یادداشت

من ماندم و غم نان و عید نوروز

من ماندم و غم نان و عید نوروز
روزهای شلوغ و پرهیاهوی انتخابات هم سپری شد ودیگر خبری از التهاب رفتن و ماندن نیست ، دیگر جلسات شبانه ، خواب را از چشم کسی نمی گیرد و فضای شهر آلوده به بعضی وعده های دروغین نیست ،
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آسماری نیوز:روزهای شلوغ و پرهیاهوی انتخابات هم سپری شد ودیگر خبری از التهاب رفتن و ماندن نیست ، دیگر جلسات شبانه ، خواب را از چشم کسی نمی گیرد و فضای شهر آلوده به

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آسماری نیوز,

بعضی وعده های دروغین نیست ، دیگر رفته گرها اسیر کندن پوسترهای رنگین بر پوست خاکستری شهر نیستند و کت و شلواری ها جستجو نمی کنند که کدام تالار ، عروسی دارد و کدام محل ، عزا .

,

خوب یا بد ، زشت یا زیبا ، هرچه بود ،گذشت و دوباره همان روال عادی گذشته و دوندگی دنبال بایدها و خواسته ها و غم نانی که انگار همزاد من شده است . دیگر کمترکسی واژه ی سیاسی  (مردم )را در کلمات  و گفتارش تکرار می

کند و کمتر کسی جلسه می گذارد که بگوید برای آجیل سفره های شب عید مردم ، چه باید کرد ؟

 

عده ای به بهارستان رفتند تا دیگراز نزدیک شاهد خزانستان جیب مردم در دل بهار نباشند و عده ای دیگر کمر همت بسته اند برای چهارسال دیگر که دوباره از واژه پرطمطراق (مردم ) چگونه بهره ببرند . مردمی که همه ریلکس و پیمانکار و

حقوق بگیرنیستند . مردمی که زیر پونز نقشه ی حیات قرار گرفته اند و درپی کسب لقمه ای حلال برای زنده ماندن و البته رای دادن همچنان نفس می کشند .

 

آری ، آمدیم و وقت گذاشتیم  و رای مان را دادیم و تعصب مان را و بینش مان را در حدتوان و بضاعت مان به رخ دنیا کشاندیم و برگشتیم سر پله ی اول که همان غم نان است و لباس بچه هامان و پسته هایی که دیگر بر هیچ سفره ای

نمی خندند و میوه هایی که با جیب مان گرگم به هوا بازی می کنند .

 

عده ای مستقیم به مجلس رفتند وعده ای ستادهایشان را آذین بسته اند برای شعارهای تازه تر و بنری ها دستگاه هایشان را شستشو دادند و سیاسیون ,معادلات تازه ای را می چینند و خودکار ها نام هاوشعارهای جدیدی به گرده

حس می کنند و هرکس به طریقی در پی خواسته ای ، جز آنانکه طبقه ی کف جامعه اند و دست شان به هیچ ستادی نمی رسد ومن از آنان می گویم . از آنانی که زن هایشان به جای آنکه در آشپزخانه ، ماهی سرخ کنند ، در چها راه

نادری ، ماهی می فرشند . آنانکه راننده ی تاکسی اند و تا پول قسط و وام وبرق را درنیاورند ، رغبت نمی کنند به خانه بروند .

 

آری ، در حالیکه همه درگیر بهارستانند ، ذهن من ، درگیر خزانستان جیب کسانی است که چند روز دیگر ، فقط تخمه سیاه و پفک چی توز ، تزیین سفره های عیدی شان است .

 

خدا بزرگ است و همت مردم بلند و هستند کسانی که هنوز دل می سوزانند و حواس شان به همه جا هست ومن تنها این مطلب را برای کسانی نوشتم که حواس شان به همه جا نیست .

 

چند روز دیگر ، عید است و همه ی ایرانی ها حق دارند که ماهی سرخ کنند و با پسته ها بخندند به کسانیکه نمی خواهند ، خنده را بر لب این مردم عزیز و نازنین ببینند  .

بیاییم و همراه با دلسوزان نظام ومیهن و مردم یک قدم فراتر از هیاهوهای سیاسی به فکر همدیگر باشیم وسفره هایی که به اندازه ی رای مان حرمت دارند .

هوشنگ نوبخت

,

خوب یا بد ، زشت یا زیبا ، هرچه بود ،گذشت و دوباره همان روال عادی گذشته و دوندگی دنبال بایدها و خواسته ها و غم نانی که انگار همزاد من شده است . دیگر کمترکسی واژه ی سیاسی  (مردم )را در کلمات  و گفتارش تکرار می

,

کند و کمتر کسی جلسه می گذارد که بگوید برای آجیل سفره های شب عید مردم ، چه باید کرد ؟

,

 

,

عده ای به بهارستان رفتند تا دیگراز نزدیک شاهد خزانستان جیب مردم در دل بهار نباشند و عده ای دیگر کمر همت بسته اند برای چهارسال دیگر که دوباره از واژه پرطمطراق (مردم ) چگونه بهره ببرند . مردمی که همه ریلکس و پیمانکار و

,

حقوق بگیرنیستند . مردمی که زیر پونز نقشه ی حیات قرار گرفته اند و درپی کسب لقمه ای حلال برای زنده ماندن و البته رای دادن همچنان نفس می کشند .

,

 

,

آری ، آمدیم و وقت گذاشتیم  و رای مان را دادیم و تعصب مان را و بینش مان را در حدتوان و بضاعت مان به رخ دنیا کشاندیم و برگشتیم سر پله ی اول که همان غم نان است و لباس بچه هامان و پسته هایی که دیگر بر هیچ سفره ای

,

نمی خندند و میوه هایی که با جیب مان گرگم به هوا بازی می کنند .

,

 

,

عده ای مستقیم به مجلس رفتند وعده ای ستادهایشان را آذین بسته اند برای شعارهای تازه تر و بنری ها دستگاه هایشان را شستشو دادند و سیاسیون ,معادلات تازه ای را می چینند و خودکار ها نام هاوشعارهای جدیدی به گرده

,

حس می کنند و هرکس به طریقی در پی خواسته ای ، جز آنانکه طبقه ی کف جامعه اند و دست شان به هیچ ستادی نمی رسد ومن از آنان می گویم . از آنانی که زن هایشان به جای آنکه در آشپزخانه ، ماهی سرخ کنند ، در چها راه

,

نادری ، ماهی می فرشند . آنانکه راننده ی تاکسی اند و تا پول قسط و وام وبرق را درنیاورند ، رغبت نمی کنند به خانه بروند .

,

 

,

آری ، در حالیکه همه درگیر بهارستانند ، ذهن من ، درگیر خزانستان جیب کسانی است که چند روز دیگر ، فقط تخمه سیاه و پفک چی توز ، تزیین سفره های عیدی شان است .

,

 

,

خدا بزرگ است و همت مردم بلند و هستند کسانی که هنوز دل می سوزانند و حواس شان به همه جا هست ومن تنها این مطلب را برای کسانی نوشتم که حواس شان به همه جا نیست .

,

 

,

چند روز دیگر ، عید است و همه ی ایرانی ها حق دارند که ماهی سرخ کنند و با پسته ها بخندند به کسانیکه نمی خواهند ، خنده را بر لب این مردم عزیز و نازنین ببینند  .

,

بیاییم و همراه با دلسوزان نظام ومیهن و مردم یک قدم فراتر از هیاهوهای سیاسی به فکر همدیگر باشیم وسفره هایی که به اندازه ی رای مان حرمت دارند .

,

هوشنگ نوبخت

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه