جاذبه های گردشگری روستای سید سلطان محمد
روستای زیارت سید سلطان محمد از توابع بخش مرکزی شهرستان رودان در ۴۵ کیلومتری شمال ابن شهر و در ۱۲۰ کیلومتری بندر عباس واقع شده است و امامزاده سیدسلطان محمد همه ساله در عیاد و مراسمات مذهبی پذیرای میلیون ها زائر و گردشگر است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از"شوباد"نسب شریف امامزاده سیدسلطان محمد(ع) بر اساس شواهد تاریخی به امام موسی ابن جعفر(ع) می رسد. بقعه متبرکه این امامزاده در روستای پیرچوگان در ۱۲۰ کیلومتری بندرعباس و ۴۵ کیلومتری شهرستان رودان قرار دارد. عملیات اجرایی و تجدید بنای آستانه از اواخر سال ۱۳۷۶ شمسی آغاز گردیده است. که شامل شبستان به متراژ ۱۳۵۰ مترمربع می باشد که دارای ۲ گلدسته، ۴ سالن و ۴ اتاق اداری می باشد. زائران و گردشگران در همه ایام بخصوص محرم و صفر، روزهای جمعه ، اعیاد و وفیات و شهادت ائمه معصومین (ع) و همچنین عید باستانی نوروز از اقصی نقاط ایران بخصوص شهرستانهای همجوار مانند کرمان ، جیرفت ، کهنوج ، سیرجان ، بم ، بافت ، بردسیر و رفسنجان ؛ همچنین ساکنین استان هرمزگان و ایرانیان خارج از کشور با حضور در جوار بارگاه ملکوتی این امامزاده به راز و نیاز با معبود خویش می پردازند و از برنامه های فرهنگی و مذهبی بخصوص ادعیه کمیل، ندبه ، توسل ، زیارت عاشورا و عرفه این بقعه متبرکه بهره مند می گردند. بقعه دارای مرکز فرهنگی ، پایگاه مقاومت بسیج و صحن و سرای بسیار با عظمتی است که بازسازی و توسعه حرم موجبات رشد و توسعه همه جانبه اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و مذهبی در منطقه گردیده است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, شوباد,پیرامون زندگی امامزاده سیدسلطان محمد(ع)
از آنجائیکه به کرات پیرامون امامزاده سیدسلطان محمد ابن موسی بن جعفر(ع) سوالاتی مطرح می شود لذا طبق تحقیقات و بررسی ها از افراد مطلع و نقل سینه به سینه و بررسی برخی اطلاعاتی که در این خصوص بدست آمده جهت اطلاع و آشنایی زائرین محترم این امامزاده چند سطری را به رشته تحریر در می آوریم. بدلیل اینکه امامزادگان عالی مقام فرزندان رسول گرامی اسلام (ص) در زمان خلفای جور مورد تعقیب حکام وقت بودند از آنجائیکه حاضر نبودند در مقابل حکام جور سر تسلیم فرود آورند لذا به این دلیل از موطن اصلی خود (مدینه خارج شدند و هر یک در شهری و قریه ای سکنی گزیدند و چه بسا مجبور بودند بدلیل جور حکام زمانه گمنام و بی نشان و در غربت بمانند و گمنام و غریب به دیدار خدا بشتابند از جمله ی آن بزرگواران وجود گرانقدر امامزاده سیدسلطان محمد(ع) است. که به روایتی به غیر از دوازده هزار نفر به نیت دیدار حضرت امام رضا(ع) از حجاز به جانب طوس حرکت کردند (ظاهراً در آن زمان مسافرت به طوس از راه کویت و بصره و اهواز و بوشهر و شیراز بوده است) البته چنین کاروان معنوی از فرزندان رسول اکرم(ص) و امیرالمؤمنین(ع) به هر شهر و قریه ای که می رسیدند بر خیل دوستداران اهل بیت(ع) و تشیع افزوده می گشت حکام شهرها و مأمورین حرکت آنان را به گوش مأمون رسانیدند مأمون خائف گردید که اگر چنین جمعیتی از سادات و فدائیان آنها به طوس برسند اسباب قدرت و خلافت او متزلزل می گردد. لذا به حکام بلاد دستور داد تا به هر شیوه ممکن مانع حرکت آنها شوند وقتی این دستور صادر شد قافله ی با عظمت سادات به شیراز رسیده بود. لذا این فرمان به قتلق خان حاکم شیراز هم رسید و او با یک لشکر ۴۰ هزار نفری در نزدیکی شیراز راه را بر امامزادگان و یاران آنها بستند و گفتند خلیفه دستور داده سادات از همین جا برگردند لذا از آنجایی که گفتگو بی فایده بود کار به جنگ انجامید و در اثر رشادت سادات و همراهان ، لشکر قتلق خان شکست خورد در اینجا بود که از حیله گری استفاده کردند و گفتند که اگر مقصود شما از رسیدن به خدمت علی ابن موسی(ع) است ایشان شهید شده است این خبر سادات را متفرق و ناراحت ساخت. احمدبن موسی(ع) همراه با عده ای از اقارب و اخوان به شیراز برگشتند و ایشان چون می دانستند که دشمن در تعقیبشان است فرمودند: همه لباس مبدل ایرانی بپوشند و شبانه به اطراف پراکنده شوند خود حضرت احمدبن موسی(ع) و برادرش محمد عابد به جناب علاء الدین بن حسین در شهر شیراز با لباس مبدل ایرانی به گوشه ای پناه بردند و مشغول عبادت شدند.
از طرفی قتلق خان جاسوسانی به اطراف فرستاد، تا پس از مدتی جناب احمد بن موسی(ع) را در منزل یکی از دوستان اهل بیت (ع) یافتند و پس از نبرد در شیراز به شهادت رساندند که در این رابطه روایات دیگری هم نیز وجود دارد. اما در رابطه با فرزندان امام کاظم(ع) اقوال متفاوتی می باشد که عده ای گفته اند ۳۷ نفر و عده دیگری ۶۰ تا ۷۰ نفر نیز نام برده اند. صاحب عده المطالب فرزندان امام کاظم(ع) را ۷۹ نفر ذکر کرده است که نقل شده است که در این نهضت تعدادی از فرزندان و فرزندزادگان امام کاظم(ع) شرکت داشته اند. امامزاده سیدسلطان محمد(ع) ؛ از آنجایی که فرزندان حضرت موسی بن جعفر(ع) ۶۰ نفر یا بیشتر باشد احتمال قوی داده می شود نام محمد در بین آنها متعدد بوده به دلیل اینکه روش و سیره ائمه چنین بوده است.
محمداکبر،محمداوسط،محمداصغر،شاهزاده محمد،سلطان محمد. بعد از جنگ شیراز سیدسلطان محمد(ع) به همراه عده ای از برادران و خواهران از شیراز به سمت لارستان و کهورستان به سمت جرون(بندرعباس) و رودکان(رودان) به سمت منوقان(منوجان) و رودبار کرمان حرکت کردند که چند تن از فرزندان امام کاظم(ع) در این مناطق شهید شدند و حضرت سیدسلطان محمد(ع) از طریق منوجان به دلیل شناسایی منسوبین حکومت مأمون به کوه های اطراف کوهشان حرکت می کند در مسیر راه در اثر درگیری از ناحیه کتف مجروح شده در روستای بندلک یا همین پیرچوگان (پیرچاهوکان) وارد بر منزل یکی از دوستان و دوستداران اهل بیت(ع) به اسم عبداله قطیف یا خطیب می شوند و موضوع خود را بیان می دارد و لذا عده ای از اهالی جهت دفاع از این امامزاده جمع می شوند و در مقابل دشمنانش می ایستند لذا با مأموران حکومتی در همین موضوع درگیر شدند که عده ای از اهالی در این جنگ شهید شدند در قبرستانی بنام گور شهیدان دفن شده اند که امروز تقدس ویژه ای دارد. در این درگیری خود حضرت سیدسلطان محمد(ع) به شدت مجروح می شوند و مدت ۱۷ روز در خانه بستری می شوند و در آخرین روزهای زندگی وصیت می نمایند که قطعه زمینی را برای ایشان در این قریه خریداری نمایند تا بعد از شهادت در این زمین دفن گردد و به عبداله خطیب وصیت می کند که به نسل های بعدی سفارش کند قبر این امامزاده را ترک نکنند ما هم روزی آنها را تضمین می کنیم که بعداً دوستان ما خواهند آمد و این سرزمین آباد خواهد شد از آن روز مضجع شریف ایشان باعث رفع گرفتاری و محل نزول کرامات بی شماری بوده است که در این روستا بقعه و بارگاه ساخته شده است.
پیرامون زندگی امامزاده سیدسلطان محمد(ع)
از آنجائیکه به کرات پیرامون امامزاده سیدسلطان محمد ابن موسی بن جعفر(ع) سوالاتی مطرح می شود لذا طبق تحقیقات و بررسی ها از افراد مطلع و نقل سینه به سینه و بررسی برخی اطلاعاتی که در این خصوص بدست آمده جهت اطلاع و آشنایی زائرین محترم این امامزاده چند سطری را به رشته تحریر در می آوریم. بدلیل اینکه امامزادگان عالی مقام فرزندان رسول گرامی اسلام (ص) در زمان خلفای جور مورد تعقیب حکام وقت بودند از آنجائیکه حاضر نبودند در مقابل حکام جور سر تسلیم فرود آورند لذا به این دلیل از موطن اصلی خود (مدینه خارج شدند و هر یک در شهری و قریه ای سکنی گزیدند و چه بسا مجبور بودند بدلیل جور حکام زمانه گمنام و بی نشان و در غربت بمانند و گمنام و غریب به دیدار خدا بشتابند از جمله ی آن بزرگواران وجود گرانقدر امامزاده سیدسلطان محمد(ع) است. که به روایتی به غیر از دوازده هزار نفر به نیت دیدار حضرت امام رضا(ع) از حجاز به جانب طوس حرکت کردند (ظاهراً در آن زمان مسافرت به طوس از راه کویت و بصره و اهواز و بوشهر و شیراز بوده است) البته چنین کاروان معنوی از فرزندان رسول اکرم(ص) و امیرالمؤمنین(ع) به هر شهر و قریه ای که می رسیدند بر خیل دوستداران اهل بیت(ع) و تشیع افزوده می گشت حکام شهرها و مأمورین حرکت آنان را به گوش مأمون رسانیدند مأمون خائف گردید که اگر چنین جمعیتی از سادات و فدائیان آنها به طوس برسند اسباب قدرت و خلافت او متزلزل می گردد. لذا به حکام بلاد دستور داد تا به هر شیوه ممکن مانع حرکت آنها شوند وقتی این دستور صادر شد قافله ی با عظمت سادات به شیراز رسیده بود. لذا این فرمان به قتلق خان حاکم شیراز هم رسید و او با یک لشکر ۴۰ هزار نفری در نزدیکی شیراز راه را بر امامزادگان و یاران آنها بستند و گفتند خلیفه دستور داده سادات از همین جا برگردند لذا از آنجایی که گفتگو بی فایده بود کار به جنگ انجامید و در اثر رشادت سادات و همراهان ، لشکر قتلق خان شکست خورد در اینجا بود که از حیله گری استفاده کردند و گفتند که اگر مقصود شما از رسیدن به خدمت علی ابن موسی(ع) است ایشان شهید شده است این خبر سادات را متفرق و ناراحت ساخت. احمدبن موسی(ع) همراه با عده ای از اقارب و اخوان به شیراز برگشتند و ایشان چون می دانستند که دشمن در تعقیبشان است فرمودند: همه لباس مبدل ایرانی بپوشند و شبانه به اطراف پراکنده شوند خود حضرت احمدبن موسی(ع) و برادرش محمد عابد به جناب علاء الدین بن حسین در شهر شیراز با لباس مبدل ایرانی به گوشه ای پناه بردند و مشغول عبادت شدند.
از طرفی قتلق خان جاسوسانی به اطراف فرستاد، تا پس از مدتی جناب احمد بن موسی(ع) را در منزل یکی از دوستان اهل بیت (ع) یافتند و پس از نبرد در شیراز به شهادت رساندند که در این رابطه روایات دیگری هم نیز وجود دارد. اما در رابطه با فرزندان امام کاظم(ع) اقوال متفاوتی می باشد که عده ای گفته اند ۳۷ نفر و عده دیگری ۶۰ تا ۷۰ نفر نیز نام برده اند. صاحب عده المطالب فرزندان امام کاظم(ع) را ۷۹ نفر ذکر کرده است که نقل شده است که در این نهضت تعدادی از فرزندان و فرزندزادگان امام کاظم(ع) شرکت داشته اند. امامزاده سیدسلطان محمد(ع) ؛ از آنجایی که فرزندان حضرت موسی بن جعفر(ع) ۶۰ نفر یا بیشتر باشد احتمال قوی داده می شود نام محمد در بین آنها متعدد بوده به دلیل اینکه روش و سیره ائمه چنین بوده است.
محمداکبر،محمداوسط،محمداصغر،شاهزاده محمد،سلطان محمد. بعد از جنگ شیراز سیدسلطان محمد(ع) به همراه عده ای از برادران و خواهران از شیراز به سمت لارستان و کهورستان به سمت جرون(بندرعباس) و رودکان(رودان) به سمت منوقان(منوجان) و رودبار کرمان حرکت کردند که چند تن از فرزندان امام کاظم(ع) در این مناطق شهید شدند و حضرت سیدسلطان محمد(ع) از طریق منوجان به دلیل شناسایی منسوبین حکومت مأمون به کوه های اطراف کوهشان حرکت می کند در مسیر راه در اثر درگیری از ناحیه کتف مجروح شده در روستای بندلک یا همین پیرچوگان (پیرچاهوکان) وارد بر منزل یکی از دوستان و دوستداران اهل بیت(ع) به اسم عبداله قطیف یا خطیب می شوند و موضوع خود را بیان می دارد و لذا عده ای از اهالی جهت دفاع از این امامزاده جمع می شوند و در مقابل دشمنانش می ایستند لذا با مأموران حکومتی در همین موضوع درگیر شدند که عده ای از اهالی در این جنگ شهید شدند در قبرستانی بنام گور شهیدان دفن شده اند که امروز تقدس ویژه ای دارد. در این درگیری خود حضرت سیدسلطان محمد(ع) به شدت مجروح می شوند و مدت ۱۷ روز در خانه بستری می شوند و در آخرین روزهای زندگی وصیت می نمایند که قطعه زمینی را برای ایشان در این قریه خریداری نمایند تا بعد از شهادت در این زمین دفن گردد و به عبداله خطیب وصیت می کند که به نسل های بعدی سفارش کند قبر این امامزاده را ترک نکنند ما هم روزی آنها را تضمین می کنیم که بعداً دوستان ما خواهند آمد و این سرزمین آباد خواهد شد از آن روز مضجع شریف ایشان باعث رفع گرفتاری و محل نزول کرامات بی شماری بوده است که در این روستا بقعه و بارگاه ساخته شده است.
پیرامون زندگی امامزاده سیدسلطان محمد(ع)
از آنجائیکه به کرات پیرامون امامزاده سیدسلطان محمد ابن موسی بن جعفر(ع) سوالاتی مطرح می شود لذا طبق تحقیقات و بررسی ها از افراد مطلع و نقل سینه به سینه و بررسی برخی اطلاعاتی که در این خصوص بدست آمده جهت اطلاع و آشنایی زائرین محترم این امامزاده چند سطری را به رشته تحریر در می آوریم. بدلیل اینکه امامزادگان عالی مقام فرزندان رسول گرامی اسلام (ص) در زمان خلفای جور مورد تعقیب حکام وقت بودند از آنجائیکه حاضر نبودند در مقابل حکام جور سر تسلیم فرود آورند لذا به این دلیل از موطن اصلی خود (مدینه خارج شدند و هر یک در شهری و قریه ای سکنی گزیدند و چه بسا مجبور بودند بدلیل جور حکام زمانه گمنام و بی نشان و در غربت بمانند و گمنام و غریب به دیدار خدا بشتابند از جمله ی آن بزرگواران وجود گرانقدر امامزاده سیدسلطان محمد(ع) است. که به روایتی به غیر از دوازده هزار نفر به نیت دیدار حضرت امام رضا(ع) از حجاز به جانب طوس حرکت کردند (ظاهراً در آن زمان مسافرت به طوس از راه کویت و بصره و اهواز و بوشهر و شیراز بوده است) البته چنین کاروان معنوی از فرزندان رسول اکرم(ص) و امیرالمؤمنین(ع) به هر شهر و قریه ای که می رسیدند بر خیل دوستداران اهل بیت(ع) و تشیع افزوده می گشت حکام شهرها و مأمورین حرکت آنان را به گوش مأمون رسانیدند مأمون خائف گردید که اگر چنین جمعیتی از سادات و فدائیان آنها به طوس برسند اسباب قدرت و خلافت او متزلزل می گردد. لذا به حکام بلاد دستور داد تا به هر شیوه ممکن مانع حرکت آنها شوند وقتی این دستور صادر شد قافله ی با عظمت سادات به شیراز رسیده بود. لذا این فرمان به قتلق خان حاکم شیراز هم رسید و او با یک لشکر ۴۰ هزار نفری در نزدیکی شیراز راه را بر امامزادگان و یاران آنها بستند و گفتند خلیفه دستور داده سادات از همین جا برگردند لذا از آنجایی که گفتگو بی فایده بود کار به جنگ انجامید و در اثر رشادت سادات و همراهان ، لشکر قتلق خان شکست خورد در اینجا بود که از حیله گری استفاده کردند و گفتند که اگر مقصود شما از رسیدن به خدمت علی ابن موسی(ع) است ایشان شهید شده است این خبر سادات را متفرق و ناراحت ساخت. احمدبن موسی(ع) همراه با عده ای از اقارب و اخوان به شیراز برگشتند و ایشان چون می دانستند که دشمن در تعقیبشان است فرمودند: همه لباس مبدل ایرانی بپوشند و شبانه به اطراف پراکنده شوند خود حضرت احمدبن موسی(ع) و برادرش محمد عابد به جناب علاء الدین بن حسین در شهر شیراز با لباس مبدل ایرانی به گوشه ای پناه بردند و مشغول عبادت شدند.
از طرفی قتلق خان جاسوسانی به اطراف فرستاد، تا پس از مدتی جناب احمد بن موسی(ع) را در منزل یکی از دوستان اهل بیت (ع) یافتند و پس از نبرد در شیراز به شهادت رساندند که در این رابطه روایات دیگری هم نیز وجود دارد. اما در رابطه با فرزندان امام کاظم(ع) اقوال متفاوتی می باشد که عده ای گفته اند ۳۷ نفر و عده دیگری ۶۰ تا ۷۰ نفر نیز نام برده اند. صاحب عده المطالب فرزندان امام کاظم(ع) را ۷۹ نفر ذکر کرده است که نقل شده است که در این نهضت تعدادی از فرزندان و فرزندزادگان امام کاظم(ع) شرکت داشته اند. امامزاده سیدسلطان محمد(ع) ؛ از آنجایی که فرزندان حضرت موسی بن جعفر(ع) ۶۰ نفر یا بیشتر باشد احتمال قوی داده می شود نام محمد در بین آنها متعدد بوده به دلیل اینکه روش و سیره ائمه چنین بوده است.
محمداکبر،محمداوسط،محمداصغر،شاهزاده محمد،سلطان محمد. بعد از جنگ شیراز سیدسلطان محمد(ع) به همراه عده ای از برادران و خواهران از شیراز به سمت لارستان و کهورستان به سمت جرون(بندرعباس) و رودکان(رودان) به سمت منوقان(منوجان) و رودبار کرمان حرکت کردند که چند تن از فرزندان امام کاظم(ع) در این مناطق شهید شدند و حضرت سیدسلطان محمد(ع) از طریق منوجان به دلیل شناسایی منسوبین حکومت مأمون به کوه های اطراف کوهشان حرکت می کند در مسیر راه در اثر درگیری از ناحیه کتف مجروح شده در روستای بندلک یا همین پیرچوگان (پیرچاهوکان) وارد بر منزل یکی از دوستان و دوستداران اهل بیت(ع) به اسم عبداله قطیف یا خطیب می شوند و موضوع خود را بیان می دارد و لذا عده ای از اهالی جهت دفاع از این امامزاده جمع می شوند و در مقابل دشمنانش می ایستند لذا با مأموران حکومتی در همین موضوع درگیر شدند که عده ای از اهالی در این جنگ شهید شدند در قبرستانی بنام گور شهیدان دفن شده اند که امروز تقدس ویژه ای دارد. در این درگیری خود حضرت سیدسلطان محمد(ع) به شدت مجروح می شوند و مدت ۱۷ روز در خانه بستری می شوند و در آخرین روزهای زندگی وصیت می نمایند که قطعه زمینی را برای ایشان در این قریه خریداری نمایند تا بعد از شهادت در این زمین دفن گردد و به عبداله خطیب وصیت می کند که به نسل های بعدی سفارش کند قبر این امامزاده را ترک نکنند ما هم روزی آنها را تضمین می کنیم که بعداً دوستان ما خواهند آمد و این سرزمین آباد خواهد شد از آن روز مضجع شریف ایشان باعث رفع گرفتاری و محل نزول کرامات بی شماری بوده است که در این روستا بقعه و بارگاه ساخته شده است.
,
, پیرامون زندگی امامزاده سیدسلطان محمد(ع)
, پیرامون زندگی امامزاده سیدسلطان محمد(ع),از آنجائیکه به کرات پیرامون امامزاده سیدسلطان محمد ابن موسی بن جعفر(ع) سوالاتی مطرح می شود لذا طبق تحقیقات و بررسی ها از افراد مطلع و نقل سینه به سینه و بررسی برخی اطلاعاتی که در این خصوص بدست آمده جهت اطلاع و آشنایی زائرین محترم این امامزاده چند سطری را به رشته تحریر در می آوریم. بدلیل اینکه امامزادگان عالی مقام فرزندان رسول گرامی اسلام (ص) در زمان خلفای جور مورد تعقیب حکام وقت بودند از آنجائیکه حاضر نبودند در مقابل حکام جور سر تسلیم فرود آورند لذا به این دلیل از موطن اصلی خود (مدینه خارج شدند و هر یک در شهری و قریه ای سکنی گزیدند و چه بسا مجبور بودند بدلیل جور حکام زمانه گمنام و بی نشان و در غربت بمانند و گمنام و غریب به دیدار خدا بشتابند از جمله ی آن بزرگواران وجود گرانقدر امامزاده سیدسلطان محمد(ع) است. که به روایتی به غیر از دوازده هزار نفر به نیت دیدار حضرت امام رضا(ع) از حجاز به جانب طوس حرکت کردند (ظاهراً در آن زمان مسافرت به طوس از راه کویت و بصره و اهواز و بوشهر و شیراز بوده است) البته چنین کاروان معنوی از فرزندان رسول اکرم(ص) و امیرالمؤمنین(ع) به هر شهر و قریه ای که می رسیدند بر خیل دوستداران اهل بیت(ع) و تشیع افزوده می گشت حکام شهرها و مأمورین حرکت آنان را به گوش مأمون رسانیدند مأمون خائف گردید که اگر چنین جمعیتی از سادات و فدائیان آنها به طوس برسند اسباب قدرت و خلافت او متزلزل می گردد. لذا به حکام بلاد دستور داد تا به هر شیوه ممکن مانع حرکت آنها شوند وقتی این دستور صادر شد قافله ی با عظمت سادات به شیراز رسیده بود. لذا این فرمان به قتلق خان حاکم شیراز هم رسید و او با یک لشکر ۴۰ هزار نفری در نزدیکی شیراز راه را بر امامزادگان و یاران آنها بستند و گفتند خلیفه دستور داده سادات از همین جا برگردند لذا از آنجایی که گفتگو بی فایده بود کار به جنگ انجامید و در اثر رشادت سادات و همراهان ، لشکر قتلق خان شکست خورد در اینجا بود که از حیله گری استفاده کردند و گفتند که اگر مقصود شما از رسیدن به خدمت علی ابن موسی(ع) است ایشان شهید شده است این خبر سادات را متفرق و ناراحت ساخت. احمدبن موسی(ع) همراه با عده ای از اقارب و اخوان به شیراز برگشتند و ایشان چون می دانستند که دشمن در تعقیبشان است فرمودند: همه لباس مبدل ایرانی بپوشند و شبانه به اطراف پراکنده شوند خود حضرت احمدبن موسی(ع) و برادرش محمد عابد به جناب علاء الدین بن حسین در شهر شیراز با لباس مبدل ایرانی به گوشه ای پناه بردند و مشغول عبادت شدند.
, ,
,
, از طرفی قتلق خان جاسوسانی به اطراف فرستاد، تا پس از مدتی جناب احمد بن موسی(ع) را در منزل یکی از دوستان اهل بیت (ع) یافتند و پس از نبرد در شیراز به شهادت رساندند که در این رابطه روایات دیگری هم نیز وجود دارد. اما در رابطه با فرزندان امام کاظم(ع) اقوال متفاوتی می باشد که عده ای گفته اند ۳۷ نفر و عده دیگری ۶۰ تا ۷۰ نفر نیز نام برده اند. صاحب عده المطالب فرزندان امام کاظم(ع) را ۷۹ نفر ذکر کرده است که نقل شده است که در این نهضت تعدادی از فرزندان و فرزندزادگان امام کاظم(ع) شرکت داشته اند. امامزاده سیدسلطان محمد(ع) ؛ از آنجایی که فرزندان حضرت موسی بن جعفر(ع) ۶۰ نفر یا بیشتر باشد احتمال قوی داده می شود نام محمد در بین آنها متعدد بوده به دلیل اینکه روش و سیره ائمه چنین بوده است.
,,
محمداکبر،محمداوسط،محمداصغر،شاهزاده محمد،سلطان محمد. بعد از جنگ شیراز سیدسلطان محمد(ع) به همراه عده ای از برادران و خواهران از شیراز به سمت لارستان و کهورستان به سمت جرون(بندرعباس) و رودکان(رودان) به سمت منوقان(منوجان) و رودبار کرمان حرکت کردند که چند تن از فرزندان امام کاظم(ع) در این مناطق شهید شدند و حضرت سیدسلطان محمد(ع) از طریق منوجان به دلیل شناسایی منسوبین حکومت مأمون به کوه های اطراف کوهشان حرکت می کند در مسیر راه در اثر درگیری از ناحیه کتف مجروح شده در روستای بندلک یا همین پیرچوگان (پیرچاهوکان) وارد بر منزل یکی از دوستان و دوستداران اهل بیت(ع) به اسم عبداله قطیف یا خطیب می شوند و موضوع خود را بیان می دارد و لذا عده ای از اهالی جهت دفاع از این امامزاده جمع می شوند و در مقابل دشمنانش می ایستند لذا با مأموران حکومتی در همین موضوع درگیر شدند که عده ای از اهالی در این جنگ شهید شدند در قبرستانی بنام گور شهیدان دفن شده اند که امروز تقدس ویژه ای دارد. در این درگیری خود حضرت سیدسلطان محمد(ع) به شدت مجروح می شوند و مدت ۱۷ روز در خانه بستری می شوند و در آخرین روزهای زندگی وصیت می نمایند که قطعه زمینی را برای ایشان در این قریه خریداری نمایند تا بعد از شهادت در این زمین دفن گردد و به عبداله خطیب وصیت می کند که به نسل های بعدی سفارش کند قبر این امامزاده را ترک نکنند ما هم روزی آنها را تضمین می کنیم که بعداً دوستان ما خواهند آمد و این سرزمین آباد خواهد شد از آن روز مضجع شریف ایشان باعث رفع گرفتاری و محل نزول کرامات بی شماری بوده است که در این روستا بقعه و بارگاه ساخته شده است.
, ,
,
,
,
, ]
ارسال دیدگاه