عیدانه/ اسماعیل هوشی در گفت و گو با آناج:
نهادهای فرهنگی مسئول یکه تازی موسیقی غربی هستند/ راه برای پیشرفت موسیقی هموار نسیت/ اهل فوتبال نیستم
خواننده مشهور تبریز گفت: استان ما وجود ظرفیت های گران و پیشینه ی فرهنگی غنی در عرصه ی موسییقی حرف ها برای گفتن دارد اما بی مهری های مسئولین موجب سرکوب استعداد ها و علاقه هاست.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ مسلم است که آذربایجان سربلند، همچون سایر زمینه ها در عرصه ی موسیقی نیز همواره در جهان خوش درخشیده است لکن امروز در اثر عوامل مختلف خارجی و کوتاهی های دست اندرکاران داخلی آینده ی موسیقی به تاریکی می گراید؛ با این حال هنوز هم هستند عده ای که در این هنر حرف برای گفتن دارند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,اسماعیل هوشی، خواننده و نوازنده مشهور تبریزی که نام گروه موسیقی خود را به اسم دخترش "سویل" نهاده، در گفت و گویی صمیمی با آناج، از مشغله های قلبی و فراز و نشیب های هنری خود می گوید که متن گفت و گو را در ادامه می خوانید؛
,

,
, آناج: لطفا خودتان را معرفی کنید:
,من در اولین روز سال 48 در تبریز به دنیا آمده ام. از کودکی در خانواده ای که اهل موسیقی بودند بزرگ شدم و از همان ابتدا نیز با موسیقی انس گرفتم، اما استارت اصلی را پس از اتمام دوره سربازی در سال 71 با شرکت در کلاس گارمان زدم و تحت تعلیم استاد عبد العظیم زاده آموزش دیدم.
,در واقع موسیقی را با گارمان شروع کرده ام که بعدها با هنر خوانندگی توام شده و هم اکنون علاوه بر نوازندگی، خوانندگی هم می کنم.
,آناج: از چه زمانی به صورت رسمی میکروفون به دست گرفتید؟
,می توان گفت هر خواننده ای کار خود را از مجالس عروسی شروع می کند و این روال در اکثر جوامع وجود دارد؛ من نیز از محافل عروسی شروع کردم و به تدریج مهارتم را ارتقاء دادم تا اینکه در موقعیت های رسمی مانند تلویزیون یا کنسرت ظاهر شدم.
,آناج: از اثرهای خودتان بگویید و اینکه از بین آنها کدام را بیشتر می پسندید؟
,اولین آلبوم من "یارالی" و دومین آن کاری به نام "خاطره" بود که هر دو وارد بازار شدند. اما از میان تمام اثرهایم "آنا ماهنیسی" را بیشتر می پسندم و به نوعی با آن، ناگفته های وجودم را به زبان می آوردم. با این حال باید بگویم تمام آنچه یک خواننده می خواند، مورد علاقه خود اوست چون اگر نبود هرگز نمی توانست آن را بخواند و اگر مورد پسند خودش باشد مردم هم آن را خواهند پذیرفت.
,آناج: به چه زبان هایی می خوانید؟
,من فقط ترکی می خوانم و علیرغم خیلی ها دوست دارم در آذربایجان بمانم و به زبان ترکی بخوانم و بنوازم. برای همین معمولا به شهرستان های استان نیز آلبوم هایی را هدیه می برم.
,آناج: تا به حال چه کنسرت هایی را اجرا کرده اید؟
,من در سال 1392 در تالار پتروشیمی کنسرت رسمی داشتم که طی دو روز و هر روز در دو سانس برگزار شد.
,البته من توان برگزاری کنسرت های متعدد را دارم اما به دلیل نبود اسپانسر با محدودیت های زیادی مواجه هستم اما اگر حمایتی در کار باشد حتما تمام ناملایمات را تحمل خواهیم کرد. از همین تریبون اعلام می کنم که اگر حمایت های مورد نیاز از طرف متولیان صورت بگیرد ما خیلی کارهای بزرگتر از این را می توانیم اجرا کنیم و داشته های آذربایجان را در عرصه های وسیع تر به نمایش بگذاریم.
,

, آناج: به عنوان شخصی که در عرصه هنر فعالیت می کنید جایگاه موسیقی در آذربایجان شرقی را چگونه ارزیابی می کنید؟
,به نظر من هنوز موسیقی در جامعه ما جایگاه اصلی و اصیل خود را پیدا نکرده است که البته چرایی این مساله را باید از دولت و متولیان امر جویا شد چرا که ما ظرفیت های ارزشمند زیادی را هم به لحاظ انسانی و هم به لحاظ پیشینه فرهنگی داریم اما هیچ گونه حمایتی در رابطه با این موضوع وجود ندارد که بتوانیم داشته هایمان را به منصه ظهور برسانیم.
,در ممالک دیگر با موسیقی به صورت بنیادی برخورد می کنند و با حمایت های دولتی آموزش افراد را از همان دوران کودکی در مدارس شروع می کنند اما جامعه ما از این حمایت ها محروم است و اگر کسی باعلاقه به سراغ این هنر نیاید نمی تواند با ناملایمات و تنگناهای پیشرو مقابله کند.
,برای مثال در کنسرت خود من اداره اماکن اجازه نداد پوستر پخش کنیم یا عکسی چاپ کنیم در حالیکه بدون این کارها تبلیغ کنسرت امکان پذیر نبود چون همه ی مردم شاید خواننده را با اسم نشناسند و علاوه بر این به لحاظ تبلیغی و روانی نیز چاپ تصویر و پوستر حائز اهمیت است که کسی نمی تواند منکر آن باشد. با این حال با تمام مشکل تراشی هایی که از جاهای مختلف مثل اماکن یا ارشاد پیش می آمد، ما کارمان را به انجام رساندیم.
,آناج: به نظر شما چرا گرایش مردم به موسیقی سنتی کمتر شده و موسیقی پاپ و غربی در جامعه ما یکه تازی می کند؟
,بالاخره مخاطبان و مردم حق دارند چرا که با تبلیغات و حمایت هایی که رسانه های داخلی و خارجی از موسیقی های بیگانه مثل پاپ می کنند، سلایق مردم نیز تغییر یافته و بدان سو گرایش دارند در حالی که اگر رسانه های ما بر داشته های خود و پیشینه ی فرهنگی و پرافتخار موسیقی سنتی تاکید می کردند، امروز با این وضعیت مواجه نبودیم.
,آناج: از خانواده تان بگویید:
,من در سال 1372 ازدواج کردم و اکنون یک دختر(در مقطع تحصیلی دوم ابتدایی) و یک پسر دارم که دانشجوست. همسرم از همان ابتدا در این مسیر هنری با من همراه شده و با تمام سختی هایی که بر سر راهمان قرار داشت از من حمایت کرد. چون همان طور که گفتم این راه با فراز و نشیب و سختی های بسیاری مواجه است و اگر کسی با عشق و رغبت وارد عمل نشود قطعا در نقطه ای از راه شکست می خورد اما همسر و خانواده ی من با صبر و تحملی که داشتند مرا نیز در مواجهه با محدودیت ها یاری کردند.
,جالب است این را هم بدانید که یک موزیسین، حداقل در استان ما با محدودیت های مالی زیادی در زندگی مواجه است و اگر شغل دیگری نداشته باشد قطعا در مضیقه خواهد بود؛ بر همین اساس من نیز یک بازاری هستم.
,آناج: با تجربه های تلخ و شیرین و سختی هایی که در راه هنر موسیقی با آن موجه شده اید، آیا فرزندانتان را هم به موسیقی ترغیب می کنید؟
,بچه های من مختار هستند که در پی علایق و استعداد های خود باشند و من هیچ دخالتی در تصمیم گیری های آنان ندارم و این اجازه را به آنان داده ام که با استقلال برای آینده ی خود تصمیم بگیرند. البته دخترم به شدت به موسیقی علاقه دارد و پسرم علاقه چندانی ندارد؛ لذا در رشته ی شهرسازی تحصیل می کند.
,آناج: یک خاطره تلخ یا شیرین به یادماندنی از کارتان برای مخاطبان آناج تعریف کنید:
,یکی از آرزوهای شیرین من این بود که کنسرت داشته باشم وکنسرتی که در سال 92 به نحو احسن مورد پسند خودم برگزار شد شیرین ترین خاطره در زندگی هنری من به حساب می آید. منتها بی مهری ها و عدم حمایت ها این شیرینی را برای ما تلخ می کرد و مجبور شدیم با هزینه ی شخصی اقدام کنیم.
,به نظر می رسد برای فردی مثل من که عمرش را در راه موسیقی صرف کرده است، انتظار زیادی نیست که از حداقل حمایت های ارگان ها و نهادهای متولی برخوردار باشم. ما در رابطه با موسیقی حرف برای گفتن داریم لکن میدان برایمان فراخ نیست.
,

, آناج: چه برنامه هایی برای سال جدید دارید؟
,آلبومی را دردست دارم که در اواسط سال جدید به بازار عرضه خواهم کرد.
,آناج: لطفا این کلمات را با یک جمله برخواسته از دلتان تکمیل کنید:
,موسیقی: زندگی من، حیات من و جان من
,آنا(مادر): عشق و دنیای من
,تراکتور: من زیاد اهل فوتبال نیستم اما همان طور که همه خواهان پیروزی تراکتور هستند من نیز دعا می کنم همیشه در صدر جدول باشد.
,برجام: نظری در این مورد ندارم.
,عاشیق: موسیقی عاشیق، موسیقی سنتی و ارزشمند ماست که من هم آن را دوست می دارم.
,آناج: حرف آخر ...
,آرزو می کنم موسیقی در جامعه ما نیز جایگاه اصلی خود را پیدا کرده و راه برای علاقه مندان هموار شود. امیدوارم آینده مثل امروز نباشد که از فرط سختی ها و خستگی ها پا روی استعدادهایمان بگذاریم.
,گفت و گو از: نیر حیدری
,انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه