گفتاری از دکتر سیدعلی موسوی نژاد

مقدمه ای بر فرقه شناسی شیعیان جهان

مقدمه ای بر فرقه شناسی شیعیان جهان
اجمالاً عرض می کنیم که ما دانشی در علم و تمدن اسلامی داریم، به نام دانش فرقه شناسی و علم ملل و نحل، که البته نام آن تغییر کرده و در ابتدا به آن دانش مقالات گفته می شده است. به عنوان مثال مقالات ابوالقاسم بلخی، مقالات اشعری، الفرق و المقالات سهل بن عبدالله اشعری و...
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صاحب نیوز، متن زیر گفتاری از دکتر سید علی موسوی نژاد عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب قم است که توسط سرویس دین و اندیشه صاحب نیوز پیاده سازی شده است. این سخنرانی در اصل جلسه آغازین دوره تخصصی فرقه شناسی شیعه است که در ۱۴ جلسه ارائه شده است. متن کامل این دوره تخصصی به زودی در سایت «موسسه احیاء تفکر شیعی» اصفهان ارائه خواهد شد.

, شبکه اطلاع رسانی دانا, صاحب نیوز, دکتر سید علی موسوی نژاد , صاحب نیوز, اصفهان,

 ***

,

بسم الله الرحن الرحیم. الحمد لله الرحمن الرحیم؛ و الصلوة و السلام علی سید الأنبیاء و المرسلین ابا القاسم المصطفی محمد و آله الطبین الطاهرین.

,

درسی که شروع کردیم به عنوان درس فرق تشیع است؛ رسالت اصلی این درس مروری بر فرقه ها و انشعابات شیعه و منتسب به شیعه هست.

,

ابتدا یک نمای کلی از مباحث خدمت دوستان عرض می کنم؛ طبعاً اولین بخش از این چند محوری که در این جلسات می خواهیم صحبت کنیم مقدمات و کلیاتی است که بعد از طرح کلیات درس وارد آن می شویم؛ لذا اولین بحث کلیات و مقدمات است، و بعد از آن وارد آن حاق مبحث می شویم.

,

فرق شیعه

, فرق شیعه, فرق شیعه,

اما آن طرح درسی که تا آخر ترم می تواند یک نمای کلی را مشخص کند، من اینطوری پیش بینی کرده ام؛ اولین بحث کلیات و مقدمات است؛ در کلیات اشاره ای به دسته بندی های که در تاریخ اسلامی و به خصوص در تاریخ شیعه پیش آمده، دلائل آن و منابع مطالعاتی را إن شاء الله معرفی می کنیم.

,

بحث دوم بعد از کلیات؛ گرایش های نخستین شیعه است؛ گرایش هایی داریم که گرایش های اولیه است، خیلی از این گرایشات صرفا گزارش هایی است که در کتب ملل و نحل آمده، ما از این ها وجود خارجی سراغ نداریم؛ حتی اصلا در اصل بعضی از این گزارش ها می شود تشکیک کرد که آیا چنین چیزی بوده یا نه؟!

,

مثل داستان عبدالله بن سبأ و یک فرقه ای بنام سبأیّه که در کتب ملل و نحل فراوان از آن ها یاد شده است.

,

این یک بحثی هست که شاید لازم باشد در خصوص آن یک جلسه ای صحبت کنیم. و البته اگر فشرده تر کنیم شاید فرقه ای از فرق شیعه که فرقه ای مهم هم بوده به نام کیسانیه، آن را بشود در داخل هیمن فرق نخستین به اصطلاح در موردش صحبت کنیم.

,

بحث زیدیه؛ به عنوان یکی از فرق تشیع موجود در زمان ما، می تواند بحث حائز اهمیّتی باشد؛ تأثیر و تأثراتی زیدیه با امامیّه در طول تاریخ دارند، از حیث کلامی و تاریخی و اجتماعی، تاریخ ها، قیام ها و وضعیّت فعلیشان در کشور یمن، که تنها مرکز زیدیه ای است که باقی مانده است.

,

بحث بعدی که همپای بحث زیدیه است، بحث فرقه ی اسماعیلیه از شیعه است، که به عنوان دیگر شاخه ی شیعه در کنار امامیه و زیدیه در زمان ما هستند.

,

بحث اسماعیلیه هم از اهمیت برخوردار است چون ما در ایران هم اسماعیلیه داریم، اطرافمان اسماعیلیه است در کشورهای مجاور و کلا در سطح جهانی هم تأثیر گذارند.

,

چند جلسه هم در خصوص فرقه هایی از شیعه بحث می شود که جزء فرقه های نخستین هم نیستند، ولی از بین رفته اند، مثل فتحیّه، واقفیّه، که در رجال خیلی از آنها فتحی و واقفی هستند.

,

و در پایان چند جلسه ای هم اختصاص داده می شود به فرقه هایی که منتسب به شیعه هستند، ولی در اصل اگر گزارش به اصطلاح واقع بینانه ای از اینها بخواهیم ارائه بدهیم، قطعاً اینها داخل در تشیع نیستند.

,

آن چیزی که ما در ایران به نام علی اللهی می شناسیم، که شاخه های کرد دارند، ترک دارند، عرب دارند؛ اهل حق، علویان، نصیریه در سوریه، شاید یکی دو جلسه هم برای شیخیه، بابیه و بهائیت اختصاص داده شود. البته برای تبیین کامل این موضوعات به فرصت های خیلی بیشتر از این نیاز است.

,

اما از باب کلیّات و مقدمات؛ که اولین بحث ماست:

,

طبعاً ما باید از همان ابتدا در مورد مفاهیم صحبت کنیم، وقتی ما می گوئیم، فرق تشیع، باید دید این واژه فرق، اصلا چی هست؟ آیا علم خاصی متکفل این فرق بوده و هست؟ و اگر علمی هست، میان شاخه هست یا استقلال دارد؟ در طول تاریخ چه سرنوشتی داشته تا زمان ما؟

,

در این خصوص مطالب زیادی وجود دارد که شما را به آن منابع ارجاع می دهم.

,

اجمالاً عرض می کنم که ما دانشی در علم و تمدن اسلامی داریم، به نام دانش فرقه شناسی و علم ملل و نحل، که البته نام آن تغییر کرده در ابتدا به این دانش دانش مقالات گفته می شده، المقالات ها می نوشتند از بزرگان اسلام، به عنوان مثال مقالات ابوالقاسم بلخی، مقالات اشعری، الفرق و المقالات سهل بن عبدالله اشعری و …

,

ببینید اسم مقالات که نام علمی هم بوده است، بر روی مجموعه تألیفاتی هم که در این زمینه بوده آمده است.

,

ولی بعداً این اصطلاح دچار تغییر و تحولاتی نیز شده است. چرا به این تألیفات مقالات گفته می شده؟ یعنی آن چیزی که گفتمان ها را بررسی می کرده است. طبیعی است که صحیح می باشد، و اطلاق مقالات بر فرقه ها صحیح می باشد. و این اصطلاح کمی بی طرفانه است، و کم کم تعصاب بیشتر شد و اسم آن را علم الفرق گذاشتند.

,

چون فرقه در آن یک نوع قضاوت هم هست، یعنی دسته ای که خودش را جدا کرده، و طبیعی است کسی که خود را بر حق می دانست، دیگران را انشعاب می داند و خودش را اصل.

,

و بیشتر این اصطلاح فرق به دلیل شیوع حدیث نبوی است که ستفترق امتی …

,

این اصطلاح بیشتر از آن گرفته شده، و آنجه هم وجود دارد که همه هالک هستند جز یکی، یعنی هر کس می خواست این حدیث را تطبیق بکند بر خودش، خودش را فرقه ناجیه و دیگران را فرقه هالکه می دانست.

,

اتفاقی که در این مرحله می افتد، یعنی وقتی ما از مقالات و علم فرق  صحبت می کنیم، بیشتر در قرن ۴ به بعد، این می شود که این حدیث را می خواهد تطبیق عملی کنند؛ یعنی احتمالا اگر کم می آوردند در تعداد فرق در همان زمان آن را تکثیر می کردند.

,

یکی از بلاهایی که ما در مراجعه به آن مبتلا هستیم، همین است، یعنی ما می بینیم که فرق تکثیر شده است، ما در بحث هایمان که می خواهیم فرق شیعه را نام ببریم، می بینیم که به کرات فرقه سازی شده است. چرا این کار شده است؟ مثلا می گویند شیعیان اولیه ۱۰ قسم بوده اند. صحابیه، قرابیه، سبأییّه، کاملیّه و … به نظر می رسد تلاش داشته اند آن تعداد فرقه ای که در حدیث افتراق (حدیث قبل) آن را درست کنند، همه ی آنها را هالک بدانند إلا آن فرقه خودشان.

,

پس اصطلاح دوم پس از اصطلاح مقالات، اصطلاح «فرق» خیلی شایع شده و کتاب هایی به این نام داریم.

,

مثلاً فرق الشیعه، المقالات و الفرق از این گرفته شده، ولی نهایتاً آن اصطلاحی که جا افتاد برای مطالعه گرایش های مختلف اعتقادی و دسته بندی های عقیدتی کلامی در بین مسلمانان، بیشتراز همه همین اصطلاح الملل و النحل است، که شهرستانی در قرن ۶ کتاب مشهوری نوشته است، ابن حزم قبل از او کتابی نوشته به نام الفصل فی اقوال البدع و النحل، که به کتاب الفصل هم مشهور است.

,

در کتاب های الملل و النحل علاوه بر فرقه های اسلامی احیاناً به ادیان دیگر نیز توجه می شده است، مثل کتاب الملل و النحل شهرستانی. بنابر این ما یک سری تطور داریم در یک علم میان رشته ای.

,

چرا علم فرقه شناسی یک علم میان رشته ای است؟

,

چون از یک طرف علم کلام است، که در آن مسلمانان به دفاع از اعتقادات خود می پردازند، در علم کلام اعتقادات دیگران را مطرح می کنیم، ولی برای رد کردن آن و اثبات عقیده خود.

,

از طرف دیگر ما علم تاریخ را داریم، در علم تاریخ، ما سرگذشت گذشتگان، اعم از زندگی، اعتقادات، و آداب رسومی که داشته اند را مطالعه می کنیم.

,

در این میان اگر تاریخ اعتقادات مسلمانان را به صورت خاص مطالعه کنیم این می شود یک علم میان رشته ای.

,

لذا از یک طرف می شود گفت زیر شاخه علم تاریخ است، و از طرف دیگر می توان گفت زیر شاخه و مرتبط با علم کلام است.

,

ولی در این میان یک حیثیت مستقلی هم پیدا کرده، علم الملل و النحل. البته شاید بتوان گفت: استقلال آن هم به اندازه ی یک علم نیست.

,

لذا در معرفی منابع، بی نیاز از مراجعه به کتب تاریخی نخواهیم بود، تاریخ طبری در این زمینه بسیار مهم است، تاریخ مسعودی، تاریخ یعقوبی، تاریخ ابن اثیر، اینها کمک رسان برای شناخت همین فرقه ها هستند.

,

لذا لزوماً برای شناخت فرقه زیدیه لازم نیست ملل و نحل شهرستانی را خواند، یا فرق الشیعه نوبختی را؛ آنها منابع اولیه و مرتبط به طور مستقیم هستند، و منابع تاریخی منابع مرتبطی هستند که لا یستغنی عنها…. یعنی نمی توان از آنها بی نیاز بود.

,

از آن طرف منابع کلامی هم همین طور یعنی می توان تفکرات و اعتقادات فرقه ها را در آنها جستجو کرد، حتی می توان اطلاعاتی را به دست آورد که در کتب ملل و نحل به آن اشاره ای نشده است.

,

اما توضیح دوم اینکه:

,

اصلاً چرا این اختلافات به وجود آمده است؟ و این شلوغی از باب چیست؟ و این نکته نیز از مباحثی است که در باب کلیات نیاز هست به آن پرداخته شود.

,

در ابتدا تذکری لازم است و آن این که:

,

این فرقه فرقه شدن، در تمام ادیان و مذاهب رخ داده است. هم در یهود و مسیحیت، و هم در اهل سنت و شیعه.

,

نکته دیگر اینکه: طریق حق و «صراط مستقیم» واضح، آشکار و روشن است، شلوغی طرق باعث گم شدن آن صراط مستقیم نمی شود، و نباید بشود. و انسان باید با مطالعه، اعتقادات صحیح را یافته و آن را تقویت کند.

,

عوامل کلی اختلافات که در فکر و اعتقاد انسان ها تأثیر می گذارد، متعدد می باشد که به برخی از آنها اشاره می شود، و نیازی هم به بیان نیست و فقط یادآوری است برای تأمل بیشتر.

,

اختلاف گاهی به تفاوت ادراک بر می گردد. انسان ها همه در یک سطح از ادراک نیستند، این قضیه در افراد یک خانواده هم نمایان است. یکی با استعداتر و دیگری حافظه قوی تر. این تفاوت ادراکات در اسلام نیز نمایان است.

,

تمایلات شخصی و سلیقه ها هم عامل دیگری است، یکی تند یکی نرم و یکی عصبانی و دیگری آرام. در قرآن هم به همین موضوع اشاره شده است که ما شما را شعبه شعبه آفریدیم. «لو جلعنا امة واحدة …»

,

بحث دیگر، پیچیدگی برخی موضعات است، با فرض اینکه ادراکات هم همسان باشد گاهی یک موضوع پیچیده ای است که در نحوه ی مواجهه ما با آن حقیقت پیچیده بزرگ تأثیر می گذارد. مثل داستان فیلی که مولوی بیان می کند، که هر کسی در شب می خواست آن را ترسیم کند، هر کس قسمتی از آن فیل را لمس می کرد و ترسیمی از آن داشت. یکی دست به پاهای فیل می زد و می گفت ستون است و …

,

در تفکرات بشری هم چنین چیزی هست. در مواجهه با یک مسئله پیچیده هر کسی از زاویه ای با آن برخورد می کند.

,

نکته ی دیگر هم همان هواها و هوس ها و جاه طلبی ها، عاملی که همه با آن آشنا هستند. حال این را می توان گفت پیروی از گذشتگان، چیزی که در همه انسان ها وجود دارد در یهود در مسیحیت و … . تأثیر از اطراف و اطرافیان. اینها می توانند در بین انسان ها اختلاف ایجاد کنند.

,

حق روشن است، ولی گاهی جاه طلبی آن را منکر شده و عامل انحراف دیگران را فراهم می کند.

,

اگر این موارد را در تاریخ اسلام بخواهیم پیاده کنیم می بینیم که کاملاً دارای مصداق است. یعنی می بینیم که تفاوت در ادراکات بوده، و نمی توان همه را متهم به بدجنسی و پایمال کردن حق دانست. برخی واقعا درک درستی نداشتند، مفاهیم، مفاهیم عالی و پیچیده ای بوده است.

,

بحث پیروی از گذشتگان و تأثیر از محیط و اطرافیان به خصوص در اسلام بسیار مشهود است. یکی از مهترین عوامل اختلافات این بوده که فرد تابع قبیله بوده است.

,

لذا می توان درک کرد که چه شد که بعد از واقعه غدیر با این همه تأکیدات نتیجه چنین شد. می توان فهمید که چرا زحمات حضرت زهرا (س) وقتی تک تک در خانه ها را می زد افاده ای نداشت. چون سران به سویی رفته بودند و از طرف خود دیگر اختیاری نداشتند.

,

پیچیدگی موضوعات هم بسیار مهم بود، مثلا بحث جبر و اختیار، که یک عده ای جبرگرا شدند و عده ای اختیارگرا، البته این بحث توسط معصومین (ع) به وضوح تبیین شده است. لذا می بینیم که پایه اختلافات بر روی همین مباحث است. تصویر ذات الهی، صفات الهی و … خوب مسئله ای ساده نیست و …

,

هواها و هوس ها، یک عده ای به دلیل ریاست طلبی، عده ای به دلیل منافع و … مسلمانان را به این طرف و آن طرف می کشاندند.

,

البته باید توجه داشت قبل از هوا و هوس، موضوعات و عوامل دیگری را نیز باید بررسی کرد، از قبیل عوامل اجتماعی؛ یا مثلا اسرائیلیات، قصاصین (قصه سرایان) که می خواستند تبیین ساده از اسلام داشته باشند، جلوگیری از تدوین حدیث، و …

,

اما بیشترین و محوری ترین بحث در اختلافات اسلامی بر سر مسئله امامت است … ما سلف فی الامامة…

,

در اسلام که محور همین است، در فرقه های شیعه هم محور اختلافات مفهوم و مصداق امامت است، امامت یعنی چه؟ و مصداق امام چه کسی است؟

,

حال چرا اختلاف شده، علاوه بر موارد بیان شده، مثل هوا و هوس و … یک سری عوامل خصوصی هم برای شیعه وجود دارد، مانند بحث تقیه. وقتی محیط محیط تقیه است نمی توان معارف شیعه و مفهوم امامت و تعیین مصداق آن انجام پذیرد.

,

مخصوصا وقتی جغرافیای شیعه را که در نظر می گیریم می بینیم که در مقطعی امامان شیعه در مدینه مستقر بوده اند، و مرکز تشیع در عراق بوده است. اگر کسی سؤالی داشت در بهترین حالت باید سوار بر مرکبی راه چند روزه و چند هفته ای را می پیمود تا به امام رسیده و از آن پاسخ را دریافت کند.

,

خیلی از این فرقه سازی ها در کوفه انجام شده، یعنی در جایی دورتر از حضور امام معصوم (ع). شرایط هم شرایط تقیه است. مثلا گاهی امام از یاران درخواست داشتند که نام آنها را به عنوان امام نبرند. و در روایات داریم که معصومین (ع) از یاران درخواست عدم افشای اسرار آنها را داشتند، که در بسیاری موارد همان مسئله امامت آنهاست. یعنی شرایط به گونه ای بوده که حتی معرفی امام زمان دوران خود، افشای سر می شده است. امام به گردن مبارکشان اشاره می کردند، یعنی افشا مساوی است با قتل امام.

,

خوب در چنین فضایی زمینه بسیار آماده است که عده ای بگویند که بعد از امام صادق (ع) به سراغ محمد بن اسماعیل می رویم، یا محمد بن جعفر.

,

عامل دوم در تشیع  که بر مبنای ولایت و محبت و اعتقاد به ائمه (ع) به عنوان حجج الهی هستند، افراط و تفریط است در این اعتقادات. این افراط و تفریط ها گاهی ضمیمه به یک رقابت درونی می شده و عامل اختلاف.

,

اما بحث دیگری که باید در بحث کلیات و مقدمات به آن اشاره شود، مبحث منابع است:

,

یک دسته بندی از منابع را بیان خواهیم کرد، اما باید توجه داشت که اینها منابع اصلی و مستقیم است، و ما را از منابع تاریخی و حدیثی، رجال و… بی نیاز نمی کنند.

,

این منابع را می توان با ملاک های مختلفی تقسیم کرد. مثلا از نظر زمانی، یعنی ببینیم قدیمی ترین منابع کدام هستند تا زمان کنونی.

,

تقسیم دیگری که می توان داشت بر اساس مذهب نویسندگان خواهد بود. مثلا ملل و نحلی که شیعیان نوشته اند و آنهایی که اهل سنت نوشته اند و آنهایی که اسماعیلیان نوشته اند و آنهایی که زیدیان نوشته اند.

,

می توان منابع را تقسیم کرد، به منابعی که هم فرق و مذاهب پرداخته اند و هم به ادیان، و منابعی که فقط به فرق اسلامی پرداخته اند، یا منابعی که فقط به فرق شیعه پرداخته اند.

,

این منابع از نظر زمانی و زبانی؛ ابتدا منابع عربی و سپس منابع فارسی را می توان چنین بیان کرد.

,

قدیمی ترین منایع که ما در دست داریم مربوط به قرن سوم ه. ق است. یعنی دوران بعد از امامت امام رضا (ع) و امام جواد (ع). به عنوان مثال ابوعیسی وَرّاق (شیعه)، ابوالقاسم بلخی (معتزلی)، زرقان بن موسی (شیعه). هر سه این اشخاص کتاب هایی داشتند به نام المقالات.

,

اصل این کتاب ها به دست ما نرسیده است، ولی چرا اسم آنها برده می شود، چون از این کتاب ها نقل قول هایی در کتاب های بعدی آمده است.

,

غیر از این منابع، منابعی داریم که مربوط می شود به اوائل قرن چهارم، که اصل این منابع به دست ما رسیده است. مشهورترین این منابع کهن فرق الشیعة حسن بن موسی نوبختی (فرق الشیعة نوبختی) است. خاندان نوبختی خاندان شیعه مشهوری در بغداد بوده اند.

,

ایشان تقسیمات شیعه را به خصوص بعد از وفات هر امام بیان می کند. در خصوص کیسانیه و زیدیه و اسماعیلیه هم مطالب خوبی دارد.

,

حسن بن موسی نوبختی درحدود سال ۳۰۰ – ۳۰۱ ه ق از دنیا رفته است.

,

کتاب دوم از این کتاب، المقالات و الفرق سعد بن عبدالله اشعری قمی، که شیعی امامی است. و فقط فرق های شیعه را بیان می کند. البته این دو کتاب بسیار به هم نزدیک است و گاهی عین هم هستند که بحث هایی هم در خصوص یکی بودن یا نبودن آن دو مطرح شده است، و مقاله ای مستقل هم در این خصوص نگاشته شده است.

,

کتاب دیگر، که مربوط به اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم است، کتابی است به نام، مسائل الامامة. یعنی در این کتاب مسائل مختلف اعتقادی را با محوریت امامت مطرح می کند.

,

مؤلفی که این کتاب به آن نسبت داده شده است، فردی است به نام عبدالله بن محمد، مشهور به ناشی اکبر، که فردی معتزلی است. متوفی دهه ی آخر قرن سوم، ۲۹۳- ۲۹۴٫ ولی در نسبت این کتاب به این مؤلف تردیدهایی وجود دارد. که آیا این کتاب از این مولف است یا از یک مؤلف دیگری از همان زمان. یعنی از لحاظ قدمت شکی در آن نیست.

,

در قرن چهارم هم سه کتاب وجود دارد. یکی کتاب الزینة است، از ابوحاتم رازی. اسم کامل کتاب الزینه فی الکلمات الاسلامیة است. فردی از شهر ری متوفی ۳۲۲٫ ابوحاتم رازی قطعا اسماعیلی مذهب است. کتاب مستقیماً مربوط به ملل و نحل نیست، ولی بخشی از آن مربوط به ملل و نحل است. زیرا همان طور که از اسم این کتاب مشخص است کتابی است در باب واژه های اسلامی، واژگانی که در دیانت اسلام به کار رفته است.

,

بخش زیادی از این واژگان، واژگان فرق و مذاهبی هستند، مثل الجبریة، القدریّة، المرجعة، الزیدیّة، اینها واژگانی است که در فرهنگ اسلامی به وجود آمده است. ابوحاتم برای توضیح این واژگان به این فرقه ها پرداخته است.

,

این بخش از کتاب در قم با نام گرایش ها و مذاهب اسلامی به چاپ رسیده است.

,

کتاب دوم قرن چهارم کتاب مقالات الاسلامیة و اختلاف المصلین است از ابوالحسن اشعری (علی بن اسماعیل اشعری) متوفی سال ۳۳۰ ه ق است.

,

این کتاب دارای اهمیّت ویژه ای نزد اهل سنت می باشد و در بحث فرق به این کتاب استناد زیادی دارند.

,

کتاب دیگر به نام التنبیه و الرّد علی اهل الاهواء و البدع از ملطی شافعی متوفی ۳۷۷ ه ق.

,

تقریباً از اسم کتاب ها هم می توان جهت گیری های تعصب آمیز را مشاهده کرد.

,

در قرن پنجم هم چند تألیف وجود دارد. یکی از مشهورترین تألیفات کتابی است از عبدالقاهر اسفراینی بغدادی (از اهل سنت)، معاصر شیخ مفید، که با ایشان هم بحث هایی داشته است. نام کتاب الفَرق بین الفِرَق و بیان فرقة الناجیة منهم. که باز از اسم کتاب جهت گیری نویسنده آن روشن می شود.

,

کتاب بعدی که در همین سیاق است، التبصیر فی الدین و تمییز فرق الناجیة من الفرق الهالکین از ابو المظفر اسفراینی.

,

و دیگر کتاب ابن هزم اندلسی است به نام الفِصَل فی الملل و الاحوال و النّحل.

,

در قرن ششم هم تألیفاتی است که از مهترین آنها:

,

الملل و النحل شهرستانی (محمد بن عبد الکریم شهرستانی) است، متوفی ۵۴۸ ه ق.

,

از قرن ششم به بعد که دوران افول تمدن اسلام بوده است، نوشتن چنین کتاب هایی هم افول پیدا می کند، تا زمان های معاصر که دوباره دوران شکوفایی اسلامی است.

,

مثل مذاهب الاسلامیة عبدالرحمن بدوی، نشأة فکر الاسلامیة از سامی نشّار، تا دوران انقلاب اسلامی ایران، مثل کتاب آیت الله سبحانی، به نام بحوث فی الملل و النحل در ۸ جلد، که مفصلا به فرقه ها پرداخته شده.

,

معمولا کتاب هایی که در این زمینه است، به فارسی ترجمه شده است ولی یک نرم افزار جامعی در این خصوص را نداریم.

,

خوب جلسه اول را به همین مقدار اکتفا می کنیم.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه