ماجرای آشنایی یک طلبه با طب سنتی

ماجرای آشنایی یک طلبه با طب سنتی
شاید این سوال به ذهن شما برسد که یک طلبه که رشته‌ی تخصصی‌اش فقه و اصول است چرا در پزشکی مطالعه داشته و در این زمینه قلم می‌زند؟! یک طلبه را به امور پزشکی چه کار؟ آیا بهتر نیست در همان حوزه‌ی تخصصی خودش کار کند و در رشته‌ای که هیچ تخصصی در آن ندارد اظهار نظر نکند و نظر دادن در این رابطه را به اهل فن واگذار کند؟
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از کاشان اول ، شاید این سوال به ذهن شما برسد که یک طلبه که رشته‌ی تخصصی‌اش فقه و اصول است چرا در پزشکی مطالعه داشته و در این زمینه قلم می‌زند؟! یک طلبه را به امور پزشکی چه کار؟ آیا بهتر نیست در همان حوزه‌ی تخصصی خودش کار کند و در رشته‌ای که هیچ تخصصی در آن ندارد اظهار نظر نکند و نظر دادن در این رابطه را به اهل فن واگذار کند؟

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کاشان اول,

حتی ممکن است اعتراض بعضی دوستان به من و امثال من از قشر روحانیت، تا آنجا برسد که؛ مگر به قول خودتان و به فتوای مراجع تقلید، مگر کسی که در زمینه‌ای که تخصص ندارد، فتوا بدهد و اظهار نظر نماید، حرام نیست ؟! پس چرا امروزه ما شاهد آن هستیم که آقایون روحانی از پزشکی گرفته تا ورزش و… که هر یک از آنها به ده‌ها رشته‌ی تخصصی تقسیم می‌شود، به راحتی اظهار نظر می‌کنند؟!!

,

به همین دلایلی که عرض کردم، ممکن است بعضی از بزرگواران از همان اول که می‌بینند، نویسنده‌ی این مقاله، یک طلبه است، اصلاً میلی به مطالعه‌ی آن نداشته باشند و آن را به گوشه‌ای پرتاب کنند! اما سخن من، خطاب به این دسته از مخاطبان است و در پاسخ به اشکال آنها می‌گویم:

,

بله، اشکالات شما دوستان رواست حتی در این رابطه از حضرت امام محمد باقر علیه السلام به سند صحیح روایت شده است که: «هر که فتوا دهد مردم را به غیر علم و هدایتی که خدا او را کرده باشد، لعنت کنند او را ملائکه رحمت و ملائکه عذاب، و به او ملحق شود گناه آن کسی که به فتوای او عمل نماید» (۱)

,

چه بسا اگر تمام افراد جامعه از تمام اقشار مختلف، خود را ملزم به این احادیث نورانی دانسته و در آنچه که علم ندارند، نظر نمی‌دانند، ما با این همه مشکلات مواجه نبودیم! از نظر اسلام، طبابت افراد غیر متخصّص، ممنوع و نظام اسلامی موظّف است از کار آنان جلوگیری کند و در صورت سرپیچی، آنان را مانند روحانی نمایان فاسق، زندانی کند. امام علی علیه السلام، در این باره می فرماید: «بر امام، لازم است عالمان تبهکار و پزشکان ناآگاه را به زندان درافکند» (۲) مقدّم داشتن ضرورت زندانی کردن علمای فاسق بر پزشکان جاهل، از آن جهت است که خطر طبیب نمایان روحانی برای جامعه اسلامی بیش از طبیب نمایان جسمانی است. باری، پزشک غیر متخصّص، در صورتی که اقدام به طبابت کرد و موجب زیان بیمار گردید، علاوه بر این که مرتکب گناه شده، براساس قانون «ضِمان»، ضامن است، چنان که از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده: «هر کس بدون سابقه و تخصّص لازم به کار طبابت دست یازد، ضامن است» (۳)

,

اتفاقاً من هم مثل شما دوستان به این دسته از همکارانم که خود را مغز کل دانسته و هرگاه هر سوالی از آنها می‌شود کلاه آقای همه چیزدان را بر سر گذاشته و همین‌طور نظر می‌دهند، انتقاد داشته و معتقدم همانگونه که در روایات فوق به آن اشاره شد بایستی با این افراد برخورد جدی صورت بگیرد. من هم طرفدار جامعه‌ی تخصص محور بوده و از همه بالاتر طرفدار این هستم که هر کس در مقابل نظر متخصصین سر تسلیم فرو آورده و در مقابل نظر متخصصین خاضع باشد و از تکبر و خودمحوری اجتناب ورزد.

,

با تمام این تفاصیل من که در رابطه با طب سنتی می‌نویسم، هیچگاه خود را در این رشته متخصص نمی‌دانم و از خود اظهار نظر نمی‌کنم بلکه از زاویه‌ی رشته‌ی تخصصی خودم به این موضوع نگاه کرده و نظر می‌دهم، همانگونه که پزشکان هم می‌توانند از زاویه‌ی تخصص خودشان به موضوعات دینی نگاه کرده، تحقیق کنند و نظر بدهند. اتفاقاً این کار، خیلی هم خوب است و موجب می‌شود راه‌ها و افق‌های تازه‌ای پیش‌روی طرفین گشوده شود.

,

و اما ماجرای آشنایی من با طب سنتی

, و اما ماجرای آشنایی من با طب سنتی,

از سویی دیگر خیلی به جا می‌دانم ماجرای آشنایی و علاقه‌ی خود به طب سنتی را برای شما دوستان بازگو کنم شاید برای شما هم جالب باشد و البته منظورم از بیان آن، این است که آن را مقدمه‌ای برای ورود به بحث اصلی‌ام قرار دهم. آشنایی و علاقه‌ی من، به پیگیری مباحث طب سنتی، از چند طریق بود که یکی از آنها از این قرار است:

,

سالیانی بود که با چند بیماری واقعاً طاقت‌فرسا دست به گریبان بودم. یکی سینوزیت که خیلی مرا اذیت می‌کرد و تا یک باد به سر و صورتم می‌خورد تمام مجاری سرم کیپ می‌شد. دیگر اینکه فوق‌العاده لاغر بودم و حدود ۲۰ کیلوگرم کمبود وزن داشتم و چیزی که بیش از همه مرا اذیت نموده و راهی بیمارستان می‌کرد دل‌دردی بود که هر سال، آخر بهار سراغم می‌آمد، طوری که دلم شدیداً درد گرفته و فشارم شدیداً پایین می‌افتاد.

,

برای درمان این بیماری‌ها به پزشکان و متخصصان گوناگونی مراجعه کردم اما هیچ فایده‌ای نداشت و اگر هم اثری داشت موقت بود. تا اینکه پس از ازدواج از طریق خانواده‌ی همسرم با کتاب‌ها و سخنرانی‌های استاد خدادادی آشنا شدم چرا که پدر و مادر همسرم از رژیم‌های سلامتی ایشان پیروی می‌کردند و خیلی هم راضی بودند. خلاصه این یک نقطه‌ی شروع بود تا اینکه افق تازه‌ای در برابر ما گشوده شد! که نهایتاً یک روز با یک عطار که بیش از ۴۰ سال سابقه داشت آشنا شدم و او با یک داروی ساده، مرا به طور اساسی از شر دل‌درد خلاص کرد و پس از اینکه دل دردم خوب شد و معده‌ام تقویت شد به دنبال آن سینوزیت و لاغری‌ام هم درمان شد. چرا که از نظر ایشان منشأ لاغری و سینوزیت‌ام، مشکلات و بیماری معده‌ام بوده است که با درمان معده آنها هم بهبود یافته‌اند. همین ماجرا موجب شد تا من هزار برابر نسبت به قبل، به طب سنتی علاقه پیدا کرده و مطالعات و آگاهی‌های خود را در این زمینه افزایش دهم.

,

موارد دیگری هم هست اما به نظرم، ذکر همین یک مورد کفایت می‌کند، خلاصه همان‌طور که عرض کردم مشتاقانه در دوره‌های عمومی و تخصصی طب سنتی، تحت عناوین مختلف شرکت کرده و با اطبای مختلفی هم از قشر روحانیون سرآمد در طب سنتی و هم از قشر پزشکانی که به طور تخصصی در طب سنتی کار کرده بودند، آشنا شدم و از آنها چیزهای زیادی را یاد گرفتم تا جایی که خودم در شهرستان این توانایی را داشتم تا مقدمات طب سنتی را برای مبتدیان آموزش دهم، که همین کار را هم انجام دادم.

,

در این چند سالی که به طور جدی مشغول یادگیری طب سنتی در آموزشگاه‌های آزاد بودم و آنچه که در درمانگاه‌های زیرزمینی و یا روزمینی و دارای مجوز طب سنتی، می‌گذشت را شاهد بودم، به نظرم نکات خیلی نابی را متوجه شدم که قصد دارم تا آنها را در چند شماره، برای علاقه‌مندانی که قصد شرکت در این دوره‌ها را دارند، توضیح دهم تا از تجارب من بهره‌مند شوند.

,

یکی از چیزهایی که خیلی زیاد شاهد آن بودم، چه در مطب اطبای معروف و مشهوری چون حسین روازاده در تهران یا آیت الله آل اسحاق در قم و یا دکتر مواظب در کاشان؛ این بود که مراجعه‌کنندگان، پول زیادی را خرج کرده و یک خروار داروهای جوراجور را مصرف می‌کردند، اما خیلی جواب نمی‌گرفتند و کار را یا از همان اول و یا وسط راه، رها می‌کردند!!

,

علت چه بود؟! آیا تقصیر از جانب تشخیص غلط طبیب بود؟ یا دارو، نامناسب بود؟ و یا اینکه تقصیر متوجه بیمار بود و او درست عمل نمی‌کرد؟ به نظر من تقصیر متوجه هیچ یک از این سه مورد نبود و کم نبود مواردی که هر سه مورد با دقت بالا رعایت می‌شد و باز هم نتیجه حاصل نمی‌شد و موجب دلسردی بیمار نسبت به طب سنتی، اسلامی و یا هر عنوان دیگری می‌شد.

,

این علت اصلی را که موجب می‌شد تا مراجعه‌کنندگان، از طب سنتی نتیجه نگیرند را به امید خدا در مقالات بعدی به طور مشروح و مفصل توضیح خواهم داد.

,

ادامه دارد….

,

منابع:

,
  1. عین الحیات، علامه مجلسی
  2. دانشنامه احادیث پزشکی، محمدی ری شهری، ج ۱، ص: ۶۵
  3. دانشنامه احادیث پزشکی، محمدی ری شهری، ج ۱، ص: ۶۶  
,
  • عین الحیات، علامه مجلسی
  • ,
  • دانشنامه احادیث پزشکی، محمدی ری شهری، ج ۱، ص: ۶۵
  • ,
  • دانشنامه احادیث پزشکی، محمدی ری شهری، ج ۱، ص: ۶۶  
  • ,

    ابوالفضل منتظری نسب

    ,

     انتهای پیام/

    ]

    به اشتراک گذاری این مطلب!

    ارسال دیدگاه