از عطش و آتش ها/
تاملاتی در باب چهارشنبه سوری
حال که شمارش معکوس برای چهارشنبه سوری آغاز گشته خیلی از ما ها لحظه شماری می کنیم و بی تابانه فرارسیدن آن را انتظار میکشیم تا مواد آتشزا و محترقه ای را که روزها و شاید هم هفته ها قبل تدارک دیده ایم طی مراسم و تشریفات خاصی در ملاء عام به آتش بکشیم و این گونه هیجانی بودن شخصیت جمعیمان را به نمایش گذاشته و بر احساساتی بودنمان مهر صحه بگذاریم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل ازشاهوخبر؛ قبل از هر چیز باید بگویم ما ایرانی جماعت مردمانی احساسی و هیجانی هستیم و آن چه موتور محرکه ی رفتار ها و کنش های فردی و اجتماعی ماست نه عقلانیت و خردورزی بلکه تبعیت و دنباله روی از مطلق احساسات و شور غریزی است و یکی از عمده آفت های حیات اجتماعی ما تقلید و پیروی کورکورانه از ژست ها و فیگورهای تهی مایه و مد زدگی افراطی و چشم و هم چشمی است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, شاهوخبر,حال که شمارش معکوس برای چهارشنبه سوری آغاز گشته خیلی از ما ها لحظه شماری می کنیم و بی تابانه فرارسیدن آن را انتظار میکشیم تا مواد آتشزا و محترقه ای را که روزها و شاید هم هفته ها قبل تدارک دیده ایم طی مراسم و تشریفات خاصی در ملاء عام به آتش بکشیم و این گونه هیجانی بودن شخصیت جمعیمان را به نمایش گذاشته و بر احساساتی بودنمان مهر صحه بگذاریم.
,بدون شک چون ما ایرانی جماعت که از الگوهای ذهنی جهان سومی برخورداریم در مواجهه با یک کارناوال جمعی در یک رقابت مضحک تخلیه ی احساسات و هیجانات خود را به مضحک ترین شکل ممکن به منصه ی عمل رسانده و از هیچ مدل عقلایی و بخردانه ای پیروی نخواهیم کرد.به طوری که حتا تصورش هم هر وجدان آگاه و بیداری را جریحه دار خواهد کرد که تنها در عرض چند ساعت میلیاردها تومان پول این مردم نگون بخت دود میشود و به هوا میرود.در حالی که با همین پول چه کارهای عظیم و سترگی که نمی توان کرد.با همین پول میتوان برای هزاران هزاران کودکی را که زیر خط فقر له و لورده شده اند عیدی خرید.میتوان کتابخانه ی نحیف و مردنی بسیاری از روستاهای دوردست را با کتابهای تاثیرگذار تجهیز نمود.و خیلی کارهای دیگر که با این پول میتوان به سرانجام رساند.اما افسوس و صد دریغ که ما چنان خود را به خواب زده ایم و از بس هیچ حرفی برای گفتن نداریم با خرید هر چه بیشتر آلات و ادوات آتش بازی می خواهیم قدر قدرت بودن خود را به رخ این و آن بکشیم.....و این گونه فضیلت و کرامت انسان بودن را در چیزهای آبکی و روند ضدارزشی حیات اجتماعی مان خلاصه کرده و با فرهنگ بودن را به سطح یک کلاس و پرستیژ پوشالی تقلیل داده و فرو کاسته ایم.
,علاوه بر آثار زیانبار مالی که تهیه ی این سازوبرگ کارناوال خیابانی هزینه ی قابل توجهی را بر دوش اقتصاد بیمار و فلج شده ی هر خانوار ایرانی تحمیل نموده پیامدهای خطرناک و گاهن مرگبار در رویارویی با این ادوات هر ساله جشن و سرور بعضی خانواده را به عزا بدل نموده و بسیاری را به خاک سیاه می نشاند.چه مادران داغداری که هنوز هم جامه ی سیاه به تن دارند و به عزای زیباترین فرزندان آفتاب و خاک نشسته اند.
,آلودگی های صوتی و زیست محیطی از دیگر آثار مخرب و ویرانگر این کارناوال به ظاهر شادکامانه است که در خلال چند ساعت ما بندگان صالح خداوند حجم عظیمی از دود و مونوکسید کربن را وارد هوا کرده و ابر غلیظی از دود و گرمای کشنده آسمان نیلگون شهرمان را شبح وار فراپوشیده و سایه ی وحشت این کابوس شوم بر سینه ی شهر هامان سنگینی کرده و نفس های شهر مان را به شماره می اندازیم.حتا در این موسم بهار به فکر پرنده ها و گل ها و شکوفه ی نورس درختانی نیستیم که با وجود فقدان شعور انسانی وظیفه ی خود را در تامین اکسیژن و هوای پاک برای ما به نحو احسن انجام می دهند. واقعن گاهی برای توصیف وضعیتی خاص واژه ها هم کاری از دستشان بر نمی آید و باید دست به دامان سکوت شویم....سکوت به احترام قربانی. به احترام انسان،طبیعت،زندگی و عشق به سرزمین مادری که همه و همه قربانی زیاده خواهی، افزون طلبی و ندانم کاری این موجود عجیب و دوپا شده اند.
,در پایان بیایم به فکر آینده ی کودکان این سرزمین باشیم.با نخریدن ترقه گامی هر چند کوچک در اعتلای فرهنگ این مرز و بوم و نشاندن لبخندی کوچک بر گوشه ی لبان کودکان این آب و گل برداریم.با پیوستن به کمپین " تحریم ترقه" با ارزش های اصیل و فراموش شده ی فرهنگ این دیار آشتی کنیم.به پاسداشت و احیای ارزش های ماندگار انسانی برخیزیم و به فکر پیران و سالخوردگان باشیم که با شنیدن صدای مهیب انفجار قلبشان به درد می آید.به فکر زیستگاهی باشیم که نسل های بعد ما را به خاطر تخریب و ویرانی اش نفرین و سرزنش نکنند.همه ی ما در برابر این امر خطیر مسئولیم و شانه خالی کردن از زیر بار این مسئولیت اخلاقی و انسانی در حقیقت به مثابه خیانت به آرمان های نوع بشر بوده و با هیچ کفاره ای بار سنگین این معصیت و این گناه بزرگ بر تارک ما پاک نخواهد شد. به امید این که همه ی ما بتوانیم با تامل در زوایای تاریک و پنهان حیات اجتماعی مان بتوانیم پدیده ی مذموم خودویرانگری را به خودآگاهی بدل نموده و دست به دست هم دهیم تا با احیای ارزش های سترگ فرهنگی مان و برون رفت از این عقیم بودگی ذهنی و اختگی فکری، فرداهای روشنی را برای خود و کودکان این سرزمین رقم بزنیم.
,یادداشت: محمد موفقی
,انتهای پیام/م
,
ارسال دیدگاه