هفتم اسفند و مروری بر اخلاق پیروزی و شکست در انتخابات

هفتم اسفند و مروری بر اخلاق پیروزی و شکست در انتخابات
از همه مهم تر می توان به فرمایشات رهبر معظم انقلاب در دیدار با اعضای مجلس خبرگان اشاره کرد. ایشان ضمن اشاره به اهمیت این انتخابات از رفتار نجیبانه افرادی که رای نیاورده بودند تشکر و قدردانی کردند و دوباره رفتار نانجیبانه فتنه گران 88 را یادآوری کردند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مکریان، هفتم اسفند هم بالاخره آمد و رفت! دو سالی بود که گروه های سیاسی مختلف برای انتخابات هفتم اسفند 94 برنامه ریزی و تلاش می کردند. این مدعا را می توان با جستجوی کوتاهی در آرشیو رسانه های مربوط به هر کدام از جریانات سیاسی کشور، اثبات کرد. با این حال، حالا نتایج اعلام شده و موجی از تحلیل های متنوع پیرامون آن در جریان است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مکریان،,

از همه مهم تر می توان به فرمایشات رهبر معظم انقلاب در دیدار با اعضای مجلس خبرگان اشاره کرد. ایشان ضمن اشاره به اهمیت این انتخابات از رفتار نجیبانه افرادی که رای نیاورده بودند تشکر و قدردانی کردند و دوباره رفتار نانجیبانه فتنه گران 88 را یادآوری کردند.

,

فعالان سیاسی به جد سرگرم واکاوی ابعاد سیاسی، فرهنگی و اجتماعی نتایج انتخابات در تهران و سراسر کشور هستند. فضاسازی های رسانه ای نیز در این مجال، نقش خاص مربوط به خود را ایفا می کند. رسانه ها و افرادی هستند که دوست دارند نتیجه انتخابات را پیروزی مطلق یک جناح تلقی کنند. با این همه، بررسی و برآورد دقیق نتایج انتخابات هفتم اسفند، چیز دیگری می گوید. در این میان شاید تحلیل پرویز امینی، جامعه شناس سیاسی، بهترین قضاوت در این زمینه باشد. امینی گفته است:«انتخابات هفت اسفند؛ «کامیابی و ناکامی توأمان» برای همه بازیگران بوده است.»

,

مهدی محمدی، دیگر تحلیلگر برجسته سیاسی کشور درباره نتیجه انتخابات تهران نوشته است:«من پیشنهاد می کنم وزارت کشور این بار آراء صندوق به صندوق تهران را رسما منتشر و در دسترس پژوهشگران و فعالان سیاسی قرار بدهد.» با این حال، نگاه تحلیلگران جریان اصلاحات، بیشتر از آنکه بر واقع نگری متمرکز باشد، به سوی پیروزی نمایی و مطلق انگاری نتایج رفته است. حاکمیت چنین نگاهی بر ذهن اکثریت ستون نویس های رسانه های زنجیره ای، هرچه هست نمی تواند نامرتبط با دوری طولانی مدت آنها از مناصب سیاسی در دولت و مجلس باشد. از این منظر، نتایج انتخابات هفتم اسفند در تهران را باید اولین پیروزی قابل توجه این جریان پس از رقم خوردن شکست های دومینووار آنها در مقطع پس از انتخابات شورای شهر دوم دانست. لذا به نظر می رسد، در تحلیل های عجولانه این افراد از نتایج انتخابات هفتم اسفند، تا حدی احساسات هم دخیل بوده باشد. چه اینکه، این رویکرد می تواند یک راهبرد جریان سازی و جهت دهی به افکار عمومی نیز باشد.

,

با این حال، همه آنچه تاکنون گفته شد، موضوع اصلی این یادداشت نیست! البته آنچه گفته شد، چندان هم نامرتبط با موضوع بحث نخواهد بود. لیکن قصد داریم از دریچه دیگری به موضوع نگاه کنیم. برگزاری انتخابات و تحلیل نتایج آن توسط پژوهشگران سیاسی-اجتماعی کشور، بی شک یکی از مولفه های بلوغ اجتماعی یک ملت به حساب می آید. طبیعتاً یکی از مهم ترین مولفه هایی که به ایجاد و استمرار این فضا کمک خواهد کرد، پذیرفتن نتایج انتخابات از سوی نامزدهای راه نیافته به دولت و مجلس و همچنین پیگیری اعتراضات احتمالی به نتایج انتخابات، از مجاری و کانال های قانونی خواهد بود. درواقع؛ اگر نامزدهای انتخاباتی شکست خورده بخواهند مسیری غیر از آنچه گفته شد را دنبال نمایند، به عنوان یک نیروی اجتماعی مضر و مخرب، عملاً در خدمت اهداف ضددموکراتیک، ضدملی و مغایر با مدنیت قرار گرفته اند. در آن صورت، بیش از آنکه تلاش های پژوهشگران مسائل سیاسی-اجتماعی به چشم بیاید، اقدامات مخرب اوباش و آشوبگران اجتماعی به چشم خواهد آمد و نیروهایی که باید در جهت سازندگی به کار رود، در راستای تخریب زیرساخت های کشور و تعمیق شکاف های ملی به کار خواهد افتاد.

,

لذا علاوه بر آنکه نفسِ برگزاری انتخابات و چرخش نخبگانِ قدرت، از لوازم یک جامعه رشدیافته محسوب می شود، تمکین به نتایج انتخابِ مردم نیز یکی از مهمترین ارکان یک عنصر سازنده سیاسی-اجتماعی است. در این فضا، طبیعتاً افراد و جریاناتی که تاب پذیرفتن نظر اکثریت را ندارند، بیش از آنکه کمکی به پیشبرد اهداف ملی باشند، سنگی بر شیشه عمر جامعه مدنی خواهند بود. نتیجه یک بررسی و برآورد دقیق می گوید اصولگرایان، تا کنون 45 درصد کرسی های مجلس دهم را به خود اختصاص داده اند، با این حال، همه می دانیم که آنها در شهر تهران، شکست سختی را تجربه کرده اند. واکنش رئوس جریان اصولگرایی به این شکست آشکار در شهر تهران، بسیار متمدنانه و قابل تمجید بوده است. غلامعلی حداد عادل را بدون شک باید نماد شکست جریان اصولگرا در شهر تهران دانست. واکنش وی به مطالب طنز و بعضاً اهانت آمیز مطرح شده در شبکه های اجتماعی در این روزها، به حدی اخلاقی بود که محمدعلی ابطحی، رئیس دفتر سیدمحمد خاتمی را نیز وادار به واکنش کرد.

,

ابطحی در کانال تلگرامی خود نوشت:«مهم‌ترین ویژگی اخلاق پیروزی آن است که هر جناح و گروهی که در رقابت انتخاباتی پیروز شد، جناح رقیب را حذف‌شده نبیند و بداند که رقیب هم جزئی از جامعه ایران است. لازم می‌دانم به سهم خودم از جناب آقای غلامعلی حدادعادل تشکر کنم که در برابر موج جوک‌سازی‌ها که گاهی این یا آن جناح هم برایش فرقی ندارد و به همه می‌تازد، سعه ‌صدر و تحمل لازم را نشان دادند و امیدوارم این رفتارها جای بدرفتاری‌ها را در ایران بگیرد.»

,

درواقع، در چنین فضایی ست که پژوهشگران اجتماعی مایل به تحلیل پیچیدگی های موجود در رفتار سیاسی مردم ایران خواهند بود و اساساً مجالی برای پرداختن به آن خواهند داشت. طبیعتاً اگر اصولگرایان شکست خورده در تهران هم به مانند سال 88 می خواستند مانند آقای ابطحی و دوستان شان، بر رأی مردم بشورند، ما اکنون باید به جای خواندن تحلیل های عباس عبدی، پرویز امینی و دیگران، مشغول شمردن تعداد سطل آشغال ها و اتوبوس های آتش گرفته در سطح تهران و دیگر شهرهای کشور بودیم!

,

شاید علاوه بر آنچه ابطحی بدان اشاره کرده است، بعد دیگر اخلاق پیروزی آن باشد که جریان و فرد پیروز در انتخابات، تنها وظیفه خود را از روز بعد از انتخابات، خدمت به مردم و حرکت در راستای منافع ملی بداند. طبیعتاً در فضای کنونی، تحلیل مسائل داخلی بدون توجه به مولفه های بین المللی، ناقص و نارسا خواهد بود. در فضایی که ارتباطات گسترده افراد از ملیت های مختلف، به عنوان یک واقعیت آشکار نمایان شده و اصطلاح «دهکده جهانی»، سخن روز محافل فکری جهان به حساب می آید، به نظرم در ترسیم بایدها و نبایدهای اخلاق انتخاباتی نیز، نمی توان بدون در نظر گرفتن فعالیت های دوستان و دشمنان بین المللی خود، به قضاوتی صحیح دست زد.

,

واقعیت آن است که انقلاب اسلامی، خواه ناخواه ما را از دایره سلطه غرب بیرون برده است. تقابل ایران و غرب، بیش از آنکه بخواهد بر مبنای تضاد منافع باشد، مبتنی بر یک سری زیرساخت های ایدئولوژیک است. از طرفی، تاریخ ایالات متحده-به خصوص در سالهای اخیر- نشان داده است که آمریکا یکی از عرصه های اصلی تقابل با رقبای خود را همواره در عرصه انتخابات برگزار شده در آن کشورها قرار داده است. لذا ما نمی توانیم بدون در نظر گرفتن این واقعیت، به ترسیم چارچوب های کامل اخلاق انتخاباتی در سطح کشور دست بزنیم.

,

غرب طی سالهای متمادی سعی داشته است یگانه راه پیش روی بشر را همان راهی معرفی کند که او در پیش گرفته است. در این مسیر، تحقیر هویت و فرهنگ ملت ها یکی از راهبردهای ثابت دستگاه های رسانه ای آنان به حساب می آید. حالا اما دقیقاً در قلب خاورمیانه و در متن بحران هایی که دموکراسی غربی و دستگاه های جاسوسی برآمده از آن برای مردم خاورمیانه خلق کرده است، ملتی مستقل با مدل بومی خود، دو انتخابات همزمان را برگزار می کند، آن هم برای 36امین بار در 37 سال اخیر! طبیعتاً این مسئله همان قدر که برای ما ایجاد افتخار و مباهات می کند، برای غرب، دلخراش و آزاردهنده خواهد بود. ایالات متحده و دموکراسی حاکم بر آن، در حالی از رژیم های مرتجع عرب پشتیبانی می کند که در متن بودجه سال 2016 خود، مبلغ کلان و نجومی ای را برای براندازی نظام مردم سالار موجود در ایران اختصاص داده است! این مسئله نشان می دهد، برای غرب مفهوم دموکراسی، حقوق بشر و همه مفاهیم خوش آب و رنگ دیگر از این دست، چیزی جز ابزار اعمال قدرت و سلطه نیست.

,

 در این فضا، طبیعتاً هر فرد و جریانی که ملی گرا باشد و ایران را دوست داشته باشد، در ترسیم رفتار انتخاباتی خود، به این واقعیت های میدانی نیز توجه خواهد کرد. به نظر می رسد اگر اصولگرایان و طرفداران آنها هم در اعتراض به نتایج انتخابات مجلس دهم در شهر تهران، به خیابان ها می ریختند، غربی ها بسیار خوشحال می شدند. این مدعا، بیش از آنکه یک حدس باشد، یک تحلیل مبتنی بر واقعیت است. سیستمی که از مفاهیم شریفی چون حقوق بشر نیز استفاده ابزاری می کند، در استفاده ابزاری از هر جریان سیاسی-چه اصولگرا، چه اصلاح طلب و چه مستقل- که بخواهد به ثبات و امنیت کشور ایران ضربه بزند، هیچ شکی نخواهد کرد. بر این اساس، من معتقدم اگر آقای ابطحی و دوستان شان صداقت داشته باشند، همانطور که از واکنش اخلاقی آقای حداد عادل تمجید کرده اند، به تقبیح رفتارهای ضدملی خود در سال 88 خواهند پرداخت. در هر صورت، معتقدم مادامی که اعمال افراد و جریانات سیاسی در خدمت دشمنان ملت قرار نگرفته باشد، باید هم از گردش نیروها در سطح کشور خوشحال بود. طبیعتاً در فضای کنونی، اولویت مجلس دهم، مسائل اقتصادی خواهد بود. باشد که چنین باشد!

,

حسن ضیایی/ کارشناس سیاسی

,

انتهای پیام/م

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه