یادداشت/

نامه ای سرگشاده به رییس شبکه بهداشت ودرمان میاندوآب

نامه ای سرگشاده به رییس شبکه بهداشت ودرمان میاندوآب
امیدواریم این نامه سرگشاده در حوزه سلامت خانه بهداشت یاریجان خالصه که داستان وار وتمثیل گونه است زود سرت را به درد نیاورد وتو را از خواندن آن باز ندارد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به  نقل از زرین خبر؛ امیدواریم این نامه سرگشاده در حوزه سلامت خانه بهداشت یاریجان خالصه که داستان وار وتمثیل گونه است زود سرت را به درد نیاورد وتو را از خواندن آن باز ندارد چرا که تلاش های نستوه آن اداره در استقرار خانه بهداشت هرچند موقتی با بلوک وکاه گلی در این روستا قابل ستودن است،اما چه بگویم که هوا برفی وزمستانی وسوزناک است.

, شبکه اطلاع رسانی دانا, زرین خبر,

تمام اهالی در پشت بام های خشتی گلی با پارو در حال برف روبی هستند،دراین کوچه های راه بندان که در هرلحظه آن لیزخوردن وسرخوردن وجود دارد،دیدن بهورزی که آب را با دبه...به منظور تامین آب خانه بهداشت می برد جای بسی تاسف است ودل تو را همانند دل من بدرد می آورد واشک را درچشمانم جاری می سازد.

,

حالا نگفتم که بارش باران درست قبل از آنکه به بام بهداشت رسیده باشد به داخل بهداشت می رسد ؛ زیرا به روی یخچال ومیز وصندلی چنان چک چک می کند،شاید باورتان نشود که بگویم بیرون بهداشت با درون اش هیچ فرقی ندارد.

,

اما بارش برف سنگین مرا هماننداهالی روستا به پشت بام بهداشت کشاند واز نردبان که بالا رفتم لرزش خانه بهداشت لرزه ای به جانم انداخت که این خانه موقتی در مسیر طرح هادی روستا با بلوک کاه گلی ساخته شده بود،نکند برسر ان بهورز بیچاره وارباب رجوع فرو ریزد.

,

پارو به پشت بام انداختم تا برف روبی کنم،شیارهای عمیق بام چنان مرا به گریه واداشت از تمام سرمایه داران،خیرین محترم ،پزشکان،مهندسین نقشه کشی وتمام کسانی که برای این روستای فقیر با1400انسان که جز فقر وفلاکت درچهره شان چیزی دیده نمی شود،کاری انجام ندادند.

,

جمله ای در ذهن ام نقش بست:«که این همه انسان با9شهید،یک مفقودالاثر،چهار آزاده ویک جانباز که فرزندان این روستا هستند،اهداف عالی آنها چگونه به  بند وزنجیر کشیده شده است.»

,

این فکر مرا یاد داستان مردی انداخت که پروانه را دنبال می کرد،آری گویند روزی مردی پروانه ای را دنبال می کرد تا آن را بگیرد،ان مرد آنقدر پروانه را تعقیب کرد هم خودش خسته شد وهم پروانه.تا اینکه پروانه به مخروبه ای پناه برد وبا یک بال شکسته در ناودان مخروبه پناه گرفت،مرد لجوج به خیال اینکه بال پروانه شکسته  است ودر پرتگاه ناودان نشسته وهیچ راه فراری ندارد،فوراً نردبانی آورده وبه پشت بام رفت وخواست در ناودان بنشیند وپروانه را بگیرد،غافل از اینکه سقوط یا افتادن ناودان را در نظر بگیرد،روی ناودان رفت وبه زمین سقوط کرده ودار فانی را وداع گفت،پروانه هم پرواز کرده ورفت،سرنوشت آن مرد چیزی نمانده بود برسر من تکرار شود،اما این بار نه برروی ناودان بلکه از روی بام ساختمان.

,

یادم رفت بگویم که زمین ساختمان خانه بهداشت بیش از یک دهه پیش توسط مرحوم سید بهار اسدی اهدا شده وتا به امروز بلاتکلیف می باشد،یعنی ماالان خانه بهداشت نداریم وبا توجه به شناختی که از آن اداره محترم داریم امید است در روستای یاریجان خالصه نسبت به احداث ساختمان جدید اقدامات لازم صورت گیرد.

,

 

,

 

,
,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه