اصلاح نظام اجتماعی با سبک زندگی اسلامی

اصلاح نظام اجتماعی با سبک زندگی اسلامی
انسانها با توجه به دستورات دین و راهنمایی های انبیاء الهی، می توانند عقل و خلاقیت های خود را پرورش دهند و خلاقیت های خود را در جهت معنویات قرار دهند تا از فیوضات الهی بهره مند شوند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از چشم نیوز، رکن اساسی در اجتماعات بشری، اخلاق است و قانون. اجتماع، قانون و اخلاق می خواهد و پشتوانه ی قانون و اخلاق، هم فقط و فقط دین است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, چشم نیوز,

 

,

اینکه می‌گویند اخلاق بدون پایه ی دینی هم استحکامی خواهد داشت، هرگز باور نکنید، درست مثل اسکناس بدون پشتوانه است که اعتبار ندارد. تمام مفاسد بشریت از این است که مغزها نیرومند شده و دل ها ضعیف و ناتوان باقی مانده اند. آیا تمدّن چه می کند؟ تمدّن برای انسان ابزار می سازد، ابزارهای خوب، انصافاً ابزارهای خوب اختراع می کند. اما آدمها چطور؟ چه چیزی می تواند آدمها را عوض کند؟ چه چیزی می تواند به آدمها هدفهای مقدس و عالی بدهد؟

 

انسانیت، مساوی است با دین و ایمان (معنویت)، و اگر دین و ایمان نباشد، انسانیتی نیست، دین و ایمان نیز در سایه‌ی وحدت اخلاقی و فضایل اخلاقی است که می‌تواند به رشد و کمال شایسته‌ی خویش برسد. انسان، نیازمند به علم اخلاق است تا در پرتو آن، زندگی خویش را در مسیر بهروزی و سعادت پیش برد.

 

اخلاق نیز باید از یک منبع واحد و مقدس سرچشمه بگیرد، و تنها منبعی که می‌تواند اخلاق فاضل و پسندیده را در اختیار بشریت قرار دهد، دین توحیدی و مقدس اسلام است. هنگامی که افراد جامعه به کلمه ی توحید روی آوردند و دستورات الهی را به کار ببندند، تقوا و فضیلت های عالی در بین آنها رواج می یابد، با گسترش مکارم اخلاقی و خصال نیک در جامعه و احیای سنت های متکی بر ایمان و تقوا، برتریهای قومی، نژادی و امتیازات کاذب از جامعه رخت برمی بندد و معنویت و انسانهای معنوی در اجتماع رشد پیدا کرده و جامعه ایده آل شکل می گیرد.

 

براساس اصل توحید، انسان آزاد آفریده شده است، تنها باید در مقابل خداوند خاضع و خاشع باشد و در نتیجه از هر قدرت سلطه جو و برتری طلب آزاد است،  بنابر اصل توحید، انسان با پذیرش خداوند موظف است تمام رفتارهای ارادی خود را با آموزشهای الهی تطبیق نماید.

 

این دستورالعمل هم در روابط فردی و هم در روابط خارجی جامعه ی اسلامی اثر می گذارد و فرد و جامعه را مؤظف می دارد که فقط قوانین الهی را معیار روابط خویش قرار دهند و در غیر این صورت، از حوزه اسلام خارج و در نتیجه کافر، فاسق و ظالم خواهند بود.

 

بنابر آموزشهای اسلامی و تجاربی که در طول تاریخ داریم، پویایی فطرت به سمت کمال، تنها با کاربرد آموزشهای الهی امکان پذیر است و در صورتی که انسان این اصول را بپذیرد، و در عمل به کاربرد و در انجام آنها استمرار بورزد و در این راه مقاومت نماید و محیط زندگی خویش را از طریق ارشاد دیگران برای انجام کارهای مشابه خود آماده سازد، رشد خواهد نمود و در صورتی که در تمام مراحل فوق و یا بعضی از آنها اهمال نماید، سقوط خواهد کرد.

 

مجموعه‌ی آموزشهای الهی در قرآن مجید به عنوان «ذکرالله» مطرح شده اند و بر این واقعیت تأکید شده است که توجه و کاربرد این آموزش‌ها موجب آرامش و اطمینان روانی و ایجاد ظرفیت روانی گسترده و دستیابی به رشد و قرب الهی می‌گردد، که این یکی از خصوصیات و ویژگی‌های جامعه‌ی اخلاقی و سالم است که تنها با رشد معنویت و وحدت اخلاقی به وقوع می پیوندد.

 

بنابر آموزشهای اسلامی، رشد تنها در صورتی تحقق خواهد یافت که انسان دارای مذهب توحید باشد و طبق قوانین توحیدی عمل نماید. به عبارت دیگر، برای دستیابی به رشد و معنویت و کمال اخلاقی، لازم است تمام مدارهای زندگی انسان در داخل مدار توحید محاط شوند و انسان در تمام مدارهای فوق فعال و در حال حرکت و پویایی باشد، تمام آموزشهای اسلامی، برای ایجاد حرکت در این مدارها، از بین بردن موانع حرکت و تسهیل در حرکات تکاملی فردی و اجتماعی انسان و هماهنگی آنها تنظیم شده اند.

 

 

علی رغم بی توجهی هایی که در اغلب فرهنگ ها و مکتب های بشری نسبت به مسئله ی اساسی (انسان سازی) وجود دارد و در آنها غالباً از تعلیم و تربیت تنها به تعلیم اکتفا می شود، در عالم دین مبین اسلام نه تنها مسئله ی اخلاق و سازندگی شخصیت معنوی، امری فراموش شده نیست، بلکه اولین و اساسی ترین مسئله برای رسیدن به زندگی مطلوب است.

 

در این بینش، فردیت هرگز فدای هیچ امر دیگری نشده و تمام تأکیدها بر روی انسان و به کمال رسیدن او قرار دارد؛ ثانیاً به فرض اینکه حتی اصلاح نظام اجتماعی در نفس خود، هدف باشد، باز هم بنیان هر موفقیتی در این زمینه در صورت عدم تعمیم سازندگی فردی و فضایل اخلاقی، سخت متزلزل و همواره در معرض تهدید و تخریب است.

 

به عبارت دیگر هر گونه اصلاح اجتماعی، آن هنگام پایه ای محکم و نتیجه ای ثمر بخش خواهد داشت که ریشه در سازندگی فردی داشته باشد و افراد تشکیل دهنده ی جامعه در سایه ی تعلیم و تربیت صحیح و اصولی، از نظام فکری و اخلاقی صحیحی پیروی نمایند و به پیروی از آن به مراتبی از کمالِ انسانی و فضایل اخلاقی نایل آیند.

 

انسانها با توجه به دستورات دین و راهنمایی های انبیاء الهی، می توانند عقل و خلاقیت های خود را پرورش دهند و با رشد معنوی و وحدت اخلاقی، عقل خود را از جمیع نفاثات دور کنند تا به عقل سلیم که مقصود اصلی انبیاء می باشد، برسند و خلاقیت های خود را در جهت معنویات قرار دهند تا از فیوضات الهی بهره مند گردند و به کراماتی از طرف خداوند نائل شوند و همچنین جامعه ی خویش را در مسیر رشد و کمال قرار داده، سلامت و مطلوبیت آن را حفظ کرده تا بستری برای رشد انسان‌های واقعی فراهم شود.

,

اینکه می‌گویند اخلاق بدون پایه ی دینی هم استحکامی خواهد داشت، هرگز باور نکنید، درست مثل اسکناس بدون پشتوانه است که اعتبار ندارد. تمام مفاسد بشریت از این است که مغزها نیرومند شده و دل ها ضعیف و ناتوان باقی مانده اند. آیا تمدّن چه می کند؟ تمدّن برای انسان ابزار می سازد، ابزارهای خوب، انصافاً ابزارهای خوب اختراع می کند. اما آدمها چطور؟ چه چیزی می تواند آدمها را عوض کند؟ چه چیزی می تواند به آدمها هدفهای مقدس و عالی بدهد؟

 

انسانیت، مساوی است با دین و ایمان (معنویت)، و اگر دین و ایمان نباشد، انسانیتی نیست، دین و ایمان نیز در سایه‌ی وحدت اخلاقی و فضایل اخلاقی است که می‌تواند به رشد و کمال شایسته‌ی خویش برسد. انسان، نیازمند به علم اخلاق است تا در پرتو آن، زندگی خویش را در مسیر بهروزی و سعادت پیش برد.

 

اخلاق نیز باید از یک منبع واحد و مقدس سرچشمه بگیرد، و تنها منبعی که می‌تواند اخلاق فاضل و پسندیده را در اختیار بشریت قرار دهد، دین توحیدی و مقدس اسلام است. هنگامی که افراد جامعه به کلمه ی توحید روی آوردند و دستورات الهی را به کار ببندند، تقوا و فضیلت های عالی در بین آنها رواج می یابد، با گسترش مکارم اخلاقی و خصال نیک در جامعه و احیای سنت های متکی بر ایمان و تقوا، برتریهای قومی، نژادی و امتیازات کاذب از جامعه رخت برمی بندد و معنویت و انسانهای معنوی در اجتماع رشد پیدا کرده و جامعه ایده آل شکل می گیرد.

 

براساس اصل توحید، انسان آزاد آفریده شده است، تنها باید در مقابل خداوند خاضع و خاشع باشد و در نتیجه از هر قدرت سلطه جو و برتری طلب آزاد است،  بنابر اصل توحید، انسان با پذیرش خداوند موظف است تمام رفتارهای ارادی خود را با آموزشهای الهی تطبیق نماید.

 

این دستورالعمل هم در روابط فردی و هم در روابط خارجی جامعه ی اسلامی اثر می گذارد و فرد و جامعه را مؤظف می دارد که فقط قوانین الهی را معیار روابط خویش قرار دهند و در غیر این صورت، از حوزه اسلام خارج و در نتیجه کافر، فاسق و ظالم خواهند بود.

 

بنابر آموزشهای اسلامی و تجاربی که در طول تاریخ داریم، پویایی فطرت به سمت کمال، تنها با کاربرد آموزشهای الهی امکان پذیر است و در صورتی که انسان این اصول را بپذیرد، و در عمل به کاربرد و در انجام آنها استمرار بورزد و در این راه مقاومت نماید و محیط زندگی خویش را از طریق ارشاد دیگران برای انجام کارهای مشابه خود آماده سازد، رشد خواهد نمود و در صورتی که در تمام مراحل فوق و یا بعضی از آنها اهمال نماید، سقوط خواهد کرد.

 

مجموعه‌ی آموزشهای الهی در قرآن مجید به عنوان «ذکرالله» مطرح شده اند و بر این واقعیت تأکید شده است که توجه و کاربرد این آموزش‌ها موجب آرامش و اطمینان روانی و ایجاد ظرفیت روانی گسترده و دستیابی به رشد و قرب الهی می‌گردد، که این یکی از خصوصیات و ویژگی‌های جامعه‌ی اخلاقی و سالم است که تنها با رشد معنویت و وحدت اخلاقی به وقوع می پیوندد.

 

بنابر آموزشهای اسلامی، رشد تنها در صورتی تحقق خواهد یافت که انسان دارای مذهب توحید باشد و طبق قوانین توحیدی عمل نماید. به عبارت دیگر، برای دستیابی به رشد و معنویت و کمال اخلاقی، لازم است تمام مدارهای زندگی انسان در داخل مدار توحید محاط شوند و انسان در تمام مدارهای فوق فعال و در حال حرکت و پویایی باشد، تمام آموزشهای اسلامی، برای ایجاد حرکت در این مدارها، از بین بردن موانع حرکت و تسهیل در حرکات تکاملی فردی و اجتماعی انسان و هماهنگی آنها تنظیم شده اند.

 

 

علی رغم بی توجهی هایی که در اغلب فرهنگ ها و مکتب های بشری نسبت به مسئله ی اساسی (انسان سازی) وجود دارد و در آنها غالباً از تعلیم و تربیت تنها به تعلیم اکتفا می شود، در عالم دین مبین اسلام نه تنها مسئله ی اخلاق و سازندگی شخصیت معنوی، امری فراموش شده نیست، بلکه اولین و اساسی ترین مسئله برای رسیدن به زندگی مطلوب است.

 

در این بینش، فردیت هرگز فدای هیچ امر دیگری نشده و تمام تأکیدها بر روی انسان و به کمال رسیدن او قرار دارد؛ ثانیاً به فرض اینکه حتی اصلاح نظام اجتماعی در نفس خود، هدف باشد، باز هم بنیان هر موفقیتی در این زمینه در صورت عدم تعمیم سازندگی فردی و فضایل اخلاقی، سخت متزلزل و همواره در معرض تهدید و تخریب است.

 

به عبارت دیگر هر گونه اصلاح اجتماعی، آن هنگام پایه ای محکم و نتیجه ای ثمر بخش خواهد داشت که ریشه در سازندگی فردی داشته باشد و افراد تشکیل دهنده ی جامعه در سایه ی تعلیم و تربیت صحیح و اصولی، از نظام فکری و اخلاقی صحیحی پیروی نمایند و به پیروی از آن به مراتبی از کمالِ انسانی و فضایل اخلاقی نایل آیند.

 

انسانها با توجه به دستورات دین و راهنمایی های انبیاء الهی، می توانند عقل و خلاقیت های خود را پرورش دهند و با رشد معنوی و وحدت اخلاقی، عقل خود را از جمیع نفاثات دور کنند تا به عقل سلیم که مقصود اصلی انبیاء می باشد، برسند و خلاقیت های خود را در جهت معنویات قرار دهند تا از فیوضات الهی بهره مند گردند و به کراماتی از طرف خداوند نائل شوند و همچنین جامعه ی خویش را در مسیر رشد و کمال قرار داده، سلامت و مطلوبیت آن را حفظ کرده تا بستری برای رشد انسان‌های واقعی فراهم شود.

,

اینکه می‌گویند اخلاق بدون پایه ی دینی هم استحکامی خواهد داشت، هرگز باور نکنید، درست مثل اسکناس بدون پشتوانه است که اعتبار ندارد. تمام مفاسد بشریت از این است که مغزها نیرومند شده و دل ها ضعیف و ناتوان باقی مانده اند. آیا تمدّن چه می کند؟ تمدّن برای انسان ابزار می سازد، ابزارهای خوب، انصافاً ابزارهای خوب اختراع می کند. اما آدمها چطور؟ چه چیزی می تواند آدمها را عوض کند؟ چه چیزی می تواند به آدمها هدفهای مقدس و عالی بدهد؟

 

انسانیت، مساوی است با دین و ایمان (معنویت)، و اگر دین و ایمان نباشد، انسانیتی نیست، دین و ایمان نیز در سایه‌ی وحدت اخلاقی و فضایل اخلاقی است که می‌تواند به رشد و کمال شایسته‌ی خویش برسد. انسان، نیازمند به علم اخلاق است تا در پرتو آن، زندگی خویش را در مسیر بهروزی و سعادت پیش برد.

 

اخلاق نیز باید از یک منبع واحد و مقدس سرچشمه بگیرد، و تنها منبعی که می‌تواند اخلاق فاضل و پسندیده را در اختیار بشریت قرار دهد، دین توحیدی و مقدس اسلام است. هنگامی که افراد جامعه به کلمه ی توحید روی آوردند و دستورات الهی را به کار ببندند، تقوا و فضیلت های عالی در بین آنها رواج می یابد، با گسترش مکارم اخلاقی و خصال نیک در جامعه و احیای سنت های متکی بر ایمان و تقوا، برتریهای قومی، نژادی و امتیازات کاذب از جامعه رخت برمی بندد و معنویت و انسانهای معنوی در اجتماع رشد پیدا کرده و جامعه ایده آل شکل می گیرد.

 

براساس اصل توحید، انسان آزاد آفریده شده است، تنها باید در مقابل خداوند خاضع و خاشع باشد و در نتیجه از هر قدرت سلطه جو و برتری طلب آزاد است،  بنابر اصل توحید، انسان با پذیرش خداوند موظف است تمام رفتارهای ارادی خود را با آموزشهای الهی تطبیق نماید.

 

این دستورالعمل هم در روابط فردی و هم در روابط خارجی جامعه ی اسلامی اثر می گذارد و فرد و جامعه را مؤظف می دارد که فقط قوانین الهی را معیار روابط خویش قرار دهند و در غیر این صورت، از حوزه اسلام خارج و در نتیجه کافر، فاسق و ظالم خواهند بود.

 

بنابر آموزشهای اسلامی و تجاربی که در طول تاریخ داریم، پویایی فطرت به سمت کمال، تنها با کاربرد آموزشهای الهی امکان پذیر است و در صورتی که انسان این اصول را بپذیرد، و در عمل به کاربرد و در انجام آنها استمرار بورزد و در این راه مقاومت نماید و محیط زندگی خویش را از طریق ارشاد دیگران برای انجام کارهای مشابه خود آماده سازد، رشد خواهد نمود و در صورتی که در تمام مراحل فوق و یا بعضی از آنها اهمال نماید، سقوط خواهد کرد.

 

مجموعه‌ی آموزشهای الهی در قرآن مجید به عنوان «ذکرالله» مطرح شده اند و بر این واقعیت تأکید شده است که توجه و کاربرد این آموزش‌ها موجب آرامش و اطمینان روانی و ایجاد ظرفیت روانی گسترده و دستیابی به رشد و قرب الهی می‌گردد، که این یکی از خصوصیات و ویژگی‌های جامعه‌ی اخلاقی و سالم است که تنها با رشد معنویت و وحدت اخلاقی به وقوع می پیوندد.

 

بنابر آموزشهای اسلامی، رشد تنها در صورتی تحقق خواهد یافت که انسان دارای مذهب توحید باشد و طبق قوانین توحیدی عمل نماید. به عبارت دیگر، برای دستیابی به رشد و معنویت و کمال اخلاقی، لازم است تمام مدارهای زندگی انسان در داخل مدار توحید محاط شوند و انسان در تمام مدارهای فوق فعال و در حال حرکت و پویایی باشد، تمام آموزشهای اسلامی، برای ایجاد حرکت در این مدارها، از بین بردن موانع حرکت و تسهیل در حرکات تکاملی فردی و اجتماعی انسان و هماهنگی آنها تنظیم شده اند.

 

 

علی رغم بی توجهی هایی که در اغلب فرهنگ ها و مکتب های بشری نسبت به مسئله ی اساسی (انسان سازی) وجود دارد و در آنها غالباً از تعلیم و تربیت تنها به تعلیم اکتفا می شود، در عالم دین مبین اسلام نه تنها مسئله ی اخلاق و سازندگی شخصیت معنوی، امری فراموش شده نیست، بلکه اولین و اساسی ترین مسئله برای رسیدن به زندگی مطلوب است.

 

در این بینش، فردیت هرگز فدای هیچ امر دیگری نشده و تمام تأکیدها بر روی انسان و به کمال رسیدن او قرار دارد؛ ثانیاً به فرض اینکه حتی اصلاح نظام اجتماعی در نفس خود، هدف باشد، باز هم بنیان هر موفقیتی در این زمینه در صورت عدم تعمیم سازندگی فردی و فضایل اخلاقی، سخت متزلزل و همواره در معرض تهدید و تخریب است.

 

به عبارت دیگر هر گونه اصلاح اجتماعی، آن هنگام پایه ای محکم و نتیجه ای ثمر بخش خواهد داشت که ریشه در سازندگی فردی داشته باشد و افراد تشکیل دهنده ی جامعه در سایه ی تعلیم و تربیت صحیح و اصولی، از نظام فکری و اخلاقی صحیحی پیروی نمایند و به پیروی از آن به مراتبی از کمالِ انسانی و فضایل اخلاقی نایل آیند.

 

انسانها با توجه به دستورات دین و راهنمایی های انبیاء الهی، می توانند عقل و خلاقیت های خود را پرورش دهند و با رشد معنوی و وحدت اخلاقی، عقل خود را از جمیع نفاثات دور کنند تا به عقل سلیم که مقصود اصلی انبیاء می باشد، برسند و خلاقیت های خود را در جهت معنویات قرار دهند تا از فیوضات الهی بهره مند گردند و به کراماتی از طرف خداوند نائل شوند و همچنین جامعه ی خویش را در مسیر رشد و کمال قرار داده، سلامت و مطلوبیت آن را حفظ کرده تا بستری برای رشد انسان‌های واقعی فراهم شود.

,

اینکه می‌گویند اخلاق بدون پایه ی دینی هم استحکامی خواهد داشت، هرگز باور نکنید، درست مثل اسکناس بدون پشتوانه است که اعتبار ندارد. تمام مفاسد بشریت از این است که مغزها نیرومند شده و دل ها ضعیف و ناتوان باقی مانده اند. آیا تمدّن چه می کند؟ تمدّن برای انسان ابزار می سازد، ابزارهای خوب، انصافاً ابزارهای خوب اختراع می کند. اما آدمها چطور؟ چه چیزی می تواند آدمها را عوض کند؟ چه چیزی می تواند به آدمها هدفهای مقدس و عالی بدهد؟

 

انسانیت، مساوی است با دین و ایمان (معنویت)، و اگر دین و ایمان نباشد، انسانیتی نیست، دین و ایمان نیز در سایه‌ی وحدت اخلاقی و فضایل اخلاقی است که می‌تواند به رشد و کمال شایسته‌ی خویش برسد. انسان، نیازمند به علم اخلاق است تا در پرتو آن، زندگی خویش را در مسیر بهروزی و سعادت پیش برد.

 

اخلاق نیز باید از یک منبع واحد و مقدس سرچشمه بگیرد، و تنها منبعی که می‌تواند اخلاق فاضل و پسندیده را در اختیار بشریت قرار دهد، دین توحیدی و مقدس اسلام است. هنگامی که افراد جامعه به کلمه ی توحید روی آوردند و دستورات الهی را به کار ببندند، تقوا و فضیلت های عالی در بین آنها رواج می یابد، با گسترش مکارم اخلاقی و خصال نیک در جامعه و احیای سنت های متکی بر ایمان و تقوا، برتریهای قومی، نژادی و امتیازات کاذب از جامعه رخت برمی بندد و معنویت و انسانهای معنوی در اجتماع رشد پیدا کرده و جامعه ایده آل شکل می گیرد.

 

براساس اصل توحید، انسان آزاد آفریده شده است، تنها باید در مقابل خداوند خاضع و خاشع باشد و در نتیجه از هر قدرت سلطه جو و برتری طلب آزاد است،  بنابر اصل توحید، انسان با پذیرش خداوند موظف است تمام رفتارهای ارادی خود را با آموزشهای الهی تطبیق نماید.

 

این دستورالعمل هم در روابط فردی و هم در روابط خارجی جامعه ی اسلامی اثر می گذارد و فرد و جامعه را مؤظف می دارد که فقط قوانین الهی را معیار روابط خویش قرار دهند و در غیر این صورت، از حوزه اسلام خارج و در نتیجه کافر، فاسق و ظالم خواهند بود.

 

بنابر آموزشهای اسلامی و تجاربی که در طول تاریخ داریم، پویایی فطرت به سمت کمال، تنها با کاربرد آموزشهای الهی امکان پذیر است و در صورتی که انسان این اصول را بپذیرد، و در عمل به کاربرد و در انجام آنها استمرار بورزد و در این راه مقاومت نماید و محیط زندگی خویش را از طریق ارشاد دیگران برای انجام کارهای مشابه خود آماده سازد، رشد خواهد نمود و در صورتی که در تمام مراحل فوق و یا بعضی از آنها اهمال نماید، سقوط خواهد کرد.

 

مجموعه‌ی آموزشهای الهی در قرآن مجید به عنوان «ذکرالله» مطرح شده اند و بر این واقعیت تأکید شده است که توجه و کاربرد این آموزش‌ها موجب آرامش و اطمینان روانی و ایجاد ظرفیت روانی گسترده و دستیابی به رشد و قرب الهی می‌گردد، که این یکی از خصوصیات و ویژگی‌های جامعه‌ی اخلاقی و سالم است که تنها با رشد معنویت و وحدت اخلاقی به وقوع می پیوندد.

 

بنابر آموزشهای اسلامی، رشد تنها در صورتی تحقق خواهد یافت که انسان دارای مذهب توحید باشد و طبق قوانین توحیدی عمل نماید. به عبارت دیگر، برای دستیابی به رشد و معنویت و کمال اخلاقی، لازم است تمام مدارهای زندگی انسان در داخل مدار توحید محاط شوند و انسان در تمام مدارهای فوق فعال و در حال حرکت و پویایی باشد، تمام آموزشهای اسلامی، برای ایجاد حرکت در این مدارها، از بین بردن موانع حرکت و تسهیل در حرکات تکاملی فردی و اجتماعی انسان و هماهنگی آنها تنظیم شده اند.

 

 

علی رغم بی توجهی هایی که در اغلب فرهنگ ها و مکتب های بشری نسبت به مسئله ی اساسی (انسان سازی) وجود دارد و در آنها غالباً از تعلیم و تربیت تنها به تعلیم اکتفا می شود، در عالم دین مبین اسلام نه تنها مسئله ی اخلاق و سازندگی شخصیت معنوی، امری فراموش شده نیست، بلکه اولین و اساسی ترین مسئله برای رسیدن به زندگی مطلوب است.

 

در این بینش، فردیت هرگز فدای هیچ امر دیگری نشده و تمام تأکیدها بر روی انسان و به کمال رسیدن او قرار دارد؛ ثانیاً به فرض اینکه حتی اصلاح نظام اجتماعی در نفس خود، هدف باشد، باز هم بنیان هر موفقیتی در این زمینه در صورت عدم تعمیم سازندگی فردی و فضایل اخلاقی، سخت متزلزل و همواره در معرض تهدید و تخریب است.

 

به عبارت دیگر هر گونه اصلاح اجتماعی، آن هنگام پایه ای محکم و نتیجه ای ثمر بخش خواهد داشت که ریشه در سازندگی فردی داشته باشد و افراد تشکیل دهنده ی جامعه در سایه ی تعلیم و تربیت صحیح و اصولی، از نظام فکری و اخلاقی صحیحی پیروی نمایند و به پیروی از آن به مراتبی از کمالِ انسانی و فضایل اخلاقی نایل آیند.

 

انسانها با توجه به دستورات دین و راهنمایی های انبیاء الهی، می توانند عقل و خلاقیت های خود را پرورش دهند و با رشد معنوی و وحدت اخلاقی، عقل خود را از جمیع نفاثات دور کنند تا به عقل سلیم که مقصود اصلی انبیاء می باشد، برسند و خلاقیت های خود را در جهت معنویات قرار دهند تا از فیوضات الهی بهره مند گردند و به کراماتی از طرف خداوند نائل شوند و همچنین جامعه ی خویش را در مسیر رشد و کمال قرار داده، سلامت و مطلوبیت آن را حفظ کرده تا بستری برای رشد انسان‌های واقعی فراهم شود.

,

اینکه می‌گویند اخلاق بدون پایه ی دینی هم استحکامی خواهد داشت، هرگز باور نکنید، درست مثل اسکناس بدون پشتوانه است که اعتبار ندارد. تمام مفاسد بشریت از این است که مغزها نیرومند شده و دل ها ضعیف و ناتوان باقی مانده اند. آیا تمدّن چه می کند؟ تمدّن برای انسان ابزار می سازد، ابزارهای خوب، انصافاً ابزارهای خوب اختراع می کند. اما آدمها چطور؟ چه چیزی می تواند آدمها را عوض کند؟ چه چیزی می تواند به آدمها هدفهای مقدس و عالی بدهد؟

,

 

,

انسانیت، مساوی است با دین و ایمان (معنویت)، و اگر دین و ایمان نباشد، انسانیتی نیست، دین و ایمان نیز در سایه‌ی وحدت اخلاقی و فضایل اخلاقی است که می‌تواند به رشد و کمال شایسته‌ی خویش برسد. انسان، نیازمند به علم اخلاق است تا در پرتو آن، زندگی خویش را در مسیر بهروزی و سعادت پیش برد.

,

 

,

اخلاق نیز باید از یک منبع واحد و مقدس سرچشمه بگیرد، و تنها منبعی که می‌تواند اخلاق فاضل و پسندیده را در اختیار بشریت قرار دهد، دین توحیدی و مقدس اسلام است. هنگامی که افراد جامعه به کلمه ی توحید روی آوردند و دستورات الهی را به کار ببندند، تقوا و فضیلت های عالی در بین آنها رواج می یابد، با گسترش مکارم اخلاقی و خصال نیک در جامعه و احیای سنت های متکی بر ایمان و تقوا، برتریهای قومی، نژادی و امتیازات کاذب از جامعه رخت برمی بندد و معنویت و انسانهای معنوی در اجتماع رشد پیدا کرده و جامعه ایده آل شکل می گیرد.

,

 

,

براساس اصل توحید، انسان آزاد آفریده شده است، تنها باید در مقابل خداوند خاضع و خاشع باشد و در نتیجه از هر قدرت سلطه جو و برتری طلب آزاد است،  بنابر اصل توحید، انسان با پذیرش خداوند موظف است تمام رفتارهای ارادی خود را با آموزشهای الهی تطبیق نماید.

,

 

,

این دستورالعمل هم در روابط فردی و هم در روابط خارجی جامعه ی اسلامی اثر می گذارد و فرد و جامعه را مؤظف می دارد که فقط قوانین الهی را معیار روابط خویش قرار دهند و در غیر این صورت، از حوزه اسلام خارج و در نتیجه کافر، فاسق و ظالم خواهند بود.

,

 

,

بنابر آموزشهای اسلامی و تجاربی که در طول تاریخ داریم، پویایی فطرت به سمت کمال، تنها با کاربرد آموزشهای الهی امکان پذیر است و در صورتی که انسان این اصول را بپذیرد، و در عمل به کاربرد و در انجام آنها استمرار بورزد و در این راه مقاومت نماید و محیط زندگی خویش را از طریق ارشاد دیگران برای انجام کارهای مشابه خود آماده سازد، رشد خواهد نمود و در صورتی که در تمام مراحل فوق و یا بعضی از آنها اهمال نماید، سقوط خواهد کرد.

,

 

,

مجموعه‌ی آموزشهای الهی در قرآن مجید به عنوان «ذکرالله» مطرح شده اند و بر این واقعیت تأکید شده است که توجه و کاربرد این آموزش‌ها موجب آرامش و اطمینان روانی و ایجاد ظرفیت روانی گسترده و دستیابی به رشد و قرب الهی می‌گردد، که این یکی از خصوصیات و ویژگی‌های جامعه‌ی اخلاقی و سالم است که تنها با رشد معنویت و وحدت اخلاقی به وقوع می پیوندد.

,

 

,

بنابر آموزشهای اسلامی، رشد تنها در صورتی تحقق خواهد یافت که انسان دارای مذهب توحید باشد و طبق قوانین توحیدی عمل نماید. به عبارت دیگر، برای دستیابی به رشد و معنویت و کمال اخلاقی، لازم است تمام مدارهای زندگی انسان در داخل مدار توحید محاط شوند و انسان در تمام مدارهای فوق فعال و در حال حرکت و پویایی باشد، تمام آموزشهای اسلامی، برای ایجاد حرکت در این مدارها، از بین بردن موانع حرکت و تسهیل در حرکات تکاملی فردی و اجتماعی انسان و هماهنگی آنها تنظیم شده اند.

,

 

,

 

,

علی رغم بی توجهی هایی که در اغلب فرهنگ ها و مکتب های بشری نسبت به مسئله ی اساسی (انسان سازی) وجود دارد و در آنها غالباً از تعلیم و تربیت تنها به تعلیم اکتفا می شود، در عالم دین مبین اسلام نه تنها مسئله ی اخلاق و سازندگی شخصیت معنوی، امری فراموش شده نیست، بلکه اولین و اساسی ترین مسئله برای رسیدن به زندگی مطلوب است.

,

 

,

در این بینش، فردیت هرگز فدای هیچ امر دیگری نشده و تمام تأکیدها بر روی انسان و به کمال رسیدن او قرار دارد؛ ثانیاً به فرض اینکه حتی اصلاح نظام اجتماعی در نفس خود، هدف باشد، باز هم بنیان هر موفقیتی در این زمینه در صورت عدم تعمیم سازندگی فردی و فضایل اخلاقی، سخت متزلزل و همواره در معرض تهدید و تخریب است.

,

 

,

به عبارت دیگر هر گونه اصلاح اجتماعی، آن هنگام پایه ای محکم و نتیجه ای ثمر بخش خواهد داشت که ریشه در سازندگی فردی داشته باشد و افراد تشکیل دهنده ی جامعه در سایه ی تعلیم و تربیت صحیح و اصولی، از نظام فکری و اخلاقی صحیحی پیروی نمایند و به پیروی از آن به مراتبی از کمالِ انسانی و فضایل اخلاقی نایل آیند.

,

 

,

انسانها با توجه به دستورات دین و راهنمایی های انبیاء الهی، می توانند عقل و خلاقیت های خود را پرورش دهند و با رشد معنوی و وحدت اخلاقی، عقل خود را از جمیع نفاثات دور کنند تا به عقل سلیم که مقصود اصلی انبیاء می باشد، برسند و خلاقیت های خود را در جهت معنویات قرار دهند تا از فیوضات الهی بهره مند گردند و به کراماتی از طرف خداوند نائل شوند و همچنین جامعه ی خویش را در مسیر رشد و کمال قرار داده، سلامت و مطلوبیت آن را حفظ کرده تا بستری برای رشد انسان‌های واقعی فراهم شود.

,

*ناهید نظری

,

انتهای پیام/م

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه