گفتگو با همسر یک جانباز شیمیایی:
همسر یک جانباز همیشه پرستار است/ 30 سال پرستاری از همسر با صبری زینب گونه
همسر یک جانباز گفت : پرستاری از جانباز برای همسرش هیچ سختی ندارد که با عشق وبدون توقع این کار را انجام می دهد بنابراین همسر یک جانباز همیشه پرستار است چرا که هیچ گاه روز تعطیل ندارد[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از زن امروز ، روز 5 جمادی الاولی ولادت حضرت زینب (س) اسوه صبر و ایثار و مقاومت است. این روزها یاد مقاومت مدافعانی که در سوریه و عراق در مقابل داعش دفاع می کنند ، یاد مقاومت مردانی که در 8 سال دفاع مقدس ایستادند تا امروز آسایش و امنیت در کشور برقرار باشد، یاد شیرزنانی که بعد از اسارت همسرانشان صبر پیشه کردند وبرای فرزندانشان هم پدر بودند و هم مادر، یاد نفسهای به شماره افتاده یک جانباز به خصوص وقتی موج او را می گیرد و متوجه نمی شود چه می کند و بعد از آن به خاطر کاری که انجام داده اشک می ریزد و از همسر و فرزندانش عذرخواهی می کند به یاد اینها می افتم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زن امروز,
بیان این موضوعات که لبریز از صبر افراد در مقابل رنج هاست، صبری زینب گونه صبری که تنها کسی درک می کند که درآن شرایط باشد. همه ما در اطراف محل زندگی مان در خانواده و دوستان همسران جانبازان به خصوص جانبازان اعصاب و روان با صبری که الگو گرفته از حضرت زینب (س) است سالهاست که از همسران خود پرستاری می کنند و به گفته خودشان باعشق این کار را انجام داده می دهند و پرستاری آنها متفاوت است با سایر پرستاران چراکه هیچ گاه بازنشست نمی شوند و البته خسته هم نمی شوند.
پروین آیتی فر همسر جانباز اعصاب و روان و شیمیایی محمد گازاری است که قریب به سی سال از همسرش پرستاری کرده است و به قول خودش در این سالها حجم کاری اش آنقدر زیاد بوده که نتوانست درسش را ادامه دهد و بعد از اینکه آموزشیار کلاسهای نهضت بوده از آنجا هم استعفا می دهد تا به همسرش رسیدگی کند. و چون علاقه به تدریس داشته وارد فعالیتهای قرآنی می شود و هم اکنون هم مدیر مکتب القرآن زهرای اطهر در مسجد امام جعفر صادق بیرجند است.
در ادامه گفتگویی کوتاه با وی داشته ایم:
آیتی فر گفت: همسرم کارمند حراست وزارت ارشاد بودند و به صورت داوطلب به جبهه رفتند. در آن 6 ماهی که جبهه بودند مرخصی نیامده بودند. روز قبل با خبرشدن از مجروحیت همسرم احساس کردم اتفاقی افتاده است. در آن عملیات برادرم و همسرم با هم مجروح شده بودند من از مجروحیت برادرم اطلاع داشتم و برای عیادت به اصفهان رفتم اما از مجروحیت همسرم اطلاعی نداشتم ،وقتی به تهران برگشتم (آن زمان ما در تهران زندگی می کردیم ) مادر شوهرم گفتند که محمد از جبهه آمده و مجروح شده است.
وی افزود: زنده بودنشان معجزه ای بوده است زمانی که راکت زدند همسرم 30 متر پرتاب می شوند و به سنگی برخورد می کنند و از ناحیه کمر هم مجروح می شوند. همسرم سال 65 در عملیات کربلای یک در آزاد سازی شهر مهران مجروح شدند. این درحالی بود که هنوز یک سالی از ازدواجمان نمی گذشت.
این همسر جانباز گفت: عملیات مهران ،به نظرم عملیاتی بود که زخمی زیاد داشت چند نفر از دوستان همسرم همراهشان مجروح شده بودن . انگیزه شهدا و جانبازان هیچ وقت درصد و مسائل دیگر نبود و به همین دلیل است که من اولین بار است که عنوان می کنم همسر جانباز هستم و همسرم همیشه تاکید دارند که من این موضوع را به کسی نگویم. چراکه وقتی بهترین دوستانشان جلوی چشمشان پر پر شدند می گویند این مجروحیت من چیزی نیست که آن را عنوان کنید.
وی افزود: شهدا و جانبازان انگیزه دیگری داشتندیک انگیزه خدایی و بدون ادعا از کسی. من بیش از 20 سال است در مکتب القرآن مسجد فعالیت دارم و 30 سال است از همسر جانبازم پرستاری می کنم اما امام جماعت مسجد متوجه نشده است هرچند که همسایه دیوار به دیوار مسجد هستیم.
وی با بیان اینکه خانواده شهدا و ایثارگران هیچ کاه خود را طلبکار از کسی نمی دانند گفت: انگیزه آنها خدایی بوده است و هنوز هم بر همان انگیزه ثابت قدم هستند، مخصوصا خانواده های آنها که واقعا زحمت می کشند من همسران شهدا و جانبازی را می شناسم که جهادی کار می کنند و به نظرم پرستار واقعی آنها هستند.
آیتی فر گفت: همسر یک جانباز همیشه پرستار است چرا که هیچ گاه روز تعطیلی ندارد و حتی مرخصی .البته پرستاری از جانباز برای همسرش هیچ سختی ندارد که با عشق وبدون توقع این کار را انجام می دهد اما تنها زخم زبانها و یا درک و بینش سطحی افراد باعث ناراحتی ما می شود.
آیتی فر با بیان اینکه خدا بعد از 15 سال که زندگی مشترک ما گذشت یک فرزند پسر به ما داد گفت: فرزندم بسیار زیاد من و پدرش را درک می کند و1.5 سال است از پدرش مراقبت می کند و همزمان درس هم می خواند و گاهی درس خواندنش به حال پدرش وابسته شده و می گوید اگر حال بابا خوب نباشد من درسم را خراب می کنم.
وی افزود: بعد از مجروحیتهای همسرم و فشارکاری زیادی که در تهران متحمل شدند به بیرجند منتقل شدیم و همسرم بازنشست شدند. البته آن موقع متوجه شدیم که شیمیایی هستند و هر روز هم بر بیماری شان افزوده می شود.
آیتی فر در پاسخ به این سوال که در این سالها چه کاری میخواسته انجام دهد که فرصت نشده است گفت: زمانی که ازدواج کردیم من دیپلم بودم و میخواستم برای دانشگاه درس بخوانم و ادامه تحصیل بدهم . اما با مجروحیت همسرم و فشار کاری زیادی که به خاطر مراقبت از ایشان داشتم به دانشگاه فکر نکردم و الان هم خدا را شکر می کنم و از زندگی ام راضی هستم.
گوشه گوشه صحبتهای خانم آیتی فر نشان از صبری آکنده از عشق بود . هرچه تلاش کردم تا از سختی هایی مراقبت از همسرشان بگویند می گفتند سختی نبوده و همه آن شیرین بوده است. وحتی در قسمتی از صحبتهایشان گفتند همسرم این سختی ها را تحمل می کنند برای من سختی ها شیرین است.
وی افزود: بسیاری از پرستاران و از جمله همسران جانبازان از حضرت زینب (س) الگو می گیرند البته صبر و تحملی که ایشان داشتند ما در مقابلشان نقطه هستیم. پیرو حضرت زینب بودن صبر اینگونه می خواهد و شاید برخی بگویند خسته نشده اید در طی این سالها و من پاسخ می دهم مگر حضرت زینب(س)کم آوردند ماهم کم می آوریم. البته پرستار، پرستار است همسران جانبازان مانند پرستارانی که شاین شغل شریف را دارند ایثار می کنند.
وی افزود: همسرم در طی این سی سال از زندگی مشترکمان می گذرد هیچ گاه حال عادی نداشتند و بیش از 9 ماه سال در حالت دیگر هستند و 3 ماه دیگر هم از خجالت آن 9 ماه از خانه بیرون نمی روند و همیشه قدر دان زحمات من هستند و. اما با تمام این سختی هایی که ناشی از مجروحیشان است و تحمل می کند بسیار مهربان و دلسوز هستند و برای تمام اقوام و خانواده من و خودشان دلسوزی را دارند و هرجا کاری از دستش برآید انجام می دهد.
آیتی فر به دیدار همسرش با رهبر معظم انقلاب اشاره می کند و می گوید: چند سال پیش که نام من برای دیدار رهبر معظم انقلاب از بنیاد شهید اعلام شد. من نرفتم و به همسرم گفتم تا بروند . البته در طول این سالها دیگر توفیقی برای دیدار برای من حاصل نشده است.
همسر جانباز گازاری وقتی به موضوعی اشاره می کند که او را ناراحت کرده است و لحظه ای اشک مهمان چشمانش می شود، همسرشان به خاطر مجروحیشان گاهی سیگار استعمال می کنند و یک روز که همراه دوستانشان بودند چادر شان بوی سیگار گرفته بود و دوستانشان می گویند چادر شما بوی سیگار می دهد و خیلی ناراحت می شوند و به خانه که می روند چندن شب به خاطر این موضع اشک می ریزند و جانباز می گوید: من خجالت میکشم که همسر شما هستم. کاش من نبودم تا شما به خاطر من جلوی دوستانتان شرمنده نشوید. اشکهای خانم آیتی که سراسر علاقه است از صورتش را بارانی می کند و اینجاست که می فهمم چرا می گوید همه سختی ها برایش شیرین بوده است.
در پایان افزود: شیرین ترین لحظه زندگی من که هر روز تکرار می شود مواظب خودت باش، همسرم است که هر روز صبح قبل از بیرون آمدن از خانه به من می گوید.
انتهای پیام/گ
,
بیان این موضوعات که لبریز از صبر افراد در مقابل رنج هاست، صبری زینب گونه صبری که تنها کسی درک می کند که درآن شرایط باشد. همه ما در اطراف محل زندگی مان در خانواده و دوستان همسران جانبازان به خصوص جانبازان اعصاب و روان با صبری که الگو گرفته از حضرت زینب (س) است سالهاست که از همسران خود پرستاری می کنند و به گفته خودشان باعشق این کار را انجام داده می دهند و پرستاری آنها متفاوت است با سایر پرستاران چراکه هیچ گاه بازنشست نمی شوند و البته خسته هم نمی شوند.
,,
پروین آیتی فر همسر جانباز اعصاب و روان و شیمیایی محمد گازاری است که قریب به سی سال از همسرش پرستاری کرده است و به قول خودش در این سالها حجم کاری اش آنقدر زیاد بوده که نتوانست درسش را ادامه دهد و بعد از اینکه آموزشیار کلاسهای نهضت بوده از آنجا هم استعفا می دهد تا به همسرش رسیدگی کند. و چون علاقه به تدریس داشته وارد فعالیتهای قرآنی می شود و هم اکنون هم مدیر مکتب القرآن زهرای اطهر در مسجد امام جعفر صادق بیرجند است.
,,
در ادامه گفتگویی کوتاه با وی داشته ایم:
,,
آیتی فر گفت: همسرم کارمند حراست وزارت ارشاد بودند و به صورت داوطلب به جبهه رفتند. در آن 6 ماهی که جبهه بودند مرخصی نیامده بودند. روز قبل با خبرشدن از مجروحیت همسرم احساس کردم اتفاقی افتاده است. در آن عملیات برادرم و همسرم با هم مجروح شده بودند من از مجروحیت برادرم اطلاع داشتم و برای عیادت به اصفهان رفتم اما از مجروحیت همسرم اطلاعی نداشتم ،وقتی به تهران برگشتم (آن زمان ما در تهران زندگی می کردیم ) مادر شوهرم گفتند که محمد از جبهه آمده و مجروح شده است.
,,
وی افزود: زنده بودنشان معجزه ای بوده است زمانی که راکت زدند همسرم 30 متر پرتاب می شوند و به سنگی برخورد می کنند و از ناحیه کمر هم مجروح می شوند. همسرم سال 65 در عملیات کربلای یک در آزاد سازی شهر مهران مجروح شدند. این درحالی بود که هنوز یک سالی از ازدواجمان نمی گذشت.
,,
,
این همسر جانباز گفت: عملیات مهران ،به نظرم عملیاتی بود که زخمی زیاد داشت چند نفر از دوستان همسرم همراهشان مجروح شده بودن . انگیزه شهدا و جانبازان هیچ وقت درصد و مسائل دیگر نبود و به همین دلیل است که من اولین بار است که عنوان می کنم همسر جانباز هستم و همسرم همیشه تاکید دارند که من این موضوع را به کسی نگویم. چراکه وقتی بهترین دوستانشان جلوی چشمشان پر پر شدند می گویند این مجروحیت من چیزی نیست که آن را عنوان کنید.
,,
,
,
وی افزود: شهدا و جانبازان انگیزه دیگری داشتندیک انگیزه خدایی و بدون ادعا از کسی. من بیش از 20 سال است در مکتب القرآن مسجد فعالیت دارم و 30 سال است از همسر جانبازم پرستاری می کنم اما امام جماعت مسجد متوجه نشده است هرچند که همسایه دیوار به دیوار مسجد هستیم.
,,
وی با بیان اینکه خانواده شهدا و ایثارگران هیچ کاه خود را طلبکار از کسی نمی دانند گفت: انگیزه آنها خدایی بوده است و هنوز هم بر همان انگیزه ثابت قدم هستند، مخصوصا خانواده های آنها که واقعا زحمت می کشند من همسران شهدا و جانبازی را می شناسم که جهادی کار می کنند و به نظرم پرستار واقعی آنها هستند.
,,
,
آیتی فر گفت: همسر یک جانباز همیشه پرستار است چرا که هیچ گاه روز تعطیلی ندارد و حتی مرخصی .البته پرستاری از جانباز برای همسرش هیچ سختی ندارد که با عشق وبدون توقع این کار را انجام می دهد اما تنها زخم زبانها و یا درک و بینش سطحی افراد باعث ناراحتی ما می شود.
,,
,
آیتی فر با بیان اینکه خدا بعد از 15 سال که زندگی مشترک ما گذشت یک فرزند پسر به ما داد گفت: فرزندم بسیار زیاد من و پدرش را درک می کند و1.5 سال است از پدرش مراقبت می کند و همزمان درس هم می خواند و گاهی درس خواندنش به حال پدرش وابسته شده و می گوید اگر حال بابا خوب نباشد من درسم را خراب می کنم.
,,
وی افزود: بعد از مجروحیتهای همسرم و فشارکاری زیادی که در تهران متحمل شدند به بیرجند منتقل شدیم و همسرم بازنشست شدند. البته آن موقع متوجه شدیم که شیمیایی هستند و هر روز هم بر بیماری شان افزوده می شود.
,,
آیتی فر در پاسخ به این سوال که در این سالها چه کاری میخواسته انجام دهد که فرصت نشده است گفت: زمانی که ازدواج کردیم من دیپلم بودم و میخواستم برای دانشگاه درس بخوانم و ادامه تحصیل بدهم . اما با مجروحیت همسرم و فشار کاری زیادی که به خاطر مراقبت از ایشان داشتم به دانشگاه فکر نکردم و الان هم خدا را شکر می کنم و از زندگی ام راضی هستم.
,,
,
گوشه گوشه صحبتهای خانم آیتی فر نشان از صبری آکنده از عشق بود . هرچه تلاش کردم تا از سختی هایی مراقبت از همسرشان بگویند می گفتند سختی نبوده و همه آن شیرین بوده است. وحتی در قسمتی از صحبتهایشان گفتند همسرم این سختی ها را تحمل می کنند برای من سختی ها شیرین است.
,,
,
وی افزود: بسیاری از پرستاران و از جمله همسران جانبازان از حضرت زینب (س) الگو می گیرند البته صبر و تحملی که ایشان داشتند ما در مقابلشان نقطه هستیم. پیرو حضرت زینب بودن صبر اینگونه می خواهد و شاید برخی بگویند خسته نشده اید در طی این سالها و من پاسخ می دهم مگر حضرت زینب(س)کم آوردند ماهم کم می آوریم. البته پرستار، پرستار است همسران جانبازان مانند پرستارانی که شاین شغل شریف را دارند ایثار می کنند.
,,
,
وی افزود: همسرم در طی این سی سال از زندگی مشترکمان می گذرد هیچ گاه حال عادی نداشتند و بیش از 9 ماه سال در حالت دیگر هستند و 3 ماه دیگر هم از خجالت آن 9 ماه از خانه بیرون نمی روند و همیشه قدر دان زحمات من هستند و. اما با تمام این سختی هایی که ناشی از مجروحیشان است و تحمل می کند بسیار مهربان و دلسوز هستند و برای تمام اقوام و خانواده من و خودشان دلسوزی را دارند و هرجا کاری از دستش برآید انجام می دهد.
,,
,
آیتی فر به دیدار همسرش با رهبر معظم انقلاب اشاره می کند و می گوید: چند سال پیش که نام من برای دیدار رهبر معظم انقلاب از بنیاد شهید اعلام شد. من نرفتم و به همسرم گفتم تا بروند . البته در طول این سالها دیگر توفیقی برای دیدار برای من حاصل نشده است.
,,
,
همسر جانباز گازاری وقتی به موضوعی اشاره می کند که او را ناراحت کرده است و لحظه ای اشک مهمان چشمانش می شود، همسرشان به خاطر مجروحیشان گاهی سیگار استعمال می کنند و یک روز که همراه دوستانشان بودند چادر شان بوی سیگار گرفته بود و دوستانشان می گویند چادر شما بوی سیگار می دهد و خیلی ناراحت می شوند و به خانه که می روند چندن شب به خاطر این موضع اشک می ریزند و جانباز می گوید: من خجالت میکشم که همسر شما هستم. کاش من نبودم تا شما به خاطر من جلوی دوستانتان شرمنده نشوید. اشکهای خانم آیتی که سراسر علاقه است از صورتش را بارانی می کند و اینجاست که می فهمم چرا می گوید همه سختی ها برایش شیرین بوده است.
,,
در پایان افزود: شیرین ترین لحظه زندگی من که هر روز تکرار می شود مواظب خودت باش، همسرم است که هر روز صبح قبل از بیرون آمدن از خانه به من می گوید.
,,
انتهای پیام/گ
,]
ارسال دیدگاه