شاطر محمد؛ جوان کرمانشاهی که در شروع غائله کردستان به شهادت رسید

شاطر محمد؛ جوان کرمانشاهی که در شروع غائله کردستان به شهادت رسید
روز بیست و هفتم اسفندماه سال 57 در حمله گروهک های ضد انقلاب به کمیته انقلاب سنندج و محاصره آن، شاطر محمد به همراه سایر همرزمانش به دفاع از کمیته انقلاب پرداختند و از سقوط کمیته انقلاب در آن روز جلوگیری کردند. شاطر محمد پس از چند ساعت درگیری به دلیل شدت جراحات وارده ... .

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پیشمرگ روح الله، شهید محمد رحمانپور سال ها قبل از پیروزی انقلاب اسلامی از استان کرمانشاه به شهر سنندج مهاجرت کرد. شهید رحمانپور بعد از سکونت در سنندج شغل نانوایی را برگزید و به این حرفه مشغول شد.

شهید محمد رحمانپور معروف به شاطر محمد، یکی از مبارزین انقلابی شاخص شهر سنندج بود که بر علیه حکومت پهلوی فعالیت می کرد. ایشان با وجود جریان های ضد انقلاب، مرزبندی عقیدتی و تشکیلاتی لازم را حفظ کرده بود.

شهید رحمانپور در جریان انقلاب اسلامی چندین بار توسط ساواک دستگیر، زندانی و تحت شکنجه های وحشیانه آنان قرار گرفت. مزدوران حکومت پهلوی در نهایت مغازه نانوایی شهید رحمانپور را در سال 57 به آتش کشیدند.

شاطر محمد پس از پیروزی انقلاب اسلامی به عضویت کمیته انقلاب سنندج درآمد و به عنوان رئیس این کمیته در برخورد با عوامل ضد انقلاب و هم چنین برقراری امنیت به ایفای نقش پرداخت(کمیته ای که در پاساژ نور، واقع در سه راه آیت الله مردوخ مستقر بود).

شاطر محمد پس از پیروزی انقلاب اسلامی به دستور حضرت امام خمینی ( ره ) مسئول تشکیل کمیته انقلاب اسلامی در سنندج می گردد و بعنوان اولین فرمانده کمیته انقلاب اسلامی شهر سنندج مشغول به خدمت می شود و در همین راستا در برخورد با عوامل ضد انقلاب و هم چنین بر قراری امنیت به ایفای نقش پرداخت کمیته ای که در سه راه مردوخ بود

در واقعه خونین سنندج در شب ۲۸ اسفند ۵۷ محمد رحمان پور به همراه فرزندش حشمت الله و چند پاسدار دیگر مشغول پاسداری و حفاظت از کمیته بودند که عده ای ضد انقلاب کمیته را محاصره و تیراندازی شروع می شود بطوری که فرمانده محمد شبانه مورد اصابت گلوله از ناحیه کتف قرار میگیرد و با همان وضعیت تمام شب را بهمراه دیگر پاسداران از کمیته دفاع و حاضر به تسلیم نمی شود.. در آن شب ساختمان کمیته انقلاب تا صبح زیر رگبار بی وقفه گلوله های منافقین قرار داشت ساعت ۷ صبح ۲۸ اسفند ۵۷ محمد رحمان پور مجدداً مورد اصابت گلوله قرار میگیرد و از ناحیه صورت و دهان به شدت مجروح می‌شود.

حشمت پسر ارشد فرمانده محمد (شاطر محمد) تصمیم میگیرد با کمک یکی از پاسداران کمیته پدر مجروح خود را به بیمارستان برساند برای این منظور او و یکی از پاسداران زیر بغل پدر را می‌گیرند و از درب پشتی ساختمان کمیته پائین می آیند. پیکر نیمه جان فرمانده کمیته انقلاب اسلامی سنندج را وارد اتومبیل کمیته کرده و از راننده می خواهند او را به بیمارستان برساند. پاسدار همراه آنها نیز سوار اتومبیل میشود اما حشمت پسر فرمانده محمد جهت دفاع و مقابله با ضد انقلاب در آنجا می ماند. پس از حرکت خودرو به سمت بیمارستان عده ای از گروهکها خود را به در پشتی ساختمان کمیته می‌رسانند و قبل از اینکه  حشمت الله بتواند وارد کمیته شود سر نیزه ای را در شکم وی فرو  کرده و  او را در مقابل کمیته انقلاب اسلامی با ضربات قمه و ساتور  مظلومانه به شهادت می‌رسانند و در نهایت با قساوت و بی رحمی با چاقو چشمهای این شهید والامقام را از جا در می آورند.

از سوی دیگر پس از رساندن فرمانده محمد (پدر حشمت الله) به بیمارستان گروهک‌های ضد انقلاب از محل بیمارستان مطلع می‌شوند و در حالی که پیکر بی جان حشمت الله را همراه داشتند به بیمارستان هجوم آورده و به دکتر ها و کادر پزشکی گفتند اگر جای شاطر محمد را به ما نشان ندهید شما هم کشته خواهید شد. لذا به اجبار پرسنل بیمارستان با آنها همکاری میکنند و اتاق محل جراحی را به آنها نشان میدهند. پس از یافتن فرمانده محمد به او می گویند که مژده بده که پسرت را کشتیم و جسد بی جان فرزندش حشمت الله را به کف اتاق می‌اندازند. در این هنگام که ۱۵ الی ۱۶ نفر از گروهک‌های ضد انقلاب به صورت مسلح در اتاق جراحی حضور داشتند و زمانی که پدر حشمت الله در حالی که مجروح بود قصد داشت با کلت کمری از خودش دفاع کند مهاجمین  وی را روی تخت بیمارستان به رگبار میگیرند و تمام خشاب های خود را بر پیکر فرمانده کمیته انقلاب اسلامی سنندج خالی می‌کنند و در همانجا مظلومانه به شهادت می‌رسد (در گزارش پزشکی قانونی شهید محمد رحمان پور نوشته شده اصابت بیش از یکصد گلوله بر بدن وی مشاهده شده اما تعداد گلوله ها از شمارش خارج است). پس از آن شکم حشمت الله را پاره پاره میکنند و گوشت ایشان را روی نیزه میگیرند و فریاد میزنند ای مردم بیائید گوشت پاسداران خمینی ارزان شد ای مردم بیائید بخرید.

بعد از به شهادت رسیدند پدر و فرزند گروهک‌های ضد انقلاب به منزلشان هجوم میبرند تا اعضای خانواده و زن و فرزندان خردسال شهید محمد رحمان پور را به قتل برسانند اما آنها ساعاتی قبل توسط چند نفر از آشنایان و اقوام بصورت مخفیانه از راه های غیر ماشین رو به سمت همدان و پس از چندین روز به تهران انتقال داده میشوند از آن طرف گروهکها منزل شهید محمد رحمان پور را غارت میکنند بعد از گذشت دو روز چند نفر از آشنایان شهید رحمان پور با مخفی کردن هویت خود اجساد پدر و فرزند را از بیمارستان تحویل می‌گیرند و با همان لباسهای کمیته در قبرستان تایله سنندج دفن می کنند.

شهید محمد رحمان پور بخاطر  ارادت خاصی که  به اهل بیت علیهم السلام داشت قبل از شهادت به خانواده و اقوام و آشنایان خود وصیت کرده بود که اگر شهید شدم مرا به قم ببرید و در نزدیکی حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیه دفن کنید به همین منظور خانواده شهید محمد رحمان پور و حشمت الله رحمان پور بعد از گذشت ۲ سال و با آرام شدن نسبی شهر سنندج و با کسب اجازه از حضرت امام (ره) برای نبش قبر شهیدان رحمان پور و انتقال به شهر قم راهی سنندج شدند البته با کمک و همراهی دادستان کرمانشاه و تنی چند از برادران سپاه کرمانشاه با هلی کوپتر به سنندج رفتند و وارد قبرستان تایله شدند اما به هنگام نبش قبر شهیدان رحمان پور جلوه ای زیبا از قدرت پروردگار نمایان شد بعد از گذشت دو سال پیکرهای این دو شهید والامقام سالم بودند گوی همین یک ساعت پیش دفن شده اند فقط جای گلوله های بیشماری که بر پیکر شهید محمد رحمان پور اصابت کرده بود بصورت سوراخ‌های کبود مشخص بود و همچنین جای ضربات قمه و ساتور که باعث شکستگی های زیادی در بدن شهید حشمت الله شده بود دیده میشد پاسدارانی که در قبرستان حضور داشتند با دیدن این صحنه اشک ریزان دست بر آسمان بردند و با خدای خود سخن می‌گفتند پیکرهای مطهر شهیدان محمد و حشمت الله رحمان پور ابتدا به کرمانشاه و سپس به شهر قم انتقال داده شدند و در وادی السلام بهشت معصومه سلام الله علیه رخ در نقاب خاک کشیدند. روحشان شاد و یادشان گرامی.

شهید محمد رحمان پور معروف به شاطر محمد و فرزند شهیدش هشمت الله رحمان پور به همراه شهید سعید جعفری و شهیدان اشک تلخ و شهید امیر شاه رضایی از جمله افراد و شهدای پیشکسوت سنندج در دفاع از انقلاب و اولین شهدای مدافع امنیت بعد از انقلاب اسلامی محسوب می شوند.

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه