چهره ماندگار و پژوهشگر برجسته کشور:
بهار نماد رستاخیز است/ چرا نوروز چون جشن های دیگر ایرانیان از بین نرفته است؟
استاد و پژوهشگر برجسته ادبیات، بهار را نمادی روز رستاخیز دانست و به ویژگی های نوروز و بهار ایرانیان پرداخت.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا میرجلال الدین کزازی در گفتگو با طاق نیوز در خصوص نوروز ایرانیان گفت: ما ایرانیان همواره این هنر را داشته ایم که از شب تاریک دی جور، نوروز گیتی افروز پدید آوردهایم و از خزان پژمردگی به بهار شکوفایی برسیم.
وی نوروز را گرامی ترین، گران مایه ترین، دیرپای ترین و جان افزای ترین جشن ایرانیان دانست و افزود: ما ایرانیان مردمانی شادمانه و شادخوار بودهایم و به هر بهانه ای، انگیزهای، بزمی می آراسته ایم و به شادی می نشسته ایم.
,
,
این استاد ادبیات و چهره ماندگار کشور تصریح کرد: در میان فرهنگ هایی که می شناسم هیچ فرهنگی را نمی شناسم که چون فرهنگ ایران و ایرانیان آکنده از جشن ها و آیین های شادمانی گوناگون باشد.
,,
وی افزود: متاسفانه بسیاری از جشن های ایرانیان در کشاکش رخدادهای زمانه از میان رفته است و ایرانیان آن ها را یا به هیچ روی برنمی گزارند، یا تنها در میانه تیره های گروههایی از آنان روایی دارد.
,,
استاد کزازی تصریح کرد: جشنهایی مانند تیرگان، مهرگان، جشن سده از این گونه جشن های ایرانیان است.
,,
چرا نوروز چون جشن های دیگر از بین نرفته است؟
,این چهره ماندگار کشور و شاهنامه پژوه برجسته با طرح این پرسش که علی رغم رخدادهای گونان در تاریخ ایران چگونه جشن نوروز از هزارها سال پیش تاکنون از بین نرفته است؟ گفت: در هر گوشه گیتی که نمادی، نشانی از نوروز را بیابیم، میتوانیم بی گمان باشیم، به هرآینگی، به بانگ بلند بگوییم، که فرهنگ گران سنگ ایرانی تا بدان جای راه برده است.
,,
کزازی خاطرنشان کرد: امروز سرزمین ها، فرهنگها و مردمانی نوروز را گرامی میدارند که ایرانی نیستند، در جغرافیای پهناور فرهنگی ایران که بسیار گسترده تر از جغرافیای سیاسی آن است، نیز جای ندارند.
,,
وی با طرح این پرسش که چرا آن فرهنگ ها و مردمان نیز نوروز را بر پای میدارند؟ گفت: پاسخ روشن است؛ چون بویی، سویی، رویی از نوروز ایرانی به آن سرزمین ها رسیده است.
,,
استاد برجسته ادبیات و چهره ماندگار ادب پارسی کشور تصریح کرد: به راستی راز سختجانی و ماندگاری نوروز در چیست؟ پاسخ های ی چند میتوان به این پرسش بنیادین داد. پاسخهای باورشناختی، نمادشناختی، اسطورهشناختی.
,وی افزود: من به هیچ یک از این پاسخ ها درنمی پیچم، چون سخن به درازا خواهد کشید. تنها به یک پاسخ بسنده میکنم. پاسخی که می تواند تاریخی باشد و فرهنگی و آن این است، جشن و آیین نوروز به شیوه ای که امروز برگزارده می آید، بهراستی آمیزه ای از چندین جشن و آیین گوناگون است.
,,
استاد کزازی ادامه داد: پارهای از آن جشنها ی مهینه ی بهینه، نشانی در جشن و آیین نوروز نهادهاند. هم جشنی گاه شمارانه است، هم جشنی باورشناختی ، هم جشنی باستانی ست، در شمار آن جشن های کهن که گاه نبار نامیده میشدهاند، جشن هایی در پیوند با دگرگونی های گیتی در زندگی کشاورزانه و دامپرورانه که دیری زندگی نیاکان ما بوده است، هنوز هم به گونها ی هست.
,,
خاستگاه روز شمار نوروز در آسمان هاست
,وی گفت: بی گمان بسیاری از شما می دانید خاستگاه گاه شماری نوروز، پدیده ای ست بسیار به شگون و همایون، در آسمان.
,,
این استاد ادبیات افزود: پدیده ای اخترشناختی، ترازمندی بهاری یا اعتدال ربیعی. نوروز همزمان است با آغاز بهار. هنگامی که خورشید به باره ی بره درمی آید، شب و روز هم ساز و هم تراز میشوند، از آن پس روز، روشنایی، گرما که در چشم نیاکان ما پدیده های خجسته و اهورایی اند میافزایند، در برابر تیرگی، سرما، شب، که پدیدههایی اهریمنی اند فرومی کاهند. ایرانیان کهن این پدیده کیهانی اخترشناختی را بسیار خجسته می دانستند، از این روی آن را جشن می گرفتند.
,,
وی جشنی دیگر را که با جشن و آیین نوروز درآمیخته است، جشن باورشناختی دانست و گفت: این جشن، جشن بزرگداشت فروهرهاست. ایرانیان کهن در پنج روز فرجامین سالی که سپری می شود، همچنان در پنج روز آغازین سالی که فراز میآید، فروهر مردگانشان را بزرگ می داشته اند.
,در نوروز مردم میزبان فروهر مردگانشان بودند
,پروفسور کزازی افزود: یکی از گرامی ترین چکامه های اوستا، یشتی است در ستایش فروهرها، فروردین یشت. نیاکان ما بر آن بودهاند که در این روزها فروهرِ مردگان از مینو، از جهان نهان، به گیتی، به جهان آشکار، پیکرینه، استومند، می آیند دیدار خویشان و دلبندان را. پس می کوشیده اند که آماده پذیرایی از این میهمانان شگفت مینوی باشند. پارهای از رسم و راه های نوروزی به این پذیرایی بازمی گردد.
,,
وی در خصوص آیین خانه تکانی پیش از نوروز نیز گفت: اینکه کد بانوان ایرانی در این روزها خانه را از بیخ و بن می روبند، می پیرایند، بسیاری از آنان بر این باورند که هیچ بخشی، چه آشکار و چه نهان از خانه نمی باید گردناک و آلوده بماند.
,,
این چهره برجسته ادبیات تصریح کرد: هنگامی که میهمانی به سرای ما میآید، خانه را می روبیم، می آراییم. جامه آراسته میپوشیم بزرگداشت میهمان را. این که در نوروز ایرانیان همچنان بر خود بایسته می دانند که جامه نو و آراسته در بر کنند، به این آیین بازمی گردد.
,,
وی افزود: دانشور گران مایه ایرانی، بوریحان بیرونی، در کتاب خویش «آثارالباقیه عن القرونالخالیه» نوشته است که تا روزگار او، مردم خوارزم بر بام های خانهه ای خویش در این روزها خوانی ویژه می گستردهاند. خوراک هایی که بر این خوان نهاده می شده است، خوراک هایی بوده است با بوی تیزِ خوش، آکنده از خوشبوی هایی که در خوان و خوراک ایرانی به کار برده می شده است و هنوز میشود؛ هل، زعفران، از اینگونه. چون باور آنان بر این بوده است که آن فروهرها، از بوی خوش این خوراکها بهره می جویند و توشه. آن بخش سخت به کار ما میآید که هنوز در گَوِ گیتی، در مغاک خاک، در زندان تن گرفتاریم.
,,
وی همچنین گفت: دیگر از جشنها و آیینهایی که نام و نشانی در نوروز دارد، یکی از آن جشن های باستانی ست، گاهن بارها، که «هَمَسپَتمَدَم» نامیده می شده است. در روزهای آغازین سال، ایرانیان باستان آن را گرامی می داشتند.
,,
استاد کزاری تاکید کرد: نوروز، بهار، زمانی ست که جهان از چنگ اهریمن سردی، تاریکی، می رهد، گرمی، روشنایی، بر جهان چیرگی می جوید. گیتی افسرده، فرومرده، دیگربار جان و جنب می گیرد.
,بهار جشن جان تکانی و دل تکانی و رستاخیز درونی است
,وی گفت: بهار جشن رستاخیز است. جشنی ست نمادین از رستاخیز درونی. رستاخیز برون، می باید به رستاخیزی در درون، در جان، در اندیشه، در منش، بیانجامد.
,,
این چهره ماندگار کشور تصریح کرد: انسان اندیشمند، جانآگاه، روشن رای ایرانی، رستاخیز برونی را به جهان درونی خود می برد. بهار از این روی جشن خانه تکانی تنها نیست، جشن جان تکانی و دل تکانی هم هست.
,,
وی افزود: با بهار، انسان ایرانی می باید انسانی دیگر بشود، انسانی نوآیین. هرآنچه را نشان از کهنگی، فرسودگی، ماندگی، پوسیدگی دارد، به کناری بنهد. مانند مار -هرچند نمادی، پدیده ای اهریمنی ست؛ اما در اینجا کاربردی اهورایی می تواند یافت- پوست بیاندازد، آن چنان که گیتی در بهار جامه دیگر می کند، پوست میاندازد.
,,
این اندیشمند برجسته تاکید کرد: بهار روزگار رَستن ها و رُستنها ست. رَستن از دامهای گونه گون که در درازنای سالی، بر گرد خود تنیده ا یم؛ رُستن، دوباره زیستن، از نو آغازیدن است.
,انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه