روایت بانوی انقلابی از دوران خفقان رژیم پهلوی و برخورد ظالمانه ساواک
مبارز انقلابی گفت: آن دسته از مأموران ساواک که در سطح پایین تر بودند ، دست بزن داشتند و دائماً مشروب می خوردند، با حالت لاتی و با انواع فحش رکیک مناسب خودشان، با زندانیان برخورد می کردند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به گوهرشادنیوز، منظر خیر حبیب اللهی در بخش دوم گفتگوی خود با بیان اینکه برخورد ساواک با افراد چریک را شدیدتر بود و خاطر نشان شد: ساواک چند وققتی بود که ت 6یا7 نفر معلم و چند شاگرد زیر نظر داشتند تا اینکه در یک شب ما را گرفتند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, گوهرشادنیوز،,وی ادامه داد: ما را بلافاصله به زندان منتقل کردند به محض ورود به بند، صدای دوستانمان را می شنیدیم که از شدت شکنجه ها فریاد می کشیدند، چرا که وقتی به قول خودشان شکار انسان را انجام می دادند از لحظه دستگیری به اشکال مختلف بازجویی را شروع می کردند.
,این مبارز انقلابی با بیان اینکه ساواک سلول ما را به عنوان سلول معلم و شاگرد نامیده بودند، افزود: از بازجویی ها مشخص بود که دنبال اطلاعاتی از فعالیت های مدرسه و خانم بازرگان هستند و در نهایت هم از بعضی از افراد هم اطلاعاتی بدست آورده بودند.
,حبیب اللهی با اشاره به این که ساواک خانه ما مدت ها زیر نظر داشت، گفت: من با آگاهی از این مطلب خانه را پاکسازی کرده بودم، بنابراین آنها نتوانستند، نوار، اعلامیه و کتابی بدست بیاورند.
,شکنجه های روحی ساواک سخت تر از شکنجه های جسمی بود
,وی در خصوص بازجویی ساواک گفت: از ما می پرسیدند، چه کار می کنید؟ و ما می گفتیم هیچی فقط تدریس ، و خبر نداریم که چه کسی چه کار می کند . یعنی می توانستیم راحت بازجویی پس بدهیم .
,این مبارز انقلابی با بیان اینکه دستگیری یکی از دوستان که اعلامیه امام (ره) را به همراه داشت، ما را لو داد، اظهار داشت: بعد از آن کار ما سخت شد به طوری که یکی از دوستان را آنقدر شکنجه کرده بودند که می گفت; احساس می کردم روحم از بدنم جدا شده و دارم، خودم را در آن حال می بینم.
,حبیب اللهی شکنجه ها روحی ساواک را سختر از شکنجه های جسمی آنها عنوان نمود و گفت: روش اولشان شلاق بود معمولا هم وقتی افراد را می گرفتند [در ساختمان گرد کمیته – که الان موزه ی عبرت شده است-] در حیاط و راهروها می زدند و در آنجا صدا بسیار بسیار شدید و چندبرابر می شد و این خیلی شکنجه روحی سختی بود.
,وی ادامه داد: وقتی افراد را شکنجه می کردند، آنقدر شکنجه شدید بود که احساس می کردیم به همه وجود آدم ضربه وارد شده است. وقتی کسی را تا حد مرگ می زدند، انگار که ما را شکنجه می کردند.
,لطف و هدایت الهی باعث تحمل شکنجه ها بود
,این مبارز انقلابی تناقض در بازجویی ها سبب سختر شدن شکنجه ها دانست و اظهار داشت: اما لطف خدا برای ما مسلمانان خیلی کارگشاتر بود. مثلاً کمونیست ها که آنجا می رفتند، گاهی خیلی بدجور لو می دادند و زیر شکنجه طاقت نمی آوردند و حرف می زدند . در حالی که این حالت برای ما بچه مسلمان ها با لطف خدا همراه بود و در خواب و بیداری طوری هدایت می شدیم که حرفی بزنیم که تناقضی پیش نیاید.
,حبیب اللهی کمک خدا را علت لو نرفتن اعضای خانواده اش دانست و گفت: چند تا اعلامیه که لو رفته بود را به من نشان دادند، دیدم خط خیلی از نزدیکانم هست ، پدر ، مادر ، خواهر ، برادر و دوستانم. اما گفتم همه این ها خط من است. یک برگه را بیرون کشید که دقیقا خط خودم بود.
,مبارز انقلابی با اشاره به خشونت فوق العاده ساواک گفت: رژیم پهلوی از افراد بی سواد برای شکنجه استفاده می کرد، البته در درده های بالاتر افرادی را داشتند که دکترای شکنجه داشتند که آنها خیلی دک و پز داشتند و ظاهرشان خیلی آراسته بود و به اصطلاح خودشان کارهای هوشمندانه تری برای بازجویی انجام میدادند.
,آن دسته از مأموران ساواک که در سطح پایین تر بودند که قبلاً هم اشاره کردم که افراد بی سوادی بودند. دست بزن داشتند و دائماً مشروب می خوردند و در حالی که یک دستشان الکل و یک دستشان شلاق با حالت لاتی و با انواع فحش های رکیک مناسب خودشان، با زندانیان برخورد می کردند.
,,
انتهای پیام/رض
]
ارسال دیدگاه