تاریخ می داند فدک تنها بهانه است/
وقتی بهشت آذین شده در آرزویت
مفسران شیعه ، آیات فراوانی از قرآن را در شأن حضرت زهرا (سلام الله علیها) میدانند ولی شاید معروفترین آیه، آیه ی "تطهیر" است که منزلت والای دخت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را میرساند. این آیه از همان آغازین روزهای نزول مورد توجه مسلمانان قرار گرفت و سخن پیرامون آن بسیار است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از زنجانم،
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زنجانم,

,
گل های عالم را معطر کرده بویت
ای آن که می گردد زمین در جست و جویت
,
یادش بخیر آن روزها ریحان به ریحان
می چید پیغمبر بهشت از رنگ و بویت
,
سیاره ها را در نخی می چیدی آرام
می ساختی تسبیحی از خاک عمویت
,
برداشتند از سفره ات نان، مردم شهر
جرعه به جرعه آب خوردند از سبویت
,
درهای رحمت باز می شد با دعایت
دردا که می بستند درها را به رویت
,
تاریخ می داند فدک تنها بهانه است
وقتی بهشت آذین شده در آرزویت
,
وقتی منزه گشته خاک از سجده هایت
وقتی مطهر می شود آب از وضویت
,
چادر حمایل می کنی از حق بگویی
حتی اگر یک شهر باشد روبرویت
,
برخاستی با آن صفت های جلالی
این بار آتش می چکید از خلق و خویت
,
حتی زمان می ایستد از این تجسم
تو سوی مسجد می روی مسجد به سویت
,
از های و هو افتاد دنیا با سکوتت
دنیا به آرامش رسید از های و هویت
,
از بانگ بسم الله رحمن الرحیمت
از آن نهیب الذین آمنویت
,
تو خطبه می خواندی و می لرزید مسجد
ذرات عالم یک صدا لبیک گویت
,
خطبه به اوج خود رسید آن جا که می ریخت
مدح علی حیدر به حیدر از گلویت
,
گفتم علی... او قطره قطره آب می شد
آن شب که روشن شد سپیدی های مویت
,
آن شب که زخم تو دهان وا کرد آرام
زخم تو آری زخم آن رازِ مگویت
#
هنگام دفن تو علی با خویش می گفت
رفتی ولی پایان نمی یابد شروعت...
,
,
,
,
(شعر از حمیدرضا برقعی)
,فدک قریهای است در منطقه حجاز که از آنجا تا مدینه نزدیک به ۱۶۰ کیلومتر راه بود و مزارع و چشمه آبی در خود داشت.[۱] در نزدیکی فدک دژی به نام «شمروخ» وجود داشت که هم اکنون در آنجا روستای بزرگی به نام «حائط» با نخلهای فراوان وجود دارد.[۲]
,پس از رحلت حضرت محمد(ص) (پیامبر اعظم اسلام)، کشمکشی بین خلیفه وقت، ابوبکر، از یک طرف و فاطمه زهرا(س) یگانه دختر پیامبر اسلام و عباس بن عبدالمطلب (عموی پیامبر) بر سر فدک بوجود آمد. فاطمه زهراو عباس ادعای تملک این اموال را داشتند. اما از طرف دیگر ابوبکر از دادن این اموال به آنان سر باز زد با این استدلال که پیامبر به او گفته است که اموال پیامبران به ارث نمی رسد و باید صرف صدقه شود.
,فدک در نزدیکی خیبر قرار داشت و با توجه به موقعیت استراتژیک خود نقطه اتکاء یهودیان حجاز به شمار میرفت.[۳] پس از آنکه سپاه اسلام، یهودیان را در «خیبر» و «وادیالقری» و «تیما» شکست داد، برای پایان دادن به قدرت قوم یهود، سفیری به نام «محیط» به نزد سران فدک فرستادند. سران فدک صلح و تسلیم را بر جنگ ترجیح دادند و تعهد کردند که هر سال نیمی از محصولات فدک را در اختیار پیامبر قرار داده و از این به بعد زیر سلطه اسلام زندگی کنند.[۴]
,فدک مملؤ از درختان نخل و چشمههای جوشان بود. زمینهای حاصلخیزی داشت و از منابع مهم در آمد در منطقه حجاز محسوب میشد.[۵] ارزش درختان نخلاین ناحیه در آن زمان با ارزش درختان نخل شهر کوفه در قرن هفتم برابر بود.[۶] همچنین زمانی که عمر تصمیم گرفت یهودیان را از عربستان خارج کند، مبلغ ۵۰ هزار درهم را بابت ارزش نصف فدک به آنان پرداخت کرد.[۷]
,روایات فراوانی گواه آن است که پیامبر اسلام(ص)فدک را به دخترش فاطمه بخشیده، و این موضوع در کتابهای تفسیر و حدیث و تاریخ و کلام و لغت (فریقین)موجود است و تعداد این روایات و طرف و مصادر نقل آنها بر حدی است که جای تردید باقی نمیگذارد.
,مدارک اهل تسنن
,ذیل آیه ۲۶ سوره اسراء
,این کتب در شأن نزول این آیه به انتقال فدک از سوی پیامبر به فاطمه زهرا تصریح میکنند:
,- حاکم حسکانی در کتاب «شواهد التنزیل» (ج۱، صص۴۳۸ و ۴۴۲)
- کاندهلوی در کتاب «حیاه الصحابه» (ج۲، ص۵۱۹)
- رازی در کتاب «الجرح و التعدیل» (ج۱، ص۲۵۷)
- قندوزی در کتاب ینابیع الموده (صص ۱۱۹ و ۴۳۹)
- خوارزمیدر کتاب «مقتل الحسین» (ج۱، ص۷۰)
- سیوطیدر تفسیر خود که از دو صحابی «ابو سعید خدری» و «عبدالله بن عباس» بخشش فدک را متذکر میشود. (ج۲، ص۱۵۸ و ج۵، صص۲۷۳_۲۷۴)
- ابن ابی حاتم در تفسیرش که «ابن تیمیه» آن را خالی از هر حدیث جعلی میداند.[۸]
- متقی هندی در کتاب «کنز العمال» (ج۲، ص۱۵۸ و ج۳، ص۷۶۷)
علی بن ابی طالب
,علی به آن تصریح میکند.[۹]
,یاقوت حموی
,یاقوت حموی در «معجمالبلدان» چون به کلمه «فدک» میرسد در توضیح آن به این بخشش اذعان میکند.[۱۰]
,بلاذری و حکایت مأمون عباسی
,بلاذری در کتاب خود، سندی از دوران خلافت مأمون عباسی دارد که به این امر تصریح کردهاست.[۱۱]
,خطبه فدکیه
,در خطبه فدکیه، فاطمه زهرا خطاب به ابوبکر ضمن تصریح بر مالکیت خود بر فدک از وی حق خود را مطالبه میکند که متن این خطبه در منابع اهل سنت یافت میشود.[۱۲]
,انتقال فدک به بیتالمال
,چند روز پس از واقعه سقیفه ابوبکر اعلام کرد، فدک ملک شخصی نیست و نباید در نزد دختر پیامبر بماند. به همین جهت عاملان فاطمه زهرا را از فدک بیرون کرد. فاطمه زهرا(س) ناچار نزد ابوبکر رفت و میان آنان گفتگویی رخ داد:
,نوشتار اصلی: خطبه فدکیه
,ابوبکر! وقتی تو بمیری ارث تو به چه کسی میرسد؟
,زنان و فرزندانم.
,چه شدهاست که حالا تو وارث پیغمبری نه ما؟
,دختر پیغمبر! پدرت درهم و دیناری زر و سیم به جا نگذاشته.
,اما سهم ما از خیبر و صدقه ما از فدک چه میشود؟
,از پدرت شنیدم که «من تا زنده هستم در این زمین تصرف خواهم کرد و چون مردم مال همه مسلمانان خواهد بود».
,ولی پیغمبر در زندگانی خود این مزرعه را به من بخشیده است.
,گواهی داری؟
,آری. شوهرم علی و ام ایمن گواهی میدهند.
,دختر پیغمبر! میدانی که ام ایمن زن است و گواهی او کامل نیست. باید زنی دیگر هم گواهی دهد. یا مردی را گواه بیاوری.[۱۳]
,و بدین ترتیب فدک به بیت المال انتقال داده شد . اگر چه فاطمه به روایت ابوبکر اذعان نکرد و همچنان بر گرفتن عطای خویش از پیامبر پافشاری به خرج میداد.
,حدیث ارث نبردن پیامبران
,به گفته دانشمندان اهل سنت، تنها ابوبکر ادعا میکند که این روایت را از پیامبر شنیدهاست.[۱۴] از این رو مورد مخالفت عدهای قرار میگیرد:
,اهل بیت
,برخلاف پافشاری ابوبکر بر شنیدن حدیث «از ما پیامبران ارث برده نمیشود» از پیامبر اهل بیت به مخالفت با آن پرداخته و وجود چنین حدیثی را زیر سؤال بردند.[۱۵] کار بدان جا میکشد که حتی عمربه این موضوع اذعان میکند که علی بن ابی طالب و عباس عموی پیامبر، ابوبکر را دروغگو میدانستند.[۱۶]
,جمعی از همسران پیامبر
,غیر از اهل بیت و عباس عموی پیامبر، تعدادی از همسران پیامبر نیز به ابوبکر، به خاطر نسبت دادن این حدیث اعتراض میکنند.[۱۷]
,دانشمندان اهل سنت
,مفسران اهل سنت از جمله فخر رازی، جارالله زمخشری، طبری و بیضاوی در تفسیر آیات مربوط به ارث پیامبرانی چون داود، زکریا، یحیی و سلیمان، ضمن تأکید بر مادی بودن این ارثیهها، سخن ابوبکر را نقض کردهاند.[۱۸]
,دیدگاه اهل سنت
,اهل سنت اعتقاد دارند که بدخواهی از جانب ابوبکر نسبت به هیچ کسی، و بهخصوص نسبت به فاطمه نمیتوانست وجود داشته باشد؛ او آماده بود میراث فدک را به فاطمه تسلیم کند، مشروط بر این که شاهدی عینی صحت حدیثی را که این کار را مجاز میداشت گواهی کند. اهلسنت عقیده دارند که ستاندن میراث فدک، به معنی کاملاً ظاهری بوده است؛ یعنی ابوبکر امکاناً و در سطح مادی و به حکم وظیفه کاملاً ظاهریاش به عنوان پاسدار اصول شرعی یا پاسدار رعایت شرع، به صورت انتزاعیاش بپذیرد. قضیه ارثی که به فاطمه داده نشد، تعارض میان یک امر انتزاعی اصولی و یک مورد واقعی را که از مدار بیرون میافتد، نشان میدهد.[۱۹]
,اهلسنت استدلال کردهاند[نیازمند منبع] که اگر فدک به میراث رسیده بود، همسران و دختران دیگر پیامبر اسلام نیز از آن سهمی داشتهاند؛ در حالی که ابوبکر سهمی از آن برای ایشان و حتی برای دخترش عایشه قائل نشد.[نیازمند منبع] در روایتی از اهل تسنن آمدهاست که پیامبران ارث بر جای نمیگذارند، و آنچه از ایشان بماند صدقهاست.[۲۰] تنها راوی این حدیث نیز شخص ابوبکر است.[۲۱] در اصول کافی باب ثواب دانشمند و دانشجو آمدهاست: «رسول خدا فرمود: کسیکه در راهی رود که در آن دانشی جوید خدا او را به راهی سوی بهشت برد، همانا، فرشتگان با خرسندی بالهای خویش به راه دانشجو فرو نهند و اهل زمین و آسمان تا برسد به ماهیان دریا برای دانشجو آمرزش طلبند و برتری عالم بر عابد مانند برتری ماه شب چهاردهاست بر ستارگان دیگر و علما وارث پیامبرانند زیرا پیامبران پول طلا و نقره به جای نگذارند بلکه دانش بجای گذارند، هر که از دانش ایشان برگیرد بهره فراوانی گرفتهاست.»[۲۲]
,برخی از علمای اهل سنت مصادره و تصرف فدک را را از مقوله اجتهاد و در حدود صلاحیت خلیفه دانسته اند، ولی شیعیان با توجه به اینکه این تنها مصادره در زمان ابوبکر بوده و در مقابل بذل و بخششهایی از بیت المال - در جهت استوار کردن پایه های خلافت - در منابع گزارش شده، این عمل را سخت نکوهش کرده و رنجاندن فاطمه را که به فرموده پیامبر برابر با رنجاندن خدا و پیامبر خداست، گناهی بزرگ و از مطاعن ابوبکر می شمرند.[۲۳]
,بررسی تاریخی اختلافات فاطمه و ابوبکر در خصوص فدک
,بررسی احادیث نشان می دهد که در طی دو مرحله فاطمه در این مورد با ابوبکر به جدال پرداخت که در مرحله اول عباس نیز در این اختلاف حضور داشت. بطور طبیعی موضع شیعیان بر این است که این اموال متعلق به فاطمه است و آنها توسط ابوبکر غصب شده است. [۲۴] سید جعفر شهیدی، از افراد غیر شیعه ای همچون ابن ابی الحدید و نقیب بصری یاد می کند که به نقل رویداد خطبه فدکیه پرداخته اند. او با این استدلال که این افراد (اهل سنت معتزلی) سودی از جعل این روایات نمی بردند رویداد دعوای حقوقی فدک را صحیح می داند. [۲۵]
,به اعتقاد دنیس صوفی ابوبکر نمیتوانسته برای واقعه فدک از حدیث مذکور(که میگوید پیامبران از خود ارثی باقی نمیگذارند) استفاده کرده باشد[۲۶] صوفی معتقد است به دلیل تواتر روایتهای ناراحتی فاطمه از ابوبکر، به نظر میرسد مراسم کفن و دفن فاطمه به خواسته خود او در شب انجام شده تا ابو بکر به عنوان رئیس جامعه نتواند با مراسم تشییع او کاری داشته باشد.[۲۷]
,وی میافزاید احادیثی که بر دخیل بودن فاطمه در رویدادهای پس از مرگ پیامبر دلالت دارند، با وجود جانب دارانه بودنشان حاوی مقداری حقیقت هستند. به این دلیل که اهل سنّت نتوانستند به طور کامل آنچه را که به وضوح برای باز سازی تاریخشان زیان آور بود محو کنند: این مساله که فاطمه با ابو بکر بر سر ضبط خلافت و املاک پیامبر دعوا داشته است، اینکه فاطمه هیچ گاه او را به خاطر کارهایش نبخشید، و اینکه مرگ او برای مدتی (احتمالا به خواست خود فاطمه) مخفی نگاه داشته شد تا مانع سرپرستی ابو بکر از مراسم کفن و دفن فاطمه شود. چیزی که در این مورد کنایه آمیز است، این است که این پنجره کوچک به شخصیت فاطمه توسط اهل سنّت نادیده گرفته شده یا کوچک شمرده شده ولی توسط شیعیان بزرگ شده و بیش از اندازه روی آن تاکید شده است.[۲۸]
,بازگرداندن فدک به وارثان فاطمه
,در سال ۲۱۰ قمری قثم بن جعفر والی مدینه بر اساس فرمان مکتوب مامون خلیفه عباسی طی فرمانی ضمن تاکید بر حق فاطمه، فدک را به محمد بن یحیی بن حسین بن زید بن علی منتقل کرد تا درآمدش را به مستحقان برساند.[۲۹]
,کتابشناسی
,- ابوبکر الرفیعی.بذرهای اختلاف. ترجمهٔ محمد فاروقی. تهران: صبوری، ۱۳۷۸.
- محمد بن حسن طوسی.الاستبصار للشیخ الطوسی. مشهد: آستان قدس رضوی.
- محمد بن یعقوب کلینی.اصول کافی. ترجمهٔ جواد مصطفوی. مشهد: حوزه علمیه اسلامیه، ۱۳۴۲.
- محمد بن یعقوب کلینی.اصول کافی. ترجمهٔ جواد مصطفوی. مشهد: حوزه علمیه اسلامیه، ۱۳۴۲.
- محمد بن حسن طوسی.تهذیبالاحکام. ترجمهٔ جواد مصطفوی. مشهد: بینا، ۱۳۴۱.
- محمدباقر بن محمد تقی.بحارالأنوار. مشهد: بینا، ۱۳۲۵.
- مسلم بن حجاج.صحیح مسلم. مشهد: دارالکتب علمیه، ۱۳۵۴.
پانویس
,-
- معجم البلدان، ج۴، ص۲۳۸.
- مراصد الاطلاع، ج۳، ص۱۰۲۰.
- لسانالعرب، ابن منظور، ج۱۰، ص۴۳۷.
- معجم معالم الحجاز (الحائط)، ج۲، صص ۲۰۵_۲۰۶ و (فدک)، ج۷، ص۲۳.
- مراصد الاطلاع، فدک.
- همان
- تاریخ طبری، ج۲، ص۳۰۲و۳۰۳.
- فتوح البلدان، ابوالحسن بلاذری، ص۴۲.
- السقیفة و فدک، ابوبکر احمدبن عبدالعزیز جوهری، ص۹۷.
- لسانالعرب، ج۱، ص۴۳۷.
- معجم البلدان، ج۴، ص۲۳۸.
- همان
- شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱۶، ص۲۳۶.
- السقیفة و فدک، ص۹۸.
- شرح نهجالبلاغهابن ابی الحدید شافعی، ج۱۶، ص۲۰۸_۲۰۹.
- نهج البلاغه صبحی صالح، نامه ۴۵، ص۴۱۷.
- منهاجالسنه، ج۷، ص۱۳.
- همان
- فتوح البلدان، ج۱، ص۳۵.
- المغانم المطالبه، ص ۳۱۲.
- عمده الاخبار، ص۳۹۴.
- وفاءالوفاء، ج۳، ص۹۹۹.
- معجم البلدان ج۴، ص۲۳۸.
- فتوح البلدان، ج۱، ص۳۶.
- انساب الاشراف، ص۵۱۹.
- الصواعق المحرقه(ابن حجر)، ص۱۹.
- شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید شافعی، ج۱۶، ص۲۲۷ و ص ۲۴۵.
- طبقات ابن سعد، ج۲، ص۳۱۵.
- مسند فاطمه(سیوطی)، ص۳۳ (چاب الکتب الثقافیه).
- کنزالعمال، ج۵، ص۳۶۵.
- معجم البلدان، ج۴، ص۲۳۸.
- انساب الاشراف، ج۱، ص۵۲۰.
- فتوح البلدان، ج۱، ص۳۴۷.
- تفسیر الجامع لأحکام القرآن(قرطبی)، ج۱۱، ص۷۸.
- تفسیر کبیر، ج۲۴، ص۱۸۶.
- تفسیرکشاف زمخشری، ج۴، ص۹۱(چاپ دارالکتاب العربی، لبنان).
- ربیع الأبرار زمخشری، باب ۲۹.
- انوار التنزیل، ج۲، ص۳۰۹.
- تفسیر طبری، ج۸، ص۳۰۸.
- فتوح البلدان، ج۲، ص۴۶.
- مسند احمد ج ۲ ص ۴۶۲.
- صحیح مسلم، کتاب الجهاد حدیث ۴۹.
- تاریخ الخلفا(سیوطی)، ص۸۶.
- الصواعق المحرقه(ابن حجر)، ص۱۹.
- شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید شافعی، ج۱۶، صص ۲۲۷ و ۲۴۵.
- همان
- همان
- تاریخ الخلفا(سیوطی)، ص۸۶.
- همان
- صحیح مسلم(الجهاد و السیر)، ج۵، ص۱۵۱_۱۵۳.
- همان
- همان
- بذرهای اختلاف ص ۱۵۱.
- همان
- همان
- کافی ج ۱ ص ۴۲.
- هادی عالم زاده، ابوبکرصدیق، دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ج5، ص232
- Veccia Vaglieri, L. "Fatima." Encyclopedia of Islam, Leiden, Vol. 2, The Netherlands: Brill, ISSN ۱۵۷۳-۳۹۱۲, Page 844-850
- زندگانی حضرت زهرا نوشته سید جعفر شهیدی قابل دسترسی دراینجا ص ۱۹
- Denise L. Soufi, "The Image of Fatima in Classical Muslim Thought," PhD dissertation, Princeton, 1997, p. 97, 99
- Denise L. Soufi, "The Image of Fatima in Classical Muslim Thought," PhD dissertation, Princeton, 1997, p.126
- Denise L. Soufi, "The Image of Fatima in Classical Muslim Thought," PhD dissertation, Princeton, 1997, p.206
- فتوح البلدان، ابوالحسن بلاذری، ص ۳۷
- معجم البلدان، ج۴، ص۲۳۸.
- مراصد الاطلاع، ج۳، ص۱۰۲۰.
- لسانالعرب، ابن منظور، ج۱۰، ص۴۳۷.
- معجم البلدان، ج۴، ص۲۳۸.
- مراصد الاطلاع، ج۳، ص۱۰۲۰.
- لسانالعرب، ابن منظور، ج۱۰، ص۴۳۷.
انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه