یادداشت
در این حوالی، شمیم بهشت جاری است
22 اسفند را پر رنگتر از همیشه روز شهید بدانیم و به جهان فریاد زنیم که هر چه آرام و آسایه داریم از نگاه شهیدان است و در آستانه فاطمیه دل را به عزت و عفت بانوی یگانه عالم گره بزنیم تا مسیر کرامت شهیدان، به التفات حضرت رحمان آمرزیده باشیم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از تیتریک دامغان، سالهاست می نویسم، گاهی زمینی و گاهی آسمانی. دغدغه های اجتماعی، وسوسه های سیاسی از بوده ها و بایدبوده ها. گاهی سرشکم سپیدۀ کاغذ را مرطوب می سازد و گاهی قلم با هیجان کاغذ را می درد. بیش از دو دهه است که خادم نهاد فرهنگی ام و با افتخارکار گشای فرزندان شاهد و ایثارگر.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,تنها اندکی همراه و همگام رزمندگان اسلام بودم ولی بسیاری از رفقای شفیقم را در عنفوان جوانی در جولانگاه خون عازم بهشت دیدم و چونان نی مولانا دائم در قصه فراقشان سینه ی شرحه شرحه را به یادشان التیام می بخشم. فاصلۀ زمانی معنا داری بین امروز و دیروز نیست امّا افسوس که تفاوت ره از ناسوت تا لاهوت است و دلم قرین آزردگی.
,اروپا و آمریکا و حتی بسیاری از کشور های اسلامی در مبارزات متعددی که دارند تنها با باور میهن دوستی و در بسیاری از موارد به عنوان یک فعالیت معیشتی درمیدان جنگ حاضر می شوند و در صورتی که جان خود را ازدست بدهند و یا دچارنقص جسمانی شوند در فرهنگ ملی خود جایگاه با شکوهی دارند و در این حالیست که طی هشت سال دفاع مقدس عدّهای عاشق، بی آنکه مصلحت اندیشی و تن آسایی را باور داشته باشند دل در گرو معشوق سپردند و با باوری الهی به تفسیر ایثارپرداختند و خدایی شدند.
,آن روزها که شناسنامه، با تیغ، سن و سال صاحبش را بالاتر نشان می داد تا پرستوی عاشق امکان پریدن داشته باشد. آن روزهای باشکوه که پاشنه کفشها بلندتر می شد و یا جورابهای جا ستانده در پوتین قدری به افزایش قد کمک می کردند تا اثباتی بر بزرگی پرندگان باشد، آن شب های روشن که در تفسیر السابقون السابقون، جمعی بر مرگ سبقت می گرفتند تا باور کنیم که عفت و عزّت امروز را آنان به خون بیمه کرده اند، آن روزهای وحشتناک که دخترکان اهوازی و خرمشهری چونان جوجه کبوتری در ستیز گرگهای پست، فرصت فریاد هم نداشتند. آن روز ها که از طراوت باران خبری جز موشک باران در دزفول قهرمان نبود، آن روزگار سیاه که دشمن آهنگ فتح را ساز می کرد تا سه روزه ساکن تهران شود آن روزها ...
,به خدای سوگند که هیچ دلداهای جز در تعبیر غیرت و عشق در جبهه نبود. آنان که آمده بودند برای رفتن لحظه شماری می کردند و در ناخودآگاه خویش نیز نمی دانستند که روزی فرای آن روزهای آتشین خواهد بود که از حرارت آتش جنگ بی محاباتر می سوزاند و البته رفتاری صادر خواهد شد تا بلبلکان شهیدان و ایثارگران بازمانده از داس خشم شیطان (صدام)، نه در هر لحظه یک بار بلکه در هر دم هزارن مرتبه به، نه خشم دشمنان که به نیش همرهان می سوزند.
,سهمیه بود و نبود – صد فتنه و زخم کبود – خشم و نگاهی اجنبی – فریاد خاموش و غریب – آینه هایی بس کدر – اندیشه هایی نانجیب، چونان نیشتری بر دل ها جراحت می زنند. آه از زخم زبان هایی که دوستانه صادر می شود و دل در غم زمانه مچاله.
,آی آدمها ... می دانید که آن ریحانه صفت ها وقتی که نوعروسشان در حجله ایمان جلوه ای ناز کرد، مرد رویاهاشان پرواز کرد، در حالیکه یادگارانشان هیچ گاه فرصت رویت ماه روی پدر را نداشتند.
,آی آدمها ... می دانید وقتی در رویا خوش و مستی، روزهای غرور را به سرور می گذرانید نمک گیر کدامین شکوه و عظمتید؟
,چرا یادمان رفته که اگر پرستوهای مهاجر نبودند تا حالا آنقدر به بی راهه رفته بودیم که دیگر نشانی از ما نمانده بود.
,دلم جامی سکوت می خواهد تا فریادهایم را در آن صدا کنم که ای مردم آنان که رفتند سرو صبور بودند – کانون نور بودند – کوه غرور بودند – شبنم سرور بودند و ما جاودان نخواهیم شد اگر از یادمان بروند و ناجوانمردانه بازماندگان آنان را که رگ هاشان از غیرت و عفت آنان، خون شرافت در شریان دارند بیازاریم.
,اگر در ابعاد ملی یادمان می رود که آرامش دیارمان را مدیون کیانیم لااقل در بعد دینی و اعتقادی، نه آن سرو قامتان را از یاد ببریم و نه دردانه های صبوری را به تیزی نگاهمان دلریش و پریش کنیم.
,باور کنید ایران و ایرانی تا ابد وامدار آرش صفتانی غیرتمندند که جان دادند تا ایران جان ستاند و در آیین غیرت تا همواره تاریخ بماند.
,ایرانی را به شکوه افسانه ها می شناختند ولی امروز باور ایرانی به رستم نظرانی بشکوه است، دست دادند تا دستآویز عزت داشته باشیم، پای دادند تا پایدار بمانیم و چشم دادند تا چشمه های وجودمان نخشکد.
,22 اسفند را پر رنگتر از همیشه روز شهید بدانیم و به جهان فریاد زنیم که هر چه آرام و آسایه داریم از نگاه شهیدان است و در آستانه فاطمیه دل را به عزت و عفت بانوی یگانه عالم گره بزنیم تا مسیر کرامت شهیدان، به التفات حضرت رحمان آمرزیده باشیم.
,این روزها دل ها هوای حرم می کند و یاد بی بی زینب (س) کبری آتش بر وجودمان می نهد.
,این پرندگان که در غربت جاودانه می شوند بسیار عزیزند و هرگز به غبار بی توجهی، خاندان بزرگ ایشان را فراموش نکنیم.
,ما به همت شهیدان ماندگار شدیم ، خدایا به عصمت زهرا (س) رهرو راه پاکشان بدارمان. آمین
,
انتهای پیام /رض
]
ارسال دیدگاه