یادداشت/
قصاص حیات است یا ممات؟
به طور کلی حدود الهی و از جمله قصاص از دو جهت، جنبه باز دارندگی دارند، نخست، قبل از ارتکاب جرم، از آن پیشگیری میکند و دوم، بعد از ارتکاب جرم نیز از کشتار انسانهای دیگر مانع میشود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا، محسن حسنلو طی یادداشتی نوشت: به بهانه چاپ مطلب اخیر روزنامه تازه تأسیس "آسمان" با موضوع "گردهمایی اساتید و دانشجویان علوم سیاسی دهه 60" و هجمه غیر منصفانه به حدّ مترقی "قصاص" و غیر انسانی خواندن آن، لازم به نظر رسید تا واکاوی در این باب داشته باشیم.
, شبکه اطلاع رسانی دانا,قصاص در لغت به معنی هر نوع دنباله روی و پی جویی نمودن، کین کشی به مثل کشنده را کشتن، مجازات، عقاب، سزا، جبران، تلافی آمده است و از نظر اصطلاحی، به معنای تلافی و استیفای عینی جنایتی که در قتل عمدی، قطع عضو و جرح عمدی بر مجنی علیه وارد شده است، میباشد. به شکلی که اثر به جای مانده از جنایت عیناً روی جانی اجرا شده و به دست آید.
,در تمام جوامع بشری دفاع از خود، یک حق تلقی شده و عکس العمل در مقابل تهدید، در طول تاریخ متناسب با سطح آگاهی مردم، فرهنگ، رشد عقلانی و حتی خاستگاه اجتماعی آنان متفاوت و متغیر بوده است.
,اصل حکم قصاص به معنای محدودکردن انتقام و تعدی از مقابله به مثل، پیشرفت مهمی در مقابل انتقامهای قرون وسطایی بوده است و به همین جهت، تحولی به سوی تکوین مفهوم حقوق عمومی است. حتی در قدیمیترین قوانین بر جای مانده از تمدنهای کهن شرقی و غربی نیز، میتوان نمونههایی از «مقابله به مثل» را در نظام های کیفری پیدا کرد.
,بر اساس نص صریح قرآن:
,وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ یَاْ أُولِیْ الأَلْبَابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ ﴿بقره 179﴾
,ای عاقلان، حکم قصاص برای حفظ حیات شماست تا مگر (از قتل یکدیگر) بپرهیزید.
,قصاص یکی از احکام کیفری در اسلام است که قرآن آن را مایه حیات جامعه میداند. تشریع حکم قصاص برای جلوگیری از انتقامهای کور و دور از عدالت، همچنین برای جلوگیری از جرأت یافتن جنایت کاران در قتل یا ضرب و جرح شهروندان، وضع شده است.
,حیات اجتماعی سالم در گرو وجود امنیت و آسایش عمومی و رعایت حقوق و تکالیف متقابل است و آسایش عمومی، در گرو حفظ اصول و ارکان یک حیات اجتماعی است و حکم قصاص برای محافظت رکن مهم جامعه، یعنی جان افراد، در برابر جنایت کاران وضع شده است.
,زمانی که بحث از کیفر به میان میآید، ناگزیر از پرداختن به موضوع کرامت انسانی هستیم. به این دلیل که هدف غایی کیفر، پوشاندن و ازاله اثر گناه و جرم میباشد. پس زمانی که بحث از کیفر میشود، باید به این مهم توجه کرد که وضع قوانین کیفری به منظور بازیافت کرامت انسانی از دست رفته است.
,توجه به کرامت انسانی در قوانین موضوعه الهی به وفور یافت میشود، همان گونه که حضرت امام خمینی(ره) این قانون را غیر انسانی و مخالف کرامت انسانی نمیداند.
,نکته حائز اهمیت در مسئله قصاص، توجه به عنصر معنوی جرم یعنی قصد مرتکب در انجام فعل یا همان سوء نیت خاص میباشد. چه آنکه اگر قاتل حین ارتکاب دچار اضطراب و یا اختلال روانی و موارد مصرّح در قانون شود، قتل عمدی نبوده و قصاص ساقط میگردد. این مجال قانونی ناظر بر روایت مشهور "تدرء الحدود بالشبهات" (کیفرها و حدود با کوچکترین شبهه ساقط می شوند) میباشد.
,بر این اساس اگر قرار باشد در جامعه هر کس به سلیقه خود، در صورت بروز این گونه حوادث اقدام به تسویه حساب شخصی از قبیل مقابله به مثل و یا انتقامجویی و ... نماید، قطعاً عوارض هولناکی جامعه را تهدید خواهد کرد.
,در جایی دیگر می فرماید:
,یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصَاصُ فِی الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالأُنثَى بِالأُنثَى فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاء إِلَیْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِکَ تَخْفِیفٌ مِّن رَّبِّکُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِکَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِیمٌ ﴿بقره 178﴾
,ای اهل ایمان بر شما حکم قصاص کشتگان چنین معین گشت که مرد آزاد در مقابل مرد آزاد و بنده را به جای بنده و زن را به جای زن قصاص توانید کرد و چون صاحب خون از قاتل که برادر دینی اوست بخواهد درگذرد کاری است نیکو. پس قاتل دیه را در کمال خشنودی ادا کند. در این حکم، تخفیف (امر قصاص) و رحمت خداوندی است و پس از این دستور، هر که تجاوز کند او را عذابی سخت خواهد بود.
,در آیه فوق خداوند تبارک و تعالی ضمن عنوان نمودن اصل مهم لزوم برابری جرم و مجازات، به مباحثی نظیر "گذشت" و "امکان دریافت دیه در مقابل قصاص" نیز پرداخته است. مضافاً اینکه در قالب آیاتی که ارتباط موضوعی با قصاص دارند، حتماً رد پایی هم از بحث عفو و بخشش به چشم می خورد که این مهم به برتری "بخشش" بر "قصاص" دلالت دارد.
,* قصاص؛ از مهمترین عوامل بازدارنده در نظام حقوقی
,به طور کلی حدود الهی و از جمله قصاص از دو جهت، جنبه باز دارندگی دارد:
,1. قبل از ارتکاب جرم، از آن پیشگیری میکند.
,2. بعد از ارتکاب جرم نیز از کشتار انسانهای دیگر مانع میشود.
,در اینجا لازم است به نقش دفعکننده قصاص نیز اشاره نمود. خطرناکی بعضی از اعمال و همین طور وجود حالتهای پُر خطر در بعضی از اشخاص جامعه، ایجاب میکند که مجازاتهایی پیش بینی شود بنابراین قصاص در این خصوص میتواند نقش مهمی داشته باشد.
,در نتیجه با بررسی نظام های حقوقی مختلف دنیا، به راحتی می توان به نقش مهم قصاص در باز دارندگی از ارتکاب جرائم این چنینی پی برد.
,* همراهی با دنیا، خصوصاً غرب تا کجا و به چه بهایی؟
,امروزه با توجه به اهمیت بسیار بالای مطالعات تطبیقی، همپوشانی نقاط ضعف و قوت سیستمهای حقوقی دنیا امری اجتناب ناپذیر شده و نظامهای حقوقی به تعامل با یکدیگر روی آوردهاند. از جمله مؤلفههای این تعامل، میتوان به روابط حقوقی مردم با نظامهای حقوقی مختلف و گرایش به وحدت حقوقی در جهان که هر روزه شاهد وضع مقررات متحدالشکل، کنوانسیونهای بین المللی و ... هستیم، اشاره کرد.
,اما این امر اقتضائاتی نیز داشته و دارد که احصاء آن ضروری به نظر میرسد. اولاً شناخت نظامهای حقوقی دنیا که عمدتاً برآمده از ایدئولوژی میباشد، در رسیدن به وجوه اشتراک هر چه بیشتر در این زمینه کمک خواهد کرد. هر چند در برخی موارد به طور طبیعی نمیتوانم هیچگونه اشتراکی داشته باشیم.
,ثانیاً باور بر کارآمد بودن نظام حقوقی خود، که مبتنی بر آموزه های دین اسلام می باشد، میبایست سرلوحه همه اقدامات و فعالیتهای علمی و عملی اندیشمندان این حوزه قرار گیرد. چرا که معتقدیم، اسلام دین جامعی بوده و یقیناً در وضع قوانین، خصوصاً قوانین جزایی، همه جوانب را مد نظر قرار داده است.
,اما اینکه بدون در نظر گرفتن عوامل فوق الذکر، تسلیم جریانهای حاکم بر دنیا شدن و نادیده انگاشتن داشتههای خود و بعضاً تخریب و یا حتی غیر انسانی خواندن آنها، چه دستاوردی را عایدمان خواهد کرد؟!
,اینک برخی بعد از گذشت 32 سال از ماجرای اعلامیه جبهه ملّی و حمایتهای بیدریغ نهضت منحط آزادی از آن که موجب موضعگیری صریح حضرت امام(ره) شد، به نبش قبر این موضوع پرداخته و در تلاشند مجدداً مخالفت خود را با برخی از احکام مسلم و قطعی شریعت ناب محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم) مطرح نمایند و بهصورت خزنده فضای جامعه را ملتهب کرده و جنجال بیافرینند.
,اما به واقع زهی خیال باطل ...
,انتهای پیام
]
ارسال دیدگاه