ویژه نامه سردار بدر (2)؛
دل کندن از مال مقدمه است برای دست شستن از جان / اصول 10 گانه مدیریت و فرماندهی شهید مهدی باکری
سال 1333، شاهد تولد نوزادی بود که در خانواده ای معتقد و شیفته ولایت، در شهر «میاندوآب» پا به عرصه وجود گذاشت. نامش را مهدی نهادند و کام او را با تربت مولایش حسین علیه السلام جلا بخشیدند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آناج، مهدی باکری در سال ۱۳۳۳ در شهرستان میاندوآب به دنیا آمد اما در همان کودکی، مادرش را از دست داد. در سال آخر دبیرستان، هم زمان با شهادت برادرش «علی» به دست ساواک، وارد جریان سیاسی شد. بعد از گرفتن دیپلم، در رشته مهندسی مکانیک ادامه تحصیل داد و همزمان مبارزات سیاسی خود را در تبریز آغاز کرد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,مهدی، به پیروی از امام، سرباز خانه را ترک نمود و هم زمان با تشکیل سپاه، به عضویت سپاه ارومیه درآمد. وی در سازماندهی سپاه و ساخت اولیه آن نقشی فعال داشت. مدتی در سمت دادستانی دادگاه انقلاب خدمت کرد و هم زمان به عنوان شهردار شهرستان ارومیه، خدمات ارزنده ای را ارائه داد. با شروع جنگ تحمیلی ازدواج کرد و روز بعد از عقد به جبهه اعزام شد.
,***
,کاظم میرولد از دوستان شهید مهدی باکری در دوران دانشجویی، تعریف می کند مهر ماه سال 1352 اولین ملاقات من با آقا مهدی، در ساختمان شماره 7 دانشکده فنی تبریز رخ داد.
,جوانی آرام، با چهره ای دوست داشتنی که در عمق نگاهش یک غم کهنه نهفته بود. راز و رمز این غم و چهره آرام دنیای عجیبی است که تا کنون هیچ کس در ترسیم واقعی آن موفق نبوده است، همچنین به خاطر عظمت مهدی و بزرگی همراه با اخلاص او، ساواک نیز هرگز به درون پر غوغای او دست نیافت و نا امید از ظاهر خاموش او به حیله های دیگر دست زد.
,او بنده ای از بندگان خدا بود که صبر، اخلاق، صداقت در عمل، سلامت در نفس، شجاعت و فداکاری، تواضع و فروتنی، بی ادعایی و کم حرفی و پرکاری و سخت کوشی را در حد کمالش در وجودش پر کرده بود...
,در دوران دانشجویی( بین سال های 52 تا 56) آقا مهدی معتقد بود که دل کندن از مال مقدمه است برای دست شستن از جان.
,در تقسیم کار آنچه را ارزش می شمرد که کارهای پست تر و سخت تر را بیشتر به عهده بگیرد و این را یک مسابقه برای شکست نفس خود و فرار از تنبلی تلقی می کرد.
,کریم قنبری نیز تعریف می کند: آقا مهدی کسی نبود که با کت و شلوار شیک بیاید، دستش را به کمرش بزند ودستور بدهد؛ با یک لباس معمولی آمد پیش ما گفت شماها را امروز فرستاده اند؟ فکر کردم از خودمان است.
,یکی گفت آره. آن بیل را بردار بیاور از اینجا مشغول شو! او هم به روی خودش نیاورد رفت بیل را برداشت و شروع کرد به کار. دو سه نفر آمدند گفتند آقای شهردار! شما چرا؟ گفت من و آنها ندارد. کار نباید زمین بماند. ماهم از خجالت رفتیم بیل را از دستش بگیریم اما نگذاشت و گفت: شما ها خیلی زحمت می کشید، من افتخار می کنم بیل به دست بگیرم. این طوری حس می کنم با هم هیچ فرقی نداریم، حس می کنم کار شما کار من است.
,***
,
اصول 10 گانه مدیریت و فرماندهی شهید مهدی باکری:
1. مشورت کردن.
2. نظارت دقیق و ارزیابی کار مسئولین قسمت ها .
3. احساس مسئولیت و حفظ نگهداری و مصرفی شرعی اموال...
4. ایجاد نظم و انظباط در تمام کارها...
5. ایجاد روحیه مثبت، اخوت، همیاری، تلاش جهت نیل به سربازی امام زمان (عج).
6. توجه نمودن به نماز، مراسم و دعاها و ایجاد محیط رشد معنویت.
7. بدبین نشدن و سو ظن پیدا نکردن...
8. وفای به عهد داشتن و دقیق بودن در وعده ها و حضور به موقع
9. تلاش در گذاشتن کلاس احکام و قرآن.
10. رعایت کردن سلسله مراتب
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه