نگاهی به پدیدههای جوان جشنواره فیلم فجر؛
بشارت بازگشت آهسته سینما به مردم با پایان عمر پیله پوک سینمای روشنفکری
سینماگران در آن چه به نام فیلمهای اجتماعی تولید میکردند، به موضوعات منحط و بی رنگ و لعابی مانند عشقهای مثلثی و خیانت، مهاجرت و سیاسی بازی روشنفکرانه مشغول شدند تا برای خود در جامعهی بیمار روشنفکری نام و نشانی دست و پا کنند. غافل از این که این موضوعات تنها در زندگیِ دور از جامعهی خود آنان معنی پیدا میکرد و تناسبی با مردم نداشت.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از خطب شکن، در سی و چهارمین جشنوارهی فیلم فجر، بر عکس چهار پنج جشنوارهی گذشته که اکثرا فیلمهایی بر اساس بخشنامهها و برای نمایش «انقلابی بودن» جشنواره ساخته میشد، فیلمهای خوبی در موضوعات مرتبط با سبک زندگی و انقلاب اسلامی به نمایش درآمد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, خطب شکن,رونق حرفهای نو
,جشن تولد، دلبری، ایستاده در غبار، نفس، انیمیشن فهرست مقدس و حتی بادیگارد، رسوایی ۲ و امکان مینا از جمله فیلمهایی هستند که در فضاهای مرتبط با مسائل انقلاب اسلامی تولید شدهاند.
,صرف نظر از قوت و ضعفهای این آثار و انتقادهایی که در شیوهی روایت و پرداخت آنها وجود دارد، این نکته حائز اهمیت است که روند جشنوارههای اخیر نشان میدهد حرفهای تکراری و رنگ و رو رفتهی سینماگران غرب زده و غرب پرست، به سوی همان انحطاطی که در باطن خود دارد سوق پیدا کرده است.
,جدایی سینما از مردم
,در سالهای اخیر علی رغم این که تلویزیون هم به کمک سینما آمد تا بلکه مردم به سالنهای سینما روی آورند و این صنعت بیمار رونق بگیرد، باز هم توفیقی به دست نیامد و جدایی مردم از سینما ادامه یافت. به طوری که هنوز در بسیاری از شهرهای کشور نه تنها سالن سینما وجود ندارد، بلکه به جز نمونههایی خاص، آخرین خاطرات سینمایی نسلی از مردم به دهههای قبل باز میگردد!
,راهی که به اشتباه طی شد
,واضح است که در این فضا، پرداختن به موضوعات اجتماعی که مردم جامعه با آن سر و کار دارند، میتوانست بین آنان و سینما آشتی برقرار کند. ولی سینماگران در آن چه به نام فیلمهای اجتماعی تولید میکردند، به موضوعات منحط و بی رنگ و لعابی مانند عشقهای مثلثی و خیانت، مهاجرت و سیاسی بازی روشنفکرانه روی آوردند تا برای خود در جامعهی بیمار روشنفکری نام و نشانی دست و پا کنند. غافل از این که این موضوعات تنها در زندگی دور از جامعهی خود آنان معنی پیدا میکرد و تناسبی با مردم نداشت… حاصل این فرایند، تنیدن بر پیلهی پوکی بود که هنرمندنماها بر دور خود تنیده بودند…
,با این وجود در سالهای اخیر با روی آوردن جوانان مومن به عرصهی سینما و آگاه شدن برخی کارگردانان نام آشنا نسبت به دغدغههای اجتماعی مردم، سینما روندی آهستهی بازگشت به مردم را آغاز کرد.
,راهی که روشن است
,ایجاد سازمان سینمایی اوج برای پوشش کاستیهای پررنگ دیگر نهادهای متولی سینمای ایران، از اتفاقات خجستهای بود که در سالهای اخیر توانست با حمایت از سینماگران جوان و طرحهای هم راستا با انقلاب اسلامی، کمی از ظرفیت سینما را در راستای انتقال مفاهیم متعالی زنده کند. در جشنوارهی امسال بادیگارد، ایستاده در غبار و فهرست مقدس از سوی سازمان سینمایی اوج تهیه شده است و به عنوان آثار مهم جشنواره به شمار میآید.
,در کنار این، چهرههایی همچون سید جلال دهقانی اشکذری، بهروز شعیبی، هادی محمدیان، محمد همدانی، عباس لاجوردی، محمد حسین مهدویان و حتی مسعود ده نمکی و نرگس آبیار از کسانی بودند که در چند سال اخیر حضوری پررنگ در عرصههای سینمایی داشتند.
,به هرحال آن چه از روند سینمای ایران در سالهای اخیر بر میآید این است که حرفهای روشنفکرنماها به پایان رسیده و فیلمهای آنان به نشخوار برخی اصطلاحات و افکار پوسیده بدل شده است. حتی دیگر هنجارشکنی در سینما هم نمیتواند نامی برای آنان دست و پا کند. در حالی که عرصههای پیش روی فیلمسازان انقلابی افقهایی روشن و قلههایی فتح نشده را نشان میدهد که سینما و مردم را آشتی خواهد داد.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه