گزارشی از اولین راه ارتباطی سیستان به افغانستان؛
آتشکده کرکوی، راز سر به مهر ساسانیان!
کرکویه سیستان تخته پل آجری بوده که به توصیف استخری راه زرنگ به هرات از آن جا صورت می گرفته و در بالای تپه آن آتشکده کرکوی که نزد زردتشیان بسیار مقدس بوده واقع شده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از عصرهامون، سیستان دیاری که مهد تمدن بشریت به شمار رفته چرا که آثار بجای مانده در آن از روزگاران قدیم آن را به خوبی اثبات می کند.
سیستان روزگاری مقر فرمانروایی یعقوب لیث صفاری بوده و در زمان عمرلیث صفاری برای سالیان متمادی پارچه ای مخصوص خانه کعبه در آنجا بافته می شده که این نشان از عمق هنر سیستانیان دارد.
شهر سوخته، کوه خواجه، دهانه غلامان، آتشکده کرکوی، قلعه سام، سه کوهه، قلعه رستم، آسیاهای بادی، زاهدان کهنه، هامون، تپه آتشگاه، تپه شهرستان، میل قاسم آباد، پای رخش رستم، قلعه تپه و بی بی دوست مهم ترین مکان های باستانی برجای مانده از گذشتگان بوده که همه ساله گردشگران وافری را به خود جذب نموده است.
آتشکده کرکوی که در 25 کیلومتری راه زابل به هیرمند از مسیر بلوار فرودگاه و روستای شندل واقع شده است یکی از آثار باستانی برجای مانده از روزگار ساسانی است که توجه زیادی را به خود جلب نموده است.
هر چند طی سال 90 تا 91 این محل به حال خود رها شده بود و بسیاری از مردم منطقه و روستائیان از خشت های آن برای خود خانه می ساختند به طوری که بخشی از آن تخریب شده است.
کرکویه سیستان را به هرات متصل می کرده است
رییس میراث فرهنگی و گردشگری شهرستان زابل گفت: در میانکنگی ونزدیکی مرزهای ایران و افغانستان باقی مانده های آثار کرکوشاه و تخته پل دیده می شوند .
علیرضا خسروی افزود: تخته پل، پلی آجری بوده که بیشتر آن به کلی از بین رفته و به نظر می آید همان پلی باشد که استخری در توصیف راه زرنگ به هرات از آن نام برده است.
وی اظهار داشت: آنچه که از این اثر باستانی باقی مانده آثاریست که در روی سراشیبی های شمالغربی تپه قرار دارد و عبارتست از بقایای یک دیواره آجری بسیار فرسوده ای که باقی مانده های یک برج دفاعی آن نیز قابل تشخیص است.
وی ادامه داد: محل امروزی کرکوشاه بدون شک همان کرکویه معروف است که توسط نویسندگان دوران اسلامی تشریح شده است.
وی تصریح کرد: استخری، کرکویه را نخستین مرحله راهی می داند که سیستان( زرنج ) را به هرات متصل می کرده و بنا به گفته همین جغرافی نویس در سه فرسنگی زرنج واقع شده بوده است.
آتشکده کرکویه نزد زردتشیان بسیار مقدس بوده است
کارشناس میراث فرهنگی سیستان گفت: یاقوت حموی نیز ذکری از آتشکده کرکویه کرده و نوشته شهری از سیستان بوده و آتشکده ای که نزد زردتشتیان محترم شمرده می شده در آنجا قرار داشته است همچنین آتش کرکویه که بنای آن به کیخسرو نسبت داده شده ظاهرا تا سده هفتم هجری آبادان بوده است.
خسروی عنوان کرد: براساس توصیفات مورخان دوران اسلامی این آتشکده دارای دو قبه بزرگ بوده ، و تیزی هر قبه شاخی چون شاخ گاو ساخته بودند و آتشگاه در زیر آن دو قبه قرار داشته است .
وی گفت: آتش این آتشگاه پیوسته روشن بوده و زردتشتیان معتقد بودند که این آتش “ هوش گرشاسپ“ است.
آتشکده کرکوی در گذشته معبد جای گرشاسب بوده است
وی اظهار داشت: در کتاب تاریخ سیستان سبب ساختن آتشکده کرکوی و سرود معروف آن بیان شده است.
وی بیان داشت: در کتاب گرشاسپ به نقل از بوالموید گوید که چون کیخسرو به آذربادگان رفت و رستم دستان با وی ، و آن تاریکی و پتیاره دیوان بفر ایزد تعالی بدید که آذرگشسب پیدا گشت و روشنایی بر گوش اسب او بود و شاهی او را شد با چندان معجزه ، پس کیخسرو از آنجا بازگشت و بترکستان شد بطلب خون سیاوش پدر خویش و هر چه نرینه یافت اندر ترکستان همی کشت و رستم و دیگر پهلوانان ایران با او ، افراسیاب گریز گرفت و بسوی چین شد.
وی ادامه داد: سپس از آنجا به هندوستان و به سیستان آمد و گفت من بزنهار رستم آمدم و او را به بنکوه فرود آوردند.
وی در این راستا ادامه داد: چون سپاه او همی آمد فوج فوج، اندر بنکوه انبار غله بود چنان که اندر هر جانبی از آن بر سه سو مقدار صد هزار کیل غله دایم نهاده بودندی ، و جاودان با او گرد شدند و او جادو بود تدبیر کرد که اینجا علف هست و حصار محکم عجز نباید آورد تا خود چه باشد ، به جادویی بساختند که از هر دو سوی دو فرسنگ تاریک گشت.
وی گفت: چون کیخسرو بایران شد و خبر او شنید آنجا آمد ، بدان تاریکی اندر نیارست شد و اینجایی که اکنون آتشگاه کرکوست معبد جای گرشاسب بود و او را دعا مستجاب بود به روزگار او، و او فرمان یافت ، مردان هم با امید برکات آنجا همی شدندی و دعا همی کردندی و ایزد تعالی مرادها حاصل همی کردی.
وی تاکید کرد: چون حال برین جمله بود کی خسرو آنجا شد و پلاس پوشید و دعا کرد ، ایزد تعالی آنجا روشنایی فرادید آورد که اکنون آتشگاهست، چون روشنایی برآمد برابر تاریکی ، تاریکی ناچیز گشت و کیخسرو و رستم به پای قلعه شدند و بمنجیق آتش انداختند و آن انبارها همه آتش گرفت چندین ساله که نهاده بود.
وی در ادامه این داستان افزود: آن قلعه بسوخت و افراسیاب از آنجا بجائی بگریخت و دیگر کسان بسوختند و قلعه ویران شد ، پس کیخسرو این بار بیک نیمه آن شارستان سیستان بکرد و آتشگاه کرکویه ، و آن آتش گویند آنست ، آن روشنایی که فرادید ، و گبرکان چنین گویند که آن هوش گرشاسبست.
وی در پایان گفت: "فرخت بادا روش/ خنیده گرشاسب هوش/ همی برست از جوش/ نوش کن می نوش/ دوست بدا کوش/ بافرین نهاده گوش/ همیشه نیکی کوش
دی گذشت و دوش/ شاها خدایگانا ، بافرین شاهی" سرود کرکویه می باشد.
انتهای پیام/
,
,
,
,
,
,
,
,
, کرکویه سیستان را به هرات متصل می کرده است,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, آتشکده کرکویه نزد زردتشیان بسیار مقدس بوده است,
,
,
,
,
,
,
,
, آتشکده کرکوی در گذشته معبد جای گرشاسب بوده است,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه