دور زدن قانون برای قانونگذار شدن!
در آستانه انتخابات هستیم، نه در شرایط انتخابات، اما تبلیغات زودهنگام بعضی نامزدهای مدعی خدمت به مردم وقانون مدار، که حرف وعملشان با هم نمی خواند، فضای شهرستان ها را انتخاباتی کرده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا،خبرنگار پایگاه خبری فاروج نوشت، چهره های جدید، تردد گسترده خودروهای افراد معلوم الحال در عرصه فعالیت های سیاسی، لبخندهای ژکوند گونه بعضی فعالان این عرصه و.. همه وهمه حال وهوای تازه ای در شهر ایجاد کرده است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه خبری فاروج,نخستین بحث انتخاباتی را در بقالی سر محل شنیدیم،منتظر رسیدن نوبت پراخت هزینه اقلام انتخاب شده هستیم که صدای قهقهه جوانی در نزدیکی بقالی توجه همه مشتریان را جلب می کند.
-بابا پرسیدم امشب شام کجا بریم؟ چرا می خندید؟- عبارتی که در بین قهقهه وخنده جوانان می شنویم همین بود.
یکی از آن بین گفت، امشب شام منزل م.خ برای نامزد انتخاباتی (.. است، شام دیشب که بد نبود، امشب هم می رویم تا ببینم کیفیت غذا چگونه است، یکی از جوان ها که طنّاز هم هست، آنقد طنز پردازیش قوی است که جمله از دهانش خارج نشده، صدای قهقهه ها اوج می گیرد.
واحد صنفی بعدی، فروشگاه مواد پروتئینی است، در حین ورود، دو مشتری با فروشنده در حال بحث داغی بودند، یکی از مشتریان از مجوز منطقه اقتصادی چند بار یاد کرد ومکرر، اهمیت دریافت آن را توضیح می داد.
صاحب مغازه که انگار می خواست طرف را از سر باز کند دائم تکرار می کرد، اگر مردم به او اقبالی نمی داشتند که سراغش نمی رفتند، اصلا مشخص است که رای اول اوست، هم جوان است وهم .. به بهانه اعلام رقم پرداختی به من مشتری، حرفش را قورت می دهد وبلند می گوید، 5 هزار تومن، مشتری انگار حضورمن برایش سنگین باشد سکوت می کند اما به محض اینکه پایم را از فروشگاه بیرون می گذارم، می شنوم( همانطو که گفتم منطقه تجاری ...
نزدیک چهار راه چند جوان در حال بحثند، یکی می گوید، دیروز نزدیک نانوایی آقای (غ) فلان نامزد را دیدم که از یک طرف با افرادی که در آن حوالی بودند مصافحه می گرفت ومراسم دیده بوسی داغ بود، کمی که نامزد از نزدیکم دور شد، گفتم فلانی خوب احوالپرسی و دیده بوسی ها را تکمیل کن که بعد از انتخابات پشت گوشت را دیدی این آقایان را هم می بینی، طرفدارش چنان برگشت چپ چپ نگاهم کرد که ترجیح دادم مثلا او را نبینم.
آن یکی می گفت: تیمی تشکیل داده ایم که آمار محل شام ها را تعیین کند وما هم برویم و دلی از عزا در آوریم واز طرفی وعده ها را بشنویم.
دیگری می گفت: دیروز ختم فامیلمان بود، مجلس چندان شلوغ نبود یکهو ولوله ای به پا شد، دقایقی بعد کاشف به عمل آمد که فلان نامزد انتخاباتی با گروه زیادی از همراهانش، خانواده میت را سرافزار کرده بری عرض تسلیت مشرف شدند که زمینه ساز شلوغی این محفل خلوت بودند وفاتحه هایی که به رایگان نثار روح آن عزیز از دست رفته شد وخوب، اگر زنده ها از این حضور های ناگهانی فیض چندانی نمی برند اما به برکت بازار داغ انتخابات این روزها، شنیده ها حاکی است که لیست همه مراسم های عزا وعروسی سطح شهر وروستاها دست طرفداران نامزده های انتخاباتی است واین عزیزان از سر ادب واحترام، بی هیچ چمداشتی، در این محافل حضور می یابند وموجبت شادی روح اموات یا انبساط خاطر صاحبان مجالس عروسی، ختنه سوران و.. را فراهم می کنند.
در نانوایی، شیرینی فروشی، واحدهای عرضه پوشاک، میوه فروشی و....همین تصاویر با محتوایی کمی متفاوت قابل رویت بود.
نخستین بحث انتخاباتی را در بقالی سر محل شنیدیم،منتظر رسیدن نوبت پراخت هزینه اقلام انتخاب شده هستیم که صدای قهقهه جوانی در نزدیکی بقالی توجه همه مشتریان را جلب می کند.
,-بابا پرسیدم امشب شام کجا بریم؟ چرا می خندید؟- عبارتی که در بین قهقهه وخنده جوانان می شنویم همین بود.
,یکی از آن بین گفت، امشب شام منزل م.خ برای نامزد انتخاباتی (.. است، شام دیشب که بد نبود، امشب هم می رویم تا ببینم کیفیت غذا چگونه است، یکی از جوان ها که طنّاز هم هست، آنقد طنز پردازیش قوی است که جمله از دهانش خارج نشده، صدای قهقهه ها اوج می گیرد.
,واحد صنفی بعدی، فروشگاه مواد پروتئینی است، در حین ورود، دو مشتری با فروشنده در حال بحث داغی بودند، یکی از مشتریان از مجوز منطقه اقتصادی چند بار یاد کرد ومکرر، اهمیت دریافت آن را توضیح می داد.
,صاحب مغازه که انگار می خواست طرف را از سر باز کند دائم تکرار می کرد، اگر مردم به او اقبالی نمی داشتند که سراغش نمی رفتند، اصلا مشخص است که رای اول اوست، هم جوان است وهم .. به بهانه اعلام رقم پرداختی به من مشتری، حرفش را قورت می دهد وبلند می گوید، 5 هزار تومن، مشتری انگار حضورمن برایش سنگین باشد سکوت می کند اما به محض اینکه پایم را از فروشگاه بیرون می گذارم، می شنوم( همانطو که گفتم منطقه تجاری ...
,نزدیک چهار راه چند جوان در حال بحثند، یکی می گوید، دیروز نزدیک نانوایی آقای (غ) فلان نامزد را دیدم که از یک طرف با افرادی که در آن حوالی بودند مصافحه می گرفت ومراسم دیده بوسی داغ بود، کمی که نامزد از نزدیکم دور شد، گفتم فلانی خوب احوالپرسی و دیده بوسی ها را تکمیل کن که بعد از انتخابات پشت گوشت را دیدی این آقایان را هم می بینی، طرفدارش چنان برگشت چپ چپ نگاهم کرد که ترجیح دادم مثلا او را نبینم.
,آن یکی می گفت: تیمی تشکیل داده ایم که آمار محل شام ها را تعیین کند وما هم برویم و دلی از عزا در آوریم واز طرفی وعده ها را بشنویم.
,دیگری می گفت: دیروز ختم فامیلمان بود، مجلس چندان شلوغ نبود یکهو ولوله ای به پا شد، دقایقی بعد کاشف به عمل آمد که فلان نامزد انتخاباتی با گروه زیادی از همراهانش، خانواده میت را سرافزار کرده بری عرض تسلیت مشرف شدند که زمینه ساز شلوغی این محفل خلوت بودند وفاتحه هایی که به رایگان نثار روح آن عزیز از دست رفته شد وخوب، اگر زنده ها از این حضور های ناگهانی فیض چندانی نمی برند اما به برکت بازار داغ انتخابات این روزها، شنیده ها حاکی است که لیست همه مراسم های عزا وعروسی سطح شهر وروستاها دست طرفداران نامزده های انتخاباتی است واین عزیزان از سر ادب واحترام، بی هیچ چمداشتی، در این محافل حضور می یابند وموجبت شادی روح اموات یا انبساط خاطر صاحبان مجالس عروسی، ختنه سوران و.. را فراهم می کنند.
,در نانوایی، شیرینی فروشی، واحدهای عرضه پوشاک، میوه فروشی و....همین تصاویر با محتوایی کمی متفاوت قابل رویت بود.
,انتهای پیام/رض
]
ارسال دیدگاه