قیامِ عاقلانه در انقلابِ آگاهانه؛
تاملی در وجه غریب انقلاب اسلامیِ به بهانه ی قیام 29 بهمن 1356
بزرگترین ظلم به انقلاب اسلامی این است که آن را در زمرهی تحرکات و جریانهای بیمغز بدانیم که عناصر مؤثرش، نصیبی از اندیشه و آگاهی نداشتهاند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آناج، اخیراً همّ و غمّ سیاسیونِ معتدل، معطوف بر این شده است که «انقلاب» را مترادف با «افراط» و «انقلابیگری» را مترادف با «افراطیگری» جا بزنند. چنان تصویری از «عصر انقلاب» میسازند که با شنیدن مفهوم انقلاب، بلافاصله، روزگاری خشونتزده و خونبار، همراه با خُشکسَری و عقلگریزی در اذهان مجسم شود. اینجا، دارد یک معادلسازی اساساً ناجوانمردانه شکل میگیرد: «انقلابیگری یعنی عقلستیزی». راهبهراه، فریاد برمیآورند که «بس است دیگر! تا کی انقلابیگری؟ دورهی افراط و تندروی تمام شد...»
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,از عارضههای تأخیر در تاریخنگاری برای انقلاب اسلامی، یکی هم شیوع این قبیل جعلیات است. دور نیست زمانی که به اعتبار همین جعلیات، انقلابیون در نگاهِ نورسیدهها، مشتی آدمِ احساسی و بیفکر و تحت فرمانِ هوس جلوه کنند که جوگیر شده و ریختهاند توی خیابانها و شیشه شکستهاند و آتش زدهاند و...
,اینجاست که ارزشِ تأکیدات مکرر امام امت(ره) مبنی بر تاریخنگاری متعهدانه برای انقلاب اسلامی روشن میشود: «شما باید بهروشنی ترسیم کنید که در سال 41، سال شروع انقلاب اسلامی و مبارزۀ روحانیت اصیل در مرگآباد تحجر و تقدسمآبی، چه ظلمها بر عدهای روحانی پاکباخته رفت، چه نالههای دردمندانه کردند، چه خوندلها خوردند، متهم به جاسوسی و بیدینی شدند ولی با توکل بر خدای بزرگ کمر همت را بستند و از تهمت و ناسزا نهراسیدند و خود را به توفان بلا زدند و در جنگ نابرابر ایمان و کفر، علم و خرافه، روشنفکری و تحجرگرایی، سرافراز ـ ولی غرقهبهخون یاران و رفیقان خویش ـ پیروز شدند.»
,دیماه 1367 بود که امام(ره) در این پیام راهبردی و دوراندیشانه به سید حمید روحانی، بار دیگر خصائص انقلاب اسلامی و مردمِ انقلاب اسلامی را برشمرده و ویژگیهای تاریخنگاری برای چنین پدیدهای را صراحتاً بیان میکنند. ایشان، انقلابیون را در جبههی «ایمان»، «علم»، «روشنفکری» و در مقابلِ جبههی «تحجر و تقدسمآبی»، «کفر» و «خرافه» میدانند. حال، این تلقی را مقایسه کنید با سطحینگریهای رسوایِ سیاستبازانِ واپسگرا که ابتدا انقلاب را معادلِ افراط و سپس، انقلابیون را افراطی جا میزنند.
,در توصیف و تحلیلِ حوادث انقلاب اسلامی، مغفولترین و غریبترین و درعینحال عمیقترین وجه، قطعاً وجهِ عقلانیت و محاسبهگری است. اگرچه هنوز، یک از هزارِ وقایع مربوط به انقلاب، در دسترس ما قرارگرفته است، اما همین مقدار هم کافی است تا نشان دهد که با چه پدیدهای مواجه هستیم. پدیدهای سراسر محاسبه و عقلانیت یا پدیدهای کور و متشتت و تصادفی؟ بزرگترین ظلم به انقلاب اسلامی این است که آن را در زمرهی تحرکات و جریانهای بیمغز بدانیم که عناصر مؤثرش، نصیبی از اندیشه و آگاهی نداشتهاند!
,مطالعهی واقعهی 29 بهمن 1356 تبریز، یکی از زمینههای بسیار مناسب برای ردِ وهمیاتِ مذکور است. واقعهای که همچنان غریب است؛ حتی در خود آذربایجان. آنچه تا امروز از این قیام نقلشده، معدودی روایت تکراری و انحصاری است که بههیچروی، متناسب با عمق و وسعت آن نیست. این روایتهای اندک، بهویژه از توصیفِ نظم و فکر حاکم بر قیام عاجزند. این در حالی است که گزارههای متعددی در دسترس است که حکایت از تدارکِ نرمافزاری و سختافزاری انقلابیون در تبریز دارد. از احوال شهدای 29 بهمن 1356 نیز چنین برمیآید که ما با رویدادی حسابشده و آگاهانه روبروییم که قرار بود همهی جریان مبارزه را متحول نماید؛ همچنان که کرد. شاید بازخوانی پیام امام خمینی(ره) در واکنش به این قیام، بهترین سند برای اثبات اهمیتِ راهبردی خیزش مردم تبریز در مسیر انقلاب باشد: «سلام بر اهالی شجاع و متدین آذربایجان عزیز! درود بر مردان برومند و جوانان غیرتمند تبریز! درود بر مردانی که در مقابل دودمان بسیار خطرناک پهلوی قیام کردند و با فریاد «مرگ بر شاه» خط بطلان بر جزافهگوییهای او کشیدند! زنده باشند مردم مجاهد عزیز تبریز، که با نهضت عظیم خود مشت محکم بر دهان یاوهگویانی زدند که با بوقهای تبلیغاتی انقلاب خونین استعمار را که ملت شریف ایران با آن صد درصد مخالف است «انقلاب سفید شاه و ملت» مینامند و این نوکر اجانب و خودباخته مستعمِرین را نجاتدهنده کشور میشمارند...»
,این تعابیر، نشان میدهد که راهبر انقلاب، چه ضریبی برای قیام 29بهمن تبریزیها در محاسبات خود قائل است. حال، پرسش این است که چگونه میتوان چنین حرکتِ پردامنهای را عاری از قوهی عاقله دانست؟ مگر میشود بدون تدارک، وارد چنین میدانی شد؟ مگر عواملِ حاضر در صحنه - که تودهی پرتعداد مردماند - میتوانستند بدون آگاهی، تن به گلوله بسپارند؟
,شهید محمدباقر رنجبر آذرفام، از چهرههای نامدار قیام 29 بهمن است. روایتهایی در مورد این شهید وجود دارد که نشان میدهد عناصر قیام، در چه مرتبتی از تفکر و تعقل بودهاند. برادر شهید، توصیف محمدباقر از امام خمینی(ره) را در جریان یک گفتگو با پدرش چنین آورده است: «این آقا [امام خمینی] پا جای پای امام محمدباقر(ع) و امام صادق(ع) گذاشته است. او جوانان را بهقدری آگاه کرده است که دیگر این جوانها زمین نخواهند نشست تا حکومت پهلوی را سرنگون کنند.» (1)
,یا وقتی شاگردانش در مسجد، از او دربارهی آینده مبارزات میپرسند، جواب میدهد: «سهراه در مقابل ما وجود دارد. یا به شهادت میرسیم که منتهای آرزوی ماست یا مجروح خواهیم شد یا دستگیر و زندانی میشویم. برای هر سه هم باید آمادگی داشت.» (2)
,یا در مورد شهیدِ دیگر قیام 29 بهمن، «محمد تجلا» در بیان خواهرش میخوانیم که «او مدام از دغدغههایش میگفت و از اینکه نمیتواند نسبت به مسائل مملکت بیتفاوت باشد. برای مثال یکبار کارتر به ایران آمده بود؛ ما تلویزیون نداشتیم و به خانهی یکی از آشناهایمان رفتیم که تلویزیون داشتند، برنامه را تماشا کردیم و به خانه برگشتیم. در راه که داشتیم میآمدیم محمد میگفت دوست دارم فریاد بکشم، این وضع کشور ماست که شاه با کارتر در مقابل رسانه و دوربینهای ملی و بینالمللی مشروب میخورد و به عیش و نوش میپردازد؛ او از دیدن این قبیل صحنهها و اتفاقات برمیآشفت و معتقد بود که همان حرامیها یزید زمانهی ما هستند. لذا وقتی آب میخوردیم و به یزید لعنت میفرستادیم، همیشه تأکید میکرد که نگویید خدا یزید را لعنت کند بلکه بگویید خدا به یزید زمانه لعنت کند!» (3)
,اینها و دهها حکایت و روایت دیگر که هنوز ناگفته و ناشنیده باقیمانده، نشان از وجود یک قوهی عاقله در مبارزات انقلابی دارد. بیراه نیست که قیام 29 بهمن 1356 مردم تبریز، چنان جایگاهی در مسیر مبارزات پیدا میکند که به تعبیر کنسول آمریکا در تبریز، این قیام «دروازهها را برای نبردهای مذهبی و اجتماعی که بهسادگی آرام نخواهد نشست، باز کرد.» (پاورقی: روزشمار انقلاب اسلامی، جلد9، ص40) خلاصه، شوکِ حاصل از این قیام، بار دیگر، حرکت انقلابی ملت ایران را جان بخشید.
,5. با همهی اوصاف مذکور، هنوز تاریخِ قیام 29 بهمن 1356 مردم تبریز، گردآوری نشده است. تعداد قابلتوجهی از مؤثرین این واقعه یا از دنیا رفتهاند یا دوران کهولت را میگذرانند. نجات تاریخِ قیام 29 بهمن، بیتردید، از بزرگترین خدمات به تاریخ انقلاب اسلامی خواهد بود. ترسیم همهجانبهی این حرکت شورانگیز، میتواند ضمن محافظت از تاریخِ اصیل انقلاب، پاسخِ بسیاری از اعوجاجات تجدیدنظرطلبانه و انقلابزدایانه را نیز بدهد.
,,
پاورقی
,- (رحیم نیکبخت، قیام 29 بهمن تبریز، ص117)
- (همان، ص118)
- (خواهر شهید در گفتگو با آناج)
نویسنده: روح الله رشیدی
,انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه