حکایت این دیگ سنگی در آن روز پر تب و تاب

حکایت این دیگ سنگی در آن روز پر تب و تاب
تبریز به مرور خاطرات سال‌های استبداد صغیر می‌پردازد. هنوز صدای ستارخان -سردار ملی- بر در و دیوار این شهر ضبط است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آناج، 4) تبریز اولین پایتخت شیعه است. مناره‌های مسجد صاحب‌الامر روزی را که سکه‌ها به نام علی‌بن ابیطالب (ع) ضرب شدند، نیک به یاد دارد و شاهدی است بر جای ایستاده در گذر روزها و ماه‌ها و سال‌ها و حوادث گونه‌گون روزگار.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,

3) تبریز به مرور خاطرات سال‌های استبداد صغیر می‌پردازد. هنوز صدای ستارخان -سردار ملی-  بر در  و دیوار این شهر ضبط است؛ « من می‌خواهم 72 اقلیم زیر بیرق امیرالمومنین و حضرت عباس باشد. شما از من می‌خواهید زیر بیرق روس و انگلیس بروم؟! »

,

و باغشمال به خود می‌بالد که روزی باقرخان –سالار ملی- قدم بر سینه‌ او فشرده است.

,

2) دوشنبه دهم دی‌ماه سال 1290 شمسی و مصادف با روز عاشورا است. پیکر ثقه‌الاسلام و هشت تن از یارانش؛ آقا شیخ سلیم، میرزا ابوالقاسم ضیاءالعلما، محمد قلی خان صادق‌الملک پسران علی مسیو و مشهدی ابراهیم خیاط توسط قشون روس به دار آویخته شده‌اند. ثقه‌الاسلام حاضر نشد حمله‌ی روس‌ها به تبریز را به رسمیت بشناسد و مجاهدین تبریز را شورشی معرفی کند. او اقتدار ایران را می‌خواست.

,

1) سال‌هاست که پهلوی بر کشور حکم می‌راند. روز عاشورا است و مردم از راه‌اندازی دسته‌های عزاداری منع شده‌اند. در میدان ساعت شهر ( نوبار قاپیسی ) سوز و سرما بیداد می‌کند صدای ناله‌ حزینی فضای میدان را در هم می‌پیچد. صدا، صدای کریم آقا صافی شاعر نوحه‌سرای تبریزی است:

,

یوم عاشورادی یا روز قیامتدور بوگون          یا قیامت عرصه‌سیندن بیر علامتدور بوگون

,

مردم گرداگرد صافی جمع می‌شوند و دسته عزارداری باشکوهی به راه می‌افتد و صافی ادامه می‌دهد.

,

عالم باطنده ایندی کربلا قان آغلیری    خنجر قاتل باخیر مقتوله هر آن آغلیری

,

بیر طرفده لیلی‌زار و پریشان آغلیری     بیر طرفده زینبه گویا قیامتدور بوگون

,

و این حکایت تبریز است. دیار شمس تبریزی، قبله‌گاه مولانا و خانه اهل‌بیت!

,

 

,
  • در مسجد شعبان تبریز چه خبر است؟
,
  • در مسجد شعبان تبریز چه خبر است؟
  • ,

    مسجد شعبان تبریز با نام آیت‌الله سید محمد علی قاضی طباطبایی شناخته می‌شود. او از سال 42 در تبریز اقامت گزیده و رشته مبارزات و تحرکات سیاسی آذربایجان را در دست گرفته است.

    ,

    خانه‌ «آقای قاضی» خانه امید مردم تبریز، و مسجد شعبان کانون مبارزه است. هر شب در این مسجد، مجلس سخنرانی برپاست و مجالس آقای ناصرزاده و آقای آقازاده از شور و حال بیشتری برخوردارند.

    ,

    کسانی که به مسجد شعبان و منزل آیت‌الله قاضی رفت و آمد دارند، بارها در مورد حادثه‌ی 15 خرداد 42 و آیت‌الله خمینی سخنانی را از زبان آقای قاضی شنیده‌اند. مردم تبریز «آقای خمینی» را با حوادث سال 42 می‌شناسند.

    ,

    این روزها در مسجد شعبان زمزمه‌هایی به گوش می‌رسد. صحبت از برگزاری مراسم چهلم شهدای 19 دی قم است. همه منتظرند تا ببینند آقای قاضی چه تصمیمی خواهند گرفت. پیش از هر حرکت و اقدامی در تبریز مبنی بر افشا و یا مخالفت با رژیم، از آیت‌الله قاضی کسب تکلیف می‌شود؛ «آقای قاضی نه بویورسالار...!»

    ,

     

    ,
    • تبریز-28 بهمن 56
    ,
  • تبریز-28 بهمن 56
  • ,

    زمزمه برگزاری مراسم چهلم شهدای قم در شهر پیچیده است. آیت‌الله قاضی روز شنبه را که می‌شود 29 بهمن 1356 خورشیدی، عزای عمومی اعلام کرده است. بعضی از علما هم این روز را تعطیل اعلام کرده‌اند. نامه‌هایی با مهر محرمانه به شهربانی و اداره امنیت استان رسیده است و نیروهای امنیتی شهر در حالت آماده باش صد در صد به سر می‌برند. ظاهر شهر آرام است و همه انتظار اتفاقی قریب‌الوقوع را می‌کشند.

    ,

     

    ,
    •  اعلامیه‌های علمای تبریز
    ,
  •  اعلامیه‌های علمای تبریز
  • ,

    صبح روز جمعه 28 بهمن، اعلامیه‌ای با امضای 9 تن از علمای تراز اول تبریز بر دیوارها نصب شده است و مردم را به حضور در مراسم چهلم شهدای قم فرا می‌خواند. متن اعلامیه چنین است.

    ,

    «بسم الله الرحمن الرحیم. من‌المومنین رجال صدقو ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا.

    ,

    به مناسبت چهلمین روز حادثه خونین و شهادت عده‌ای از فضلا و طلاب حوزه‌ی علمیه‌ی قم و اهالی و به منظور انزجار و اظهار تنفر از اعمال وحشیانه دشمنان دین و انسانیت و حمایت از حوزه‌ی مقدسه قم و پشتیبانی از مراجع عظام، روز شنبه دهم ربیع‌الاول 98 مطابق 29/11/56 از طرف روحانیت اعلام سوگ عمومی می‌شود و به همین مناسبت از ساعت 10 الی 12 صبح همان روز در مسجد حاجی میرزا یوسف واقع در سر بازار، اول خیابان فردوسی، مجلس سوگواری برقرار می‌باشد. امید است اهالی متدین و آگاه تبریز با تعطیل خیابان‌ها و بازار، با شرکت در این مجلس روح شهدای 19 دی را شاد و به ساحت مقدس حضرت ولی‌عصر تسلیت عرض خواهند نمود.                                                      جامعه روحانیون تبریز

    ,

    سید حسن انگجی- الاحقر جعفر اشراقی- سید یوسف الهاشمی- عبدالحمید شربیانی- عبدالمجید واعظی- الاحقر عبدالحسین غروی- سید محمد علی قاضی طباطبایی- الاحقر کاظم دینوری- الاحقر عبدالله سرابی.»

    ,

     

    ,
    •  آذربایجان به پا می‌خیزد!
    ,
  •  آذربایجان به پا می‌خیزد!
  • ,

    روز جمعه تراکت‌های کوچکی نیز بر دیوارهای شهر به چشم می‌خورد. در این تراکت‌ها نوشته شده است: «آذربایجان به پا می‌خیزد». گفته می‌شود جمعی از دانشجویان مسلمان دانشگاه تبریز که با آیت‌الله قاضی نیز در ارتباطند، اقدام به تهیه تراکت‌ و نصب آن‌ها بر دیوارهای شهر و پخش در معابر و مرایا نموده‌اند.

    ,

     

    ,
    •  شنبه 29 بهمن- ساعت 9 صبح
    ,
  •  شنبه 29 بهمن- ساعت 9 صبح
  • ,

    مردم در مقابل مسجد حاج میرزا یوسف که به مسجد «قیزیل‌لی» معروف است، تجمع کرده‌اند. قرار بود مراسم چهلم شهدای 19 دی قم در داخل مسجد برگزار شود، ولی مردم با درهای بسته‌ مسجد روبرو شده‌اند. پاسبان‌های شهربانی و ماموران کراوات‌زده‌ امنیت نیز در اطراف مسجد حضور دارند.

    ,

    بنزی در مقابل مسجد توقف می‌کند و سرهنگ «حق‌شناس» پیاده می‌شود. رو به ماموران گردانده با صدای بلند پرخاش می‌کند:«مگر نگفتم در این طویله را ببندید؟!»

    ,

    جوانی از میان مردم پاره آجری برمی‌دارد و به سوی حق‌شناس پرتاب می‌کند. نام این جوان محمد تجلاست. دانشجویی 22 ساله و اهل اردبیل که سال سوم رشته‌ مهندسی دانشگاه تبریز را می‌گذراند. حق‌شناس اسلحه‌ کمری‌اش را بیرون می‌کشد و سه گلوله به سوی تجلا شلیک می‌کند. گلوله‌ای به پیشانی تجلا اصابت می‌کند و او بر زمین می‌افتد.

    ,

     

    ,
    •  درود بر خمینی
    ,
  •  درود بر خمینی
  • ,

    پیکر محمد تجلا روی دوش مردم بلند می‌شود و شعارها آغاز می‌گردد: یا حسین! لا اله الا الله!

    ,

    طبق کسب تکلیفی که از آیت‌الله قاضی شده است، حرکت در خیابان آغاز می‌شود. مردم در حالی که شعار می‌دهند پیش می‌روند و کم‌کم نوع شعارها عوض می‌شود:

    ,

    درود بر خمینی! مرگ بر شاه! وای بر این حکومت یزیدی!

    ,

    این شعارها برای اولین بار در تبریز سر داده می‌شوند و طولی نمی‌کشد که به سراسر کشور منتقل می‌شود.

    ,

     

    ,
    •  همه این شعارها را تبریز‌ها به وجود اوردند
    ,
  •  همه این شعارها را تبریز‌ها به وجود اوردند
  • ,

    «این شعاری که الان هم در ذهن مردم است – مرگ بر آمریکا، مرگ بر شوروی، مرگ بر منافقین و صدام، مرگ بر ضد ولایت فقیه- همه این‌ها از تبریز شروع شده است.

    ,

    همه این شعارها را تبریزی‌ها به وجود آوردند، بعد به تهران آمد و در تمام کشور منعکس شد.

    ,

    آن بنده خدای فراری (بنی‌صدر)، از بس از این «مرگ بر ضد ولایت فقیه» لجش می‌گرفت که می‌گفت، این مردم تهران هم چون اصلش را تبریز‌ی‌ها شروع کرده‌اند و با لهجه‌ ترکی می‌گفتند، به لهجه‌ ترکی بیان می‌کنند. تقلید می‌کرد و خیلی ناراحت بود.

    ,

    شعارهای آن‌ها شعارهای آگاهانه و حاکی از فهم دقیق زمان و موقعیت بود. آنچه من در تبریز دیدم این چنین بود»1

    ,

     

    ,
    •  حق‌شناس متواری می‌شود
    ,
  •  حق‌شناس متواری می‌شود
  • ,

    طلبه‌ای با اصابت گلوله شهید می‌شود. چند نفر مجروح می‌شوند و جمعیت همچنان پیش می‌رود. سیل جمعیت خشمگین قمارخانه‌ها، سینماها و مشروب‌فروشی‌های سر راه خود را تخریب می‌کند.

    ,

    ماشین حق‌شناس واژگون شده است و در آتش می‌سوزد. خود حق‌شناس از میان جمعیت متواری شده است. یک سال بعد او به قهر انقلابی مردم دچار می‌شود و اعدام می‌گردد.

    ,

    چند نفر از مامورین شهربانی که به مردم تعرض می‌کنند، به دست مردم می‌افتند و با وضع فلاکت‌باری می‌توانند خود را از دست مردم خشمگین برهانند.

    ,

     

    ,
    •  تبریز، شهر جنگ‌زده!
    ,
  •  تبریز، شهر جنگ‌زده!
  • ,

    خبر به استاندار وقت، سپهبد اسکندر آزموده می‌رسد. می‌گوید: «جایی که من هستم، آب سربالا نمی‌رود!» تا نزدیکی‌های ظهر دسته‌های دیگری که از نقاط دیگر شهر راه افتاده‌اند، به سمت مرکز شهر پیش می‌آیند. مارالان، حکم‌آباد، شمس تبریزی، قره‌آغاج، دارایی و سایر محلات تبریز همه و همه پر از جمعیت است. تبریز به شهری جنگ‌زده می‌ماند. در بلوار منجم، دفتر حزب رستاخیز به دست مردم افتاده است. شیشه‌های ساختمان حزب شکسته است و ساختمان در آتش می‌سوزد.

    ,

    ساعت 3 بعد از ظهر، شهر به صورت کامل در کنترل مردم تظاهرکننده است. زمزمه‌هایی در شهر می‌پیچد که نیروهای کمکی و زره‌پوش برای بازپس‌گیری شهر در راهند. بعضی‌ها می‌گویند که این نیروها از پادگان عجب‌شیر آورده می‌شوند و برخی‌ها می‌گویند که توسط چند هواپیمای سی 130 از تهران آورده شده‌اند.

    ,

     

    ,
    •  بازار شهر در خطر است!
    ,
  •  بازار شهر در خطر است!
  • ,

    برخی از افراد مغرض و فرصت‌طلب در تلاشند تا بازار شهر را آتش بزنند و ارزاق عمومی مردم را با خطر مواجه سازند. با هدایت آیت‌الله قاضی، بازار شهر در امان می‌ماند. عده‌ای از روحانیون شهر با آیت‌الله قاضی دیدار می‌کنند. آیت‌الله قاضی می‌گوید: «تبریز مثل یک دیگ سنگی بزرگ است که دیر گرم می‌شود، ولی وقتی به جوش آمد، دیر به سردی می‌گراید.»

    ,

     

    ,
    •  نیروهای کمکی وارد عمل می‌شوند
    ,
  •  نیروهای کمکی وارد عمل می‌شوند
  • ,

    حوالی ساعت 5/2 بعدازظهر، نیروهای کمکی ارتش با تانک‌ها و زره‌پوش‌ها وارد شهر می‌شوند. در شهر حکومت نظامی اعلام می‌شود که تا غروب یکشنبه 30 بهمن ادامه می‌یابد.

    ,

    نزدیک به 20 تن از تظاهرکنندگان شهید و 129 نفر زخمی شده‌اند که اغلب به بیمارستان پهلوی منتقل شده‌اند. خسارتی نزدیک به یکصد میلیون تومان به شهر وارد شده است. تمامی قمارخانه‌ها، تمامی مشروب‌فروشی‌ها، سینماها، کاباره‌ها، مراکز فرهنگی ایران و انگلیس، مرکز فرهنگی ایران و آمریکا، کتابخانه جان.اف‌.کندی و اکثر شعبات بانک‌های خیابان فردوسی، شهناز جنوبی و تربیت به دست مردم تخریب شده‌اند. دفتر حزب رستاخیز در بلوار منجم نیز به آتش کشیده شده است.

    ,

    شعبات بانک صادرات بیشتر آسیب دیده است. در میان مردم صحبت از هژبر یزدانی و چند نفر از اعضای دربار است که از سود درآمد این بانک منتفعند. اسکناس‌های زیادی در خیابان‌ها ریخته است ولی مردم این وجوه را حاصل از ربا می‌دانند و به آن اعتنا نمی‌کنند.

    ,

    بگیر و ببندها شروع می‌شود و شهدای روز 29 بهمن توسط ماموران حکومت دفن می‌شوند. بعدها که خانواده‌ها جهت دریافت جنازه‌های بستگانشان می‌روند، از آنان یک جعبه شیرینی و 250 تومان پول فشنگ دریافت می‌شود و تنها اجازه‌ی نبش قبر و شناسایی جنازه به آنها داده می‌شود.

    ,

    با آتش‌بسی که از سوی مردم اعلام می‌شود، شهر دوباره در دست نیروهای حکومت می‌افتد.

    ,

     

    ,
    •  شاهنشاه موضع می‌گیرد
    ,
  •  شاهنشاه موضع می‌گیرد
  • ,

    وقتی خبر واقعه‌ تبریز به گوش محمدرضا پهلوی می‌رسد، با عصبانیت می‌گوید: «هر ایرانی از وضع موجود کشور ناراضی است، پاسپورت‌اش حاضر است و می‌تواند از کشور خارج شود!»

    ,

    شاه این واقعه را به خارجیانی که از آن سوی مرزها روانه‌ی ایران شده‌اند نسبت می‌دهد و تلاش می‌کند تا توپ را به زمین شوروی‌ها بیاندازد. همین تحلیل در مطبوعات وابسته به حکومت و تریبون‌های رسمی نیز عرضه می‌شود.

    ,

    مردم تبریز این تحلیل را به باد طنز می‌گیرند و ابیاتی چند بر سر زبان‌ها می‌افتد:

    ,

    زلفعلی‌نن، اروجعلی

    ,

    هاردان اولدی خارجه‌لی؟!

    ,

    تبریز‌لی اؤزودور، اؤزی

    ,

    بهمنین ییرمی دوققوزی!

    ,

     

    ,
    •  آزموده عزل می‌شود
    ,
  •  آزموده عزل می‌شود
  • ,

    بلافاصله بعد از واقعه 29 بهمن، آزموده –استاندار آذربایجان‌شرقی- عزل می‌شود. ارتشبد شفقت به عنوان استاندار جدید معرفی می‌شود و تلاش می‌کند تا زمینه‌ی آشتی مردم با شاهنشاه را فراهم کند. اولین برنامه‌ شفقت، اعزام آیت‌الله قاضی به سفر عمره است که با مخالفت ایشان روبرو می‌شود و آیت‌الله قاضی تبریز را ترک نمی‌کند. هیاتی نیز به سرپرستی شفقت جهت بررسی قضیه به تبریز می‌آید که جلسات این هیات با علما و سرشناسان شهر بی‌نتیجه به پایان می‌رسد.

    ,

    روز سوم اسفند ماه، جمشید آموزگار – نخست وزیر - به همراه یک هیات بلندپایه وارد تبریز می‌شود. قرار است در مراسمی در مقابل بانک ملی، مردم تبریز از شاهنشاه عذرخواهی کنند. همایش با جمعیت اندکی برگزار می‌شود و اعلام می‌گردد که حادثه‌ 29 بهمن تبریز توسط بیگانگان اتفاق افتاده است.

    ,

    بیش از یک هفته از واقعه‌ 29 بهمن می‌گذرد ولی هنوز در بازار شهر، تردد و خرید و فروش عادی جریان ندارد.

    ,

    اعلامیه‌ای از سوی علمای شهر صادر می‌شود و از مردم می‌خواهد که کسب و کار خود را آغاز کنند تا مرکز استان دچار رکود اقتصادی نگردد. پس از پخش این اعلامیه، بازار شهر از تعطیلی کامل خارج می‌شود ولی تا نزدیکی‌های عید سال 57 به‌صورت نیمه تعطیل به کار خود ادامه می‌دهد.

    ,

     

    ,
    •  روحانیت موضع می‌گیرد
    ,
  •  روحانیت موضع می‌گیرد
  • ,

    از روز سی‌ام بهمن ماه، اعلامیه‌های علماء و مراجع و حوزه‌های علمیه در همدردی با مردم تبریز و محکومیت کشتار مردم توسط ماموران امنیتی حکومت صادر می‌شود.

    ,

    جامعه روحانیت ایران، آیت‌الله شیرازی، حوزه‌ علمیه‌ قم، آیت‌الله سید محمد علی قاضی طباطبایی، روحانیت تبریز، جمعی از روحانیون تهران، جمعی از فضلای حوزه‌ علمیه‌ قم، روحانیون مبارز خراسان، جمعی از روحانیون تهران (اعلامیه‌ دوم)، طلاب گیلانی رشتی مقیم قم، طلاب مازندرانی مقیم قم، آیت‌الله‌العظمی گلپایگانی، طلاب اصفهانی مقیم قم، آیت‌الله سید کاظم شریعتمداری، آیت‌الله حاج سید محمد وحیدی، آیت‌الله العظمی مرعشی، روحانیون کاشان، جمعی از فضلا و محصلین همدانی حوزه‌ علمیه‌ قم، آیت‌الله رضا مدنی و روحانیون مبارز ایران ایران مقیم بیروت از روز سی‌ام بهمن تا بیست و هشتم اسفند ماه سال 56، اعلامیه‌های جداگانه‌ای را صادر و با مردم تبریز همدردی می‌کنند.

    ,

     

    ,
    •  سلام بر اهالی شجاع و متدین آذربایجان عزیز!
    ,
  •  سلام بر اهالی شجاع و متدین آذربایجان عزیز!
  • ,

    در میان تمام پیام‌های صادره، پیام امام خمینی از شور و حال دیگری برخوردار است. آغاز حماسی پیام و اظهارات ارادات وافر حضرت امام نسبت به مردم تبریز و آذربایجان، نشان از عظمت قیام مردم تبریز در نزد حضرت امام دارد و لحن افشاگرانه و تند حضرت امام در فرازهای میانی پیام در هیچ کدام از اعلامیه‌های صادره به چشم نمی‌خورد.

    ,

    پیام امام خمینی اینگونه آغاز می‌شود: «سلام بر اهالی شجاع و متدین آذربایجان عزیز. درود بر مردان برومند و جوانان غیرتمند تبریز. درود بر مردانی که در مقابل دودمان بسیار خطرناک پهلوی قیام کردند و با فریادهای مرگ بر شاه خط بطلان بر گزافه‌گویی‌های او کشیدند ...»

    ,

    امام خمینی در جای جای پیام، تشکر و رادات قلبی خود را به جوانان آذربایجان اظهار می‌دارد: «من نمی‌دانم با چه زبانی به اهالی محترم و مادران داغدیده و پدران مصیبت‌کشیده تسلیت بگویم، با چه بیان این قتل عام‌های پی‌درپی را محکوم کنم؟ ... من الان که مشغول نوشتن این غمنامه هستم، نمی‌دانم که به برادران عزیز تبریزی ما چه می‌گذرد؟ آیا شاه به جنایات خود، ولو موقتاً خاتمه داده است یا نه؟ ... اهالی معظم آذربایجان –ایدهم‌الله تعالی- بدانند که در این راه حق و استقلال و آزادی‌طلبی و در حمایت از قرآن کریم تنها نیستند...».

    ,

     

    ,
    •  رسانه‌ها فعال می‌شوند
    ,
  •  رسانه‌ها فعال می‌شوند
  • ,

    رادیو بی.بی.سی اخبار 29 بهمن را به صورت کامل بیان می‌کند. رادیو باکو، اخبار کامل و دقیقی از واقعه‌ تبریز به زبان ترکی پخش می‌کند.

    ,

    اخبار رادیو مونت کارلو از ماجرای 29 بهمن تبریز، کامل و منطبق با واقعیات است و رادیوهای فرانسه، عراق و پیک ایران نیز گزارش‌هایی را پخش می‌کند.

    ,

    تنها رادیو آمریکا، تحلیل‌هایی مشابه آنچه را که در داخل ایران از سوی حاکمیت ارائه می‌شود، بیان می‌کند. آنچه در داخل کشور روی آنتن می‌رود، نسبت دادن واقعه به نیروهای خارج از مرز است.

    ,

     

    ,
    • یزد- نهم فروردین 57
    ,
  • یزد- نهم فروردین 57
  • ,

    چهلم شهدای 29 بهمن تبریز در یزد برپا می‌شود. یک بار دیگر واقعه‌ 19 دی قم و 29 بهمن تبریز در خاطره‌ها زنده می‌شود. جهرم در چهلم شهدای یزد، علم قیام برمی‌دارد.

    ,

    کازرون، شیراز و اصفهان، چهلم‌های بعدی را می‌گیرند و بدین‌سان بهمن 57 فرا می‌رسد و انقلاب دینی مردم ایران به رهبری آیت‌الله روح‌الله الموسوی الخمینی به پیروزی می‌رسد.

    ,

     

    ,
    • آذربایجان اویاخدی!
    ,
  • آذربایجان اویاخدی!
  • ,

    در ماه‌های نخستین بعد از پیروزی انقلاب، آذربایجان با ناملایماتی روبرو می‌شود.

    ,

    تبریز نیروهایی را در دامن خود پرورده است که این روزها می‌توانند ساز مخالفت با رهبری نظام نوپای بعد از انقلاب را بزنند. مهدی بازرگان و بسیاری از دوستان او در نهضت آزادی که از یاران انقلاب و زندان‌کشیده‌های سال‌های مبارزه‌ بودند، اهل تبریزند و سیاست گام به گام آن‌ها، صحنه‌ حاکمیت را به نفع دیگر نیروهای انقلاب ترک گفته است. حزب خلق مسلمان، علم رسمی مبارزه مسلحانه و احقاق حقوق آذربایجان در حاکمیت و مرجعیت دینی را برداشته است. اتحاد جماهیر شوروی و رهبران حزب توده به تبریز امیدوارند.

    ,

    نخستین شعارهای محوری انقلاب در تبریز بر سر زبان‌ها می‌افتد و به همه جای کشور منتقل می‌شود. آیت‌الله قاضی تا آخرین لحظه زندگی، ارتباطش را با امام خمینی حفظ می‌کند. اولین و دومین امام جمعه‌ تبریز، آیت‌الله قاضی و آیت‌الله مدنی در حمایت از رهبری امام خمینی به شهادت می‌رسند و این‌بار آذربایجان شعار دیگری سر می‌دهد که هنوز هم به گوش می‌رسد:

    ,

    آذربایجان اویاخدی     انقلابا دایاخدی

    ,
    ,
    1. از بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار دانشجویان تبریزی در سال 1378
    ,
  • از بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار دانشجویان تبریزی در سال 1378
  • ]

    به اشتراک گذاری این مطلب!

    ارسال دیدگاه