نفوذ در انتخابات /

هر چیزی که در جستن آنی،آنی...!

هر چیزی که در جستن آنی،آنی...!
اتفاقی که در پروژه نفوذ رقم میخورد در نگاه کلان به این صورت است که ، نفوذ شونده بعد از چندی هدف و آرمان نفوذ کننده را فریاد می‏زند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از دانشجویان بیدار ، 1-در زمانی که دیگر جنگ گرم و جنگ سخت تهدیدی محسوب نشود یا به عبارت بهتر کاربردی نداشته باشد، جنگ سرد و جنگ نرم با چارچوب و ادبیات خاص خود وارد صحنه میشود و مفهوم خاصی از کشورگشایی و نظام و ساختار دیکتاتوری و امپراطوری را پدید می ‏آورد. عرصه جنگ نرم بر پایه نفوذ بنا می‏شود، نفوذی که تمام عرصه های حیات اجتماعی بشر را مورد هجوم قرار می‏دهد. رکن اساسی نفوذ، تغییر منِ درون و ثابت نگاه داشتن منِ بیرون است، باطن تغییر میکند و ظاهر ثابت می‏ماند. اتفاقی که در پروژه نفوذ رقم میخورد در نگاه کلان به این صورت است که ، نفوذ شونده بعد از چندی هدف و آرمان نفوذ کننده را فریاد می‏زند. آنچه در نفوذ رقم میخورد، تغییر نظام اندیشه و تفکر است، امکان ندارد ذهن بر روی هدف و مسئله‏ ای متمرکز شود ولی عملکرد به آن سمت جهت پیدا نکند. در جنگ نرم بینِ تمدن غرب و تمدن اسلام، محل نزاع یک چیز است و آن هدف و مسیر سعادت انسان است، غرب سعادت را در اهداف دنیایی دنبال میکند و با تئوری پردازی در عرصه های فرهنگ و سیاست و اقتصاد که محور این تمدن است، مسیر سعادت را به ظن خودش، هموار میکند. مسیری که بر پایه تجربه بشر در حیات اجتماعی، ترسیم می‏شود. اما تمدن اسلام بر قوانین الهی تکیه زده است و دنیا را ابزاری برای رسیدن به سعادت و آرمان معنا میکند، نه آنکه آن را اصل قرار بدهد و به طبع ساختار های اجتماعی جامعه را نیز بر اساس همین قوانین اداره خواهد کرد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دانشجویان بیدار ،,

2-   جامعه غربی به دنبال این است که در تمدن اسلامی، تفسیری از محور گفتمانی این تمدن ارائه دهد که در تعارض با فرهنگ واحد جهانی و نظم نوین جهانی نباشد. قرائتی از اسلام به صحنه وارد شود که مترداف و همراه با آرمان غرب باشد. همچون کشور مالزی و ترکیه که به اسلام مد نظر جامعه غربی یعنی اسلام سازشکار تن داده و کشور عربستان که با اسلام خشن و سلفی در پی نزدیک شدن به تمدن غرب است. اگر اسم این تغییر را نفوذ نگذاریم چه بنامیم ؟! در برهه حاضر پیاده نظام آمریکا در منطقه، ترکیه و عربستان است که به دنبال پیاده کردن اهداف تمدن غرب هستند. در واقع تفکر و اندیشه دولتمردان این دو کشور با ظاهر اسلامی به نحوی جهت یافته که منافع غرب را نتیجه میدهد و این یعنی همراه شدن با نظم و هدف جامعه جهانی به سردمداری آمریکا. تمام اهداف و منافع جامعه غربی در یک ی چیز خلاصه میشود، محور و مرکز یک گفتمان و یک عرصه و آن اقتصاد و نظام سرمایه داری و نظام کاپیتالیسم است، نظامی و مکتبی که سایر عرصه ها را ابزاری قرار میدهد برای انباشت ثروت و سرمایه، برای تولید ثروت حاضر است هر کاری بکند و در پروژه نفوذ به دنبال این است که در جوامع، رشد و توسعه اقتصادی را اصل و محور همه چیز قرار دهد و توسعه را بر این مبنا تعریف کند. تمدن غرب در ابتدا جوامع را در نظر اقتصادی فلج کرده و همزمان با القا تفکر عدم اتکا به توان داخلی، در صدد بزک کردن چهره خود برمی‏ آید و خود را به صورت قهرمان و فرشته نجات نشان میدهد. در واقع در این مسئله، زمین بازی و نتیجه بازی را تمدن غرب رقم میزند. درتاریخ ایران و در دولت قاجار، بودند افرادی که به ساختار و نظام فکری لیبرالی غرب دلباخته و مبهوت این فرهنگ شده بودند و با عدم اعتماد به درون  و توان داخلی، جامعه را به سمت اهداف غرب سوق می‏دانند، نمونه بارز این افراد میراز ملکم خان ناظم الدوله است که در رساله دفتر قانون دراین باره می‏نویسد: « ایران را به عقل نمیتوان نظم داد. عقل شما در صورتی که بیشتر از عقل افلاطون باشد، باز بدون حکم فرنگی ممکن نیست بفهمد که اداره شهری یعنی چه. خلاصه،الان چیزی که اعظم موانع ترقی ایران شده این است که وزرای ما عقل خود را بر علوم فرنگستان ترجیح می‏دهند ». همین تفکر و همین نظام فکری است که موجب اعتماد بی و چون چرا به غرب می‏شود و سبب می‏شود در آن دوران قرارداد های تجاری و اقتصادی انعقاد گردد که به جز نفوذ بیگانگان در وهله اول در عرصه اقتصاد و در گام های بعدی در سایر عرصه ها ،نتیجه ای در پی نداشته باشد. تعدادی از این قرار دادها فقط در حد اشاره، به این قرار است : 1- قرار داد لاتاری 2- قرار داد رویتر 3-قرار داد تلگراف 4- قرار داد رژی امتیاز توتون و تنباکو.

,

3-درآن زمان قاجاریان و مسئولین دولت، در نزاع و تعارض بین مدرنیته و اسلام، مدرنیته را انتخاب کردند و به سمت هدف و آرمانی که مدرنیته را بنا نهاده بود نیز حرکت کردند. جریان فکری فوق در ادوار تاریخ در قالب های مختلف جلوه کرد تا به امروز رسید و امروزه در جریان مدرنیته اسلامی این تفکر را میتوان یافت. افرادی که در این جریان در تعارضات بین اسلام و مدرنیته، مدرنیته را انتخاب میکنند، سرمنزل جریان نفوذ هستند. نقشه نفوذ  دشمن این است  که  تکنوکراتها  را  به  مسند قدرت  بنشاند  تکنوکراتها  چه  کسانی هستند؟  تکنوکرات ها خود را  واقعگرا  معرفی  می‏کنند و  ارزشها  را  فقط  در حد شعار می‏دانند. غرب  میخواهد تکنوکراتهایی که شاید  نمازشب هم  بخوانند و  شعار  به ظاهر  انقلابی  بدهند  ولی قائل  به  ارزش های دینی و  حاکمیت ارزشها  در فضای حیات اجتماعی جهان نیستند، به مسند قدرت برسند. افرادی که نظام اندیشه خود را به سمت اهداف تمدن غرب سوق دهند، خواه ناخواه عملکرد آنها نیز به آن سمت خواهد رفت و اولین اتفاقی که برای آنها خواهد افتاد این است که، منافع دنیوی و اقتصادی  را بر هرچیز احاطه میدانند و آن را اصل قرار می‏دهند تا به مقصود نایل آیند. در صورتی که اگر در این تعارضات، بر مبنا و پایه های معارف اسلام حرکت کرده و ترسیم مسیر نمایند، به انحرافات و افساد تمدن غرب دچار نخواهند شد.

,

 

,

سعید علی آبادی

,

انتهای پیام/رض

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه