فاصله، از کجا تا به کجا ؟!
مقایسه تطبیقی دیدگاه های سیدحسن خمینی و بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی
عدم واکنش مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام، به پست فیسبوکی توهین آمیز نعیمه اشراقی در مورد امام (ره) و خانواده های شهداء، نمودی از همین رویکرد حاکم بر این مؤسسه است. این در حالی است که شخص حضرت امام (ره) خط مشئی کاملاً متفاوتی در این زمینه ها داشتند و در برابر خطاهای نزدیکان و منسوبین به خود، بدون هیچ اغماضی و با شدت برخورد می کردند. برخورد فو ال العاده بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی با تخلف نوه بزرگش، «سیدحسین خمینی» یکی از همین موارد جالب و عبرت آموز تاریخ انقلاب است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از نسبم زنجان، هرچه زمان بیشتری می گذرد، بیشتر به حقانیت این سخنان مرحوم حاج سیداحمد آقا پی می بریم که فرمودند: «ما منسوبین حضرت امام باید توجه داشته باشیم که فقط به علت نزدیکی با ایشان است که با ما مصاحبه می شود و یا به ما احترام می شود. من چون فرزند امام هستم می آیند و با من مصاحبه می کنند، چاپ می کنند، و آن را تیتر می کنند، و الا از قبیل من زیادند و از من بهتر بسیارند. نه زندان رفته ایم و نه شکنجه شده ایم و نه در فلسفه غرب و شرق اهل نظریم و نه در فقه و اصول مجتهد، نه ادیبیم و نه منطقی فقط و فقط منسوب امامیم. پس باید دقیقا توجه کنیم که اگر امام نبودند هرگز کسی ما را بدان صورت نمی شناخت، تا با ما مصاحبه کند. پس من من نکنیم که هیچیم.»
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نسبم زنجان,در روزهای پیش از اعلام نظر قطعی شورای نگهبان در رابطه با وضعیت صلاحیت نامزدهای انتخابات خبرگان و مجلس شورای اسلامی، فضای سیاسی کشور، به شدت متأثر از یک خبر ویژه بود. خبر تأیید یا عدم تأیید صلاحیت آقای سیدحسن خمینی برای شرکت در رقابت انتخاباتی مجلس خبرگان رهبری.
,نَفسِ مطرح شدن نام سیدحسن خمینی در هر موردی، خود خبرساز است، البته نه به خودیِ خود! بلکه به واسطه انتسابی که ایشان به بنیانگذار کبیر نظام مقدس جمهوری اسلامی دارند. سیدحسن خمینی به عنوان پسر ارشد یادگار گرانقدر امام راحل عظیم الشأن (ره)، مرحوم حاج سید احمد آقای خمینی، اکنون علاوه بر تولیت حرم مطهر امام، مدیریت مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام را نیز بر عهده دارد. همچنین به واسطه انتساب به رهبر کبیر انقلاب اسلامی، پیوسته در کانون توجهات رسانه ای قرار می گیرد. فلذا بد نیست مقایسه ای تطبیقی بر آراء، افکار و عملکرد وی و مجموعه های تحت امرش با راه و روش رهبر کبیر انقلاب اسلامی داشته باشیم:
,مرور عملکرد مدیریتی سیدحسن خمینی در مؤسسه تنظیم و نشر آثار و تولیت حرم امام، نشان دهنده آن است که وی حداقل در همین دو مورد، فاصله عمیق و آشکاری با روش و منش رهبر کبیر انقلاب اسلامی دارد. اول آنکه مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام (ره)، بر خلاف وظیفه ذاتی خود، در کمتر جایی نسبت به تحریف و تخفیف اندیشه ها و بیانات امام خمینی (ره) توسط سران و عوامل رسانه ای جریان فتنه و اصلاحات، عکس العملی نشان می دهد. البته این مسأله را می توان معلول علل متفاوتی دانست، که در این میان، نزدیکی های سببی و نسبت فامیلی برخی اصلاح طلبان تندرو با خانواده امام (ره) و متولیان مؤسسه را باید علت اصلی در این زمینه به حساب آورد. سکوت عجیب مؤسسه تحت مدیریت سیدحسن خمینی در برابر توهین های مکرر نشریات زنجیره ای اصلاح طلب به افکار و اندیشه های امام (ره) در طول 8 سال دولت اصلاحات، معلول همین نقطه ضعف بزرگ بود.
,سکوتی که ثمره نسبت های رفاقتی و فامیلی و بده بستان های باندی و جناحی با جریانی بود که سرانشان حتی در دوره حیات حضرت امام (ره) هم مواضع ایشان را تحریف می کردند. البته این جریان به خوبی توانست به شکلی کاملاً هوشمندانه از موقعیت و وجهه «نوه امام» برای قوام بخشیدن به فعالیت های سیاسی خود بهره برداری کند. مجمع روحانیون مبارز، جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از گروههایی بودند که توانستند در آن سالها در عین ترویج عقاید «تجدید نظر طلبانه» که با مشی امام (ره) تعارضی آشکار داشت، همزمان خود را به بیت امام نیز نزدیک کنند. حجت الاسلام رحیمیان از اعضای اصلی دفتر امام (ره) در دوره حیات ایشان، طی مصاحبه ای پیرامون نگرانی های خویش از جناحی شدن عملکرد فرزندان امام (ره) گفته بود: «خداوند فرزندان ایشان (مرحوم سید احمد آقا) را حفظ کند و امیدوارم آنها هم همان راه حاج احمدآقا را طی کنند و نگران هستم که نکند خدای ناکرده بیت حضرت امام خرج گرایشهای جناحی شود.» از سویی، سکوت این مؤسسه در برابر توهین های برخی منسوبین امام (ره) به ساحت قدسی ایشان قابل تأمل و تأسف بیشتر است.
,به طور مثال عدم واکنش مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام، به پست فیسبوکی توهین آمیز نعیمه اشراقی در مورد امام (ره) و خانواده های شهداء، نمودی از همین رویکرد حاکم بر این مؤسسه است. این در حالی است که شخص حضرت امام (ره) خط مشئی کاملاً متفاوتی در این زمینه ها داشتند و در برابر خطاهای نزدیکان و منسوبین به خود، بدون هیچ اغماضی و با شدت برخورد می کردند. برخورد فو ال العاده بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی با تخلف نوه بزرگش، «سیدحسین خمینی» یکی از همین موارد جالب و عبرت آموز تاریخ انقلاب است.
,روزنامه اطلاعات در تاریخ دهم شهریور ماه سال ۷۸ در صفحه ۱۳ خود به نقل از سیدحمید روحانی در همین زمینه می نویسد: «در سال ۵۹ آقای سیدحسین خمینی که نوه امام بود، در زمانی که اختلافات بین بنی صدر و شهید رجایی تشدید شده بود، می رود در مشهد و در حرم امام رضا (ع) به نفع بنی صدر سخنرانی می کند. مردم به او حمله می آورند و می خواهند سیدحسین خمینی را کتک بزنند و ایشان که مسلح بوده، سلاح کمری داشته، دست به سلاح کمری اش می برد، بچه های کمیته جلوی او را می گیرند می برندش در یک اتاق دیگر. از همانجا مسئولین کمیته تماس می گیرند با دفتر امام. پیغام به امام داده می شود که آقای سیدحسین خمینی نوه شما در مشهد از بنی صدر دفاع کرده، و وقتی مردم به او هجوم آورده اند دست به اسلحه برده ما چه کار کنیم؟! امام به مرحوم آیت الله اشراقی می فرمایند که به مسئولین کمیته مشهد پیغام دهید که سیدحسین خمینی تحت الحفظ به تهران اعزام شود و اگر دست به سلاحش برد او را با تیر بزنند. آقای اشراقی به دفتر می آید و از طریق آقای رحمانی که بعدها نماینده امام در نیروی انتظامی شدند، از طریق ایشان به بچه های کمیته پیغام می دهند. ولی بخش دوم پیام امام را آقای اشراقی نمی دهد و فقط می گوید امام گفته آقای سیدحسین خمینی تحت الحفظ به تهران اعزام شود. وقتی ایشان پیش امام بر می گردد امام می پرسد شما دستور مرا ابلاغ کردی؟ ایشان می گوید بله. امام گفت آقای اشراقی کامل ابلاغ کردی؟ آقای اشراقی که نمی توانسته دروغ بگوید، می گوید نه من قسمت دومش را نگفتم. امام به آقای اشراقی می فرمایند بر می گردی، مجدد تلفن می زنی و هر دو قسمت پیام من را می دهی. سیدحسین خمینی تحت الحفظ به تهران اعزام شود و اگر دست به سلاحش برد با تیر او را بزنید!!!» پرواضح است که این خط مشی حضرت امام(ره) با راه و روش سیدحسن خمینی دارای تفاوت های قابل توجهی است.
,دیگر نقطه افتراق اندیشه و طرز فکر سیدحسن خمینی با امام را می توان در نحوه مدیریت وی بر مجموعه حرم مطهر امام(ره) مشاهده نمود. بازسازی اشرافی حرم امام و هزینه های گزاف صرف شده برای آن، به خوبی نشان دهنده طرز تفکر سیدحسن خمینی است. اگرچه منسوبین آقای سیدحسن خمینی، این بنای مجلل را با مسائلی چون لزوم ساخت بنایی در شأن امام یا تأکید بر ماندگاری و استحکام بنای مذکور توجیه کرده اند، با این وجود مشاهده مصادیق دیگری از ریخت و پاش های انجام شده در مجموعه های تحت مدیریت سیدحسن خمینی، واقعیت دیگری را به ما نشان می دهد. به عنوان مثال، چند سال پیش، مؤسسه تنظیم و نشر اقدام به چاپ دیوان اشعار امام به صورت طلاکوب و با هزینه هر جلد 150 دلار (در شمارگان 3 هزار جلد) نمود! چندی پیش نیز از تمبرهای طلا و نقره با تمثال امام خمینی توسط شخص سیدحسن خمینی در حرم امام خمینی رونمایی شد.
,سیدحسن خمینی در این مراسم گفته بود: «چاپ تمبر طلا با تمثال امام (ره) نمونهای از استفاده از هنر در معرفی امام است و امیدواریم در سالهای آینده بیشتر شاهد چنین ابتکاراتی باشیم!» این در حالی است که امام(ره) در زمینه هنر اسلامی فرموده بودند: «تنها هنری مورد پذیرش قرآن است که صیقل دهنده اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله و سلم، اسلام ائمه هدی علیهم السلام، اسلام فقرای دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازیانه خوردگان تاریخِ تلخ و شرم آور محرومیت ها باشد. هنری زیبا و پاک است که کوبنده سرمایه داری مدرن و کمونیسم خون آشام و نابود کننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگی، اسلام مرفهین بی درد و در یک کلمه «اسلام آمریکایی» باشد.» حال سؤال این است که نسبت این هنر با چاپ تصویر بر روی طلا و نقره چیست؟! خود پاسخ دهید.
,یکی دیگر از مصادیق مقایسه تطبیقی امام(ره) و سیدحسن خمینی را می توان در واکنش آنها به تعریف و تمجید دیگران از خود دانست. چند وقت پیش بود که به یکباره اکبر هاشمی رفسنجانی در حضور سیدحسن خمینی، وی را علامه خطاب نمود. وی که در همایش بزرگداشت بانو خدیجه ثقفی، همسر امام خمینی (ره) سخن می گفت، اظهار داشت: «علامه حجت الاسلام و المسلمین حاج حسن آقای خمینی مجتهد نمونهای است که با هوش بالا به خوبی مسایل را تحلیل میکند و درس خارج ایشان در قم مورد توجه است و از جمله کارهای ایشان و برادرانشان سیدیاسر و سیدعلی که تفاوتی بین آنها نمیبینم، این است که آثار امام و اسناد مربوط به ایشان را حفظ می کنند.» علامه خطاب کردن سیدحسن توسط هاشمی، مباحث زیادی را در محافل حوزوی برانگیخت. با این حال، سیدحسن نه در آن جلسه و نه بعد از آن هیچ واکنش منفی به این تعریف و تمجید نشان نداد.
,این در حالی است که بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی در جریان دیدار نمایندگان نخستین دوره مجلس شورای اسلامی با ایشان، آنگاه که مرحوم فخرالدین حجازی سخنرانی خود در محضر ایشان را با عبارت «بأبی أَنْتَ وَ امّی» آغاز می کند، واکنش جالبی نشان می دهند. ایشان در همان جلسه می فرمایند: «من خوف این را دارم که مطالبی که آقای حجازی فرمودند درباره من، باورم بیاید. من خوف این را دارم که با این فرمایشات ایشان و امثال ایشان برای من یک غرور و انحطاطی پیش بیاید. من به خدای تبارک و تعالی پناه میبرم از غرور. من اگر خودم را برای خودم نسبت به سایر انسانها یک مرتبتی قائل باشم، این انحطاط فکری است و انحطاط روحی. من در عین حال که از آقای حجازی تقدیر میکنم که ناطق برومندی است و متعهد، لکن گله میکنم که در حضور من مسائلی که ممکن است من باورم بیاید فرمودند. پیروزی ما مرهون اسلام است. نه مرهون من است و نه مرهون شما و نه مرهون هیچ قوهای، مرهون اسلام است.»
,دیگر زمینه مقایسه تطبیقی امام و سیدحسن خمینی را بی شک می توان در دریافت خاص سیدحسن از اندیشه های امام (ره) مشاهده کرد. وی در اختتامیه نخستین همایش معاونان و مدیران فرهنگی دانشگاه آزاد در تاریخ 19 دی ماه 93، سخنی را درباره امام (ره) بر زبان آورد که جنجال زیادی آفرید. وی گفته بود: «ما حتی یک بار هم نمیبینیم که امام در مورد زنان گفته باشد که باید حتماً حجاب داشته باشند!!!»
,با این تفاصیل هرچه زمان بیشتری می گذرد، بیشتر به حقانیت این سخنان مرحوم حاج سیداحمد آقا پی می بریم که فرمودند: «ما منسوبین حضرت امام باید توجه داشته باشیم که فقط به علت نزدیکی با ایشان است که با ما مصاحبه می شود و یا به ما احترام می شود. من چون فرزند امام هستم می آیند و با من مصاحبه می کنند، چاپ می کنند، و آن را تیتر می کنند، و الا از قبیل من زیادند و از من بهتر بسیارند. نه زندان رفته ایم و نه شکنجه شده ایم و نه در فلسفه غرب و شرق اهل نظریم و نه در فقه و اصول مجتهد، نه ادیبیم و نه منطقی فقط و فقط منسوب امامیم. پس باید دقیقا توجه کنیم که اگر امام نبودند هرگز کسی ما را بدان صورت نمی شناخت، تا با ما مصاحبه کند. پس من من نکنیم که هیچیم.»
,انتهای پیام /
]
ارسال دیدگاه