و نسبت به تاراج باورهایش خودر ا مسئول دانسته وبه پشتوانه ی همان مرجعیت ، تمام غیرت دینی خود را به یاری طلبیده تا بساط کفر وطاغوت را درهم بشکند .

آری امام (ره) تداوم انقلاب را منوط به آگاهی وبصیرت مردم دانسته که درهم تنیده با حضور آگاهانه ی زنان جامعه است . همین زنان باردیگر لبیکی جانانه به ندای ولی خود گفته و بعد از تحمل خستگی یک مبارزه ی طولانی بدون لحظه ای آسودن، عرصه ی سخت تری از استقامت را تجربه کردند و هشت سال تمام ،مصداق تمام قد << فاستقم کما امرت >> شدند .

حضور این زنان ولایی در جنگ فقط به پشت جبهه خلاصه نشد؛ نقش زنان در جنگیدن با دشمن در جنوب و کردستان را هنوز تاریخ   به یاد دارد که زمانی در نقش دفاعی، گاه با نقش حمایتی و حتی به عنوان نیروهای عملیات اطلاعات حضور پیدا کردند .

آنچه در مورد کشور ما حائز اهمیت و قابل توجه است، این است که متاسفانه از اواخر جنگ و شروع دوران سازندگی به علت خلا برنامه ریزی و سازماندهی در حوزه ی زنان و فقدان برنامه های کاربردی در عرصه های فرهنگی، این حضور آگاهانه تداوم نیافت .

آری در این دوران توسعه رفاه محور موضوعیت پیداکرد و هویت اسلامی در حال احیا و بازسازی ، جای خود را به توسعه طلبی در مصرف وتنوع داد وگویی اباحه گری در تمام ارکان اجرایی و رسانه ای رسوخ کرد و همزمان باشروع دوران سازندگی ، زنان پیش قراول مصرف گرایی شدند و راه به ترکستان بردند !!.

بعد از مدتی وضع اسف بار تر شد زیرا بی تفاوتی به تاثیر حضور زنان به علت اولویت یافتن امر توسعه! منجر شد تا حرافانی به متن وقایع یومیه در عرصه های اجتماعی کشیده شوند و جسارت نظریه پردازی یابند ، که معاندت شان با نظام و ارزش ها مبرهن بوده است .

اینان آن قدر از خلا سازمان یافته ، عرصه برا ی جولان بلا معاند خود یافتند که با شروع دوران اصلاحات با رشدی فزاینده و تطمیع و غفلت عده ای، سمن های زنانه به تریبون این جریان مبدل شدند وزخم خوردگان سلطنت طلب پوسته ی پنجاه و هفتی خود را کنار نهاده و مدعی ستاندن حقوق به تاراج رفته ی زنان مملکت شدند .

آری غفلت های عامدانه و یا جاهلانه دوران سازندگی و اصلاحات موجب شد   تا ما از رویه ی موردتاکید امام خمینی(ره) و امام خامنه ای غفلت کنیم .

احیای شان ومنزلت زن مسلمان

یکی از دستاوردهای انقلاب اسلامی احیای شان ومنزلت معنوی زنان ودختران است .قبل از انقلاب   ،زنان ودختران این مرز وبوم از شان ومنزلت شایسته ای برخوردار نبودند . اساس انحرافات ومفاسدرژیم پهلوی در قلمرو مسائل مربوط به آنان ،به خاطر دیدگاه ونگرشی بود که به تقلید وتبعیت کور کورانه از غرب نسبت به زن داشتند وبر اساس همین مبنای فکری سیاستهای رژیم نسبت به مسائل مرتبط با زنان شکل می گرفت .

نگرش رژیم پهلوی به زنان نگرشی مادی ،منفعت طلبانه ولذت جویانه بود .دلیل این ادعا استفاده ابزاری از زن بود .

حضرت امام خمینی (ره ) از همان دوران مبارزه به افشاگری این رفتار اهانت آمیز پرداخته و می فرماید : این شاه است که گفته است درک من از زن آن است که باید زیبا و فریبا باشد این شاه است که زنهارا به فساد  می کشاند        

همین نگرش حضرت امام خمینی (ره) نسبت به زنان پس ازپیروزی انقلاب اسلامی نیز استمرار داشت  ایشان می فرمایند:

صلاح وفساد یکجامعه از سلاح وفساد زنان در آن جامعه سرچشمه می گیرد .زن ،یکتا موجودی است که میتواند از دامن خود افرادی به جامعه تحویل دهد که از برکاتش یک جامعه به استقامت وارزشهای والای انسانی کشیده شوند .اگر زنان شجاع وانساز سان از ملتها گرفته شوندملتها به شکست وانحطاط کشیده میشوند   

انقلاب به رهبری بزرگمرد تاریخ اسلام توانست باچنین نگرشی نسبت به زن   ،طومار نگرش فاسدومنحط رژیم پهلوی وغرب را نسبت به زن در هم پیچیده وافق جدید وروشنی فرا روی زنان این مملکت قرار دهد .نگرشی که طبق آن زن بزار نیست بلکه مبدا ءهمه سعادتهاست ،زن مربی جامعه است .

بر زنان ودختران و دختران ایران اسلامیست که قدردان این دستاورد بزرگ ومهم انقلاب اسلامی بوده وبه شایستگی از آن حراست وحفاظت نمایند واجازه ندهند که مجددا دستخوش دگرگونی شود .  

ایجاد تحول روحی در زنان  

از دیگر دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران، ایجادروحیه شجاعت ، فداکاری ، شهید پروری و نیز تحولات روحی و   فکری  عمیق و گسترده در بین زنان این مرزو بوم است . متاسفانه در رژیم منحوس پهلویزنان باور کرده بودند که شان و جایگاه و هویت آنان عمدتا" به ظاهرشان ونیزطرز لباس و آرایش خلاصه می شود و به همین دلیل بخش عمده ای از زنان و دختران نقش مهم و موثری در اداره امور جامعه نداشته و به وسیله ای برای ارضای هوسهای سیری ناپذیر مردان شهوتران و ابزاری برای کسب درآمد و سود سرشار ثروتمندان تبدیل شده بودند .

پیروزی انقلاب اسلامی ایران، اوضاع را دگرگون کردهو تحول روحی و فکری عظیمی را در زنان و دختران به وجود آورد و آنان را از موجودیضعیف و ترسو گرفتار ظاهر و لباس و آرایش ، به انسانهایی شجاع و فداکار ، شهید پرور، مقاوم و صبور ، فعال و خدمتگزار تبدیل کرده و نقش   واقعی آنان را در محیط خانوادگی و اجتماعیاحیاء نمود .

به برکت انقلاب اسلامی ، زنان ایران اسلامی ازچنان شجاعتی برخوردار شدند که نه تنها از فرستادن فرزندان خود به صحنه های دفاع مقدس و مبارزه با رژیم متجاوز عراق ترسی نداشتند ، بلکه خود نیز مشوق اعزام آنهابه جبهه ها بودند .

به برکت انقلاب اسلامی ، زنان و دختران ایران اسلامی در عرصه های سازندگی ، فعالیتهای اجتماعی ، خدمات پشتیبانی از جبهه ها نیزحضوری گسترده و فعال از خود نشان داده و جلوه دیگری از تحولات روحی و فکری ایجادشده در خود را به نمایش گذاشتند . اگر تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ، طلا و جواهرانبه عنوان یکی از مهمترین علائق خانمها محسوب شده و به دست آوردن و به نمایش گذاشتن آنها توسط زنان یک ارزش تلق می گردید ، پس از انقلاب ، ارزشهای والاتری در خانمهاجایگزین این ارزشهای کاذب گردیده و زنان و دختران ایثارگر ، به اهداء طلا وجواهرات حتی حلقه های نامزدی خویش برای حمایت و پشتیبانی از هزینه های جیهه های دفاع مقدس مبادرت ورزیدند .

افزایش حضور دختران و زنان در مراکز علمی

تعداد دانشجویان زن   در سال های پیش از انقلاب بسیار کم بوده ولی بهبرکت انقلاب اسلامی امروز به آن چنان رشدی رسیده که در بعضی از رشته ها وجوددانشجویان   زن بیش از نیمی از دانشجویان مرد است .

در زمینه امور پژوهشی ، تحقیقاتی و طرحهای اختراعی نیز زنان و دختران به موفقیت های فزاینده ای دست پیدا

کرده اند .

حمایت  همه جانبه از زنان

یکی از دیگر از دستاوردهای انقلاب، حمایت ویژه اززنان در امور مختلف فردی ، خانوادگی و اجتماعی می باشد. این حمایت که در قانون اساسی و قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی و در مصوبه ها و آئین نامه های دولت   پیش بینی شده است . در ابعاد مختلف اجتماعی ،خانوادگی ، از زنان و دختران به حمایت می پردازد .

پی نوشت: راسخون

انتهای پیام/

 

,

بررسی مشارکت سیاسی ، اجتماعی زنان قبل از انقلاب

در دوران بربریت مطلق اروپای شرقی ، زنان مسلمان ایرانی مانند ریحانه ، دختر حسین خوارزمی، تحصیل علم و نجوم و سیاست می کردند وبه تدریس اشتغال داشتند .

حال اگر خواسته باشیم نقش زنان در عرصه های سیاسی قبل از ایران را مورد بررسی قراردهیم ، باید بگوئیم که در آداب ایرانیان کارهای قبیله ای را به عهده می گرفتند و به مقام روحانیت نیز می رسیدند و زنجیر حفظ اتصال خانواده به وسیله زنان صورت میگرفت . آنان دوشادوش مردان کار می کردند و در امور مختلف همکاری داشتند اما چندینمی گذرد که این حضور پررنگ دستخوش تحول می شود و با ورود به دوره ساسانی به یکباره وضع دگرگون می شود تا حدی که زن ایرانی از هیچ شخصیتی بهره مند نیست در ایندوره کار و مشاغل زنان متناسب با طبقه ای بوده که در آن تولد می یافتند و از حقوقو امتیازات اجتماعی کمتری نسبت به مردان برخوردار بودند و سلایقی با تاکید بر خانه نشینی زنان ، آنها را از ورود به مباحث جامعه و حکومت با زمی داشتند تا بدانجایی که بسیاری از مورخان پرهیز از حضور زن در جامعه ی ایرانی را به دوران پیش از اسلامنسبت می دهند .

این خانه نشینی طراحی شده ی قبل از اسلام در ایران، حتی بعد از ورود اسلام نیز ادامه پیدا می کند و زنان بدون اینکه به خانه داریارزشی مورد سفارش اسلام، که در راستای حفظ خانواده و استحکام آن می باشد ، دستیابند به این بی خبری ادامه داده و این خانه نشینی منتهی به حضوری یومیه وناآگاهانه شده و به بهای بی هویت شدن و نابود شدن بخشی از جامعه تداوم می یابد.حتی با ورود جامعه در هیاهوی مشروطه خواهی که وجدان خفته ی جامعه را بیدار می کندو به حرکت در می آورد؛ این زن همچنان سنتی باقی می ماند واگر جای نیز از او حضوری مثبت و موثر ثبت می شود . به تاسی ازمرجعیت دینی است و لاغیر .

به صورت خلاصه زن را در   دوران پیش از انقلاب در دومدل می توان معرفی کرد؛ یکی زن سنتی که زن ایرانی تا قبل از پهلوی است – به صورت ویژه همان زنان دورهی مشروطه و اوجفعالیت احزاب و گروههای سیاسی- و دومی زن مدرنی است که در دوران پهلوی متولد میشود، اما در   آستانه ی انقلاب اسلامی دربهمن 57 ( وقایع قبل و بعد از انقلاب) مدل سومی احیا می شود که سنگ بنای آن با « اقرا » گفتن حضرت ختمی مرتبیت نهاده شده است ، با بصیرت فاطمه الزهرا( سلام الله علیه ) تثبیت می شود و وبا ولایت خواهی حضرت زینب (سلام الله علیه ) به او       می رسد و مجددا" بعد از قریب به چها رده قرن با نفس پاک سلاله ی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم )  احیا و توسط زنان ولایت پذیر ایرانی عینیت می یابد .

حضور سیاسی – اجتماعی زنان در ایران بعد از انقلاب

اما زن بعد از انقلاب ، نه مدل جاهل و سنتی دیروزاست که دلخوش به مذهب و عبادتی قشری، به دور خویش تار غفلت تنیده باشد و نه مدل مدرن و وابسته در دست طراحان بین المللی که برای داشتن آزادی به هر نوع بردگی مدرن تن می دهد بلکه مدلی است متفاوت و البته متعالی .

زنی که در ذهن و باور امام خمینی(ره) نقش می بنددو در دوران منتهی به انقلاب و جنگ به عینیت می رسد ، زنی است از جنس مدل سوم یعنی زنی شیعی ، متعهد و متخلق به سیره ی فاطمی که منش سیاسی – اجتماعی  این بانوی ارجمند را شناخته و به   مر حله ی اجرا در آورده است .

آری زن پرورش یافته در مکتب اسلام و بهره مند ازتربیت انقلابی فاطمه الزهرا(سلام الله علیه) و زینب کبری( سلام الله علیه) در جبهه ی حقیقت طلب امام خمینی(ره) قرار می گیرد و پا در رکاب << ولی >> می نهد و پیش می رود .

این همان مدل متعالی از زن شیعی است که در فرهنگ انقلاب متولد می شود .

فلذا پس از پیروزی انقلاب اسلامی گامهای اساسی درراه نهادینه کردن نظام جدید برداشته شد و بدون هیچ شک و شبهه ای ، زنان در عرصه ی اجتماع فعال و در مسائل سیاسی _ اجتماعی جامعه دخیل شدند و قانون اساسی هیچ محدودیت و یا ممنوعیتی برای شرکت زنان در مسائل سیاسی _ اجتماعی قرار نداد .

زنان در ایران نیز چون سایر دول همواره بدلیل سیاسیت های سنتی و مرد سالارانه در طول تاریخ تحت فشار مضاعف بوده اند . اماانقلاب اسلامی تغییراتی اساسی در این ساختار کور و سلیقه ای پدید آورد که به نوبه ی خود تحولی سیاسی محسوب می شد، چرا که بیش از انقلاب ، استبداد و جامعه ی مردسالار مانع رشد و خود باوری همه جانبه ی زنان بود و ارتباط تنگاتنگ بین استثمار واستبداد با میزان آگاهی و خود باوری زنان این غفلت را تشدید می کرد، زیرا هرچه زنان یک جامعه سطحی نگرتر و مصرفی تر و از آگاهی های سیاسی – اجتماعی  بی خبر تر و بیگانه تر، شرایط غارت به تمام معنای سرمایه های ملی آن جامعه راحت تر خواهد بود .

زن انقلابی در جستجوی تعمق بخشیدن به باوری عمیق از دین ، راه حل غنا بخشیدن به دینداری خود را ، در پیوند دیانت و سیاست مییابد زیرا حیات با وجود زن پیوندی ناگسستنی دارد ، او از مادران خود آموخته است که راز ماندگاری و حیات دینی، تبعیت از مرجعیتی است که پویاست و برای اثبات ارادت به این نوع دینداری ، حتی به قیمت مغضوب واقع شدن سروران حرمسرا، قلیان به سر انگشت نحیف خود می شکند تا همگان بدانند و بخوانند که برای زنان این سرزمین هر عشق وارادتی تا خودر ا در مختصات ولایت تعریف نکند ، معنا نخواهد داشت و حال بعد ازخوابی پریشان ، از غفلتی که رهزن است ، برخاسته و خودر ا در دامان همان پیوندانکار ناپذیر سیاست و دیانت یافته و نسبت به تاراج باورهایش خودر ا مسئول دانسته وبه پشتوانه ی همان مرجعیت ، تمام غیرت دینی خود را به یاری طلبیده تا بساط کفر وطاغوت را درهم بشکند .

آری امام (ره) تداوم انقلاب را منوط به آگاهی وبصیرت مردم دانسته که درهم تنیده با حضور آگاهانه ی زنان جامعه است . همین زنان باردیگر لبیکی جانانه به ندای ولی خود گفته و بعد از تحمل خستگی یک مبارزه ی طولانی بدون لحظه ای آسودن، عرصه ی سخت تری از استقامت را تجربه کردند و هشت سال تمام ،مصداق تمام قد << فاستقم کما امرت >> شدند .

حضور این زنان ولایی در جنگ فقط به پشت جبهه خلاصه نشد؛ نقش زنان در جنگیدن با دشمن در جنوب و کردستان را هنوز تاریخ   به یاد دارد که زمانی در نقش دفاعی، گاه با نقش حمایتی و حتی به عنوان نیروهای عملیات اطلاعات حضور پیدا کردند .

آنچه در مورد کشور ما حائز اهمیت و قابل توجه است، این است که متاسفانه از اواخر جنگ و شروع دوران سازندگی به علت خلا برنامه ریزی و سازماندهی در حوزه ی زنان و فقدان برنامه های کاربردی در عرصه های فرهنگی، این حضور آگاهانه تداوم نیافت .

آری در این دوران توسعه رفاه محور موضوعیت پیداکرد و هویت اسلامی در حال احیا و بازسازی ، جای خود را به توسعه طلبی در مصرف وتنوع داد وگویی اباحه گری در تمام ارکان اجرایی و رسانه ای رسوخ کرد و همزمان باشروع دوران سازندگی ، زنان پیش قراول مصرف گرایی شدند و راه به ترکستان بردند !!.

بعد از مدتی وضع اسف بار تر شد زیرا بی تفاوتی به تاثیر حضور زنان به علت اولویت یافتن امر توسعه! منجر شد تا حرافانی به متن وقایع یومیه در عرصه های اجتماعی کشیده شوند و جسارت نظریه پردازی یابند ، که معاندت شان با نظام و ارزش ها مبرهن بوده است .

اینان آن قدر از خلا سازمان یافته ، عرصه برا ی جولان بلا معاند خود یافتند که با شروع دوران اصلاحات با رشدی فزاینده و تطمیع و غفلت عده ای، سمن های زنانه به تریبون این جریان مبدل شدند وزخم خوردگان سلطنت طلب پوسته ی پنجاه و هفتی خود را کنار نهاده و مدعی ستاندن حقوق به تاراج رفته ی زنان مملکت شدند .

آری غفلت های عامدانه و یا جاهلانه دوران سازندگی و اصلاحات موجب شد   تا ما از رویه ی موردتاکید امام خمینی(ره) و امام خامنه ای غفلت کنیم .

احیای شان ومنزلت زن مسلمان

یکی از دستاوردهای انقلاب اسلامی احیای شان ومنزلت معنوی زنان ودختران است .قبل از انقلاب   ،زنان ودختران این مرز وبوم از شان ومنزلت شایسته ای برخوردار نبودند . اساس انحرافات ومفاسدرژیم پهلوی در قلمرو مسائل مربوط به آنان ،به خاطر دیدگاه ونگرشی بود که به تقلید وتبعیت کور کورانه از غرب نسبت به زن داشتند وبر اساس همین مبنای فکری سیاستهای رژیم نسبت به مسائل مرتبط با زنان شکل می گرفت .

نگرش رژیم پهلوی به زنان نگرشی مادی ،منفعت طلبانه ولذت جویانه بود .دلیل این ادعا استفاده ابزاری از زن بود .

حضرت امام خمینی (ره ) از همان دوران مبارزه به افشاگری این رفتار اهانت آمیز پرداخته و می فرماید : این شاه است که گفته است درک من از زن آن است که باید زیبا و فریبا باشد این شاه است که زنهارا به فساد  می کشاند        

همین نگرش حضرت امام خمینی (ره) نسبت به زنان پس ازپیروزی انقلاب اسلامی نیز استمرار داشت  ایشان می فرمایند:

صلاح وفساد یکجامعه از سلاح وفساد زنان در آن جامعه سرچشمه می گیرد .زن ،یکتا موجودی است که میتواند از دامن خود افرادی به جامعه تحویل دهد که از برکاتش یک جامعه به استقامت وارزشهای والای انسانی کشیده شوند .اگر زنان شجاع وانساز سان از ملتها گرفته شوندملتها به شکست وانحطاط کشیده میشوند   

انقلاب به رهبری بزرگمرد تاریخ اسلام توانست باچنین نگرشی نسبت به زن   ،طومار نگرش فاسدومنحط رژیم پهلوی وغرب را نسبت به زن در هم پیچیده وافق جدید وروشنی فرا روی زنان این مملکت قرار دهد .نگرشی که طبق آن زن بزار نیست بلکه مبدا ءهمه سعادتهاست ،زن مربی جامعه است .

بر زنان ودختران و دختران ایران اسلامیست که قدردان این دستاورد بزرگ ومهم انقلاب اسلامی بوده وبه شایستگی از آن حراست وحفاظت نمایند واجازه ندهند که مجددا دستخوش دگرگونی شود .  

ایجاد تحول روحی در زنان  

از دیگر دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران، ایجادروحیه شجاعت ، فداکاری ، شهید پروری و نیز تحولات روحی و   فکری  عمیق و گسترده در بین زنان این مرزو بوم است . متاسفانه در رژیم منحوس پهلویزنان باور کرده بودند که شان و جایگاه و هویت آنان عمدتا" به ظاهرشان ونیزطرز لباس و آرایش خلاصه می شود و به همین دلیل بخش عمده ای از زنان و دختران نقش مهم و موثری در اداره امور جامعه نداشته و به وسیله ای برای ارضای هوسهای سیری ناپذیر مردان شهوتران و ابزاری برای کسب درآمد و سود سرشار ثروتمندان تبدیل شده بودند .

پیروزی انقلاب اسلامی ایران، اوضاع را دگرگون کردهو تحول روحی و فکری عظیمی را در زنان و دختران به وجود آورد و آنان را از موجودیضعیف و ترسو گرفتار ظاهر و لباس و آرایش ، به انسانهایی شجاع و فداکار ، شهید پرور، مقاوم و صبور ، فعال و خدمتگزار تبدیل کرده و نقش   واقعی آنان را در محیط خانوادگی و اجتماعیاحیاء نمود .

به برکت انقلاب اسلامی ، زنان ایران اسلامی ازچنان شجاعتی برخوردار شدند که نه تنها از فرستادن فرزندان خود به صحنه های دفاع مقدس و مبارزه با رژیم متجاوز عراق ترسی نداشتند ، بلکه خود نیز مشوق اعزام آنهابه جبهه ها بودند .

به برکت انقلاب اسلامی ، زنان و دختران ایران اسلامی در عرصه های سازندگی ، فعالیتهای اجتماعی ، خدمات پشتیبانی از جبهه ها نیزحضوری گسترده و فعال از خود نشان داده و جلوه دیگری از تحولات روحی و فکری ایجادشده در خود را به نمایش گذاشتند . اگر تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ، طلا و جواهرانبه عنوان یکی از مهمترین علائق خانمها محسوب شده و به دست آوردن و به نمایش گذاشتن آنها توسط زنان یک ارزش تلق می گردید ، پس از انقلاب ، ارزشهای والاتری در خانمهاجایگزین این ارزشهای کاذب گردیده و زنان و دختران ایثارگر ، به اهداء طلا وجواهرات حتی حلقه های نامزدی خویش برای حمایت و پشتیبانی از هزینه های جیهه های دفاع مقدس مبادرت ورزیدند .

افزایش حضور دختران و زنان در مراکز علمی

تعداد دانشجویان زن   در سال های پیش از انقلاب بسیار کم بوده ولی بهبرکت انقلاب اسلامی امروز به آن چنان رشدی رسیده که در بعضی از رشته ها وجوددانشجویان   زن بیش از نیمی از دانشجویان مرد است .

در زمینه امور پژوهشی ، تحقیقاتی و طرحهای اختراعی نیز زنان و دختران به موفقیت های فزاینده ای دست پیدا

کرده اند .

حمایت  همه جانبه از زنان

یکی از دیگر از دستاوردهای انقلاب، حمایت ویژه اززنان در امور مختلف فردی ، خانوادگی و اجتماعی می باشد. این حمایت که در قانون اساسی و قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی و در مصوبه ها و آئین نامه های دولت   پیش بینی شده است . در ابعاد مختلف اجتماعی ،خانوادگی ، از زنان و دختران به حمایت می پردازد .

پی نوشت: راسخون

انتهای پیام/

 

,

بررسی مشارکت سیاسی ، اجتماعی زنان قبل از انقلاب

در دوران بربریت مطلق اروپای شرقی ، زنان مسلمان ایرانی مانند ریحانه ، دختر حسین خوارزمی، تحصیل علم و نجوم و سیاست می کردند وبه تدریس اشتغال داشتند .

حال اگر خواسته باشیم نقش زنان در عرصه های سیاسی قبل از ایران را مورد بررسی قراردهیم ، باید بگوئیم که در آداب ایرانیان کارهای قبیله ای را به عهده می گرفتند و به مقام روحانیت نیز می رسیدند و زنجیر حفظ اتصال خانواده به وسیله زنان صورت میگرفت . آنان دوشادوش مردان کار می کردند و در امور مختلف همکاری داشتند اما چندینمی گذرد که این حضور پررنگ دستخوش تحول می شود و با ورود به دوره ساسانی به یکباره وضع دگرگون می شود تا حدی که زن ایرانی از هیچ شخصیتی بهره مند نیست در ایندوره کار و مشاغل زنان متناسب با طبقه ای بوده که در آن تولد می یافتند و از حقوقو امتیازات اجتماعی کمتری نسبت به مردان برخوردار بودند و سلایقی با تاکید بر خانه نشینی زنان ، آنها را از ورود به مباحث جامعه و حکومت با زمی داشتند تا بدانجایی که بسیاری از مورخان پرهیز از حضور زن در جامعه ی ایرانی را به دوران پیش از اسلامنسبت می دهند .

این خانه نشینی طراحی شده ی قبل از اسلام در ایران، حتی بعد از ورود اسلام نیز ادامه پیدا می کند و زنان بدون اینکه به خانه داریارزشی مورد سفارش اسلام، که در راستای حفظ خانواده و استحکام آن می باشد ، دستیابند به این بی خبری ادامه داده و این خانه نشینی منتهی به حضوری یومیه وناآگاهانه شده و به بهای بی هویت شدن و نابود شدن بخشی از جامعه تداوم می یابد.حتی با ورود جامعه در هیاهوی مشروطه خواهی که وجدان خفته ی جامعه را بیدار می کندو به حرکت در می آورد؛ این زن همچنان سنتی باقی می ماند واگر جای نیز از او حضوری مثبت و موثر ثبت می شود . به تاسی ازمرجعیت دینی است و لاغیر .

به صورت خلاصه زن را در   دوران پیش از انقلاب در دومدل می توان معرفی کرد؛ یکی زن سنتی که زن ایرانی تا قبل از پهلوی است – به صورت ویژه همان زنان دورهی مشروطه و اوجفعالیت احزاب و گروههای سیاسی- و دومی زن مدرنی است که در دوران پهلوی متولد میشود، اما در   آستانه ی انقلاب اسلامی دربهمن 57 ( وقایع قبل و بعد از انقلاب) مدل سومی احیا می شود که سنگ بنای آن با « اقرا » گفتن حضرت ختمی مرتبیت نهاده شده است ، با بصیرت فاطمه الزهرا( سلام الله علیه ) تثبیت می شود و وبا ولایت خواهی حضرت زینب (سلام الله علیه ) به او       می رسد و مجددا" بعد از قریب به چها رده قرن با نفس پاک سلاله ی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم )  احیا و توسط زنان ولایت پذیر ایرانی عینیت می یابد .

حضور سیاسی – اجتماعی زنان در ایران بعد از انقلاب

اما زن بعد از انقلاب ، نه مدل جاهل و سنتی دیروزاست که دلخوش به مذهب و عبادتی قشری، به دور خویش تار غفلت تنیده باشد و نه مدل مدرن و وابسته در دست طراحان بین المللی که برای داشتن آزادی به هر نوع بردگی مدرن تن می دهد بلکه مدلی است متفاوت و البته متعالی .

زنی که در ذهن و باور امام خمینی(ره) نقش می بنددو در دوران منتهی به انقلاب و جنگ به عینیت می رسد ، زنی است از جنس مدل سوم یعنی زنی شیعی ، متعهد و متخلق به سیره ی فاطمی که منش سیاسی – اجتماعی  این بانوی ارجمند را شناخته و به   مر حله ی اجرا در آورده است .

آری زن پرورش یافته در مکتب اسلام و بهره مند ازتربیت انقلابی فاطمه الزهرا(سلام الله علیه) و زینب کبری( سلام الله علیه) در جبهه ی حقیقت طلب امام خمینی(ره) قرار می گیرد و پا در رکاب << ولی >> می نهد و پیش می رود .

این همان مدل متعالی از زن شیعی است که در فرهنگ انقلاب متولد می شود .

فلذا پس از پیروزی انقلاب اسلامی گامهای اساسی درراه نهادینه کردن نظام جدید برداشته شد و بدون هیچ شک و شبهه ای ، زنان در عرصه ی اجتماع فعال و در مسائل سیاسی _ اجتماعی جامعه دخیل شدند و قانون اساسی هیچ محدودیت و یا ممنوعیتی برای شرکت زنان در مسائل سیاسی _ اجتماعی قرار نداد .

زنان در ایران نیز چون سایر دول همواره بدلیل سیاسیت های سنتی و مرد سالارانه در طول تاریخ تحت فشار مضاعف بوده اند . اماانقلاب اسلامی تغییراتی اساسی در این ساختار کور و سلیقه ای پدید آورد که به نوبه ی خود تحولی سیاسی محسوب می شد، چرا که بیش از انقلاب ، استبداد و جامعه ی مردسالار مانع رشد و خود باوری همه جانبه ی زنان بود و ارتباط تنگاتنگ بین استثمار واستبداد با میزان آگاهی و خود باوری زنان این غفلت را تشدید می کرد، زیرا هرچه زنان یک جامعه سطحی نگرتر و مصرفی تر و از آگاهی های سیاسی – اجتماعی  بی خبر تر و بیگانه تر، شرایط غارت به تمام معنای سرمایه های ملی آن جامعه راحت تر خواهد بود .

زن انقلابی در جستجوی تعمق بخشیدن به باوری عمیق از دین ، راه حل غنا بخشیدن به دینداری خود را ، در پیوند دیانت و سیاست مییابد زیرا حیات با وجود زن پیوندی ناگسستنی دارد ، او از مادران خود آموخته است که راز ماندگاری و حیات دینی، تبعیت از مرجعیتی است که پویاست و برای اثبات ارادت به این نوع دینداری ، حتی به قیمت مغضوب واقع شدن سروران حرمسرا، قلیان به سر انگشت نحیف خود می شکند تا همگان بدانند و بخوانند که برای زنان این سرزمین هر عشق وارادتی تا خودر ا در مختصات ولایت تعریف نکند ، معنا نخواهد داشت و حال بعد ازخوابی پریشان ، از غفلتی که رهزن است ، برخاسته و خودر ا در دامان همان پیوندانکار ناپذیر سیاست و دیانت یافته و نسبت به تاراج باورهایش خودر ا مسئول دانسته وبه پشتوانه ی همان مرجعیت ، تمام غیرت دینی خود را به یاری طلبیده تا بساط کفر وطاغوت را درهم بشکند .

آری امام (ره) تداوم انقلاب را منوط به آگاهی وبصیرت مردم دانسته که درهم تنیده با حضور آگاهانه ی زنان جامعه است . همین زنان باردیگر لبیکی جانانه به ندای ولی خود گفته و بعد از تحمل خستگی یک مبارزه ی طولانی بدون لحظه ای آسودن، عرصه ی سخت تری از استقامت را تجربه کردند و هشت سال تمام ،مصداق تمام قد << فاستقم کما امرت >> شدند .

حضور این زنان ولایی در جنگ فقط به پشت جبهه خلاصه نشد؛ نقش زنان در جنگیدن با دشمن در جنوب و کردستان را هنوز تاریخ   به یاد دارد که زمانی در نقش دفاعی، گاه با نقش حمایتی و حتی به عنوان نیروهای عملیات اطلاعات حضور پیدا کردند .

آنچه در مورد کشور ما حائز اهمیت و قابل توجه است، این است که متاسفانه از اواخر جنگ و شروع دوران سازندگی به علت خلا برنامه ریزی و سازماندهی در حوزه ی زنان و فقدان برنامه های کاربردی در عرصه های فرهنگی، این حضور آگاهانه تداوم نیافت .

آری در این دوران توسعه رفاه محور موضوعیت پیداکرد و هویت اسلامی در حال احیا و بازسازی ، جای خود را به توسعه طلبی در مصرف وتنوع داد وگویی اباحه گری در تمام ارکان اجرایی و رسانه ای رسوخ کرد و همزمان باشروع دوران سازندگی ، زنان پیش قراول مصرف گرایی شدند و راه به ترکستان بردند !!.

بعد از مدتی وضع اسف بار تر شد زیرا بی تفاوتی به تاثیر حضور زنان به علت اولویت یافتن امر توسعه! منجر شد تا حرافانی به متن وقایع یومیه در عرصه های اجتماعی کشیده شوند و جسارت نظریه پردازی یابند ، که معاندت شان با نظام و ارزش ها مبرهن بوده است .

اینان آن قدر از خلا سازمان یافته ، عرصه برا ی جولان بلا معاند خود یافتند که با شروع دوران اصلاحات با رشدی فزاینده و تطمیع و غفلت عده ای، سمن های زنانه به تریبون این جریان مبدل شدند وزخم خوردگان سلطنت طلب پوسته ی پنجاه و هفتی خود را کنار نهاده و مدعی ستاندن حقوق به تاراج رفته ی زنان مملکت شدند .

آری غفلت های عامدانه و یا جاهلانه دوران سازندگی و اصلاحات موجب شد   تا ما از رویه ی موردتاکید امام خمینی(ره) و امام خامنه ای غفلت کنیم .

احیای شان ومنزلت زن مسلمان

یکی از دستاوردهای انقلاب اسلامی احیای شان ومنزلت معنوی زنان ودختران است .قبل از انقلاب   ،زنان ودختران این مرز وبوم از شان ومنزلت شایسته ای برخوردار نبودند . اساس انحرافات ومفاسدرژیم پهلوی در قلمرو مسائل مربوط به آنان ،به خاطر دیدگاه ونگرشی بود که به تقلید وتبعیت کور کورانه از غرب نسبت به زن داشتند وبر اساس همین مبنای فکری سیاستهای رژیم نسبت به مسائل مرتبط با زنان شکل می گرفت .

نگرش رژیم پهلوی به زنان نگرشی مادی ،منفعت طلبانه ولذت جویانه بود .دلیل این ادعا استفاده ابزاری از زن بود .

حضرت امام خمینی (ره ) از همان دوران مبارزه به افشاگری این رفتار اهانت آمیز پرداخته و می فرماید : این شاه است که گفته است درک من از زن آن است که باید زیبا و فریبا باشد این شاه است که زنهارا به فساد  می کشاند        

همین نگرش حضرت امام خمینی (ره) نسبت به زنان پس ازپیروزی انقلاب اسلامی نیز استمرار داشت  ایشان می فرمایند:

صلاح وفساد یکجامعه از سلاح وفساد زنان در آن جامعه سرچشمه می گیرد .زن ،یکتا موجودی است که میتواند از دامن خود افرادی به جامعه تحویل دهد که از برکاتش یک جامعه به استقامت وارزشهای والای انسانی کشیده شوند .اگر زنان شجاع وانساز سان از ملتها گرفته شوندملتها به شکست وانحطاط کشیده میشوند   

انقلاب به رهبری بزرگمرد تاریخ اسلام توانست باچنین نگرشی نسبت به زن   ،طومار نگرش فاسدومنحط رژیم پهلوی وغرب را نسبت به زن در هم پیچیده وافق جدید وروشنی فرا روی زنان این مملکت قرار دهد .نگرشی که طبق آن زن بزار نیست بلکه مبدا ءهمه سعادتهاست ،زن مربی جامعه است .

بر زنان ودختران و دختران ایران اسلامیست که قدردان این دستاورد بزرگ ومهم انقلاب اسلامی بوده وبه شایستگی از آن حراست وحفاظت نمایند واجازه ندهند که مجددا دستخوش دگرگونی شود .  

ایجاد تحول روحی در زنان  

از دیگر دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران، ایجادروحیه شجاعت ، فداکاری ، شهید پروری و نیز تحولات روحی و   فکری  عمیق و گسترده در بین زنان این مرزو بوم است . متاسفانه در رژیم منحوس پهلویزنان باور کرده بودند که شان و جایگاه و هویت آنان عمدتا" به ظاهرشان ونیزطرز لباس و آرایش خلاصه می شود و به همین دلیل بخش عمده ای از زنان و دختران نقش مهم و موثری در اداره امور جامعه نداشته و به وسیله ای برای ارضای هوسهای سیری ناپذیر مردان شهوتران و ابزاری برای کسب درآمد و سود سرشار ثروتمندان تبدیل شده بودند .

پیروزی انقلاب اسلامی ایران، اوضاع را دگرگون کردهو تحول روحی و فکری عظیمی را در زنان و دختران به وجود آورد و آنان را از موجودیضعیف و ترسو گرفتار ظاهر و لباس و آرایش ، به انسانهایی شجاع و فداکار ، شهید پرور، مقاوم و صبور ، فعال و خدمتگزار تبدیل کرده و نقش   واقعی آنان را در محیط خانوادگی و اجتماعیاحیاء نمود .

به برکت انقلاب اسلامی ، زنان ایران اسلامی ازچنان شجاعتی برخوردار شدند که نه تنها از فرستادن فرزندان خود به صحنه های دفاع مقدس و مبارزه با رژیم متجاوز عراق ترسی نداشتند ، بلکه خود نیز مشوق اعزام آنهابه جبهه ها بودند .

به برکت انقلاب اسلامی ، زنان و دختران ایران اسلامی در عرصه های سازندگی ، فعالیتهای اجتماعی ، خدمات پشتیبانی از جبهه ها نیزحضوری گسترده و فعال از خود نشان داده و جلوه دیگری از تحولات روحی و فکری ایجادشده در خود را به نمایش گذاشتند . اگر تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ، طلا و جواهرانبه عنوان یکی از مهمترین علائق خانمها محسوب شده و به دست آوردن و به نمایش گذاشتن آنها توسط زنان یک ارزش تلق می گردید ، پس از انقلاب ، ارزشهای والاتری در خانمهاجایگزین این ارزشهای کاذب گردیده و زنان و دختران ایثارگر ، به اهداء طلا وجواهرات حتی حلقه های نامزدی خویش برای حمایت و پشتیبانی از هزینه های جیهه های دفاع مقدس مبادرت ورزیدند .

افزایش حضور دختران و زنان در مراکز علمی

تعداد دانشجویان زن   در سال های پیش از انقلاب بسیار کم بوده ولی بهبرکت انقلاب اسلامی امروز به آن چنان رشدی رسیده که در بعضی از رشته ها وجوددانشجویان   زن بیش از نیمی از دانشجویان مرد است .

در زمینه امور پژوهشی ، تحقیقاتی و طرحهای اختراعی نیز زنان و دختران به موفقیت های فزاینده ای دست پیدا

کرده اند .

حمایت  همه جانبه از زنان

یکی از دیگر از دستاوردهای انقلاب، حمایت ویژه اززنان در امور مختلف فردی ، خانوادگی و اجتماعی می باشد. این حمایت که در قانون اساسی و قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی و در مصوبه ها و آئین نامه های دولت   پیش بینی شده است . در ابعاد مختلف اجتماعی ،خانوادگی ، از زنان و دختران به حمایت می پردازد .

پی نوشت: راسخون

انتهای پیام/

 

,

بررسی مشارکت سیاسی ، اجتماعی زنان قبل از انقلاب

در دوران بربریت مطلق اروپای شرقی ، زنان مسلمان ایرانی مانند ریحانه ، دختر حسین خوارزمی، تحصیل علم و نجوم و سیاست می کردند وبه تدریس اشتغال داشتند .

حال اگر خواسته باشیم نقش زنان در عرصه های سیاسی قبل از ایران را مورد بررسی قراردهیم ، باید بگوئیم که در آداب ایرانیان کارهای قبیله ای را به عهده می گرفتند و به مقام روحانیت نیز می رسیدند و زنجیر حفظ اتصال خانواده به وسیله زنان صورت میگرفت . آنان دوشادوش مردان کار می کردند و در امور مختلف همکاری داشتند اما چندینمی گذرد که این حضور پررنگ دستخوش تحول می شود و با ورود به دوره ساسانی به یکباره وضع دگرگون می شود تا حدی که زن ایرانی از هیچ شخصیتی بهره مند نیست در ایندوره کار و مشاغل زنان متناسب با طبقه ای بوده که در آن تولد می یافتند و از حقوقو امتیازات اجتماعی کمتری نسبت به مردان برخوردار بودند و سلایقی با تاکید بر خانه نشینی زنان ، آنها را از ورود به مباحث جامعه و حکومت با زمی داشتند تا بدانجایی که بسیاری از مورخان پرهیز از حضور زن در جامعه ی ایرانی را به دوران پیش از اسلامنسبت می دهند .

این خانه نشینی طراحی شده ی قبل از اسلام در ایران، حتی بعد از ورود اسلام نیز ادامه پیدا می کند و زنان بدون اینکه به خانه داریارزشی مورد سفارش اسلام، که در راستای حفظ خانواده و استحکام آن می باشد ، دستیابند به این بی خبری ادامه داده و این خانه نشینی منتهی به حضوری یومیه وناآگاهانه شده و به بهای بی هویت شدن و نابود شدن بخشی از جامعه تداوم می یابد.حتی با ورود جامعه در هیاهوی مشروطه خواهی که وجدان خفته ی جامعه را بیدار می کندو به حرکت در می آورد؛ این زن همچنان سنتی باقی می ماند واگر جای نیز از او حضوری مثبت و موثر ثبت می شود . به تاسی ازمرجعیت دینی است و لاغیر .

به صورت خلاصه زن را در   دوران پیش از انقلاب در دومدل می توان معرفی کرد؛ یکی زن سنتی که زن ایرانی تا قبل از پهلوی است – به صورت ویژه همان زنان دورهی مشروطه و اوجفعالیت احزاب و گروههای سیاسی- و دومی زن مدرنی است که در دوران پهلوی متولد میشود، اما در   آستانه ی انقلاب اسلامی دربهمن 57 ( وقایع قبل و بعد از انقلاب) مدل سومی احیا می شود که سنگ بنای آن با « اقرا » گفتن حضرت ختمی مرتبیت نهاده شده است ، با بصیرت فاطمه الزهرا( سلام الله علیه ) تثبیت می شود و وبا ولایت خواهی حضرت زینب (سلام الله علیه ) به او       می رسد و مجددا" بعد از قریب به چها رده قرن با نفس پاک سلاله ی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم )  احیا و توسط زنان ولایت پذیر ایرانی عینیت می یابد .

حضور سیاسی – اجتماعی زنان در ایران بعد از انقلاب

اما زن بعد از انقلاب ، نه مدل جاهل و سنتی دیروزاست که دلخوش به مذهب و عبادتی قشری، به دور خویش تار غفلت تنیده باشد و نه مدل مدرن و وابسته در دست طراحان بین المللی که برای داشتن آزادی به هر نوع بردگی مدرن تن می دهد بلکه مدلی است متفاوت و البته متعالی .

زنی که در ذهن و باور امام خمینی(ره) نقش می بنددو در دوران منتهی به انقلاب و جنگ به عینیت می رسد ، زنی است از جنس مدل سوم یعنی زنی شیعی ، متعهد و متخلق به سیره ی فاطمی که منش سیاسی – اجتماعی  این بانوی ارجمند را شناخته و به   مر حله ی اجرا در آورده است .

آری زن پرورش یافته در مکتب اسلام و بهره مند ازتربیت انقلابی فاطمه الزهرا(سلام الله علیه) و زینب کبری( سلام الله علیه) در جبهه ی حقیقت طلب امام خمینی(ره) قرار می گیرد و پا در رکاب << ولی >> می نهد و پیش می رود .

این همان مدل متعالی از زن شیعی است که در فرهنگ انقلاب متولد می شود .

فلذا پس از پیروزی انقلاب اسلامی گامهای اساسی درراه نهادینه کردن نظام جدید برداشته شد و بدون هیچ شک و شبهه ای ، زنان در عرصه ی اجتماع فعال و در مسائل سیاسی _ اجتماعی جامعه دخیل شدند و قانون اساسی هیچ محدودیت و یا ممنوعیتی برای شرکت زنان در مسائل سیاسی _ اجتماعی قرار نداد .

زنان در ایران نیز چون سایر دول همواره بدلیل سیاسیت های سنتی و مرد سالارانه در طول تاریخ تحت فشار مضاعف بوده اند . اماانقلاب اسلامی تغییراتی اساسی در این ساختار کور و سلیقه ای پدید آورد که به نوبه ی خود تحولی سیاسی محسوب می شد، چرا که بیش از انقلاب ، استبداد و جامعه ی مردسالار مانع رشد و خود باوری همه جانبه ی زنان بود و ارتباط تنگاتنگ بین استثمار واستبداد با میزان آگاهی و خود باوری زنان این غفلت را تشدید می کرد، زیرا هرچه زنان یک جامعه سطحی نگرتر و مصرفی تر و از آگاهی های سیاسی – اجتماعی  بی خبر تر و بیگانه تر، شرایط غارت به تمام معنای سرمایه های ملی آن جامعه راحت تر خواهد بود .

زن انقلابی در جستجوی تعمق بخشیدن به باوری عمیق از دین ، راه حل غنا بخشیدن به دینداری خود را ، در پیوند دیانت و سیاست مییابد زیرا حیات با وجود زن پیوندی ناگسستنی دارد ، او از مادران خود آموخته است که راز ماندگاری و حیات دینی، تبعیت از مرجعیتی است که پویاست و برای اثبات ارادت به این نوع دینداری ، حتی به قیمت مغضوب واقع شدن سروران حرمسرا، قلیان به سر انگشت نحیف خود می شکند تا همگان بدانند و بخوانند که برای زنان این سرزمین هر عشق وارادتی تا خودر ا در مختصات ولایت تعریف نکند ، معنا نخواهد داشت و حال بعد ازخوابی پریشان ، از غفلتی که رهزن است ، برخاسته و خودر ا در دامان همان پیوندانکار ناپذیر سیاست و دیانت یافته و نسبت به تاراج باورهایش خودر ا مسئول دانسته وبه پشتوانه ی همان مرجعیت ، تمام غیرت دینی خود را به یاری طلبیده تا بساط کفر وطاغوت را درهم بشکند .

آری امام (ره) تداوم انقلاب را منوط به آگاهی وبصیرت مردم دانسته که درهم تنیده با حضور آگاهانه ی زنان جامعه است . همین زنان باردیگر لبیکی جانانه به ندای ولی خود گفته و بعد از تحمل خستگی یک مبارزه ی طولانی بدون لحظه ای آسودن، عرصه ی سخت تری از استقامت را تجربه کردند و هشت سال تمام ،مصداق تمام قد << فاستقم کما امرت >> شدند .

حضور این زنان ولایی در جنگ فقط به پشت جبهه خلاصه نشد؛ نقش زنان در جنگیدن با دشمن در جنوب و کردستان را هنوز تاریخ   به یاد دارد که زمانی در نقش دفاعی، گاه با نقش حمایتی و حتی به عنوان نیروهای عملیات اطلاعات حضور پیدا کردند .

آنچه در مورد کشور ما حائز اهمیت و قابل توجه است، این است که متاسفانه از اواخر جنگ و شروع دوران سازندگی به علت خلا برنامه ریزی و سازماندهی در حوزه ی زنان و فقدان برنامه های کاربردی در عرصه های فرهنگی، این حضور آگاهانه تداوم نیافت .

آری در این دوران توسعه رفاه محور موضوعیت پیداکرد و هویت اسلامی در حال احیا و بازسازی ، جای خود را به توسعه طلبی در مصرف وتنوع داد وگویی اباحه گری در تمام ارکان اجرایی و رسانه ای رسوخ کرد و همزمان باشروع دوران سازندگی ، زنان پیش قراول مصرف گرایی شدند و راه به ترکستان بردند !!.

بعد از مدتی وضع اسف بار تر شد زیرا بی تفاوتی به تاثیر حضور زنان به علت اولویت یافتن امر توسعه! منجر شد تا حرافانی به متن وقایع یومیه در عرصه های اجتماعی کشیده شوند و جسارت نظریه پردازی یابند ، که معاندت شان با نظام و ارزش ها مبرهن بوده است .

اینان آن قدر از خلا سازمان یافته ، عرصه برا ی جولان بلا معاند خود یافتند که با شروع دوران اصلاحات با رشدی فزاینده و تطمیع و غفلت عده ای، سمن های زنانه به تریبون این جریان مبدل شدند وزخم خوردگان سلطنت طلب پوسته ی پنجاه و هفتی خود را کنار نهاده و مدعی ستاندن حقوق به تاراج رفته ی زنان مملکت شدند .

آری غفلت های عامدانه و یا جاهلانه دوران سازندگی و اصلاحات موجب شد   تا ما از رویه ی موردتاکید امام خمینی(ره) و امام خامنه ای غفلت کنیم .

احیای شان ومنزلت زن مسلمان

یکی از دستاوردهای انقلاب اسلامی احیای شان ومنزلت معنوی زنان ودختران است .قبل از انقلاب   ،زنان ودختران این مرز وبوم از شان ومنزلت شایسته ای برخوردار نبودند . اساس انحرافات ومفاسدرژیم پهلوی در قلمرو مسائل مربوط به آنان ،به خاطر دیدگاه ونگرشی بود که به تقلید وتبعیت کور کورانه از غرب نسبت به زن داشتند وبر اساس همین مبنای فکری سیاستهای رژیم نسبت به مسائل مرتبط با زنان شکل می گرفت .

نگرش رژیم پهلوی به زنان نگرشی مادی ،منفعت طلبانه ولذت جویانه بود .دلیل این ادعا استفاده ابزاری از زن بود .

حضرت امام خمینی (ره ) از همان دوران مبارزه به افشاگری این رفتار اهانت آمیز پرداخته و می فرماید : این شاه است که گفته است درک من از زن آن است که باید زیبا و فریبا باشد این شاه است که زنهارا به فساد  می کشاند        

همین نگرش حضرت امام خمینی (ره) نسبت به زنان پس ازپیروزی انقلاب اسلامی نیز استمرار داشت  ایشان می فرمایند:

صلاح وفساد یکجامعه از سلاح وفساد زنان در آن جامعه سرچشمه می گیرد .زن ،یکتا موجودی است که میتواند از دامن خود افرادی به جامعه تحویل دهد که از برکاتش یک جامعه به استقامت وارزشهای والای انسانی کشیده شوند .اگر زنان شجاع وانساز سان از ملتها گرفته شوندملتها به شکست وانحطاط کشیده میشوند   

انقلاب به رهبری بزرگمرد تاریخ اسلام توانست باچنین نگرشی نسبت به زن   ،طومار نگرش فاسدومنحط رژیم پهلوی وغرب را نسبت به زن در هم پیچیده وافق جدید وروشنی فرا روی زنان این مملکت قرار دهد .نگرشی که طبق آن زن بزار نیست بلکه مبدا ءهمه سعادتهاست ،زن مربی جامعه است .

بر زنان ودختران و دختران ایران اسلامیست که قدردان این دستاورد بزرگ ومهم انقلاب اسلامی بوده وبه شایستگی از آن حراست وحفاظت نمایند واجازه ندهند که مجددا دستخوش دگرگونی شود .  

ایجاد تحول روحی در زنان  

از دیگر دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران، ایجادروحیه شجاعت ، فداکاری ، شهید پروری و نیز تحولات روحی و   فکری  عمیق و گسترده در بین زنان این مرزو بوم است . متاسفانه در رژیم منحوس پهلویزنان باور کرده بودند که شان و جایگاه و هویت آنان عمدتا" به ظاهرشان ونیزطرز لباس و آرایش خلاصه می شود و به همین دلیل بخش عمده ای از زنان و دختران نقش مهم و موثری در اداره امور جامعه نداشته و به وسیله ای برای ارضای هوسهای سیری ناپذیر مردان شهوتران و ابزاری برای کسب درآمد و سود سرشار ثروتمندان تبدیل شده بودند .

پیروزی انقلاب اسلامی ایران، اوضاع را دگرگون کردهو تحول روحی و فکری عظیمی را در زنان و دختران به وجود آورد و آنان را از موجودیضعیف و ترسو گرفتار ظاهر و لباس و آرایش ، به انسانهایی شجاع و فداکار ، شهید پرور، مقاوم و صبور ، فعال و خدمتگزار تبدیل کرده و نقش   واقعی آنان را در محیط خانوادگی و اجتماعیاحیاء نمود .

به برکت انقلاب اسلامی ، زنان ایران اسلامی ازچنان شجاعتی برخوردار شدند که نه تنها از فرستادن فرزندان خود به صحنه های دفاع مقدس و مبارزه با رژیم متجاوز عراق ترسی نداشتند ، بلکه خود نیز مشوق اعزام آنهابه جبهه ها بودند .

به برکت انقلاب اسلامی ، زنان و دختران ایران اسلامی در عرصه های سازندگی ، فعالیتهای اجتماعی ، خدمات پشتیبانی از جبهه ها نیزحضوری گسترده و فعال از خود نشان داده و جلوه دیگری از تحولات روحی و فکری ایجادشده در خود را به نمایش گذاشتند . اگر تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ، طلا و جواهرانبه عنوان یکی از مهمترین علائق خانمها محسوب شده و به دست آوردن و به نمایش گذاشتن آنها توسط زنان یک ارزش تلق می گردید ، پس از انقلاب ، ارزشهای والاتری در خانمهاجایگزین این ارزشهای کاذب گردیده و زنان و دختران ایثارگر ، به اهداء طلا وجواهرات حتی حلقه های نامزدی خویش برای حمایت و پشتیبانی از هزینه های جیهه های دفاع مقدس مبادرت ورزیدند .

افزایش حضور دختران و زنان در مراکز علمی

تعداد دانشجویان زن   در سال های پیش از انقلاب بسیار کم بوده ولی بهبرکت انقلاب اسلامی امروز به آن چنان رشدی رسیده که در بعضی از رشته ها وجوددانشجویان   زن بیش از نیمی از دانشجویان مرد است .

در زمینه امور پژوهشی ، تحقیقاتی و طرحهای اختراعی نیز زنان و دختران به موفقیت های فزاینده ای دست پیدا

کرده اند .

حمایت  همه جانبه از زنان

یکی از دیگر از دستاوردهای انقلاب، حمایت ویژه اززنان در امور مختلف فردی ، خانوادگی و اجتماعی می باشد. این حمایت که در قانون اساسی و قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی و در مصوبه ها و آئین نامه های دولت   پیش بینی شده است . در ابعاد مختلف اجتماعی ،خانوادگی ، از زنان و دختران به حمایت می پردازد .

پی نوشت: راسخون

انتهای پیام/

 

,

بررسی مشارکت سیاسی ، اجتماعی زنان قبل از انقلاب

, بررسی مشارکت سیاسی ، اجتماعی زنان قبل از انقلاب,

در دوران بربریت مطلق اروپای شرقی ، زنان مسلمان ایرانی مانند ریحانه ، دختر حسین خوارزمی، تحصیل علم و نجوم و سیاست می کردند وبه تدریس اشتغال داشتند .

حال اگر خواسته باشیم نقش زنان در عرصه های سیاسی قبل از ایران را مورد بررسی قراردهیم ، باید بگوئیم که در آداب ایرانیان کارهای قبیله ای را به عهده می گرفتند و به مقام روحانیت نیز می رسیدند و زنجیر حفظ اتصال خانواده به وسیله زنان صورت میگرفت . آنان دوشادوش مردان کار می کردند و در امور مختلف همکاری داشتند اما چندینمی گذرد که این حضور پررنگ دستخوش تحول می شود و با ورود به دوره ساسانی به یکباره وضع دگرگون می شود تا حدی که زن ایرانی از هیچ شخصیتی بهره مند نیست در ایندوره کار و مشاغل زنان متناسب با طبقه ای بوده که در آن تولد می یافتند و از حقوقو امتیازات اجتماعی کمتری نسبت به مردان برخوردار بودند و سلایقی با تاکید بر خانه نشینی زنان ، آنها را از ورود به مباحث جامعه و حکومت با زمی داشتند تا بدانجایی که بسیاری از مورخان پرهیز از حضور زن در جامعه ی ایرانی را به دوران پیش از اسلامنسبت می دهند .

این خانه نشینی طراحی شده ی قبل از اسلام در ایران، حتی بعد از ورود اسلام نیز ادامه پیدا می کند و زنان بدون اینکه به خانه داریارزشی مورد سفارش اسلام، که در راستای حفظ خانواده و استحکام آن می باشد ، دستیابند به این بی خبری ادامه داده و این خانه نشینی منتهی به حضوری یومیه وناآگاهانه شده و به بهای بی هویت شدن و نابود شدن بخشی از جامعه تداوم می یابد.حتی با ورود جامعه در هیاهوی مشروطه خواهی که وجدان خفته ی جامعه را بیدار می کندو به حرکت در می آورد؛ این زن همچنان سنتی باقی می ماند واگر جای نیز از او حضوری مثبت و موثر ثبت می شود . به تاسی ازمرجعیت دینی است و لاغیر .

به صورت خلاصه زن را در   دوران پیش از انقلاب در دومدل می توان معرفی کرد؛ یکی زن سنتی که زن ایرانی تا قبل از پهلوی است – به صورت ویژه همان زنان دورهی مشروطه و اوجفعالیت احزاب و گروههای سیاسی- و دومی زن مدرنی است که در دوران پهلوی متولد میشود، اما در   آستانه ی انقلاب اسلامی دربهمن 57 ( وقایع قبل و بعد از انقلاب) مدل سومی احیا می شود که سنگ بنای آن با « اقرا » گفتن حضرت ختمی مرتبیت نهاده شده است ، با بصیرت فاطمه الزهرا( سلام الله علیه ) تثبیت می شود و وبا ولایت خواهی حضرت زینب (سلام الله علیه ) به او       می رسد و مجددا" بعد از قریب به چها رده قرن با نفس پاک سلاله ی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم )  احیا و توسط زنان ولایت پذیر ایرانی عینیت می یابد .

حضور سیاسی – اجتماعی زنان در ایران بعد از انقلاب

اما زن بعد از انقلاب ، نه مدل جاهل و سنتی دیروزاست که دلخوش به مذهب و عبادتی قشری، به دور خویش تار غفلت تنیده باشد و نه مدل مدرن و وابسته در دست طراحان بین المللی که برای داشتن آزادی به هر نوع بردگی مدرن تن می دهد بلکه مدلی است متفاوت و البته متعالی .

زنی که در ذهن و باور امام خمینی(ره) نقش می بنددو در دوران منتهی به انقلاب و جنگ به عینیت می رسد ، زنی است از جنس مدل سوم یعنی زنی شیعی ، متعهد و متخلق به سیره ی فاطمی که منش سیاسی – اجتماعی  این بانوی ارجمند را شناخته و به   مر حله ی اجرا در آورده است .

آری زن پرورش یافته در مکتب اسلام و بهره مند ازتربیت انقلابی فاطمه الزهرا(سلام الله علیه) و زینب کبری( سلام الله علیه) در جبهه ی حقیقت طلب امام خمینی(ره) قرار می گیرد و پا در رکاب << ولی >> می نهد و پیش می رود .

این همان مدل متعالی از زن شیعی است که در فرهنگ انقلاب متولد می شود .

فلذا پس از پیروزی انقلاب اسلامی گامهای اساسی درراه نهادینه کردن نظام جدید برداشته شد و بدون هیچ شک و شبهه ای ، زنان در عرصه ی اجتماع فعال و در مسائل سیاسی _ اجتماعی جامعه دخیل شدند و قانون اساسی هیچ محدودیت و یا ممنوعیتی برای شرکت زنان در مسائل سیاسی _ اجتماعی قرار نداد .

زنان در ایران نیز چون سایر دول همواره بدلیل سیاسیت های سنتی و مرد سالارانه در طول تاریخ تحت فشار مضاعف بوده اند . اماانقلاب اسلامی تغییراتی اساسی در این ساختار کور و سلیقه ای پدید آورد که به نوبه ی خود تحولی سیاسی محسوب می شد، چرا که بیش از انقلاب ، استبداد و جامعه ی مردسالار مانع رشد و خود باوری همه جانبه ی زنان بود و ارتباط تنگاتنگ بین استثمار واستبداد با میزان آگاهی و خود باوری زنان این غفلت را تشدید می کرد، زیرا هرچه زنان یک جامعه سطحی نگرتر و مصرفی تر و از آگاهی های سیاسی – اجتماعی  بی خبر تر و بیگانه تر، شرایط غارت به تمام معنای سرمایه های ملی آن جامعه راحت تر خواهد بود .

زن انقلابی در جستجوی تعمق بخشیدن به باوری عمیق از دین ، راه حل غنا بخشیدن به دینداری خود را ، در پیوند دیانت و سیاست مییابد زیرا حیات با وجود زن پیوندی ناگسستنی دارد ، او از مادران خود آموخته است که راز ماندگاری و حیات دینی، تبعیت از مرجعیتی است که پویاست و برای اثبات ارادت به این نوع دینداری ، حتی به قیمت مغضوب واقع شدن سروران حرمسرا، قلیان به سر انگشت نحیف خود می شکند تا همگان بدانند و بخوانند که برای زنان این سرزمین هر عشق وارادتی تا خودر ا در مختصات ولایت تعریف نکند ، معنا نخواهد داشت و حال بعد ازخوابی پریشان ، از غفلتی که رهزن است ، برخاسته و خودر ا در دامان همان پیوندانکار ناپذیر سیاست و دیانت یافته و نسبت به تاراج باورهایش خودر ا مسئول دانسته وبه پشتوانه ی همان مرجعیت ، تمام غیرت دینی خود را به یاری طلبیده تا بساط کفر وطاغوت را درهم بشکند .

آری امام (ره) تداوم انقلاب را منوط به آگاهی وبصیرت مردم دانسته که درهم تنیده با حضور آگاهانه ی زنان جامعه است . همین زنان باردیگر لبیکی جانانه به ندای ولی خود گفته و بعد از تحمل خستگی یک مبارزه ی طولانی بدون لحظه ای آسودن، عرصه ی سخت تری از استقامت را تجربه کردند و هشت سال تمام ،مصداق تمام قد << فاستقم کما امرت >> شدند .

حضور این زنان ولایی در جنگ فقط به پشت جبهه خلاصه نشد؛ نقش زنان در جنگیدن با دشمن در جنوب و کردستان را هنوز تاریخ   به یاد دارد که زمانی در نقش دفاعی، گاه با نقش حمایتی و حتی به عنوان نیروهای عملیات اطلاعات حضور پیدا کردند .

آنچه در مورد کشور ما حائز اهمیت و قابل توجه است، این است که متاسفانه از اواخر جنگ و شروع دوران سازندگی به علت خلا برنامه ریزی و سازماندهی در حوزه ی زنان و فقدان برنامه های کاربردی در عرصه های فرهنگی، این حضور آگاهانه تداوم نیافت .

آری در این دوران توسعه رفاه محور موضوعیت پیداکرد و هویت اسلامی در حال احیا و بازسازی ، جای خود را به توسعه طلبی در مصرف وتنوع داد وگویی اباحه گری در تمام ارکان اجرایی و رسانه ای رسوخ کرد و همزمان باشروع دوران سازندگی ، زنان پیش قراول مصرف گرایی شدند و راه به ترکستان بردند !!.

بعد از مدتی وضع اسف بار تر شد زیرا بی تفاوتی به تاثیر حضور زنان به علت اولویت یافتن امر توسعه! منجر شد تا حرافانی به متن وقایع یومیه در عرصه های اجتماعی کشیده شوند و جسارت نظریه پردازی یابند ، که معاندت شان با نظام و ارزش ها مبرهن بوده است .

اینان آن قدر از خلا سازمان یافته ، عرصه برا ی جولان بلا معاند خود یافتند که با شروع دوران اصلاحات با رشدی فزاینده و تطمیع و غفلت عده ای، سمن های زنانه به تریبون این جریان مبدل شدند وزخم خوردگان سلطنت طلب پوسته ی پنجاه و هفتی خود را کنار نهاده و مدعی ستاندن حقوق به تاراج رفته ی زنان مملکت شدند .

آری غفلت های عامدانه و یا جاهلانه دوران سازندگی و اصلاحات موجب شد   تا ما از رویه ی موردتاکید امام خمینی(ره) و امام خامنه ای غفلت کنیم .

احیای شان ومنزلت زن مسلمان

یکی از دستاوردهای انقلاب اسلامی احیای شان ومنزلت معنوی زنان ودختران است .قبل از انقلاب   ،زنان ودختران این مرز وبوم از شان ومنزلت شایسته ای برخوردار نبودند . اساس انحرافات ومفاسدرژیم پهلوی در قلمرو مسائل مربوط به آنان ،به خاطر دیدگاه ونگرشی بود که به تقلید وتبعیت کور کورانه از غرب نسبت به زن داشتند وبر اساس همین مبنای فکری سیاستهای رژیم نسبت به مسائل مرتبط با زنان شکل می گرفت .

نگرش رژیم پهلوی به زنان نگرشی مادی ،منفعت طلبانه ولذت جویانه بود .دلیل این ادعا استفاده ابزاری از زن بود .

حضرت امام خمینی (ره ) از همان دوران مبارزه به افشاگری این رفتار اهانت آمیز پرداخته و می فرماید : این شاه است که گفته است درک من از زن آن است که باید زیبا و فریبا باشد این شاه است که زنهارا به فساد  می کشاند        

همین نگرش حضرت امام خمینی (ره) نسبت به زنان پس ازپیروزی انقلاب اسلامی نیز استمرار داشت  ایشان می فرمایند:

صلاح وفساد یکجامعه از سلاح وفساد زنان در آن جامعه سرچشمه می گیرد .زن ،یکتا موجودی است که میتواند از دامن خود افرادی به جامعه تحویل دهد که از برکاتش یک جامعه به استقامت وارزشهای والای انسانی کشیده شوند .اگر زنان شجاع وانساز سان از ملتها گرفته شوندملتها به شکست وانحطاط کشیده میشوند   

انقلاب به رهبری بزرگمرد تاریخ اسلام توانست باچنین نگرشی نسبت به زن   ،طومار نگرش فاسدومنحط رژیم پهلوی وغرب را نسبت به زن در هم پیچیده وافق جدید وروشنی فرا روی زنان این مملکت قرار دهد .نگرشی که طبق آن زن بزار نیست بلکه مبدا ءهمه سعادتهاست ،زن مربی جامعه است .

بر زنان ودختران و دختران ایران اسلامیست که قدردان این دستاورد بزرگ ومهم انقلاب اسلامی بوده وبه شایستگی از آن حراست وحفاظت نمایند واجازه ندهند که مجددا دستخوش دگرگونی شود .  

ایجاد تحول روحی در زنان  

از دیگر دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران، ایجادروحیه شجاعت ، فداکاری ، شهید پروری و نیز تحولات روحی و   فکری  عمیق و گسترده در بین زنان این مرزو بوم است . متاسفانه در رژیم منحوس پهلویزنان باور کرده بودند که شان و جایگاه و هویت آنان عمدتا" به ظاهرشان ونیزطرز لباس و آرایش خلاصه می شود و به همین دلیل بخش عمده ای از زنان و دختران نقش مهم و موثری در اداره امور جامعه نداشته و به وسیله ای برای ارضای هوسهای سیری ناپذیر مردان شهوتران و ابزاری برای کسب درآمد و سود سرشار ثروتمندان تبدیل شده بودند .

پیروزی انقلاب اسلامی ایران، اوضاع را دگرگون کردهو تحول روحی و فکری عظیمی را در زنان و دختران به وجود آورد و آنان را از موجودیضعیف و ترسو گرفتار ظاهر و لباس و آرایش ، به انسانهایی شجاع و فداکار ، شهید پرور، مقاوم و صبور ، فعال و خدمتگزار تبدیل کرده و نقش   واقعی آنان را در محیط خانوادگی و اجتماعیاحیاء نمود .

به برکت انقلاب اسلامی ، زنان ایران اسلامی ازچنان شجاعتی برخوردار شدند که نه تنها از فرستادن فرزندان خود به صحنه های دفاع مقدس و مبارزه با رژیم متجاوز عراق ترسی نداشتند ، بلکه خود نیز مشوق اعزام آنهابه جبهه ها بودند .

به برکت انقلاب اسلامی ، زنان و دختران ایران اسلامی در عرصه های سازندگی ، فعالیتهای اجتماعی ، خدمات پشتیبانی از جبهه ها نیزحضوری گسترده و فعال از خود نشان داده و جلوه دیگری از تحولات روحی و فکری ایجادشده در خود را به نمایش گذاشتند . اگر تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ، طلا و جواهرانبه عنوان یکی از مهمترین علائق خانمها محسوب شده و به دست آوردن و به نمایش گذاشتن آنها توسط زنان یک ارزش تلق می گردید ، پس از انقلاب ، ارزشهای والاتری در خانمهاجایگزین این ارزشهای کاذب گردیده و زنان و دختران ایثارگر ، به اهداء طلا وجواهرات حتی حلقه های نامزدی خویش برای حمایت و پشتیبانی از هزینه های جیهه های دفاع مقدس مبادرت ورزیدند .

افزایش حضور دختران و زنان در مراکز علمی

تعداد دانشجویان زن   در سال های پیش از انقلاب بسیار کم بوده ولی بهبرکت انقلاب اسلامی امروز به آن چنان رشدی رسیده که در بعضی از رشته ها وجوددانشجویان   زن بیش از نیمی از دانشجویان مرد است .

در زمینه امور پژوهشی ، تحقیقاتی و طرحهای اختراعی نیز زنان و دختران به موفقیت های فزاینده ای دست پیدا

کرده اند .

حمایت  همه جانبه از زنان

یکی از دیگر از دستاوردهای انقلاب، حمایت ویژه اززنان در امور مختلف فردی ، خانوادگی و اجتماعی می باشد. این حمایت که در قانون اساسی و قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی و در مصوبه ها و آئین نامه های دولت   پیش بینی شده است . در ابعاد مختلف اجتماعی ،خانوادگی ، از زنان و دختران به حمایت می پردازد .

پی نوشت: راسخون

انتهای پیام/

,

در دوران بربریت مطلق اروپای شرقی ، زنان مسلمان ایرانی مانند ریحانه ، دختر حسین خوارزمی، تحصیل علم و نجوم و سیاست می کردند وبه تدریس اشتغال داشتند .

,

حال اگر خواسته باشیم نقش زنان در عرصه های سیاسی قبل از ایران را مورد بررسی قراردهیم ، باید بگوئیم که در آداب ایرانیان کارهای قبیله ای را به عهده می گرفتند و به مقام روحانیت نیز می رسیدند و زنجیر حفظ اتصال خانواده به وسیله زنان صورت میگرفت . آنان دوشادوش مردان کار می کردند و در امور مختلف همکاری داشتند اما چندینمی گذرد که این حضور پررنگ دستخوش تحول می شود و با ورود به دوره ساسانی به یکباره وضع دگرگون می شود تا حدی که زن ایرانی از هیچ شخصیتی بهره مند نیست در ایندوره کار و مشاغل زنان متناسب با طبقه ای بوده که در آن تولد می یافتند و از حقوقو امتیازات اجتماعی کمتری نسبت به مردان برخوردار بودند و سلایقی با تاکید بر خانه نشینی زنان ، آنها را از ورود به مباحث جامعه و حکومت با زمی داشتند تا بدانجایی که بسیاری از مورخان پرهیز از حضور زن در جامعه ی ایرانی را به دوران پیش از اسلامنسبت می دهند .

,

این خانه نشینی طراحی شده ی قبل از اسلام در ایران، حتی بعد از ورود اسلام نیز ادامه پیدا می کند و زنان بدون اینکه به خانه داریارزشی مورد سفارش اسلام، که در راستای حفظ خانواده و استحکام آن می باشد ، دستیابند به این بی خبری ادامه داده و این خانه نشینی منتهی به حضوری یومیه وناآگاهانه شده و به بهای بی هویت شدن و نابود شدن بخشی از جامعه تداوم می یابد.حتی با ورود جامعه در هیاهوی مشروطه خواهی که وجدان خفته ی جامعه را بیدار می کندو به حرکت در می آورد؛ این زن همچنان سنتی باقی می ماند واگر جای نیز از او حضوری مثبت و موثر ثبت می شود . به تاسی ازمرجعیت دینی است و لاغیر .

,

به صورت خلاصه زن را در   دوران پیش از انقلاب در دومدل می توان معرفی کرد؛ یکی زن سنتی که زن ایرانی تا قبل از پهلوی است – به صورت ویژه همان زنان دورهی مشروطه و اوجفعالیت احزاب و گروههای سیاسی- و دومی زن مدرنی است که در دوران پهلوی متولد میشود، اما در   آستانه ی انقلاب اسلامی دربهمن 57 ( وقایع قبل و بعد از انقلاب) مدل سومی احیا می شود که سنگ بنای آن با « اقرا » گفتن حضرت ختمی مرتبیت نهاده شده است ، با بصیرت فاطمه الزهرا( سلام الله علیه ) تثبیت می شود و وبا ولایت خواهی حضرت زینب (سلام الله علیه ) به او       می رسد و مجددا" بعد از قریب به چها رده قرن با نفس پاک سلاله ی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم )  احیا و توسط زنان ولایت پذیر ایرانی عینیت می یابد .

,

حضور سیاسی – اجتماعی زنان در ایران بعد از انقلاب

, حضور سیاسی – اجتماعی زنان در ایران بعد از انقلاب,

اما زن بعد از انقلاب ، نه مدل جاهل و سنتی دیروزاست که دلخوش به مذهب و عبادتی قشری، به دور خویش تار غفلت تنیده باشد و نه مدل مدرن و وابسته در دست طراحان بین المللی که برای داشتن آزادی به هر نوع بردگی مدرن تن می دهد بلکه مدلی است متفاوت و البته متعالی .

,

زنی که در ذهن و باور امام خمینی(ره) نقش می بنددو در دوران منتهی به انقلاب و جنگ به عینیت می رسد ، زنی است از جنس مدل سوم یعنی زنی شیعی ، متعهد و متخلق به سیره ی فاطمی که منش سیاسی – اجتماعی  این بانوی ارجمند را شناخته و به   مر حله ی اجرا در آورده است .

,

آری زن پرورش یافته در مکتب اسلام و بهره مند ازتربیت انقلابی فاطمه الزهرا(سلام الله علیه) و زینب کبری( سلام الله علیه) در جبهه ی حقیقت طلب امام خمینی(ره) قرار می گیرد و پا در رکاب << ولی >> می نهد و پیش می رود .

,

این همان مدل متعالی از زن شیعی است که در فرهنگ انقلاب متولد می شود .

,

فلذا پس از پیروزی انقلاب اسلامی گامهای اساسی درراه نهادینه کردن نظام جدید برداشته شد و بدون هیچ شک و شبهه ای ، زنان در عرصه ی اجتماع فعال و در مسائل سیاسی _ اجتماعی جامعه دخیل شدند و قانون اساسی هیچ محدودیت و یا ممنوعیتی برای شرکت زنان در مسائل سیاسی _ اجتماعی قرار نداد .

,

زنان در ایران نیز چون سایر دول همواره بدلیل سیاسیت های سنتی و مرد سالارانه در طول تاریخ تحت فشار مضاعف بوده اند . اماانقلاب اسلامی تغییراتی اساسی در این ساختار کور و سلیقه ای پدید آورد که به نوبه ی خود تحولی سیاسی محسوب می شد، چرا که بیش از انقلاب ، استبداد و جامعه ی مردسالار مانع رشد و خود باوری همه جانبه ی زنان بود و ارتباط تنگاتنگ بین استثمار واستبداد با میزان آگاهی و خود باوری زنان این غفلت را تشدید می کرد، زیرا هرچه زنان یک جامعه سطحی نگرتر و مصرفی تر و از آگاهی های سیاسی – اجتماعی  بی خبر تر و بیگانه تر، شرایط غارت به تمام معنای سرمایه های ملی آن جامعه راحت تر خواهد بود .

,

زن انقلابی در جستجوی تعمق بخشیدن به باوری عمیق از دین ، راه حل غنا بخشیدن به دینداری خود را ، در پیوند دیانت و سیاست مییابد زیرا حیات با وجود زن پیوندی ناگسستنی دارد ، او از مادران خود آموخته است که راز ماندگاری و حیات دینی، تبعیت از مرجعیتی است که پویاست و برای اثبات ارادت به این نوع دینداری ، حتی به قیمت مغضوب واقع شدن سروران حرمسرا، قلیان به سر انگشت نحیف خود می شکند تا همگان بدانند و بخوانند که برای زنان این سرزمین هر عشق وارادتی تا خودر ا در مختصات ولایت تعریف نکند ، معنا نخواهد داشت و حال بعد ازخوابی پریشان ، از غفلتی که رهزن است ، برخاسته و خودر ا در دامان همان پیوندانکار ناپذیر سیاست و دیانت یافته و نسبت به تاراج باورهایش خودر ا مسئول دانسته وبه پشتوانه ی همان مرجعیت ، تمام غیرت دینی خود را به یاری طلبیده تا بساط کفر وطاغوت را درهم بشکند .

,

آری امام (ره) تداوم انقلاب را منوط به آگاهی وبصیرت مردم دانسته که درهم تنیده با حضور آگاهانه ی زنان جامعه است . همین زنان باردیگر لبیکی جانانه به ندای ولی خود گفته و بعد از تحمل خستگی یک مبارزه ی طولانی بدون لحظه ای آسودن، عرصه ی سخت تری از استقامت را تجربه کردند و هشت سال تمام ،مصداق تمام قد << فاستقم کما امرت >> شدند .

,

حضور این زنان ولایی در جنگ فقط به پشت جبهه خلاصه نشد؛ نقش زنان در جنگیدن با دشمن در جنوب و کردستان را هنوز تاریخ   به یاد دارد که زمانی در نقش دفاعی، گاه با نقش حمایتی و حتی به عنوان نیروهای عملیات اطلاعات حضور پیدا کردند .

,

آنچه در مورد کشور ما حائز اهمیت و قابل توجه است، این است که متاسفانه از اواخر جنگ و شروع دوران سازندگی به علت خلا برنامه ریزی و سازماندهی در حوزه ی زنان و فقدان برنامه های کاربردی در عرصه های فرهنگی، این حضور آگاهانه تداوم نیافت .

,

آری در این دوران توسعه رفاه محور موضوعیت پیداکرد و هویت اسلامی در حال احیا و بازسازی ، جای خود را به توسعه طلبی در مصرف وتنوع داد وگویی اباحه گری در تمام ارکان اجرایی و رسانه ای رسوخ کرد و همزمان باشروع دوران سازندگی ، زنان پیش قراول مصرف گرایی شدند و راه به ترکستان بردند !!.

,

بعد از مدتی وضع اسف بار تر شد زیرا بی تفاوتی به تاثیر حضور زنان به علت اولویت یافتن امر توسعه! منجر شد تا حرافانی به متن وقایع یومیه در عرصه های اجتماعی کشیده شوند و جسارت نظریه پردازی یابند ، که معاندت شان با نظام و ارزش ها مبرهن بوده است .

,

اینان آن قدر از خلا سازمان یافته ، عرصه برا ی جولان بلا معاند خود یافتند که با شروع دوران اصلاحات با رشدی فزاینده و تطمیع و غفلت عده ای، سمن های زنانه به تریبون این جریان مبدل شدند وزخم خوردگان سلطنت طلب پوسته ی پنجاه و هفتی خود را کنار نهاده و مدعی ستاندن حقوق به تاراج رفته ی زنان مملکت شدند .

,

آری غفلت های عامدانه و یا جاهلانه دوران سازندگی و اصلاحات موجب شد   تا ما از رویه ی موردتاکید امام خمینی(ره) و امام خامنه ای غفلت کنیم .

,

احیای شان ومنزلت زن مسلمان

,

یکی از دستاوردهای انقلاب اسلامی احیای شان ومنزلت معنوی زنان ودختران است .قبل از انقلاب   ،زنان ودختران این مرز وبوم از شان ومنزلت شایسته ای برخوردار نبودند . اساس انحرافات ومفاسدرژیم پهلوی در قلمرو مسائل مربوط به آنان ،به خاطر دیدگاه ونگرشی بود که به تقلید وتبعیت کور کورانه از غرب نسبت به زن داشتند وبر اساس همین مبنای فکری سیاستهای رژیم نسبت به مسائل مرتبط با زنان شکل می گرفت .

,

نگرش رژیم پهلوی به زنان نگرشی مادی ،منفعت طلبانه ولذت جویانه بود .دلیل این ادعا استفاده ابزاری از زن بود .

,

حضرت امام خمینی (ره ) از همان دوران مبارزه به افشاگری این رفتار اهانت آمیز پرداخته و می فرماید : این شاه است که گفته است درک من از زن آن است که باید زیبا و فریبا باشد این شاه است که زنهارا به فساد  می کشاند        

,

همین نگرش حضرت امام خمینی (ره) نسبت به زنان پس ازپیروزی انقلاب اسلامی نیز استمرار داشت  ایشان می فرمایند:

,

صلاح وفساد یکجامعه از سلاح وفساد زنان در آن جامعه سرچشمه می گیرد .زن ،یکتا موجودی است که میتواند از دامن خود افرادی به جامعه تحویل دهد که از برکاتش یک جامعه به استقامت وارزشهای والای انسانی کشیده شوند .اگر زنان شجاع وانساز سان از ملتها گرفته شوندملتها به شکست وانحطاط کشیده میشوند   

,

انقلاب به رهبری بزرگمرد تاریخ اسلام توانست باچنین نگرشی نسبت به زن   ،طومار نگرش فاسدومنحط رژیم پهلوی وغرب را نسبت به زن در هم پیچیده وافق جدید وروشنی فرا روی زنان این مملکت قرار دهد .نگرشی که طبق آن زن بزار نیست بلکه مبدا ءهمه سعادتهاست ،زن مربی جامعه است .

,

بر زنان ودختران و دختران ایران اسلامیست که قدردان این دستاورد بزرگ ومهم انقلاب اسلامی بوده وبه شایستگی از آن حراست وحفاظت نمایند واجازه ندهند که مجددا دستخوش دگرگونی شود .  

,

ایجاد تحول روحی در زنان  

, ایجاد تحول روحی در زنان  ,

از دیگر دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران، ایجادروحیه شجاعت ، فداکاری ، شهید پروری و نیز تحولات روحی و   فکری  عمیق و گسترده در بین زنان این مرزو بوم است . متاسفانه در رژیم منحوس پهلویزنان باور کرده بودند که شان و جایگاه و هویت آنان عمدتا" به ظاهرشان ونیزطرز لباس و آرایش خلاصه می شود و به همین دلیل بخش عمده ای از زنان و دختران نقش مهم و موثری در اداره امور جامعه نداشته و به وسیله ای برای ارضای هوسهای سیری ناپذیر مردان شهوتران و ابزاری برای کسب درآمد و سود سرشار ثروتمندان تبدیل شده بودند .

,

پیروزی انقلاب اسلامی ایران، اوضاع را دگرگون کردهو تحول روحی و فکری عظیمی را در زنان و دختران به وجود آورد و آنان را از موجودیضعیف و ترسو گرفتار ظاهر و لباس و آرایش ، به انسانهایی شجاع و فداکار ، شهید پرور، مقاوم و صبور ، فعال و خدمتگزار تبدیل کرده و نقش   واقعی آنان را در محیط خانوادگی و اجتماعیاحیاء نمود .

,

به برکت انقلاب اسلامی ، زنان ایران اسلامی ازچنان شجاعتی برخوردار شدند که نه تنها از فرستادن فرزندان خود به صحنه های دفاع مقدس و مبارزه با رژیم متجاوز عراق ترسی نداشتند ، بلکه خود نیز مشوق اعزام آنهابه جبهه ها بودند .

,

به برکت انقلاب اسلامی ، زنان و دختران ایران اسلامی در عرصه های سازندگی ، فعالیتهای اجتماعی ، خدمات پشتیبانی از جبهه ها نیزحضوری گسترده و فعال از خود نشان داده و جلوه دیگری از تحولات روحی و فکری ایجادشده در خود را به نمایش گذاشتند . اگر تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ، طلا و جواهرانبه عنوان یکی از مهمترین علائق خانمها محسوب شده و به دست آوردن و به نمایش گذاشتن آنها توسط زنان یک ارزش تلق می گردید ، پس از انقلاب ، ارزشهای والاتری در خانمهاجایگزین این ارزشهای کاذب گردیده و زنان و دختران ایثارگر ، به اهداء طلا وجواهرات حتی حلقه های نامزدی خویش برای حمایت و پشتیبانی از هزینه های جیهه های دفاع مقدس مبادرت ورزیدند .

,

افزایش حضور دختران و زنان در مراکز علمی

, افزایش حضور دختران و زنان در مراکز علمی,

تعداد دانشجویان زن   در سال های پیش از انقلاب بسیار کم بوده ولی بهبرکت انقلاب اسلامی امروز به آن چنان رشدی رسیده که در بعضی از رشته ها وجوددانشجویان   زن بیش از نیمی از دانشجویان مرد است .

,

در زمینه امور پژوهشی ، تحقیقاتی و طرحهای اختراعی نیز زنان و دختران به موفقیت های فزاینده ای دست پیدا

,

کرده اند .

,

حمایت  همه جانبه از زنان

, حمایت  همه جانبه از زنان,

یکی از دیگر از دستاوردهای انقلاب، حمایت ویژه اززنان در امور مختلف فردی ، خانوادگی و اجتماعی می باشد. این حمایت که در قانون اساسی و قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی و در مصوبه ها و آئین نامه های دولت   پیش بینی شده است . در ابعاد مختلف اجتماعی ،خانوادگی ، از زنان و دختران به حمایت می پردازد .

,

پی نوشت: راسخون

,

انتهای پیام/

,

 

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه