شاید برای شما هم اتفاق بیفتد!
دستی دراز کنید و غبار غم بِزُدایید
زندگی سرشار از خوشی، ناخوشی و پستی و بلندی است، گاهی نیاز است در ناخوشی و ناگواری های زندگی دستی دراز کنیم و کسانی را که با درد و رنج دست و پنجه نرم می کنند به زندگی امیدوار کنیم و غبار غم از چهره ای بزداییم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ گروه اجتماعی آناج: شاید برای شما هم اتفاق بیفتد، همچنان که در مسیر خوشبختی زندگی قدم بر میدارید، قله ها را فتح می کنید ناگهان پایتان می لغزد و به مسیر بدبختی می افتید و حادثه های ناگوار مسیر زندگیتان را عوض می کند و زندگیتان زیر و رو می شود، شاید یکی از این حادثه های تلخ هم حوادث رانندگی باشد که روزانه هزاران نفر بر اثر این حوادث جان خود را از دست می دهند یا به دلیل فوت شخصی در این حوادث راهی گوشه زندان می شوند..
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,
سرنوشت رانندگانی که در گوشه ای از زندان به دنبال فرجی برای رهایی از تاریکی زندان نشسته اند؛
بیمه گذاری ناقص ممنوع
حمید 65 ساله که راننده تریلی قدیمی حامل مواد سوختی به کشور ارمنستان بوده در نزدیکی ایروان در حین رانندگی یکباره متوجه ترمز بریده می شود و تریلی از کنترل راننده خارج شده و برای جلو گیری از صدمات احتمالی به تریلی در حال حرکت اصابت می کند و با تریلی دیگری برخورد می کند و شدت برخورد به حدی بوده است تانگر حامل مواد سوختی از کفی تریلی جدا شده با 5 دستگاه سواری برخورد و همه آتش گرفته و طعمه حریق می شوند در این حادثه 11 نفر مصدوم و یک نفر فوت می کند و انگشتان دست راست حمید قطع می شود، حمید در حین خروج از کشور از بیمه نامه کمترین استفاده را می نماید که حداکثر تعهدات بیمه یکصد میلیون تومان بوده است.
سه دانگ تریلی حمید متعلق به خودش و سه دانگ متعلق به شریک اش می باشد خوشبختانه 7 نفر از مصدومین از اوضاع اقتصادی حمید مطلع می شوند و رضایت خودشان را اعلام می کنند، اما دو نفر از مصدومین که پدر و دختر اهل روسیه می باشند به اتفاق یک نفر متوفی در مراجع قضایی ارمنستان شکایت و در چند روز آتی حکم دادگاه پس از تشریفات اداری و قانونی صادر خواهد شد.
حمید دو فرزند پسر به اتفاق همسرش در خانه استیجاری زندگی می کنند فرزند ارشد حمید پس از اطلاع از ماجرای چهار میلیون تومان از عمویش قرض می گیرد به ارمنستان مسافرت می کند و هزینه عمل جراحی پدرش در بیماستان و هزینه رفت وبرگشت به ارمنستان را می پردازد، اکنون اوضاع مالی اقتصادی حمید در ایران بسیار ضعیف و خانواده اش برای امرار معاش با مشکل روبرو هستند، برای تامین خسارت وارده به دو نفر مصدوم و یک نفر متوفی تقریباً سیصد میلیون تومان برآورد می شود. حال این راننده پشت درهای بسته زندان منتظر صدور حکم دادگاه و تنها امیدش به خیرین و تلاش ستاد دیه است.
جوانی که برای یافتن شغلی راهی زندان شد
حامد دنبال کاری رفت که تخصص نداشت نه تنها خانه مسکونی پدرش از دست رفت بلکه به خاطر بالا آمدن بدهی سیصد میلیون تومان روانه زندان تبریز شد.
جوانی که با دست خالی مغازه مرغ فروشی باز کرد و چند ماهی بود به خرید و فروش مرغ و تخم مرغ نگذشته بود اعتماد فروشندگان عمده مرغ و تخم مرغ را فراهم کرد، وی می خواست از نوسانات قیمت تخم مرغ استفاده کند اقدام به خرید تخم مرغ انبوه نمود تا به قیمت بیشتر بفروش برساند و سود بیشتر کسب نماید.
از آنجایی که این جوان انبار مناسبی برای نگهداری تخم مرغ ها نداشت در مکان بدون سقف نگهداری می کرد چون نتوانست در زمان کوتاه بفروش برساند با گذشت زمان تخم مرغ ها فاسد شد و حامد دچار ضرر و زیان شد و برای اینکه خسارت خود را جبران کند اقدام به خرید گوشت یخ زده نمود کشش بازار خارج از انتظار وی بود و تاریخ انقضای گوشت به پایان رسید برای جبران خسارت و سرمایه گذاری در صنعت مرغ داری اقدام به فروش خانه پدری کرد، پدر و مادر فداکار فرهنگی فروش خانه مسکونی جهت توسعه کار و راه اندازی مرغداری را در اختیار فرزند قرار دادند.
با فروش خانه مسکونی بخشی از پول را به طلب کاران پرداخت کرد و با بخش دیگر آن مرغداری را به راه انداخت تا خسارت های وارده را جبران نماید در این بخش که اطلاعات کافی نداشت متحمل ضرر و زیان شد نه تنها خانه مسکونی خانواده را از دست داد بلکه بدهی حامد افزایش یافت، از ترس طلبکاران فرار کرد و نتوانست به جمع آوری مطالبات خویش بپردازد دور از چشم طلبکاران به خدمت سربازی اعزام شد ولی طلبکاران محل خدمت وی را در مشهد شناسایی کردند وی از پادگان با حکم قضایی دستگیر و به زندان تبریزانتقال داده شد.
اینک پدر و مادر این جوان در دوران باز نشستگی در خانه استیجاری زندگی می کنند و حامد در زندان تبریز به سر میبرد، سیصد میلیون تومان کمک مالی خیران می تواند این جوان را از بند آزاد کند.
خیرانی که می خواهند غبار غم از چهره این خانواده ها بزدایند می توانند کمک های مالی خود را به شماره حساب ستاد دیه 880081 بانک سپه شعبه 29 بهمن تبریز واریز کنند، گفتنی است شماره تلفن ستاد دیه 36581354 می باشد .
سرنوشت رانندگانی که در گوشه ای از زندان به دنبال فرجی برای رهایی از تاریکی زندان نشسته اند؛
بیمه گذاری ناقص ممنوع
,
,
حمید 65 ساله که راننده تریلی قدیمی حامل مواد سوختی به کشور ارمنستان بوده در نزدیکی ایروان در حین رانندگی یکباره متوجه ترمز بریده می شود و تریلی از کنترل راننده خارج شده و برای جلو گیری از صدمات احتمالی به تریلی در حال حرکت اصابت می کند و با تریلی دیگری برخورد می کند و شدت برخورد به حدی بوده است تانگر حامل مواد سوختی از کفی تریلی جدا شده با 5 دستگاه سواری برخورد و همه آتش گرفته و طعمه حریق می شوند در این حادثه 11 نفر مصدوم و یک نفر فوت می کند و انگشتان دست راست حمید قطع می شود، حمید در حین خروج از کشور از بیمه نامه کمترین استفاده را می نماید که حداکثر تعهدات بیمه یکصد میلیون تومان بوده است.
,سه دانگ تریلی حمید متعلق به خودش و سه دانگ متعلق به شریک اش می باشد خوشبختانه 7 نفر از مصدومین از اوضاع اقتصادی حمید مطلع می شوند و رضایت خودشان را اعلام می کنند، اما دو نفر از مصدومین که پدر و دختر اهل روسیه می باشند به اتفاق یک نفر متوفی در مراجع قضایی ارمنستان شکایت و در چند روز آتی حکم دادگاه پس از تشریفات اداری و قانونی صادر خواهد شد.
,حمید دو فرزند پسر به اتفاق همسرش در خانه استیجاری زندگی می کنند فرزند ارشد حمید پس از اطلاع از ماجرای چهار میلیون تومان از عمویش قرض می گیرد به ارمنستان مسافرت می کند و هزینه عمل جراحی پدرش در بیماستان و هزینه رفت وبرگشت به ارمنستان را می پردازد، اکنون اوضاع مالی اقتصادی حمید در ایران بسیار ضعیف و خانواده اش برای امرار معاش با مشکل روبرو هستند، برای تامین خسارت وارده به دو نفر مصدوم و یک نفر متوفی تقریباً سیصد میلیون تومان برآورد می شود. حال این راننده پشت درهای بسته زندان منتظر صدور حکم دادگاه و تنها امیدش به خیرین و تلاش ستاد دیه است.
,جوانی که برای یافتن شغلی راهی زندان شد
,حامد دنبال کاری رفت که تخصص نداشت نه تنها خانه مسکونی پدرش از دست رفت بلکه به خاطر بالا آمدن بدهی سیصد میلیون تومان روانه زندان تبریز شد.
,جوانی که با دست خالی مغازه مرغ فروشی باز کرد و چند ماهی بود به خرید و فروش مرغ و تخم مرغ نگذشته بود اعتماد فروشندگان عمده مرغ و تخم مرغ را فراهم کرد، وی می خواست از نوسانات قیمت تخم مرغ استفاده کند اقدام به خرید تخم مرغ انبوه نمود تا به قیمت بیشتر بفروش برساند و سود بیشتر کسب نماید.
,از آنجایی که این جوان انبار مناسبی برای نگهداری تخم مرغ ها نداشت در مکان بدون سقف نگهداری می کرد چون نتوانست در زمان کوتاه بفروش برساند با گذشت زمان تخم مرغ ها فاسد شد و حامد دچار ضرر و زیان شد و برای اینکه خسارت خود را جبران کند اقدام به خرید گوشت یخ زده نمود کشش بازار خارج از انتظار وی بود و تاریخ انقضای گوشت به پایان رسید برای جبران خسارت و سرمایه گذاری در صنعت مرغ داری اقدام به فروش خانه پدری کرد، پدر و مادر فداکار فرهنگی فروش خانه مسکونی جهت توسعه کار و راه اندازی مرغداری را در اختیار فرزند قرار دادند.
,با فروش خانه مسکونی بخشی از پول را به طلب کاران پرداخت کرد و با بخش دیگر آن مرغداری را به راه انداخت تا خسارت های وارده را جبران نماید در این بخش که اطلاعات کافی نداشت متحمل ضرر و زیان شد نه تنها خانه مسکونی خانواده را از دست داد بلکه بدهی حامد افزایش یافت، از ترس طلبکاران فرار کرد و نتوانست به جمع آوری مطالبات خویش بپردازد دور از چشم طلبکاران به خدمت سربازی اعزام شد ولی طلبکاران محل خدمت وی را در مشهد شناسایی کردند وی از پادگان با حکم قضایی دستگیر و به زندان تبریزانتقال داده شد.
,اینک پدر و مادر این جوان در دوران باز نشستگی در خانه استیجاری زندگی می کنند و حامد در زندان تبریز به سر میبرد، سیصد میلیون تومان کمک مالی خیران می تواند این جوان را از بند آزاد کند.
,,
خیرانی که می خواهند غبار غم از چهره این خانواده ها بزدایند می توانند کمک های مالی خود را به شماره حساب ستاد دیه 880081 بانک سپه شعبه 29 بهمن تبریز واریز کنند، گفتنی است شماره تلفن ستاد دیه 36581354 می باشد .
,انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه