نخستین گامهای نفوذ!
استعمار بریتانیا؛ کمپانی هند شرقی و تاسیس خطوط تلگراف در ایران
به این ترتیب، سیستان، سرزمین باستانی ایران به مسلخ امپراتوری بریتانیا برده شد و به دو قسمت تقسیم گردید: ۴۱۵۹ مایل مربع آن به افغانستان داده شد و ۲۸۴۸ مایل مربع آن در اختیار ایران ماند. افغانها، که خود در دام طرحهای پیچیده انگلیسیها بودند، بطور طبیعی از این اقدامات متحیر بودند[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای اصفهان ، کلیدواژه ای که امروزه در سخنان رهبر معظم انقلاب به خوبی به چشم می آید «بصیرت» و هشدار پیرامون «نفوذ» دشمن است. و چه زیاد است عبرت ها و چه اندک اند عبرت گیرندگان؛ تاریخ پر است از حوادث ریز و درشت که می توان آنها را مورد مطالعه قرار داد. متن زیر داستان احداث خط تلگراف در ایران است که با هزینه هنگفت از جانب ملت ایران و به سود کمپانی استعمارگر هند شرقی انگلستان تاسیس شد. منابع این مطلب علاوه بر دایره المعارف بریتانیکا در کتاب «زرسالاران یهود- جلد دوم» به قلم آقای عبدالله شهبازی و همچنین کتاب «استراتژی سرزمین های سوخته» به قلم آقای رضا رئیس طوسی به ثبت رسیده است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای اصفهان ،,عبدالله شهبازی می نویسد:
,بـر بنیـاد سـنن و مـیراث دوران جنگهـای صلیبی، در سده های شانزدهم تا نوزدهــم میـلادی اتحادیـه ای از خاندان هـای شـریک و درگیر در غارتگری های ماوراء بحار در غرب و مرکز اروپا شکل گرفــت. همیـن مجموعـه بود که زمام امور کمپانی هنــد شـرقی بریتانیـا را در دسـت داشـت و در سـده نوزدهـم بزرگترین امپراتوری مستعمراتی تاریخ معاصر را بنیاد نهاد.
,در جستجوها، نگارنده با مجموعـه ای از مجتمع هـای عظیم اقتصادی آشـنا شـد کـه در دنیـای امـروز شـبکه ای گسـترده و در هـم تنیـده را می سازند؛ و دریافت که زمام این مجموعه همبسته و جهان شمول بطور عمــده بـا اعقـاب همان خاندان هایی است که در سده نوزدهم الیگارشی مستعمراتی دنیای غرب به شــمار می رفتند و مستقیم یا غیرمستقیم وارث سنن و میراث غارتگری صلیبــی و مـاوراء بحـار سده های پیشین بودند.
,نگارنده در پژوهش حاضر از روشی بهره برد که تبارشناسـی نـامیده می شـود. ایـن روش برای ما ناشناخته نیســت؛ همـان دانـش ارجمنـدی اسـت کـه بـا نام هـایی چـون “علم الانساب” و “علم الرجال” در ایران پیشینه طولانی دارد و در گذشته یکی از بنیان های استوار تاریخنگاری ما را تشکیل می داد.
,یک نمونه در تاریخ ایران آلبرت گلداسمید است:
,
آلبرت گلداسمید (۱۷۹۳-۱۸۶۱)، پسر بزرگ بنجامین، به ظاهر به مسیحیت گروید، در سال ۱۸۱۱ به خدمت ارتش انگلیس وارد شد، در جنگ واترلو شرکت نمود و سرانجام به درجه سرلشکری رسید.
پسر دوم بنجامین، به نام لیونل گلداسمید (۱۷۹۷-۱۸۶۶)، با خاندان کمپبل وصلت کرد و به ظاهر مسیحی شد. سرلشکر سِر فردریک جان گلداسمید (۱۸۱۸-۱۹۰۸)، چهره نامدار مستعمراتی بریتانیا، حاصل این وصلت است. وی از شخصیتهای یهودی – انگلیسی بسیار موثر درتاریخ معاصر ایران است.
,
فردریک جان گلداسمید تحصیلات خود را در پاریس و کینگز کالج لندن به پایان برد. در سال ۱۸۳۹ به ارتش کمپانی هند شرقی بریتانیا پیوست. در جنگ تریاک با چین (۱۸۳۹-۱۸۴۲) و جنگ کریمه (۱۸۵۴-۱۸۵۶) شرکت داشت. در سالهای ۱۸۶۲-۱۸۶۴ از سوی حکومت بمبئی به مأموریت های “ویژه” و سیاسی اعزام شد و در سالهای ۱۸۶۵-۱۸۷۰ ریاست کمپانی تلگراف هند – اروپا را به دست گرفت.
خط تلگراف کمپانی فوق در ایران، با نظارت گلداسمید، از سال ۱۸۶۳ و به هزینه ایران احداث شد.
,

,
محمدعلی خان سدیدالسلطنه بندرعباسی (کبّابی) مینویسد:
«در سال ۱۲۸۰ هجری [۱۸۶۳] کمپانی تلگراف هند و اروپا مشغول سیمکشی به خلیج فارس شده و در سال ۱۲۸۱ سیم تلگراف به داخله ایران کشیده، باریکبینان “ظهرالفساد” را، که معادل ۱۲۸۱ است، تاریخ آن سال شمردهاند.» (۱)
یک محقق معاصر تکاپوی کمپانی تلگراف هند – اروپا را در ایران چنین توصیف کرده است:
در دوران شورش هند… سه ماه طول میکشید تا پیامی از هند به لندن برسد و پاسخش برگردد. لذا، ارتباط تلگرافی بین لندن و هند در اولویت اقدامات بریتانیا قرار داشت. اولین خط تلگراف، لندن و پاریس را در سال ۱۸۵۱ به هم وصل کرد. تا سال ۱۸۵۶ حدود ۴۵۰۰ مایل خط تلگراف شهرهای عمده هند را به هم وصل کرده بود. در خلال سالهای ۱۸۵۷ تا ۱۸۶۱ لندن به استانبول و سپس به بغداد وصل شد. انگلیس در نظر داشت که خط مزبور را از خانقین به تهران و از آنجا به بوشهر وصل کند. این خط قسمتی از خط لندن – کراچی در طرح بریتانیا بود.
,
,
,
مقامات بریتانیا در سال ۱۸۶۱ با مقامات ایران برای اخذ امتیاز احداث این خط تماس گرفتند. ناصرالدین شاه از ترس مداخله انگلیسیها در داخل ایران با اعطای چنین امتیازی مخالفت کرد. سیاست کجدار و مریزی که انگلیس از آن پس در مورد سیستان بازی کرد و سرانجام دست ایران را برای اقدامات نظامی جهت گسترش حقوق خود در سیستان بازگذاشت، به اضافه وعده درآمدهای ناشی از امتیاز تلگراف، توأم با فشارهای دیگری که اعمال میشد، سرانجام به اعطای امتیازی به انگلیسی ها در فوریه سال ۱۸۶۳ برای احداث این خط ۱۱۰۰ مایلی، آن هم به هزینه ایران، منجر شد.
,به دنبال امتیاز این خط، امتیاز خط دومی برای استفاده اختصاصی انگلیسیها به آنها اعطا شد. این خط از تهران به مرکز ایران از طریق یزد و کرمان میرفت و به مرز بلوچستان هند وصل میشد. خط سومی ایران و اروپا را در سال ۱۸۶۶ به یکدیگر وصل کرد و سیم ایران در مرز قفقاز به روسیه نیز وصل شد… اکنون نه تنها نیاز انگلیسیها به ایران برای احداث خطوط تلگراف مرتفع شده بود، بلکه از خود این دستگاه به صورت عامل فشار بسیار موثری برای گسترش هدفهای استعماری خود در ایران استفاده میکردند. هزینه دست کم دو میلیون لیره استرلینگ این سه خط تلگراف را دولت هند بریتانیا به ایران وام داد.
,
خطوط تلگراف بگفته [سِر مورتیمور دوراند] وزیر مختار بعدی بریتانیا در خدمت نیازهای اطلاعاتی و جاسوسی بریتانیا به کار میرفت. حتی دولت بریتانیا با چگونگی پرداخت حقوق استفاده از خطوط تلگراف، ایران را به لحاظ مالی تحت فشار میگذاشت. علاوه بر این، انگلیسیها در خلال بر پا کردن این خطوط جزییترین اطلاعات دست اول راجع به جغرافیای طبیعی و انسانی ایران را جمعآوری کردند.
گلداسمید در سال ۱۸۷۰ به درجه کلنلی رسید. او در سالهای ۱۸۷۰-۱۸۷۲ مأمور تنظیم مرزهای ایران در کلات و حَکم تعیین مرزهای سیستان بود. گلداسمید در جمادیالثانی ۱۲۸۷ ق./ اوت ۱۸۷۰م. در رأس کمیسیون مرزی سیستان عازم محل ماموریت خود شد. در ترکیب این کمیسیون، فردریک ریچارد پولاک، کلنل چارلز مکنیل کاپیتان یوان اسمیت دکتر هنری بلیو و سرگرد الیور سنجان حضور داشتند. فردریک ریچارد پولاک (سرلشکر سِر فردریک ریچارد پولاک بعدی) نیز به الیگارشی زرسالار یهودی تعلق داشت. کلنل مکنیل افسر سرویس اطلاعاتی هند بریتانیا بود و مأمور تشکیل شبکههای مخفی این سرویس در خراسان و سیستان. رأی کمیسیون مرزی سیستان درواقع به معنای جدا ساختن بخش مهمی از سرزمین سیستان از ایران بود.
,
به نوشته دکتر رضا رئیس طوسی:
به این ترتیب، سیستان، سرزمین باستانی ایران که تحت حاکمیت مطلق ایران بود… به مسلخ امپراتوری بریتانیا برده شد و به دو قسمت تقسیم گردید: ۴۱۵۹ مایل مربع آن به افغانستان داده شد و ۲۸۴۸ مایل مربع آن در اختیار ایران ماند. افغانها، که خود در دام طرحهای پیچیده انگلیسیها بودند، بطور طبیعی از اقدامات اینگونه در عمل متحیر بودند. آنها تا مدتها از تصرف زمینهای تقسیمشده به ضرر ایران خودداری کردند. شاه رأی حکمیت گلداسمید را نپذیرفت تا اینکه در سال ۱۸۷۳ از لندن دیدار کرد. در آنجا “تحت فشار سنگین قرار گرفت و سرانجام رضایت داد.”
گلداسمید بعدها خاطرات خود را درباره احداث خط تلگراف اروپا – هند و کمیسیون مرزی سیستان منتشر نمود. او مولف زندگینامه سِر جیمز اوترام نیز هست و مقالاتی در دایره المعارف بریتانیکا به چاپ رسانیده است.
,
,
گلداسمید در سال ۱۸۷۵ به درجه سرلشکری رسید. او در سالهای ۱۸۸۰-۱۸۸۳ از سوی دولت بریتانیا مسئول نظارت بر پروژه دیر ثنیه بود. این پروژهای است که به وسیله زرسالاران یهودی، به ویژه سِر ارنست کاسل، در اراضی کشاورزی مصر انجام میشد. به نوشته دایره المعارف یهود، نظام اداری مستعمراتی کنگو نیز به وسیله سرلشکر سِر فردریک جان گلداسمید بنیان نهاده شد.
,

, پینوشت:
, پینوشت:,
۱- محمدعلی خان سدیدالسلطنه (کبابی)، بندرعباس و خلیج فارس، بکوشش احمد اقتداری، تهران: چاپ دوم، دنیای کتاب، ۱۳۶۸، ص ۱۳۴٫
سدیدالسلطنه در مأخذ فوق، شرحی مفید درباره فعالیت های اولیه کمپانی فوق به دست داده است.
۲- رضا رئیس طوسی، “استراتژی سرزمین های سوخته؛ سیستان و نخستین گامهای نفوذ استعمار”، تاریخ معاصر ایران، تهران: موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، سال اول، شماره دوم، تابستان ۱۳۷۶، صص ۶۲-۷۲٫
,
,
تنظیم: جواد جلوانی
,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه