نگاهی معنا دار به تاریخ؛
هل من ناصر ینصرنی؟!
هل من ناصر ینصرونی؟ ایا کسی هست مرا یاری کند؟ این فریاد مظلومانه در عین قدرت و شجاعت و هیبت امام حسین (ع) است که قرن ها در گوش زمان طنین انداز شده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه خبری دانشجویان بیدار، یادداشت/حانیه خلق ذکرآباد:هل من ناصر ینصرونی؟ ایا کسی هست مرا یاری کند؟ این فریاد مظلومانه در عین قدرت و شجاعت و هیبت امام حسین (ع) است که قرن ها در گوش زمان طنین انداز شده است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
ایا واقعا این امام حسین (ع) است که در پی یار هست و نیازمند یاری است ؟ یا این سخن امام حسینی (ع) است که می خواهد به امت جدش یاری برساند و از ظلمت های و جهل و نادانی نجاتشان دهد.
میشود این سخن را از دو منظر تفسیر کرد: در نگاه اول اینکه وقتی به بخشندگی و عصمت و عظمت ایشان مینگرم، میبینم تنها مفهومی که میشود از این سوال برداشت کرد این است که امام تا اخرین لحظات زندگی شان در اوج مظلومیت و غربت، در اوج خفقان و ظلم هایی که به خاندان مطهرشان شد، باز هم به فکر یاری رساندن و دست گیری امت جدشان بودند، همان لشکر سی و سه هزار نفره مسلمان نما. مصداق دیگر مهربانی و بخشش ایشان اخرین جملاتشان به شمر ملعون است که فرمودند اگر سر مرا از تنم جدا نکنی، روز قیامت شفاعتت خواهم کرد، در این جمله فقط و فقط میتوان پی به عظمت روح بزرگ ایشان ببریم. حقیقتا ایشان جلوه ای هستند از خالق یکتا و بخشنده و مهربان. به راستی که من از عشق مولایم حسین (ع) به عشق رب الحسین (ع) رسیده ام.
نگاه دوم که نگاهی از سوی مقابل است، اینطور تبیین میشود: اگر مسلمانان زمان امام، پای عهدشان میماندند و پای رکاب امامشان جان میدادند و بابصیرت و معرفت تمام در مقابل استکبار بزرگ زمان یعنی یزید ملعون می ایستادند؛ و شاید اگر شریح قاضی ترس از دست دادن جایگاه دنیویش را نداشت و اگر ان عده توابیینی که پس از شهادت مولا متحول شدند و حق را شناختند، به موقع در صحنه حاضر میشدند؛ ایا واقعه کربلا این چنین اتفاق می افتاد، شاید مولایمان در جنگ ناعادلانه و ناجوانمردانه پیروز میشدند و حکومتی حسینی تشکیل میدادند و بماند که چه تغییراتی در تاریخ گذشته اتفاق می افتاد.
آری یک مسلمان همچون سلمان باید آنقدر ولایت پذیر باشد که پایش را جای پای مولایش بگذارد، به فرمان رهبرش در میدان کارزار روزگار حاضر شود، بی هیچ تعلق خاطری به دنیا. این وظیفه یک شیعه است که بصیرت داشته باشد و بتواند حق را از باطل تمییز دهد، بداند که چه زمانی حضورش و نبودش در صحنه، فریادش و سکوتش، امر و نهی اش، ابیاری است برای شجره طیبه اسلام و چه زمانی تبری است برای ریشه این درخت.
امروز پس از 14 قرن سید خراسانی، خلف صالح امام زمان مان (عج) فرمان میدهد که ای مسلمانان در صحنه باشید زیرا که حضور شما امروز بیعتی دوباره است با اسلام، بیعتی از جنس بیعت با پیامبر اکرم (ص) که نتیجه اش ارامش و سکون الهی است در دلها، بیعتی صادقانه برای تداوم انقلاب اسلامی ایران، برای 37 مین بار، اوج گرفتن عزت و اقتدار اسلام...
باشد که دیگر سری خم نگردد در برابر دشمن و دستی دراز نشود سمت دشمن...
انتهای خبر/رض
ایا واقعا این امام حسین (ع) است که در پی یار هست و نیازمند یاری است ؟ یا این سخن امام حسینی (ع) است که می خواهد به امت جدش یاری برساند و از ظلمت های و جهل و نادانی نجاتشان دهد.
,
میشود این سخن را از دو منظر تفسیر کرد: در نگاه اول اینکه وقتی به بخشندگی و عصمت و عظمت ایشان مینگرم، میبینم تنها مفهومی که میشود از این سوال برداشت کرد این است که امام تا اخرین لحظات زندگی شان در اوج مظلومیت و غربت، در اوج خفقان و ظلم هایی که به خاندان مطهرشان شد، باز هم به فکر یاری رساندن و دست گیری امت جدشان بودند، همان لشکر سی و سه هزار نفره مسلمان نما. مصداق دیگر مهربانی و بخشش ایشان اخرین جملاتشان به شمر ملعون است که فرمودند اگر سر مرا از تنم جدا نکنی، روز قیامت شفاعتت خواهم کرد، در این جمله فقط و فقط میتوان پی به عظمت روح بزرگ ایشان ببریم. حقیقتا ایشان جلوه ای هستند از خالق یکتا و بخشنده و مهربان. به راستی که من از عشق مولایم حسین (ع) به عشق رب الحسین (ع) رسیده ام.
,
نگاه دوم که نگاهی از سوی مقابل است، اینطور تبیین میشود: اگر مسلمانان زمان امام، پای عهدشان میماندند و پای رکاب امامشان جان میدادند و بابصیرت و معرفت تمام در مقابل استکبار بزرگ زمان یعنی یزید ملعون می ایستادند؛ و شاید اگر شریح قاضی ترس از دست دادن جایگاه دنیویش را نداشت و اگر ان عده توابیینی که پس از شهادت مولا متحول شدند و حق را شناختند، به موقع در صحنه حاضر میشدند؛ ایا واقعه کربلا این چنین اتفاق می افتاد، شاید مولایمان در جنگ ناعادلانه و ناجوانمردانه پیروز میشدند و حکومتی حسینی تشکیل میدادند و بماند که چه تغییراتی در تاریخ گذشته اتفاق می افتاد.
,
آری یک مسلمان همچون سلمان باید آنقدر ولایت پذیر باشد که پایش را جای پای مولایش بگذارد، به فرمان رهبرش در میدان کارزار روزگار حاضر شود، بی هیچ تعلق خاطری به دنیا. این وظیفه یک شیعه است که بصیرت داشته باشد و بتواند حق را از باطل تمییز دهد، بداند که چه زمانی حضورش و نبودش در صحنه، فریادش و سکوتش، امر و نهی اش، ابیاری است برای شجره طیبه اسلام و چه زمانی تبری است برای ریشه این درخت.
,
امروز پس از 14 قرن سید خراسانی، خلف صالح امام زمان مان (عج) فرمان میدهد که ای مسلمانان در صحنه باشید زیرا که حضور شما امروز بیعتی دوباره است با اسلام، بیعتی از جنس بیعت با پیامبر اکرم (ص) که نتیجه اش ارامش و سکون الهی است در دلها، بیعتی صادقانه برای تداوم انقلاب اسلامی ایران، برای 37 مین بار، اوج گرفتن عزت و اقتدار اسلام...
,
باشد که دیگر سری خم نگردد در برابر دشمن و دستی دراز نشود سمت دشمن...
,
انتهای خبر/رض
, ,
,
]
ارسال دیدگاه