اصلاحطلبان و جذب آرای اقوام
اصلاح طلبان که در برهه هایی همانند حوادث 88 و 78 کارنامه خوبی در اولویت دادن به منافع ملی در مقابل منافع جناحی ندارند، بعضاً سوار بر موج چنین فضایی می شوند. حرفهای تبلیغاتی در ایام انتخابات و مخلوط کردن حرف های حق و ناحق در باب محرومیت های این مناطق، سبب می شود که آرای مردمی متوجه این جریان شود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مکریان، با توجه به انتخابات پیش رو و دورخیز جریانهای مختلف سیاسی برای کسب اکثریت آرای مردم، بررسی روشهای جذب آرا توسط طیف های سیاسی فعال در فضای انتخاباتی کشور خالی از لطف نخواهد بود. با پیروزی حسن روحانی که دم از اعتدال گرایی می زد، اصلاح طلبان شرایط را بیشتر از هر وقت دیگری برای فعالیت های انتخاباتی خود مناسب می بینند و به صورتی گسترده درمعرفی چهره های متنفذ، همچون گذشته با تکیه بر شعارها و وعده هایی که مطالبات قومی را در خود نهفته دارند در انتخابات پیشرو نیز درصدد جلب آرای مردم در مناطق قومی کشور هستند. شعارها وعده هایی که هرچند به ندرت رنگ عمل به خود دیده اند، اما هر بار سبد آرای اصلاح طلبان را خالی نگذاشته اند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مکریان,به طور مکرر ادعا میشود که اصلاحطلبان از حمایت قومیتها برخوردارند. بیان چنین ادعایی بدون آوردن شواهد و دلایل متقن بیهوده است اما نگاهی گذرا به نتایج انتخاباتهای ریاست جمهوری هفتم، هشتم، نهم و یازدهم که به ترتیب در سالهای 76، 80، 84 و 92 برگزار شدند، تا حد قابل قبولی صحت و سقم ادعای حمایت قومیتها از اصلاحطلبان را تایید میکند.
,آمار وزارت کشور از توزیع آرای مردم در انتخابات ریاست جمهوری 92 نشان میدهد «حسن روحانی»، کاندیدایی که پس از انصراف عارف مورد قبول اصلاح طلبان قرار گرفت، در این انتخابات اکثریت قاطع آراء را در استانهای کردستان، سیستان و بلوچستان، آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی، اردبیل، زنجان، کرمانشاه، ایلام، لرستان و گیلان کسب کرده بود.
,این استانها به همراه دو استان خوزستان و کهگیلویه و بویراحمد به طور معمول در رده استانهایی دستهبندی میشوند که گرایشهای قومی و نژادی در آنها قویتر است.
,بررسی وضعیت آرای مردم در دور اول انتخابات ریاست جمهوری 84 نیز دادههای قابل توجهی را در اختیار قرار میدهد، از آن جهت که اکثریت قاطع آراء در تمام استانهای بالاتر یاد شده در آن انتخابات به چهار نامزد مورد حمایت اصلاح طلبان یعنی «اکبر هاشمی رفسنجانی»، «مهدی کروبی»، «مصطفی معین» و «محسن مهرعلیزاده» اختصاص گرفته بود.
,حمایت اصلاحطلبان از آموزش زبان مادری در مدارس
,اگر از انتخابات ریاست جمهوری 88 چشم پوشی کنیم، در دو انتخابات ریاست جمهوری 76 و 80 نیز این نتایج تکرار شدند. تکرار پیاپی چنین مدلی از نتایج، دست کم از این حقیقت پرده بر میدارد که مردم ایران در استانهایی با گرایش قومی و نژادی قویتر به اصلاحطلبان بیش از اصولگرایان اعتماد دارند.
,این اعتماد به طور طبیعی از تفاوت برخورد دو جناح سیاسی رقیب با مطالبات قومیتی نشات میگیرد. در حکم نمونه، آموزش زبان مادری در مدارس از دیرباز یکی از مهمترین مطالبات اقوام تُرک، لُر، کُرد، بلوچ و... بوده است. اصلاح طلبان در اکثراً در ایام انتخابات، وعده تحقق این مطالبه را داده اند، هرچند که در پایبندی آنان به پیگیری این وعده ها تردید جدی وجود دارد و عملا وعده ها توخالی از آب درآمده اند. حسن روحانی نیز پیش از انتخابات ریاست جمهوری وعده داده بود براساس اصول 15 و 19 قانون اساسی، زمینه تدریس زبان مادری را در مدارس و دانشگاهها فراهم کند. وعده ای که بعد از دوسال صرفا به تدریس زبان کُردی در دانشگاه کُردستان محدود شده است، موضوعی که به هیچ عنوان تازگی ندارد زیرا در دولت سابق تدریس زبان مادری در دانشگاهها به عنوان دو واحد اختیاری استارت خورده بود.
,اصل 15 قانون اساسی میگوید: «زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است». اصل 19 این قانون نیز میگوید «مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود.»
,این وعده در شرایطی طرح شده بود که هر 6 نامزدی که نسبت بیشتری با جریان اصولگرایی داشتند، درباره آموزش زبان مادری سکوت کرده بودند. عملی شدن تدریس زبان مادری در مدارس در پاییز 92 با ورود «علی یونسی»، دستیار ویژه رییس جمهوری در امور اقوام و اقلیتها به این مقوله کلید خورد، زمانی که او اعلام کرد «تدریس زبان مادری از جمله برنامههای آموزش و پرورش است و در حال انجام تحقیقات بر روی آن هستیم.»
,اما فرهنگستان زبان و ادب فارسی چندی بعد با تدریس زبان مادری در مدارس مخالفت نمود و اعلام کرد: «آموزش زبانهای مادری در استانها بوی توطئه میدهد». حدادعادل به دولت هشدار داد که از منافع ملی در جهت بازی های جناحی خرج نکند و افزود: «مواظب باشیم که مبادا از کیسه سرمایههای ملیمان همچون زبان فارسی برای پیروزی های موقت و بی حاصل جناحی خرج کنیم». بعد از این ماجرا انتشار یک کتابچه ضمیمه برای کتاب ادبیات مقطع اول متوسطه در شهرستان سقز واقع در استان کُردستان، اظهارات متفاوت شخصیت های مختلف سیاسی از طیف های گوناگون بر سرچگونگی و باید ها و نبایدهای آموزش زبان محلی در مدارس را در پی داشت.
,فقر و محرومیت؛ چهره غالب استانهای دور از پایتخت
,توزیع ناعادلانه ثروت در ایران فقر را به چهره غالب بسیاری از استانهای دور از پایتخت و قوم نشین تبدیل کرده است، بنابراین مطالبات اصلی اقوام از حکومت یا دولت در مفهوم عامش برخلاف تصور رایج به تدریس زبان مادری و نمونههایی از این دست خلاصه نمیشود. آنچه بیش از هر چیز گروههای مختلف قومی را به اصلاحطلبان متمایل میکند، محرومیت شدیدی است که بر بسیاری از استانهای دور از مرکز سایه انداخته است. اصلاحطلبان در تفاوتی آشکار با جناح رقیب حداقل در فواصل انتخاباتی به این محرومیت توجه بیشتری نشان میدهند. هرچند که اصلاح طلبان در زمان تصدی گری دولت و مجلس نیز اقدام ویژه ای برای زدودن چهره فقر انجام نداده اند اما حداقل در زمان رقابت انتخاباتی زبانی رساتر و تیزتر در حمایت از اقلیت ها دارند.
,براساس گزارشهای مرکز آمار ایران، آمار بیکاری در استانهایی با گرایش غالب قومیتی نسبت به استانهای مرکزنشین بالاتر است. براساس آخرین گزارش، استانهای ایلام، کرمانشاه، لرستان، گیلان و کهگیلویه و بویراحمد با بالاترین نرخ بیکاری مواجههاند. نرخ بیکاری بالاتر یعنی فقر بیشتر. این گزارش به زبان ریاضی به ما میگوید، فقر در این 5 استان فراگیرتر است، حتی اگر از چند برابر بودن ارقام آمارهای غیر رسمی درباره نرخ بیکاری در قیاس با آمارهای رسمی صرف نظر کنیم.
,از سویی انبوه ارتش بیکاران در این استانها معیشت کارگران و کارمندان را به شدت تحت تاثیر قرار داده، به این دلیل ساده که تعادل عرضه و تقاضای نیروی کار در بازار کار را بر هم زده است. وجود این ارقام در ایام انتخابات می تواند رای را به سمت کسی سوق دهد که بیشتر به این گونه مطالبات بپردازد. در واقع حرفهای اپوزوسیون گونه علیه دولت حاکم در این استان ها خریدار بیشتری دارد. حتی نگاهی به آرای محمود احمدی نژاد، که منتقد سرسخت دولت کارگزاران و سازندگی بود، موجب شد که آرای اقلیت ها در انتخابات ها به سمت وی روانه شود. پیروز انتخابات 76 نیز به علت اینکه منتقد جدی عملکرد دوران سازندگی بود، توانست آرای این مناطق را متوجه خود کند. انتخابات 92 نیز روحانی با سوار شدن بر موج اعتراض و انتقاد به دولت وقت، توانست آرای این مناطق در سبد رای خود بریزد.
,سایه تهدید همبستگی ملی
,تداوم این وضعیت به خودی خود فضایی خاص را در این استانها به وجود آورده است. وقایع تروریستی دو سال گذشته در سیستان و بلوچستان، حوادث پس از بازی تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز در روز آخر لیگ برتر، به آتش کشیدن یک هتل در مهاباد در ماههای گذشته و افزودن هیزم آتش از سوی رسانه های معاند نظام و نمونههای مشابه به خوبی این فضا را ترسیم میکنند، فضایی که همبستگی ملی را به طور جدی نشانه گرفته است. سو استفاده برخی عناصر، دخالت های آشکار بیگانگان در کوچکترین حوادث که پای قومیت ها به میان می آید، همه نشانگر حساسیت های ویژه این مناطق است.
,اصلاح طلبان که در برهه هایی همانند حوادث 88 و 78 کارنامه خوبی در اولویت دادن به منافع ملی در مقابل منافع جناحی ندارند، بعضاً سوار بر موج چنین فضایی می شوند. حرفهای تبلیغاتی در ایام انتخابات و مخلوط کردن حرف های حق و ناحق در باب محرومیت های این مناطق، سبب می شود که آرای مردمی متوجه این جریان شود.
,انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه