از شخصیت شناسی تا درام
خداقوت به فیلم «خسته نباشید»
دو کارگردان جوان و روایتی ساده، که مثل داستان های آب و ناندار امروزی نیست؛ این مجموعه با هیچ کدام از معادلات سینمایی کشور نمی تواند منجر به همگونی و یکدستی شود. اما میرکریمی همیشه اهل ریسک بوده و نتایج خوبی هم گرفته است...[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صاحب نیوز، برای من و بسیاری از دوستانم “خسته نباشید” استثنائی بود. تصور کنید آقای میرکریمی با آن نگاه خاص خودش، دو کارگردان جوان و بازیگرانی که اولین نقش جدیشان را بازی می کردند و روایتی ساده، که مثل داستان های آب و ناندار امروزی نیست؛ این مجموعه با هیچ کدام از معادلات سینمایی کشور نمی تواند منجر به همگونی و یکدستی شود. اما میرکریمی همیشه اهل ریسک بوده و نتایج خوبی هم گرفته است.
, شبکه اطلاع رسانی دانا , صاحب نیوز,خلاصه داستان:
,رومن و ماریا زوجی جهانگرد هستند که به کرمان سفر کرده اند. ماریا اصالتاً کرمانی است ولی از پنج سالگی به کانادا مهاجرت کرده است. شوهرش زمین شناس است و با هم مشکلاتی دارند. ماریا تصور می کند سفرشان به کرمان تنها بخاطر اوست اما متوجه می شود شوهرش به قصد دیدن کلوت ها و قنات های کرمان به این سفر آمده است. مرتضی، مستخدم هتلی است که رومن و ماریا در آن مستقرند و بخاطر انگیزه های شخصی و مادی حاضر می شود رومن و ماریا را برای دیدن کلوت ها به کویر ببرد. او برای اینکار حسین، پسرعمویش، را نیز با خود همراه می کند. در طول مسیر، حسین و ماریا مدام با هم تنش دارند. ماریا و رومن نیز بحثشان بالا می گیرد و تصمیم می گیرند از هم جدا شوند. پس از مشکلاتی در راه رسیدن به کلوت ها رومن عاشق قنات ها و کویر و آسمانش می شود. علت اصلی مشکلات ماریا این است که پسرش در حادثه ای کشته شده است. او از ابتدای فیلم با هیچ کس صمیمی نبوده و حاضر نیست خاطرات خود را از زادگاهش بازخوانی کند. در نهایت او با دیدن مهمان نوازی ایرانی ها، مادری که فرزندش شهید شده و برقرای ارتباط با دوست دوران کودکی اش به زندگی امیدوار می شود.
, ,
,
, شخصیت ها:
,ماریا: او که از پنج سالگی ایران را ترک کرده است، به جز یک عکس هیچ خاطرهای از ایران ندارد. زبان فارسی را نمی فهمد، بسیار ضابطه مند است و دوست ندارد برایشان مشکلی پیش بیاید. شوهرش بسیار اهل ریسک است و ماریا اعتقاد دارد پسرش مارکو به این دلیل که ریسک پذیری رومن را الگوی خودش قرار داده، کشته شده است و رومن را مقصر می داند. او از حسین و مرتضی می ترسد و تصور می کند هر لحظه قرار است توسط اشرار و القاعده دزدیده شود. ماریا حاضر نیست به تلفن های دوست دوران کودکی اش جواب دهد. ترسو بودنش، عدم ارتباط با خاطرات گذشته و تصوری که از ایرانیان دارد لج درار است. در ادامه او کم کم نگاهش تغییر می کند و زبان کودکی اش را به یاد می آورد. او ابتدا با کلمه “مادر” ارتباط برقرا می کند و می گوید با مادرش در خواب فارسی حرف می زند. در ادامه وقتی با خاله ی حسین، که پسرش حسن در جنگ شهید شده است روبرو می شود تصورش نسبت به از دست دادن پسرش تغییر می کند. در نهایت تصمیم می گیرد با دوست دوران کودکی اش تماس بگیرد و پس از حرف زدن با او ترسش را بطور کامل کنار می گذارد و با مشکلاتش کنار می آید و همراه رومن به سمت کلوت ها می رود.
,رومن: زمین شناسی که پدرش اسپانیایی، مادرش فنلاندی، و با اینحال طرفدار تیم فوتبال مصر است، یعنی هویت مشخصی ندارد. او مثل غربی هایی که مدام می نوشد و سیگار بر لبشان است، نیست. بخش اعظمی از عمرش را صرف مشاهده و مطالعه ی زمین و جاذبه های آن کرده است. خوش اخلاق و اهل ریسک است. خارج از برنامه ی تور، قصد دارد به دین کلوت های کرمان برود و بدین منظور به مرتضی و حسین اعتماد می کند تا به او کمک کنند.
,مرتضی: مستخدم هتلی که ماریا و رومن در آن مستقرند. جوانی کرمانی است و با لهجه کرمانی صحبت می کند. دیپلم زبان دارد و بخاطر اینکه راهی برای ادامه تحصیل در خارج پیدا کند، با رومن ارتباط می گیرد. او حسین را ترغیب می کند تا با گرفتن پول، رومن و ماریا را به دیدن کلوت ها ببرند.
,حسین: جوانی کرمانی که با ماشینش کار می کند و توسط مرتضی وارد داستان می شود. برادرش، حسن در جنگ شهید شده است. مادرشان، حسن را به خاله حکیمه، که بچه دار نمی شد، داده بود. حسین مدت زیادی به روستای شفیع آباد و خاله اش سر نزده است. همراهی حسین با مرتضی و رومن پای آنان را به روستا و خانه خاله باز می کند. حسین در ابتدا مایل نیست که با “خارجی ها” همسفر شود و نگرش مثبتی نسبت به آنان ندارد، اما در ادامه با آنها همراه می شود و وقتی مرتضی کم می آورد، می گوید: «آدم هر کاریو قبول کِرد واس تا تَش بره.»
,خاله حکیمه: خاله ی حسین، زنی اهل روستای شفیع آباد، بسیار مهربان و نماد مهمان نوازی ایرانیان است. حسن، فرزندخوانده ی اوست که در جنگ شهید شده است. ماریا بسیار تحت تاثیر منش او قرار می گیرد.
,جدول شخصیت پردازی
,|
شخصیت |
موقعیت |
نیاز دراماتیک |
رمزگان کنشی |
|
رومن |
جهانگرد کانادایی/ همسر ماریا/ طالب دیدن کلوت ها و قنات |
دیدن کلوت ها/ کمک برای بهبود ماریا |
- انتظار می رود رومن کلوت ها را ببیند. - اتظار می رود رومن با دیدن کویر، قنات و کلوت ها عاشق جاذبه های ایران شود. |
|
ماریا |
همسر ایرانی رومن/ ناامید از زندگی به علت از دست دادن فرزند |
ارتباط با گذشته اش/ بهبود وضعیت روحی و روانی/ بهیود رابطه با همسرش |
- انتظار می رود ماریا با دوست دوران کودکی اش ارتباط برقرار کند. - انتظار می رود حال ماریا بهبود یابد. - انتظار می رود رابطه ماریا با رومن خوب شود. |
|
مرتضی |
مستخدم هتل/ انگلیسی بلد/ مایل به ادامه تحصیل در کانادا |
بردن رومن و ماریا برای دیدن کلوت ها |
- انتظار می رود مرتضی به رومن برای دیدن کلوت ها کمک کند. - انتظار می رود مرتضی در خصوص ادامه تحصیل در کانادا پیگیر شود. |
|
حسین |
پسرعموی مرتضی/ با ماشینش کار می کند/ مدت هاست به خاله اش سر نزده |
همراهی مرتضی برای بردن رومن و ماریا جهت دیدن کلوت ها |
- انتظار می رود حسین مرتضی را همراهی کند. - انتظار می رود حسین با خارجی ها دچار تنش شود. - انتظار می رود رابطه حسین با خاله اش بهتر شود - انتظار می رود رابطه حسین با خارجی ها بهبود یابد. |
|
مرد قناتی |
قنات ها و کویر را می شناسد |
کمک به رومن برای مشاهده ی قنات |
- انتظار می رود مرد قناتی به رومن کمک کند. - انتظار می رود رابطه خوبی بین رومن و مرد قناتی برقرار شود. |
|
خاله حکیمه |
خاله ی حسین/ اهل روستای شفیع آباد/ مادر شهید |
پذیرایی از حسین، مرتضی، رومن و ماریا/ کمک به ماریا/ برقرای ارتباط با حسین |
- انتظار می رود خاله حکیمه از مهمانان پذیرایی کند - انتظار م یرود خاله حکیمه به ماریا کمک کند - انتظار می رود خاله حکیمه با حسین درددل کند. |
|
مامور نیروی انتظامی |
کنجکاو و پیگیر درباره جهانگردان خارجی |
تاکید بر نگرش منفی خارجی ها مبنی بر تروریست بودن ایرانی ها |
- انتظار می رود مامور نیروی انتظامی به سفر رومن و ماریا به سمت کلوت ها پی ببرد. |
|
فریبا |
دوست دوران کودکی ماریا |
مایل به برقراری ارتباط با ماریا |
- انتظار می رود فریبا با ماریا تماس بگیرد. - انتظار می رود فریبا به ماریا کمک کند. |
|
شخصیت |
موقعیت |
نیاز دراماتیک |
رمزگان کنشی |
|
رومن |
جهانگرد کانادایی/ همسر ماریا/ طالب دیدن کلوت ها و قنات |
دیدن کلوت ها/ کمک برای بهبود ماریا |
- انتظار می رود رومن کلوت ها را ببیند. - اتظار می رود رومن با دیدن کویر، قنات و کلوت ها عاشق جاذبه های ایران شود. |
|
ماریا |
همسر ایرانی رومن/ ناامید از زندگی به علت از دست دادن فرزند |
ارتباط با گذشته اش/ بهبود وضعیت روحی و روانی/ بهیود رابطه با همسرش |
- انتظار می رود ماریا با دوست دوران کودکی اش ارتباط برقرار کند. - انتظار می رود حال ماریا بهبود یابد. - انتظار می رود رابطه ماریا با رومن خوب شود. |
|
مرتضی |
مستخدم هتل/ انگلیسی بلد/ مایل به ادامه تحصیل در کانادا |
بردن رومن و ماریا برای دیدن کلوت ها |
- انتظار می رود مرتضی به رومن برای دیدن کلوت ها کمک کند. - انتظار می رود مرتضی در خصوص ادامه تحصیل در کانادا پیگیر شود. |
|
حسین |
پسرعموی مرتضی/ با ماشینش کار می کند/ مدت هاست به خاله اش سر نزده |
همراهی مرتضی برای بردن رومن و ماریا جهت دیدن کلوت ها |
- انتظار می رود حسین مرتضی را همراهی کند. - انتظار می رود حسین با خارجی ها دچار تنش شود. - انتظار می رود رابطه حسین با خاله اش بهتر شود - انتظار می رود رابطه حسین با خارجی ها بهبود یابد. |
|
مرد قناتی |
قنات ها و کویر را می شناسد |
کمک به رومن برای مشاهده ی قنات |
- انتظار می رود مرد قناتی به رومن کمک کند. - انتظار می رود رابطه خوبی بین رومن و مرد قناتی برقرار شود. |
|
خاله حکیمه |
خاله ی حسین/ اهل روستای شفیع آباد/ مادر شهید |
پذیرایی از حسین، مرتضی، رومن و ماریا/ کمک به ماریا/ برقرای ارتباط با حسین |
- انتظار می رود خاله حکیمه از مهمانان پذیرایی کند - انتظار م یرود خاله حکیمه به ماریا کمک کند - انتظار می رود خاله حکیمه با حسین درددل کند. |
|
مامور نیروی انتظامی |
کنجکاو و پیگیر درباره جهانگردان خارجی |
تاکید بر نگرش منفی خارجی ها مبنی بر تروریست بودن ایرانی ها |
- انتظار می رود مامور نیروی انتظامی به سفر رومن و ماریا به سمت کلوت ها پی ببرد. |
|
فریبا |
دوست دوران کودکی ماریا |
مایل به برقراری ارتباط با ماریا |
- انتظار می رود فریبا با ماریا تماس بگیرد. - انتظار می رود فریبا به ماریا کمک کند. |
شخصیت
موقعیت
نیاز دراماتیک
رمزگان کنشی
رومن
جهانگرد کانادایی/ همسر ماریا/ طالب دیدن کلوت ها و قنات
دیدن کلوت ها/ کمک برای بهبود ماریا
- انتظار می رود رومن کلوت ها را ببیند.
- اتظار می رود رومن با دیدن کویر، قنات و کلوت ها عاشق جاذبه های ایران شود.
ماریا
همسر ایرانی رومن/ ناامید از زندگی به علت از دست دادن فرزند
ارتباط با گذشته اش/ بهبود وضعیت روحی و روانی/ بهیود رابطه با همسرش
- انتظار می رود ماریا با دوست دوران کودکی اش ارتباط برقرار کند.
- انتظار می رود حال ماریا بهبود یابد.
- انتظار می رود رابطه ماریا با رومن خوب شود.
مرتضی
مستخدم هتل/ انگلیسی بلد/ مایل به ادامه تحصیل در کانادا
بردن رومن و ماریا برای دیدن کلوت ها
- انتظار می رود مرتضی به رومن برای دیدن کلوت ها کمک کند.
- انتظار می رود مرتضی در خصوص ادامه تحصیل در کانادا پیگیر شود.
حسین
پسرعموی مرتضی/ با ماشینش کار می کند/ مدت هاست به خاله اش سر نزده
همراهی مرتضی برای بردن رومن و ماریا جهت دیدن کلوت ها
- انتظار می رود حسین مرتضی را همراهی کند.
- انتظار می رود حسین با خارجی ها دچار تنش شود.
- انتظار می رود رابطه حسین با خاله اش بهتر شود
- انتظار می رود رابطه حسین با خارجی ها بهبود یابد.
مرد قناتی
قنات ها و کویر را می شناسد
کمک به رومن برای مشاهده ی قنات
- انتظار می رود مرد قناتی به رومن کمک کند.
- انتظار می رود رابطه خوبی بین رومن و مرد قناتی برقرار شود.
خاله حکیمه
خاله ی حسین/ اهل روستای شفیع آباد/ مادر شهید
پذیرایی از حسین، مرتضی، رومن و ماریا/ کمک به ماریا/ برقرای ارتباط با حسین
- انتظار می رود خاله حکیمه از مهمانان پذیرایی کند
- انتظار م یرود خاله حکیمه به ماریا کمک کند
- انتظار می رود خاله حکیمه با حسین درددل کند.
مامور نیروی انتظامی
کنجکاو و پیگیر درباره جهانگردان خارجی
تاکید بر نگرش منفی خارجی ها مبنی بر تروریست بودن ایرانی ها
- انتظار می رود مامور نیروی انتظامی به سفر رومن و ماریا به سمت کلوت ها پی ببرد.
فریبا
دوست دوران کودکی ماریا
مایل به برقراری ارتباط با ماریا
- انتظار می رود فریبا با ماریا تماس بگیرد.
- انتظار می رود فریبا به ماریا کمک کند.
شخصیت
موقعیت
نیاز دراماتیک
رمزگان کنشی
شخصیت
شخصیت
,موقعیت
موقعیت
,نیاز دراماتیک
نیاز دراماتیک
,رمزگان کنشی
رمزگان کنشی
,رومن
جهانگرد کانادایی/ همسر ماریا/ طالب دیدن کلوت ها و قنات
دیدن کلوت ها/ کمک برای بهبود ماریا
- انتظار می رود رومن کلوت ها را ببیند.
- اتظار می رود رومن با دیدن کویر، قنات و کلوت ها عاشق جاذبه های ایران شود.
رومن
رومن
,جهانگرد کانادایی/ همسر ماریا/ طالب دیدن کلوت ها و قنات
جهانگرد کانادایی/ همسر ماریا/ طالب دیدن کلوت ها و قنات
,دیدن کلوت ها/ کمک برای بهبود ماریا
دیدن کلوت ها/ کمک برای بهبود ماریا
,- انتظار می رود رومن کلوت ها را ببیند.
- اتظار می رود رومن با دیدن کویر، قنات و کلوت ها عاشق جاذبه های ایران شود.
- انتظار می رود رومن کلوت ها را ببیند.
,- اتظار می رود رومن با دیدن کویر، قنات و کلوت ها عاشق جاذبه های ایران شود.
,ماریا
همسر ایرانی رومن/ ناامید از زندگی به علت از دست دادن فرزند
ارتباط با گذشته اش/ بهبود وضعیت روحی و روانی/ بهیود رابطه با همسرش
- انتظار می رود ماریا با دوست دوران کودکی اش ارتباط برقرار کند.
- انتظار می رود حال ماریا بهبود یابد.
- انتظار می رود رابطه ماریا با رومن خوب شود.
ماریا
ماریا
,همسر ایرانی رومن/ ناامید از زندگی به علت از دست دادن فرزند
همسر ایرانی رومن/ ناامید از زندگی به علت از دست دادن فرزند
,ارتباط با گذشته اش/ بهبود وضعیت روحی و روانی/ بهیود رابطه با همسرش
ارتباط با گذشته اش/ بهبود وضعیت روحی و روانی/ بهیود رابطه با همسرش
,- انتظار می رود ماریا با دوست دوران کودکی اش ارتباط برقرار کند.
- انتظار می رود حال ماریا بهبود یابد.
- انتظار می رود رابطه ماریا با رومن خوب شود.
- انتظار می رود ماریا با دوست دوران کودکی اش ارتباط برقرار کند.
,- انتظار می رود حال ماریا بهبود یابد.
,- انتظار می رود رابطه ماریا با رومن خوب شود.
,مرتضی
مستخدم هتل/ انگلیسی بلد/ مایل به ادامه تحصیل در کانادا
بردن رومن و ماریا برای دیدن کلوت ها
- انتظار می رود مرتضی به رومن برای دیدن کلوت ها کمک کند.
- انتظار می رود مرتضی در خصوص ادامه تحصیل در کانادا پیگیر شود.
مرتضی
مرتضی
,مستخدم هتل/ انگلیسی بلد/ مایل به ادامه تحصیل در کانادا
مستخدم هتل/ انگلیسی بلد/ مایل به ادامه تحصیل در کانادا
,بردن رومن و ماریا برای دیدن کلوت ها
بردن رومن و ماریا برای دیدن کلوت ها
,- انتظار می رود مرتضی به رومن برای دیدن کلوت ها کمک کند.
- انتظار می رود مرتضی در خصوص ادامه تحصیل در کانادا پیگیر شود.
- انتظار می رود مرتضی به رومن برای دیدن کلوت ها کمک کند.
,- انتظار می رود مرتضی در خصوص ادامه تحصیل در کانادا پیگیر شود.
,حسین
پسرعموی مرتضی/ با ماشینش کار می کند/ مدت هاست به خاله اش سر نزده
همراهی مرتضی برای بردن رومن و ماریا جهت دیدن کلوت ها
- انتظار می رود حسین مرتضی را همراهی کند.
- انتظار می رود حسین با خارجی ها دچار تنش شود.
- انتظار می رود رابطه حسین با خاله اش بهتر شود
- انتظار می رود رابطه حسین با خارجی ها بهبود یابد.
حسین
حسین
,پسرعموی مرتضی/ با ماشینش کار می کند/ مدت هاست به خاله اش سر نزده
پسرعموی مرتضی/ با ماشینش کار می کند/ مدت هاست به خاله اش سر نزده
,همراهی مرتضی برای بردن رومن و ماریا جهت دیدن کلوت ها
همراهی مرتضی برای بردن رومن و ماریا جهت دیدن کلوت ها
,- انتظار می رود حسین مرتضی را همراهی کند.
- انتظار می رود حسین با خارجی ها دچار تنش شود.
- انتظار می رود رابطه حسین با خاله اش بهتر شود
- انتظار می رود رابطه حسین با خارجی ها بهبود یابد.
- انتظار می رود حسین مرتضی را همراهی کند.
,- انتظار می رود حسین با خارجی ها دچار تنش شود.
,- انتظار می رود رابطه حسین با خاله اش بهتر شود
,- انتظار می رود رابطه حسین با خارجی ها بهبود یابد.
,مرد قناتی
قنات ها و کویر را می شناسد
کمک به رومن برای مشاهده ی قنات
- انتظار می رود مرد قناتی به رومن کمک کند.
- انتظار می رود رابطه خوبی بین رومن و مرد قناتی برقرار شود.
مرد قناتی
مرد قناتی
,قنات ها و کویر را می شناسد
قنات ها و کویر را می شناسد
,کمک به رومن برای مشاهده ی قنات
کمک به رومن برای مشاهده ی قنات
,- انتظار می رود مرد قناتی به رومن کمک کند.
- انتظار می رود رابطه خوبی بین رومن و مرد قناتی برقرار شود.
- انتظار می رود مرد قناتی به رومن کمک کند.
,- انتظار می رود رابطه خوبی بین رومن و مرد قناتی برقرار شود.
,خاله حکیمه
خاله ی حسین/ اهل روستای شفیع آباد/ مادر شهید
پذیرایی از حسین، مرتضی، رومن و ماریا/ کمک به ماریا/ برقرای ارتباط با حسین
- انتظار می رود خاله حکیمه از مهمانان پذیرایی کند
- انتظار م یرود خاله حکیمه به ماریا کمک کند
- انتظار می رود خاله حکیمه با حسین درددل کند.
خاله حکیمه
خاله حکیمه
,خاله ی حسین/ اهل روستای شفیع آباد/ مادر شهید
خاله ی حسین/ اهل روستای شفیع آباد/ مادر شهید
,پذیرایی از حسین، مرتضی، رومن و ماریا/ کمک به ماریا/ برقرای ارتباط با حسین
پذیرایی از حسین، مرتضی، رومن و ماریا/ کمک به ماریا/ برقرای ارتباط با حسین
,- انتظار می رود خاله حکیمه از مهمانان پذیرایی کند
- انتظار م یرود خاله حکیمه به ماریا کمک کند
- انتظار می رود خاله حکیمه با حسین درددل کند.
- انتظار می رود خاله حکیمه از مهمانان پذیرایی کند
,- انتظار م یرود خاله حکیمه به ماریا کمک کند
,- انتظار می رود خاله حکیمه با حسین درددل کند.
,مامور نیروی انتظامی
کنجکاو و پیگیر درباره جهانگردان خارجی
تاکید بر نگرش منفی خارجی ها مبنی بر تروریست بودن ایرانی ها
- انتظار می رود مامور نیروی انتظامی به سفر رومن و ماریا به سمت کلوت ها پی ببرد.
مامور نیروی انتظامی
مامور نیروی انتظامی
,کنجکاو و پیگیر درباره جهانگردان خارجی
کنجکاو و پیگیر درباره جهانگردان خارجی
,تاکید بر نگرش منفی خارجی ها مبنی بر تروریست بودن ایرانی ها
تاکید بر نگرش منفی خارجی ها مبنی بر تروریست بودن ایرانی ها
,- انتظار می رود مامور نیروی انتظامی به سفر رومن و ماریا به سمت کلوت ها پی ببرد.
- انتظار می رود مامور نیروی انتظامی به سفر رومن و ماریا به سمت کلوت ها پی ببرد.
,فریبا
دوست دوران کودکی ماریا
مایل به برقراری ارتباط با ماریا
- انتظار می رود فریبا با ماریا تماس بگیرد.
- انتظار می رود فریبا به ماریا کمک کند.
فریبا
فریبا
,دوست دوران کودکی ماریا
دوست دوران کودکی ماریا
,مایل به برقراری ارتباط با ماریا
مایل به برقراری ارتباط با ماریا
,- انتظار می رود فریبا با ماریا تماس بگیرد.
- انتظار می رود فریبا به ماریا کمک کند.
- انتظار می رود فریبا با ماریا تماس بگیرد.
,- انتظار می رود فریبا به ماریا کمک کند.
,جدول مقایسه وضعیت ابتدایی روایت با وضعیت انتهایی:
,|
شخصیت |
موضوع |
وضعیت ابتدایی |
وضعیت انتهایی |
|
|
رومن |
جاذبه های گردشگری ایران |
طالب است (دوست دارد ببیند) |
عاشق است (محو کویر و آسمان وقنات و کلوت شده است) |
|
|
ماریا |
تصور از ایرانیان |
تروریست |
مهمان نواز |
|
|
جاذبه های ایران |
بی اعتنا |
طالب و عاشق |
||
|
تصور از زندگی |
پوچگرایی و ناامیدی |
امیدوار |
||
|
گذشته خود (هویت ایرانی) |
عدم تمایل به برقرای ارتباط |
برقرای ارتباط |
بازگشت به هویت ایرانی |
|
|
حسین |
ارتباط با گذشته (برادر شهیدش) |
عدم تمایل به برقرای ارتباط |
برقراری ارتباط |
|
|
رومن و مرتضی |
ابزار و موضوع ارتباط |
فوتبال، ادامه تحصیل در خارج از سوی مرتضی/ کلوت و کویر از سوی رومن (ارتباط فرهنگی سطحی) (هم زبانی) |
ازدواج، ایران و فرهنگ ایرانی (ارتباط فرهنگی عمیق) (هم زبانی و همدلی) |
همدلی بهتر از همزبانی |
|
رومن و مرد قناتی |
موضوع ارتباط |
جاذبه های گردشگری (ارتباط فرهنگی سطحی) (بی زبانی) |
جاذبه های فرهنگی (ارتباط فرهنگی عمیق) (بی زبانی و همدلی) |
|
|
ماریا و حسین |
موضوع ارتباط |
تروریسم و شرارت |
مفهوم مادر |
|
|
حسین و خاله اش |
موضوع ارتباط |
اضطرار (حسین مجبور می شود به خاله اش سر بزند) |
شهید |
|
|
رومن و ماریا |
موضوع ارتباط |
مشکلات خانوادگی |
جاذبه های ایران |
|
|
شخصیت |
موضوع |
وضعیت ابتدایی |
وضعیت انتهایی |
|
|
رومن |
جاذبه های گردشگری ایران |
طالب است (دوست دارد ببیند) |
عاشق است (محو کویر و آسمان وقنات و کلوت شده است) |
|
|
ماریا |
تصور از ایرانیان |
تروریست |
مهمان نواز |
|
|
جاذبه های ایران |
بی اعتنا |
طالب و عاشق |
||
|
تصور از زندگی |
پوچگرایی و ناامیدی |
امیدوار |
||
|
گذشته خود (هویت ایرانی) |
عدم تمایل به برقرای ارتباط |
برقرای ارتباط |
بازگشت به هویت ایرانی |
|
|
حسین |
ارتباط با گذشته (برادر شهیدش) |
عدم تمایل به برقرای ارتباط |
برقراری ارتباط |
|
|
رومن و مرتضی |
ابزار و موضوع ارتباط |
فوتبال، ادامه تحصیل در خارج از سوی مرتضی/ کلوت و کویر از سوی رومن (ارتباط فرهنگی سطحی) (هم زبانی) |
ازدواج، ایران و فرهنگ ایرانی (ارتباط فرهنگی عمیق) (هم زبانی و همدلی) |
همدلی بهتر از همزبانی |
|
رومن و مرد قناتی |
موضوع ارتباط |
جاذبه های گردشگری (ارتباط فرهنگی سطحی) (بی زبانی) |
جاذبه های فرهنگی (ارتباط فرهنگی عمیق) (بی زبانی و همدلی) |
|
|
ماریا و حسین |
موضوع ارتباط |
تروریسم و شرارت |
مفهوم مادر |
|
|
حسین و خاله اش |
موضوع ارتباط |
اضطرار (حسین مجبور می شود به خاله اش سر بزند) |
شهید |
|
|
رومن و ماریا |
موضوع ارتباط |
مشکلات خانوادگی |
جاذبه های ایران |
|
شخصیت
موضوع
وضعیت ابتدایی
وضعیت انتهایی
رومن
جاذبه های گردشگری ایران
طالب است
(دوست دارد ببیند)
عاشق است
(محو کویر و آسمان وقنات و کلوت شده است)
ماریا
تصور از ایرانیان
تروریست
مهمان نواز
جاذبه های ایران
بی اعتنا
طالب و عاشق
تصور از زندگی
پوچگرایی و ناامیدی
امیدوار
گذشته خود
(هویت ایرانی)
عدم تمایل به برقرای ارتباط
برقرای ارتباط
بازگشت به هویت ایرانی
حسین
ارتباط با گذشته (برادر شهیدش)
عدم تمایل به برقرای ارتباط
برقراری ارتباط
رومن و مرتضی
ابزار و موضوع ارتباط
فوتبال، ادامه تحصیل در خارج از سوی مرتضی/ کلوت و کویر از سوی رومن (ارتباط فرهنگی سطحی) (هم زبانی)
ازدواج، ایران و فرهنگ ایرانی
(ارتباط فرهنگی عمیق) (هم زبانی و همدلی)
همدلی بهتر از همزبانی
رومن و مرد قناتی
موضوع ارتباط
جاذبه های گردشگری
(ارتباط فرهنگی سطحی) (بی زبانی)
جاذبه های فرهنگی
(ارتباط فرهنگی عمیق) (بی زبانی و همدلی)
ماریا و حسین
موضوع ارتباط
تروریسم و شرارت
مفهوم مادر
حسین و خاله اش
موضوع ارتباط
اضطرار
(حسین مجبور می شود به خاله اش سر بزند)
شهید
رومن و ماریا
موضوع ارتباط
مشکلات خانوادگی
جاذبه های ایران
شخصیت
موضوع
وضعیت ابتدایی
وضعیت انتهایی
شخصیت
شخصیت
,موضوع
موضوع
,وضعیت ابتدایی
وضعیت ابتدایی
,وضعیت انتهایی
وضعیت انتهایی
,رومن
جاذبه های گردشگری ایران
طالب است
(دوست دارد ببیند)
عاشق است
(محو کویر و آسمان وقنات و کلوت شده است)
رومن
رومن
,جاذبه های گردشگری ایران
جاذبه های گردشگری ایران
,طالب است
(دوست دارد ببیند)
طالب است
,(دوست دارد ببیند)
,عاشق است
(محو کویر و آسمان وقنات و کلوت شده است)
عاشق است
,(محو کویر و آسمان وقنات و کلوت شده است)
,ماریا
تصور از ایرانیان
تروریست
مهمان نواز
ماریا
ماریا
,تصور از ایرانیان
تصور از ایرانیان
,تروریست
تروریست
,مهمان نواز
مهمان نواز
,جاذبه های ایران
بی اعتنا
طالب و عاشق
جاذبه های ایران
جاذبه های ایران
,بی اعتنا
بی اعتنا
,طالب و عاشق
طالب و عاشق
,تصور از زندگی
پوچگرایی و ناامیدی
امیدوار
تصور از زندگی
تصور از زندگی
,پوچگرایی و ناامیدی
پوچگرایی و ناامیدی
,امیدوار
امیدوار
,گذشته خود
(هویت ایرانی)
عدم تمایل به برقرای ارتباط
برقرای ارتباط
بازگشت به هویت ایرانی
گذشته خود
(هویت ایرانی)
گذشته خود
,(هویت ایرانی)
,عدم تمایل به برقرای ارتباط
عدم تمایل به برقرای ارتباط
,برقرای ارتباط
برقرای ارتباط
,بازگشت به هویت ایرانی
بازگشت به هویت ایرانی
,حسین
ارتباط با گذشته (برادر شهیدش)
عدم تمایل به برقرای ارتباط
برقراری ارتباط
حسین
حسین
,ارتباط با گذشته (برادر شهیدش)
ارتباط با گذشته (برادر شهیدش)
,عدم تمایل به برقرای ارتباط
عدم تمایل به برقرای ارتباط
,برقراری ارتباط
برقراری ارتباط
,رومن و مرتضی
ابزار و موضوع ارتباط
فوتبال، ادامه تحصیل در خارج از سوی مرتضی/ کلوت و کویر از سوی رومن (ارتباط فرهنگی سطحی) (هم زبانی)
ازدواج، ایران و فرهنگ ایرانی
(ارتباط فرهنگی عمیق) (هم زبانی و همدلی)
همدلی بهتر از همزبانی
رومن و مرتضی
رومن و مرتضی
,ابزار و موضوع ارتباط
ابزار و موضوع ارتباط
,فوتبال، ادامه تحصیل در خارج از سوی مرتضی/ کلوت و کویر از سوی رومن (ارتباط فرهنگی سطحی) (هم زبانی)
فوتبال، ادامه تحصیل در خارج از سوی مرتضی/ کلوت و کویر از سوی رومن (ارتباط فرهنگی سطحی) (هم زبانی)
,ازدواج، ایران و فرهنگ ایرانی
(ارتباط فرهنگی عمیق) (هم زبانی و همدلی)
ازدواج، ایران و فرهنگ ایرانی
,(ارتباط فرهنگی عمیق) (هم زبانی و همدلی)
,همدلی بهتر از همزبانی
همدلی بهتر از همزبانی
,رومن و مرد قناتی
موضوع ارتباط
جاذبه های گردشگری
(ارتباط فرهنگی سطحی) (بی زبانی)
جاذبه های فرهنگی
(ارتباط فرهنگی عمیق) (بی زبانی و همدلی)
رومن و مرد قناتی
رومن و مرد قناتی
,موضوع ارتباط
موضوع ارتباط
,جاذبه های گردشگری
(ارتباط فرهنگی سطحی) (بی زبانی)
جاذبه های گردشگری
,(ارتباط فرهنگی سطحی) (بی زبانی)
,جاذبه های فرهنگی
(ارتباط فرهنگی عمیق) (بی زبانی و همدلی)
جاذبه های فرهنگی
,(ارتباط فرهنگی عمیق) (بی زبانی و همدلی)
,ماریا و حسین
موضوع ارتباط
تروریسم و شرارت
مفهوم مادر
ماریا و حسین
ماریا و حسین
,موضوع ارتباط
موضوع ارتباط
,تروریسم و شرارت
تروریسم و شرارت
,مفهوم مادر
مفهوم مادر
,حسین و خاله اش
موضوع ارتباط
اضطرار
(حسین مجبور می شود به خاله اش سر بزند)
شهید
حسین و خاله اش
حسین و خاله اش
,موضوع ارتباط
موضوع ارتباط
,اضطرار
(حسین مجبور می شود به خاله اش سر بزند)
اضطرار
,(حسین مجبور می شود به خاله اش سر بزند)
,شهید
شهید
,رومن و ماریا
موضوع ارتباط
مشکلات خانوادگی
جاذبه های ایران
رومن و ماریا
رومن و ماریا
,موضوع ارتباط
موضوع ارتباط
,مشکلات خانوادگی
مشکلات خانوادگی
,جاذبه های ایران
جاذبه های ایران
,تحلیل کلی فیلم: سیر رویدادها منطقی و اغلب علّی است. ورود شخصیت ها به داستان منطقی و در چارچوب نیازهای داستان است. بازی ها بسیار یکدست و روی روال است. مایه ی طنز فیلم با لهجه ی شیرین کرمانی و سیر رویدادها آمیخته و کاملاً سالم و در چارچوب روایت است. خرده داستان ها، بخوبی با داستان فیلم مرتبط شده اند. تحول شخصیت ها در اثر وقایعی است که در سیر روایت روی می دهد و مخاطب انتظار این تحولات را دارد. مثلاً در مورد ماریا، زمینه چینی های مختلفی تحول او را رغم می زنند: او مشابهت هایی بین حسین و پسر از دست رفته اش می بیند و مهمان نوازی خاله حکیمه و حس همزادپنداری مشترک آنها نیز مزید بر علت می شود و در نهایت تماس با دوست دوران کودکی اش نشان دهنده تحولی است که در او ایجاد شده است. در این فیلم نگاه جدید به مهاجرت وجود دارد و ماریا به عنوان ایرانی مهاجر، از طریق بازگشت به سرزمین و فرهنگ مادری مشکلاتش حل می شود. در این فیلم شاهد تصویر زیبایی از ایران و فرهنگ ایرانی هستیم که بستری برای ارتباط میان فرهنگی می شود که با همزبانی آغاز می شود و در ادامه به همدلی می رسد.
]
ارسال دیدگاه