سایه سنگین ثروتمندان بر درد محرومان/پیرمرد و پیرزنی که دنیا را با اشک سپری می کنند

سایه سنگین ثروتمندان بر درد محرومان/پیرمرد و پیرزنی که دنیا را با اشک سپری می کنند
این روزها اگر به اطراف خود حتی به همسایه گان خوب نگاه کنید شاید بهتر درک کنید زمانی که شما غذای آن چنانی مصرف می کنید ،برخی ها نان هم برای خوردن نداشته باشند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل ازبیان روز، دنیا آراسته به زیبایی هاست چون خدا زیباست  زیبایی را دوست دارد. گاه این زیبایی ها انسان را می فریبد و مشغول به خود می کند تا برخی زیبایی های حقیقی را نبیند، مانند نوری که در تاریکی می درخشد اما چشم را آزار می دهد و مانع دیدن اطرافش می شود.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بیان روز،, بیان روز،, بیان روز, بیان روز,  دنیا آراسته به زیبایی هاست چون خدا زیباست  زیبایی را دوست دارد. گاه این زیبایی ها انسان را می فریبد و مشغول به خود می کند تا برخی زیبایی های حقیقی را نبیند، مانند نوری که در تاریکی می درخشد اما چشم را آزار می دهد و مانع دیدن اطرافش می شود.,

حال این دنیا مانند مسافرخانه ای بین راهی که سال های زیادی  قدمت دارد و مسافران بی شماری را در خود جای داده  اما هیچ کدام آنها برای همیشه آنجا نمانده اند و روزی راهی سفری بی بازگشت و ابدی شده اند.

,

مسافرخانه ای که زیبایی آن از دور چشم نوازست اما داخلش متروکه که بوی غم غربت از آن به مشام می رسد.

,

هیچ مسافری حاضر نیست در این مکان برای مدتی طولانی بماند و به آن دلبسته شود.

,

پیرمرد

, پیرمرد,

دنیایی که در آن زاده شده ایم گاه ما را از دانستن این نکته غافل می کند که همگی مسافریم باید راهمان مستقیم و  کوله بارمان سبک باشد تا مسیر خسته کننده و بیراهه نباشد.

,

  برخی از انسانها سهم زیادی از  مادیات دنیا می گیرند و برخی هم کمتر، شاید اگر به حق همقطارانمان دست درازی نکنیم و قانع به سهم خودمان باشیم همگی سهم برابری از دنیا داشته باشیم.

,

حال این دنیایی که درآنیم برخی سهمشان قصرهای اشرافی و مرکبهایی چندمیلیاردی است و برخی هم کلبه هایی از خشت و گل سهمشان شده است.

,

 اما برتری انسان از نگاه الهی فقط تقواست نه ثروت و اندوخته های دنیا

,

این روزها اگر به اطراف خود حتی به همسایه گان خوب نگاه کنید شاید بهتر درک کنید زمانی که شما غذای آن چنانی مصرف می کنید ،برخی ها نان هم برای خوردن نداشته باشند.

,

در داخل کوچه و خیابان که راه می رویی هرزگاهی پیرمردی،پیرزنی یا زنی که بچه معلولش را در دست دارد با کاسه ای مسی در کنار خیابان نشسته و از شما درخواست کمک می کند.

,

این روزها حال برخی ها خیلی خوبست که فقط پول توجیبی ماهانه آنها فقط دو میلیون تومان می شود ولی از این طرف خانواده ای برای خرید نان و داشتن 1000تومان در رنج و سختی به سر می برد.

,

پیرمرد فقیر  گاهی چرخ حیله گر و غدار روزگار به گونه ای ناعادلانه می چرخد و عده ای را خیلی بالاتر از عده ای دیگر قرار می دهد اما از اسمش پیداست ماهیت چرخْ چرخیدن است شاید لحظه ای دیگر بچرخد  و همه چیز برعکس و جابجا شود پس این انسان است که می تواند به این چرخ و بازیهای آن فریفته نشود.

, پیرمرد فقیر,

 به حقیقت دنیا پست تر از آن است که شایسته دل بستن باشد، دنیایی که روزی انسان را به عرش می برد، دنیایی که روزی انسان در آن جامه ابریشمی می پوشد و سر بر بالشهایی از پرقو می گذارد اما روزی دیگر او را به فرش می کشد و جامه اش  چند متر برد یمانی می شود و بالشش سنگ و خاک،انسانی که سالها در قصرهای میلیاردی زندگی کرده است یک شب باید در زمین مستطیلی شکل چندمتری بدون نور و اکسیژن بخوابد.

,

آری دنیابا این اوصاف آنقدر هم زیبا و چشم نواز نیست که ما را از دیدن حقیقت غافل کند .

,

گاهی باید مدتی پشت چراغ قرمزهای چهارراههای شهرمان بایستیم و از اتومبیل های قیمتی مان بیرون را نگاه کنیم حتی نگاه کردن هم می تواند تلنگری باشد تاببینیم چه کسانی در اطرافمان زندگی میکنند.گاهی باید ببینیم سهم همه مثل ما از دنیا زیاد نیست.

,

انسانهایی که تنها دارایی آنها از دنیای پرزرق و برق بساطی است که پهن کرده اند برخی که سقف بالای سرشان آسمان آبی است و کوله پشتی که خالی تر دستهایشان است اما قلبهایی مهربان و لبریز ازعشق دارند.

,

 انسان از زمان تولد تا مرگ  روز را به امید این به شب می رساند که شب کنار خانواده اش در خانه چهاردیواری امنش  آرام شود و رفع خستگی کند اما برخی سهمشان از این هم کمتر است چون خانه چهاردیواری ندارند و سقفشان آسمان است و زیراندازشان زمین، مردی که حسرت داشتن سرپناه برای همسرش را دارد و غرور مردانه اش زیر پای عابران پیاده رو می شکند زمانی که قادر نیست دستان یخ زده و بی جان همسرش را گرم کند می شکند مانند بلوری که می شکند و هر تکه اش جایی می افتد و دیگر هیچ چینی بند ماهری نمیتواند آن را تعمیر کند.

,

زن و بانویی که حق دارد سقف بالای سرش امن باشد و نگاههایی آزارش ندهد حال مجبور است کنار تنها کسش در خیابان زندگی کند. آری این برای قلبهایی که هنوز از عشق سرشارند و نور خدایی درآنها دیده می شود درد آور است. آری دردد دارد دردی استخوان سوز که انسان را از پادرمی آورد. شاید اگر از خودخواهی هایمان کم کنیم و به انصافمان اضافه کنیم معادله مجهول بی عدالتی حل شود.

,

 بی کسی و تنهایی برخی انسانها به وسعت آسمانی است که اکنون سقف بالای سرشان شده است و ستارگانی که چراغی برای این خانه بی رونق و سردشان شده است. خانه ای که سقفش گاه از شدت دلتنگی ابرها گریه می کند و آنها را خیس می کند .

,

 برای دیدن اینها به قول سهراب سپهری باید چشمهایمان را بشوییم و دنیا را جور دیگر هم ببینیم.

,

 اگر می دانستیم خداوند عادل است و حق فقیر را در ثروت ثروتمند قرارداده است نمی توانستیم این انسانهارا ببینیم و از کنارشان بی تفاوت عبورکنیم اگر می دانستیم همسایه مان گرسنه می خوابد نمیتوانستیم لقمه ای بخوریم اگر می دانستیم انسانهای شرافت مندی هستند که زیراندازشان زمین و سقفشان آسمان خداست نمیتوانستیم آسوده بر بالشهای نرم زیر سقف امن خانه مان سربگداریم

,

. عشق و بخشش را از کودکی باید یادگرفت که لقمه غذایش را با دوستش قسمت می کند و از آن لذت می برد.  چه انسانهای  سعادتمندی هستند کسانی که در عین دارا بودن بخشنده و یاریگر مظلومند و می دانند که خانه ابدیشان برای آبادی نیاز به آبادکردن خانه بی پناهی در دنیا دارد.سعادت ابدی نصیب کسانی است که به حسابشان رسیدگی می کنند قبل از آنکه به حسابشان رسیدگی شود.   ای که دستت می رسد کاری بکن              قبل از آن کز تو نیاید هیچ کار

,

*رقیه هادی سرای

,

انتهای پیام/

, انتهای پیام/]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه