نقد رسانه/

آن مرد عصبانی نیست باور کنید‎

آن مرد عصبانی نیست باور کنید‎
درست در روزهایی که با عدم حضور «آشغال های دوست داشتنی»در جشنواره سی و دوم این گمان ایجاد شده بود که اولین جشنواره فیلم فجر در دولت یازدهم بدون حتی یک فیلم سیاسی برگزار می شود راز سر به مهر داستان «عصبانی نیستم»در همان روزهای اول جشنواره فاش شد و طبیعتا جنجال های لازم را برانگیخت.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا، به نقل از آفتاب ری؛ یونس شهیدی- درست در روزهایی که با عدم حضور «آشغال های دوست داشتنی»در جشنواره سی و دوم این گمان ایجاد شده بود که اولین جشنواره فیلم فجر در دولت یازدهم بدون حتی یک فیلم سیاسی برگزار می شود راز سر به مهر داستان «عصبانی نیستم»در همان روزهای اول جشنواره فاش شد و طبیعتا جنجال های لازم را برانگیخت.

, شبکه اطلاع رسانی دانا, آفتاب ری؛,

 هرچند که سخن گفتن از سینمای نحیف سیاسی ایران مطلبی مفصل تر می طلبد اما عصبانی نیستم جدای از اینکه چه حرفی را چگونه زد، قصد سنگین کردن کفه ترازو به نفع کدام جریان سیاسی را داشت و اصلا چقدر در سیاسی بودن موفق بود خارج از قاعده دیگر فیلم های سیاسی 4جشنواره اخیر نبود.

,


آن مرد عصبانی نیست باور کنید‎

,
, آن مرد عصبانی نیست باور کنید‎, آن مرد عصبانی نیست باور کنید‎,

 جدای از تمام نقاط ضعف و قوت و تفاوت ها و تشابهات گزارش یک جشن، قلاده های طلا، پایان نامه، پل چوبی، خیابان های آرام، محرمانه تهران، اخراجی ها3 و… در چند سال اخیر هرگاه سینمای ایران قربة الی الله ساخت فیلم سیاسی را گفته بی بروبرگرد سراغ سوژه حوادث سال 88 رفته است.

,

 ساختار یک فیلم در روایت کلاسیک ها از فیلمنامه بر تعلیق و گره استوار و پایدار است و طبیعتا موضوع انتخابات سال88 بهترین تعلیق سیاسی ممکن برای ساختن هرگونه فیلم سیاسی است، اما مهمترین هشداری که این رجوع متعدد به موضوع سال88 می دهد عقب ماندن سینمای ایران در عرصه سیاست مانند سایر عرصه ها از جامعه خود است، جدای از اینکه هرکدام از فیلم های سیاسی این سال ها چه برداشتی از 88 را به مخاطب ارائه داده اند و با قیچی کردن کدام قسمت از واقعیت قصد داشتند واقعیت را در همان سکانس های مدنظر خود محدود کنند.

,

  همه آنها در این امر مشترکند که اگر حرفی در عرصه سیاست دارند مربوط به تکرار دعواهای سیاسی گذشته است و اساسا سینمای ایران دیدی نسبت به آینده سیاست خود را ندارد و در حال حاضر ابتر تر از آن است که بخواهد آینده را حداقل پیش بینی کند و این را شاید نیکو باشد که در کنار سینمای ایران امریکا گذاشت که برای مثال از سال ها قبل از روی کار آمدن دولت دموکرات اوباما در سال 2008 خبر از آمدن یک رییس جمهور سیاه پوست از حزب دموکرات می دادند!

,

 «عصبانی نیستم» بیشتر شبیه یک کلیپ بود یا بهتر باشد بگوییم یک مستند انتخاباتی بود تا یک فیلم سینمایی! هرچند که عصبانی نیستم از بسیاری از نمونه های مشابه خود یک قدم جلوتر رفته بود و قصد داشت بجای گروکشی سیاسی کمی هشدارهای اجتماعی را هم در قالب لحن سیاسی خود بدهد اما حرف هایش نپخته و سرهم شده بود.

,


آن مرد عصبانی نیست باور کنید‎

,
, آن مرد عصبانی نیست باور کنید‎, آن مرد عصبانی نیست باور کنید‎,

داستان فیلم نسبتا مشخص است: نوید جوان دانشجویی بوده که در جریان اتفاقات سال88 ستاره دار شده و از دانشگاه تهران اخراج می شود، حالا 4سال از آن ایام گذشته نوید مصمم است با دوست همکلاسی اش ستاره ازدواج کند اما او یک حتی از عهده یک کار ساده هم در بازار بر نمی آید چون می خواهد عصبانی نشود اما نمی تواند…! عصبانیت نوید برخلاف عصبانیت های کلیشه ای سینمای ایران یک خشم مقدس است، خشم مقدسی که در واکنش به روزگار خود دارد و نمی تواند خنثی باشد.

,

 شاید بتوان به راحتی گفت «خشم اجتماعی» که منجر به نافرمانی مدنی می شود تمام حرف حساب درمیشیان در دومین ساخته بلند سینمایی اش است و در قالب این خشم تصمیم دارد جمهوری اسلامی را از اساس به کنایه ها و ریشخند بگیرد و درست در فضای بعد از انتخابات92 به حدی در به تصویر کشیدن حرف هایش آزاد بوده که فیلم گاهی اوقات به وادی هجو ساختارهای سینمایی برای زدن حرف هایش به مستقیم ترین شکل ممکن می رسد، برای مثال نوید دنبال کار می گردد اما متوجه مشکلات عمیق اقتصادی جامعه می شود و ناگهان صدای احمدی نژاد روی تصاویر پخش می شود که می گوید: تحریم ها نتوانستند مشکلی برای اقتصاد ما ایجاد کنند.

,


آن مرد عصبانی نیست باور کنید‎

,
, آن مرد عصبانی نیست باور کنید‎, آن مرد عصبانی نیست باور کنید‎,

همانطور که گفتم به قدری دست عوامل فیلم در زدن هر حرفی آزاد بوده که لازم نبوده است متوسل روش های کلیشه ای شوند تا شخصیت داستان وقتی به مبل خانه اش تکیه می دهد حرف سیاسی احمدی نژاد از تلویزیون پخش بشود یا در روشی کمتر کلیشه شده حرف را در قالب نگاه کردن کاراکتر اصلی به تیترهای روزنامه ها بزند. مثال هایی مانند مثال فوق در فیلم فراوان دیده می شود.

,

 میزانسن اتاق نوید که با روزنامه های دوران اصلاحات کاعذ دیواری شده است به قدری علنا فریاد سیاسی می زند که مخاطب را از یک فیلم رئالیسم دور می کند، دوجین دوجین کاراکترهای اضافه فیلم که هرکدام در یک قسمت از فیلم ظاهر می شوند و یک مونولوگ سیاسی می گویند و می روند و در ناقص الخلقه بودنشان در فیلمنامه همین بس که اگر تمام آنها را یکجا از فیلم حذف کنیم فیلم هیچ لطمه ای نمی خورد، هرقدر تدوین هایده صفی یاری مثال زدنی است و منطق تدوین فیلم معقولانه اما روایت پاره پارده داستان اصلا دارای یک ساختار منطقی نیست و اصلا هم نمی توان آن را یک سنت شکنی نامید و شاید این بین هیچ چیز به این اندازه سطح فیلم را سطحی نکند فیلم پیامش را مانند کنایه های سیاسی اش فریاد می زند و هربار با کمترین تعلیق ممکن و درست در زمانی که ریتم فیلم کند شده  و ضرباهنگ لازم را برای دیالوگ شعاری ندارد نوید می گوید: من عصبانی نیستم…! اگر از کلوزآپ های دائمی فیلم برای صورت نزدیک شده نوید و نامزدش ستاره از هم بگذریم می بینیم که «عصبانی نیستم»هم مانند «بغض» درمیشیان خیلی دوست دارد بجای آنکه قالب یک فیلم اجتماعی را داشته باشد مجموعه از کارت پوستال هایی از زوایای مختلف تهران باشد که یادآور ذوق زدگی فیلم اولی هاییست که احساس می کنند بدون هیچ فیلمنامه معقولی میشود با چند قاب زیبا مخاطب را متحیر کرد!

,


آن مرد عصبانی نیست باور کنید‎

,
, آن مرد عصبانی نیست باور کنید‎, آن مرد عصبانی نیست باور کنید‎,

 عصبانی نیستم به قدری حرف های سیاسی اش مستقیم و رو است که نیازی به هیچ نشانه شناسی و نقدی نمی گذارد اما حداقل در فضای رسانه ای کشور همه ما را یادآور یک عبارت می اندازد: «سینمای سفارشی»…! در این سال ها هر فیلمی حرفی ایدئولوژیک داشت و بر مذاق طبقه شبه روشنفکری ایران خوش نیامد آن را با برند و برچسب  سینمای سفارشی،دولتی،نفتی و… زیر سوال بردند و گفتند این حرف هیچ بخشی از جامعه نیست (کانه جمهوری اسلامی 75میلیون اپوزیسیون دارد)و دولت پول داده است تا کسی بیاید و این حرف ها را بزند و فیلمسازی که گوش به فرمان دولت باشد اگر پدرخواند هم بسازد ارزش ندارد! «عصبانی نیستم»تمام حرف های بخش قابل توجهی از بدنه دولت یازدهم در مورد سال88 است، سوال؛ آیا می شود گفت: «عصبانی نیستم» یک فیلم سفارشی است؟

, ،,

 شاید گفته شود که حرف های فیلم حرف های چندسال سانسور شده سازنده است که حالا اجازه بیانش داده شده است، سوال؛ آیا وقتی که خوش ساخت ترین اثر سینمایی و در عین حال منصفانه ترین آنها پیرامون مسائل سال88 توسط ابوالقاسم طالبی در دولت سابق روایت شد کسی خبر از این نداشت که سالها است طالبی عقایدش مشخص است و سندش «جنگ کودکانه» و «آقای رییس جمهور» اوست که هر دو در زمان اصلاحات ساخته و توقیف شدند، اولی به دلایل نامعلوم و دومی به این دلیل که ریش یکی از شخصیت هایش شبیه رییس جمهور وقت بوده است!

,


شود با چند قاب زیبا مخاطب را متحیر کرد!

,
, شود با چند قاب زیبا مخاطب را متحیر کرد!, شود با چند قاب زیبا مخاطب را متحیر کرد!,

 اصلا فرض را بگذاریم که «عصبانی نیستم» کاملا سفارشی است؛ سوال، چه ایرادی دارد دولت روایت مدنظرش را جای سخنرانی های سیاسی اعضای خود در قالب هنر و بر پرده سینما بزند؟ اما بازهم سوال، چرا «عصبانی نیستم» در دولتی که مدعی لبخند در جواب نقد است می تواند هرچه می خواهد به سرتاپای جمهوری اسلامی بگوید اما منتقدان سینمایی رییس جمهور مجوز جشنواره ضدصهیونیستی شان (که اتفاقا این روزها توسط دولتمردان همنوای به اسراییل هم خوانده می شوند) نه به دست وزارت ارشاد که به دست وزارت امورخارجه لغو می شود.

, ؟,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه