اعضای اهدایی جوان ۲۴ ساله ماهنشانی به بیمار جان دوباره بخشید/ نخستین اهداکننده عضو بدن در ماهنشان +تصاویر
خانواده مرحوم جعفر رضا زاده با اهدای اعضای بدن فرزند خود، زندگی تازهای به ۴ نفر از بیماران نیازمند اهدا کردند که نسوج آن نیز برای هشت بیمار اهداشد.
[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از شمیم ماهنشان ، سالانه تعداد زیادی از افراد دچار مرگ مغزی بدون اهدای عضو از سوی خانواده هایشان دفن می شوند این در حالی است که بیماران زیادی در انتظار دریافت اعضای پیوندی بوده و محقق نشدن آن منجر به مرگ بیمار می شود.
,
شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
شمیم ماهنشان,
گفتنی است : سالانه بین پنج تا هشت هزار نفر در ایران دچار مرگ مغزی می شوند که اکثر آنان جوان هستند. هر مرگ مغزی حداقل یک تا هشت عضو می تواند اهدا کند و بیشترین عضوی که می تواند اهدا شود، کلیه ها و کبد هستند.
,
با وجود این تعداد مرگ مغزی در کشور، اگر از بخش های قابل اهدای بدن آنها درست استفاده شود، می توان روزی را دید که هیچ بیمار نیازمند پیوند در فهرست انتظار فوت نکند.
,
براساس آمارهای اداره پیوند و بیماری های خاص وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی بیش از ۲۰ هزار بیمار در کشور در فهرست انتظار برای دریافت اعضای مختلف پیوندی قرار دارند که اعضای مورد نیاز این بیماران شامل کلیه، کبد، مغز استخوان، قلب، ریه، پوست، قرنیه و لوزالمعده است.
,
شامگاه بیست و سوم بهمن امسال مرد ۲۳ سالهای به نام جعفر رضازاده که ساکن شهرستان ماهنشان بود، با موتورسیکلتش خانه را ترک کرد. او نمیدانست که بیاحتیاطی یک راننده حادثهای تلخ را برایش رقم خواهد زد. در میانه راه با خودرویی روبهرو شد که خلاف جهت خیابان حرکت میکرد. سعی کرد خود را از مسیر او خارج کند اما راننده پژو مجالی به جعفر نداد و با او تصادف کرد.
,
راننده پژو به جای کمک به مرد موتورسوار، پایش را روی پدال گاز فشار داد و از محل گریخت. تعدادی از عابران که شاهد این تصادف بودند، به کمک مرد موتورسوار شتافته و با پلیس و اورژانس تماس گرفتند. دقایقی بعد با حضور ماموران انتظامی و امدادگران اورژانس، مرد مصدوم به بیمارستان آیتالله موسوی زنجان منتقل شد اما تلاش پزشکان موثر واقع نشد و جعفر به کما رفت.
فرامرز رضازاده پدر آن مرحوم در گفت و گو با خبرنگار شمیم ماهنشان اظهارکرد: پزشکان ماجرای مرگ مغزی جعفر را به خانواده ام و بنده اطلاع دادند و گفتند دیگر امیدی به بازگشت وی به زندگی نیست و بهتر است اعضای بدن او را اهدا کنند.
,
فرامرز رضازاده پدر آن مرحوم در گفت و گو با خبرنگار شمیم ماهنشان اظهارکرد: پزشکان ماجرای مرگ مغزی جعفر را به خانواده ام و بنده اطلاع دادند و گفتند دیگر امیدی به بازگشت وی به زندگی نیست و بهتر است اعضای بدن او را اهدا کنند.
,
با مادر و همسرپسرم مشورت کردیم و همه ی خانواده با اهدای عضو فرزندم موافقت کردند و نتیجه را به مسئولین بیمارستان اعلام کردیم.
,
وی افزود: پیکر فرزندم را پس از آخرین وداع در روز بیست و ششم بهمن به بیمارستان سینای تهران منتقل و دو کلیه، کبد و دریچه قلب، چشم ، طحال، مغز استخوان وغیره به هشت بیمار پیوند زده شد که از این بابت اظهار رضاتمندی و خدا را شاکریم که توانستیم با اهدای عضو شادی و زندگی دوباره ای برای خانواده چند بیمار را فراهم کنیم.
,
,
,

,
,
,

,
,
جعفر کارت اهدای عضو داشت
,
چهره افسرده و ظاهر غمناکش نشان از این داشت که غم و اندوهی بزرگ بر او مستولی گشته و پس از حدودسه روز هنوز باور سفر شریک زندگیش برای او سخت بود اما در پشت این چهره افسرده و غم و اندوه وارد شده آرامش و اطمینان خاطری دیده می شد که نشان از انجام کاری بزرگ و خداپسندانه داشت. پای صبحتهای زنی سیاهپوشی نشستیم که فرزند تازه متولد شده خود را در آغوش داشت که اعضای بدن همسرش را به گفته خودش برای نوع دوستی و برای اینکه در حل مشکلات همدیگر شریک باشیم و رضایت خداوند را طلب کنیم به هشت خانواده اهدا کرده است.
سوسن افشار، همسر جعفر در گفت و گو با خبرنگارشمیم ماهنشان اظهارکرد: انگار همسرم می دانست که قرار است از پیش ما برود که با یادآوری رفتارهای اخیرش احساس می کنم برای او مرگش الهام شده بود.
,
,
وی افزود: من و همسرم جعفر در سال ۸۸ زندگی مشترکمان را شروع کردیم. ثمره زندگیمان یک دختر سه ساله به نام مریم و دختر ۱۲ روزهای به نام معصومه است. چند روز بعد از زایمانم همراه بچهها به خانه پدریام در شهرستان بیجار رفتیم. قرار بود بعد از چند روز شوهرم سراغمان بیاید اما از او خبری نشد. نگران جعفر شده بودم با گوشی تلفن همراهش تماس گرفتم که خانوادهاش گفتند او تصادف کرده و پاهایش شکسته و در بیمارستان بستری است. دلشوره عجیبی داشتم. از والدینم خواستم هر طور شده مرا به بیمارستان و نزد شوهرم ببرند که قبول کردند و به بیمارستان رفتیم.
وی اضافه کرد: شوهرم آرام روی تخت خوابیده بود و با کمک دستگاههایی که به او وصل بود، نفس میکشید. پزشکان و پرستاران درباره وضع شوهرم اطلاعات درستی نمیدادند و فقط میگفتند به خدا توکل کنید. با نگرانی به اتاق و تخت شوهرم چشم دوخته بودم. احساسی به من میگفت این آخرین دیدارمان است. چند روز که گذشت، پزشکان گفتند دیگر امیدی نیست و جعفر مرگ مغزی شده و بهتر است رضایت دهیم اعضای بدن او اهدا شود. پدرشوهرم راضی بود و نظر همسرش و مرا هم جویا شد که ما نیز رضایت دادیم تا اعضای بدن شوهرم به هشت بیمار پیوند زده شود.
,
وی اضافه کرد: شوهرم آرام روی تخت خوابیده بود و با کمک دستگاههایی که به او وصل بود، نفس میکشید. پزشکان و پرستاران درباره وضع شوهرم اطلاعات درستی نمیدادند و فقط میگفتند به خدا توکل کنید. با نگرانی به اتاق و تخت شوهرم چشم دوخته بودم. احساسی به من میگفت این آخرین دیدارمان است. چند روز که گذشت، پزشکان گفتند دیگر امیدی نیست و جعفر مرگ مغزی شده و بهتر است رضایت دهیم اعضای بدن او اهدا شود. پدرشوهرم راضی بود و نظر همسرش و مرا هم جویا شد که ما نیز رضایت دادیم تا اعضای بدن شوهرم به هشت بیمار پیوند زده شود.
,
افشار گفت: من و شوهرم با هم عهد بسته بودیم اگر یکی از ما دچار مرگ مغزی شد، نفر دیگر رضایت دهد تا اعضای بدن او به بیماران اهدا شود. هرچند شوهرم کنار من و دو دختر کوچکمان نیست و ما را برای همیشه ترک کرد اما خوشحال هستیم که مرگ او جان چندنفر را نجات داد.
,
وی اظهارکرد: قبل از اینکه اعضای همسرم اهدا شود خیلی ناراحت و بی قرار بودم چرا که ضمن ناراحتی از دست دادن همسرم ، دختر سه ساله ام همیشه سراغ پدرش را از من می گیرد و جوابی ندارم بدهم، اما باشنیدن اینکه قلب،کلیه، کبد و نسوج اعضای همسرم اهدا شده صبر و آرامش خاصی به من دست داد.
,
,
,

,
,
,

,
,
,

,
,
مادر جعفر رضازاده گفت: این دومین فرزندم است که بر اثر سانحه تصادف جان خود را از دست دادند اما برای اینکه توانستیم اعضای پسرم جعفر را اهدا کنیم نسبت به فوت پسرقبلیم آرامش خاصی دارم، با چنین تصمیم درستی که خانواده گرفتند، دل مادران چند بیمار از بازگشت فرزندهایشان به زندگی شاد می شود، امیدوارم چنین فرهنگ های در بین ما جابیافتد.
,
,
,
,

,
,
,
هرچند جعفرنقاب در خاک سرد کشید اما نام او با اهدای اعضای بدنش همیشه جاودانه شد.
,
,
,

,
,
انتهای پیام /
,
,
,
,
,
]
به اشتراک گذاری این مطلب!
ارسال دیدگاه