برگزاری یادواره شهدای آبروی محله، سردار شهید داوود گریوانی در بجنورد+تصاویر
یادواره شهدای آبروی محله سردار شهید داوود گریوانی توسط حوزه امام علی (ع) ناحیه بسیج بجنورد شب گذشته در مسجد امام سجاد(ع)، مسجد محله ی منزل خانواده شهید گریوانی برگزار شد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از اترک نیوز، در این مراسم ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهدای هشتسال دفاع مقدس، خاطرات دلاورمردیهای سردارشهید داود گریوانی و همزرمانش از زبان خانواده و همرزمان وی بازگو شد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اترک نیوز,
زندگی نامه
,
شهید داود در یکم شهریورماه سال 44 در خانواده ای مذهبی در روستای علی گل از توابع بخش مرکزی شهرستان بجنورد چشم به جهان گشود.
,
تحصیلات ابتدای خود را در محل تولد به اتمام رسانید و به علت نبود مقطع بالاتر و کمبود امکانات تحصیلی در روستا ، تحصیل را رها کرده و به کمک پدر و مادر در امر کشاورزی و دامداری پرداخت. شهید داوود چهارمین فرزند و سومین پسر خانواده بود و در نوجوانی در سن 13 سالگی مادر خود را از دست داد ، وی به مساىٔل و اعتقادات دینی پایبند بوده و با سن کمی که داشت جز فعالان انقلاب بوده و در تظاهرات و راهپیمایی های قبل انقلاب، علیه رژیم پهلوی شرکت می کرد.
,
در حالی که هنوز به سن تکلیف نرسیده بودند به انجام فراىٔض دینی اهمیت فراوانی می دادند به طوریکه هر بار برادران بزرگتر به او توصیه می کردند که به جهت کمی سن ، روزه نگیرد شهید با ناراحتی به آنها می گفت که اگر انسان از این امتحان کوچک الهی سر بلند و پیروز بیرون بیاید توانایی انجام کارهای بزرگتر و دشوار را نیز خواهد داشت.
,
شهید داوود گریوانی از نظر اخلاق و رفتار زبانزد فامیل بود و به همه اعم از خانواده و دوستان( بزرگ و کوچک) احترام خاصی قاىٔل بودند و با مهربانی و عطوفت برخورد می کرد و مطیع امر پدر و دیگر اعضای خانواده از جمله برادران و خواهران خود بود.
,
پس از انقلاب
,
پس از انقلاب اسلامی و با شروع جنگ تحمیلی در سال1359 به فرمان امام لبیک گفته و در سال60 برای اعزام داوطلبانه به جبهه با چند تن از دوستان از جمله پسر عمویش شهید زکریا گریوانی به عضویت بسیج در آمده و دوره آموزش مقدماتی را در پادگان شهید بهشتی بجنورد می گذراند.
,
به علت کم بودن سن اش، به دستور فرماندهان وقت با اعزامش به جبهه مخالفت می شود . دو برادر دیگرش در جبهه حضور دارند، او هم در سال 1361 به همراه شهید زکریا گریوانی به جبهه اعزام و رسما وارد جنگ می شود.
,
در همان ابتدای ورود به جنگ در عملیات رمضان پسر عمویش به شهادت رسیده و خودش هم مجروح شده و هنوز بهبود نیافته است که دوباره به جبهه باز می گردد.
,
به علت شجاعت و شهامتی که در مبارزه با دشمن از خود نشان داده، به واحد تخریب منتقل و به نحو احسن در این واحد پرخطر مشغول به خدمت می شود.
,
پس از گذشت مدتی به واحد اطلاعات منتقل می شود و در همین زمان از او درخواست می شود که به عضویت رسمی سپاه درآید و داوود در جواب می گوید: فعلا وظیفه ما جنگیدن و بیرون راندن دشمن از خاک کشور است. فرقی نمی کند که ما، در سپاه ، بسیج و یا در چه سمت و پستی باشیم.
,
اما با اسرار فرماندهان به اعضاء رسمی سپاه می پیوندد.
,
شایستگی هایش باعث معرفی و ادامه خدمت او به عنوان فرمانده گروهان غواصان می شود. چند بار مجروح می شود، با این وجود هیچ ترس و واهمه ای از جنگ ندارد، برای همین به "شیر لشگر 5 نصر خراسان بزرگ" معروف می شود.
,
شهادت
,
تصورش این بوده که در والفجر8 به شهادت می رسد، اما چنین نشد. یک سال بعد، وقتی از عملیات کربلای 4 که لو رفته بوده بر می گردد و می بیند که خبری از شهادت نیست و خیلی از هم رزمانش زخمی، اسیر یا شهید شده اند، غمگین و افسرده می رود داخل یکی از سنگرها می نشیند.
,
برخی می گویند سنگری که داوود در آن بود، آنقدر محکم بود که حتی راکت های هواپیما کمتر به او اثر می کرد. ناگهان گلوله یا خمپاره ای نزدیک سنگر منفجر می شود و ترکش آن به قلب داوود نفوذ می کند و داوود آسمانی می شود.
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه