به قلم محمد دیلم کتولی؛
بررسی نقدهای درون ساختاری جریان اصلاح طلبی در پسا انتخابات
پسا انتخابات دورانی است که جریانات سیاسی در تلاشند ضمن بررسی و تحلیل شرایط و نقد درون ساختاری، علل توفیق یا عدم موفقیّت خود را ارزیابی نموده و برای رسیدن به کرسی های قدرت، عملکرد خود را سبک و سنگین کنند. اما به نظر می رسد جریان اصلاح طلبی که شکست سیاسی در انتخابات اخیر را (حداقل در شهرستان ها) پذیرفته، در این عرصه تلاش بیشتری می کند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از زرین نامه؛ اصلاح طلبان در 4 انتخابات پی در پی (هفتمین انتخابات ریاست جمهوری در سال 1376، اولین انتخابات شوراهای شهر در سال 1377، ششمین انتخابات مجلس شورای اسلامی در سال 1378 و هشتمین انتخابات ریاست جمهوری در سال 1380) به پیروزی دست یافتند و توجّه تحلیلگران مسائل سیاسی و اجتماعی ایران را به خود جلب کردند، امّا پس از این، مقبولیت اجتماعی خود را از دست دادند و شکستهای تکاندهنده و مستمرّی را در چندین انتخابات بعدی (دومین انتخابات شوراهای شهر در سال 1381، هفتمین انتخابات مجلس شورای اسلامی در سال 1382 و نهمین انتخابات ریاست جمهوری در سال 1384) تجربه کردند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زرین نامه؛ , زرین نامه؛ , زرین نامه؛ , اصلاح طلبان در 4 انتخابات پی در پی (هفتمین انتخابات ریاست جمهوری در سال 1376، اولین انتخابات شوراهای شهر در سال 1377، ششمین انتخابات مجلس شورای اسلامی در سال 1378 و هشتمین انتخابات ریاست جمهوری در سال 1380) به پیروزی دست یافتند و توجّه تحلیلگران مسائل سیاسی و اجتماعی ایران را به خود جلب کردند، امّا پس از این، مقبولیت اجتماعی خود را از دست دادند و شکستهای تکاندهنده و مستمرّی را در چندین انتخابات بعدی (دومین انتخابات شوراهای شهر در سال 1381، هفتمین انتخابات مجلس شورای اسلامی در سال 1382 و نهمین انتخابات ریاست جمهوری در سال 1384) تجربه کردند.,چه علل و زمینه هایی موجب پیدایش و ظهور اصلاح طلبان در حاکمیت و روی آوردن بخشی از مردم به آن ها در جریان انتخابات ریاست جمهوری درسال 1376 و افول و روی گرداندن مردم از آن ها در انتخابات سال 1384 و توجّه نسبی مردم در انتخابات ریاست جمهوری 92 و مجلس شورای اسلامی 1394 شد؟
,با این سیر تحوّل جابجایی قدرت در دست این جریان، بازشناسی آن ضرورتی انکار ناپذیر است. از طرفی نقدهای درون ساختاری پس از انتخابات، از سوی تئوریسین های جریان اصلاح طلبی ما را واداشت که نگاهی دوباره به سیر تاریخی این جریان داشته باشیم.
,اصلاح طلب و اصلاح طلبی:
, اصلاح طلب و اصلاح طلبی: , اصلاح طلب و اصلاح طلبی: ,کسی که خواستار تغییر در بخشهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه است بدون آن که در اساس جامعه دگرگونی ایجاد شود، یک اصلاح طلب است.
,اصلاح طلبی به جریان سیاسی گفته میشود که انجام تغییر در جامعه را از طریق انجام اصلاحات در قوانین و سیاستها و نه از طریق انقلاب و تعویض حکومت، تبلیغ میکند.
,در ایدئولوژی اصطلاح طلبی حرکت در چارچوب قانون و ساختار قانون اساسی و پیگیری مطالبات بدون قانون شکنی اصل اساسی به شمار میرود و اعتقاد بر این است که در صورت لزوم حتی تغییر قانون نیز باید به شیوه درست و حقوقی انجام شود.
,ایدئولوژی اصلی اصلاحات، سر و سامان دادن و رفع معایب حاکم بر کشور، مبارزه با تباهیها در راه دستیابی به یک جامعه مدنی و قانون مدار، رسیدن به دموکراسی، بهبود بخش تعاون و پیشبرد صنعت عنوان شده است. به همین علت با جریان عدالتخواه نیز ارتباطی تنگاتنگ دارد.
,اهداف اصلاحطلبان
, اهداف اصلاحطلبان , اهداف اصلاحطلبان ,اصلاح طلبان طیف گستردهای را تشکیل میدهند و از این رو نمیتوان هدف واحدی را برای آن ها برشمرد. امّا آن ها در مجموع خواستار حرکتهای انقلابی نیستند و مایلند کم کم تغییراتی را در حکومت ایران، چه شکلی و چه محتوایی به وجود بیاورند.
,کلیاتی در مورد جریان اصلاح طلب ایران
, کلیاتی در مورد جریان اصلاح طلب ایران, کلیاتی در مورد جریان اصلاح طلب ایران,پس از ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی عده ای با شعار آزادی، گفتگوی تمدن ها و توسعه سیاسی به مخالفت با روش ها و دیدگاه های وی پرداختند و در قالب گروه دوم خرداد که متشکل از چندین حزب و گروه همسو با تفکرات لیبرالیستی و سکولاریستی خاتمی بود در انتخابات ریاست جمهوری هفتم به پیروزی رسید. با پیروزی این جریان، گفتمان سکولاریستی در کشور پدیدار شد و پیوسته به ارزش های دینی و ولایت فقیه و نظام اسلامی هجمه های فراوانی وارد می آمد.
,این جریان که خود را اصلاح طلب می خواند، در صدد بود با ایجاد تغییرات اساسی در نظام اسلامی، انفعال نظام را در سطح دنیا پیگیری کند و آرام آرام به جایی برسند که به تغییر شکل و ساختار نظام جمهوری اسلامی منجر شود. مهم ترین دیدگاه های جبهه اصلاح طلب در آن زمان عبارتند از: پیگیری اصلاحات در کشور در عرصه های مختلف، گسترش آزادی های مدنی و مشارکت مردمی و تلاش برای تأمین حداکثر حقوق شهروندی مردم و در عرصه سیاست خارجی ارتقاء جایگاه کشور در سطح جهانی و پیشبرد اهداف و منافع ملی در سایه گفتگو و پرهیز از برخورد مستقیم با قدرت های بزرگ.
,تقابل جدی اصلاح طلبان و اصولگرایان به انتخابات ریاست جمهوری نهم باز می گردد و چهره واقعی اصلاح طلبان نیز در فتنه 88 نشان داده شد. این جبهه در زمان انتخابات ریاست جمهوری دهم به 2 دسته افراطیون و میانه رو ها تقسیم شدند.
,افراطیون در جریان انتخابات با طرح شبهه تقلب در انتخابات به تدریج مسیر تقابل و نهایتأ خروج از نظام را دنبال کرد و هم اکنون نیز همچنان بر مواضع تندروانه و براندازانه خود و حمایت از فتنه تاکید و از این طریق، سعی در جذب مخالفین نظام را دارد. این طیف در داخل به وسیله آقایان موسوی و کروبی، بقایای حزب مشارکت و مجاهدین انقلاب و برخی از نیروهای ضد انقلابی هدایت می شد و در خارج از طرف افرادی همچون سازگارا، مهاجرانی، نوری زاده، مخملباف، سروش و کدیور و رسانه های صدای آمریکا و بی بی سی فارسی حمایت و هدایت می گردید.
,از جمله رسانه های تندروهای اصلاح طلب، می توان از سایت هایی مثل «بالاترین» ، «جرس» و «کلمه» نام برد که در این راه رسانه هایی همچون تلویزیون صدای آمریکا و بی بی سی فارسی هم به کمک آن ها می آمدند.
,میانه روهای اصلاح طلب که شاید بتوان از آنان به عاقلترهای اصلاح طلب یاد کرد، همچنان از موضع درون نظام صحبت می کنند و تلاش می نمایند نقش مکمّل را برای طیف اول بازی کنند تا اصلاح طلبان را به داخل حاکمیت بازگرداند و بدین وسیله مانع از آن شوند که آنان به طور کلّی از صحنه سیاست حذف گردند. تلاش این گروه تماماً معطوف به این است که کلّ جریان اصلاح طلبی به عنوان یک جریان مخالف نظام شناخته نشود تا در موقعیت های مناسب (مثل انتخابات) بتوانند آن ها را به درون حاکمیت بکشانند.
,آقایان سیّد محمد خاتمی، سیّد حسن خمینی و هاشمی رفسنجانی از اصلی ترین افراد شاخص این طیف هستند که به کمک حزب کارگزاران و بخشی از روحانیون اصلاح طلب سیاست های این طیف را تعیین و اجرا می کنند.
,در واقع چنین به نظر می رسد که همانند گذشته، استراتژی «فشار از پایین و چانه زنی در بالا» راهبرد فعالیت سیاسی اصلاح طلبان (چه میانه رو و چه تندرو) است، به گونه ای که طیف تندرو نقش ایجاد بحران های اجتماعی و دامن زدن به نارضایتی ها برای ایجاد فشار از پایین را برعهده بگیرد و طیف میانه رو با استفاده از شعارهایی همچون «وحدت»، « بخشش یکدیگر»، «آشتی ملّی» و ... علاوه بر این که همچنان سعی می کند راه بازگشت به درون حاکمیت را باز نگاه دارد؛ قابلیت «چانه زنی در بالا» و امتیاز گرفتن از نظام را فراهم کند. طبیعی است بزرگترین امتیازی که اصلاح طلبان به دنبال آن هستند، به رسمیت شناختن آن ها به عنوان یک گروه در درون حاکمیت و سپس اجازه دادن برای ورود به بازی های سیاسی نظیرانتخابات است.
,عمده ترین دلائل شکست اصلاح طلبان را می توان به قرار زیر برشمرد:
, عمده ترین دلائل شکست اصلاح طلبان را می توان به قرار زیر برشمرد:, عمده ترین دلائل شکست اصلاح طلبان را می توان به قرار زیر برشمرد:,1 - فاصله معنادار از نظر ماهیت، ایدئولوژی اصلاح طلبان، داشتن شکاف و با ایدئولوژی انقلاب اسلامی
,2- علت اصلی و عمده روی آوردن گروهی از مردم به اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری سال 1376، ناخشنودی و عدم رضایت جمعی آن ها از سیاست های دولت سازندگی در سه حوزه سیاست، اقتصاد و فرهنگ بود.
,3- جریان اصلاح طلبی از آن رو که نتوانست مطالبات و خواسته های عمومی جمعی مردم ایران را برآورده سازد و همچنین به سبب برخی عوامل دیگر، از جمله چالش ها و تنش های درونی میان حاملان این جریان، از رونق افتاد و افول کرد.
,کلیاتی درباره اصول گرایی در ایران
, کلیاتی درباره اصول گرایی در ایران, کلیاتی درباره اصول گرایی در ایران,علی الاصول جریان مقابل جریان سیاسی اصلاح طلب طیف اصولگراست که این جریان در سال 78 پس از آن که مقام معظم رهبری جریان های خودی و غیر خودی را تبیین نمودند، آرام آرام جریان جدیدی به نام «اصولگرایی» به وجود آمد.
,اصولگرایان با تأکید بر گفتمان انقلاب اسلامی و اندیشه های امام (ره) و رهبری وارد رقابت با تجدید نظر طلبان لیبرال و سکولار شدند و با توفیق یافتن درانتخابات دومین دور شوراهای اسلامی شهر و روستا در سال 81 و همچنین پیروزی در انتخابات هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی در سال 82، زمینه را برای استقرار کامل معتقدان به گفتمان انقلاب اسلامی در حاکمیت فراهم کردند.
,در ادامه این روند آقای دکتر احمدی نژاد با تأکید برگفتمان و ارزش های انقلاب اسلامی، پیروز نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری شد و بدین ترتیب از یک سو طرح بلند مدّت دشمنان برای «استحاله و فروپاشی جمهوری اسلامی از دورن» به شکست انجامید و از سوی دیگر تأثیرات بسیار شگرفی بر مناسبات منطقه ای و بین المللی را موجب شد.
,هرچند به لحاظ هویّتی نمی توان ارتباط معناداری بین جریان اصولگرایی به معنای خاصّ آن با دیدگاه های آقای احمدی نژاد برقرار کرد، امّا به لحاظ نماد شناسی می توان وی را نیز جزیی از نماد اصولگرایی تعریف کرد. به همین لحاظ جبهه اصولگرا شامل جامعه روحانیت مبارز، جبهه پیروان خط امام (ره) و رهبری، آبادگران و گروه های همسو و ... گروه های حامی احمدی نژاد هستند.
,مهم ترین دیدگاه های جبهه اصولگرا عبارتند از: توجه ویژه به ارزش ها و اصول اسلامی و انقلابی و محور قرار دادن آن در تصمیم گیری ها، عدالت محوری و رفع محرومیت ها و تبعیض ها و توزیع عادلانه منابع کشور و پایه ریزی اقتصاد عدالت محور، خدمتگزاری بی منّت و مهر ورزی و در عرصه سیاست خارجی محور قرار دادن اصول و ارزش های انقلاب، تامین منافع ملی و کوتاه نیامدن در برابر زیادی خواهی های قدرت های بزرگ.
,علل افول اصلاحطلبان:
, علل افول اصلاحطلبان: , علل افول اصلاحطلبان: ,1. تداوم سیاست تعدیل اقتصادی
,2. تمرکز محض بر دغدغه های سیاسی و روشنفکرانه
,3. ستیز با ارزش های اسلامی و انقلابی
,4. کشمکش درونی اصلاح طلبان
,5. ناتوانی خاتمی در برآورده کردن مطالبات ساختارشکنانه اپوزیسیون
,6. غوغا زیستی و تنش آفرینی اصلاح طلبان
,7. روشنگری های اعتقادی و ایدئولوژیک آیتاللّه مصباح
,8. امدادهای غیبی و الهی برخاسته از دعای صالحان
,بررسی و تحلیل منصفانه از سیر تاریخی حاکمیت 2 جریان اصلاح طلب و اصولگرا مبحث بسیار بسیط و گسترده ای است که مجال گسترده تری را می طلبد لکن با نگاه اجمالی به انتخابات اسفند ماه 94 (دهمین دوره مجلس شورای اسلمی وپنجمین دوره خبرگان رهبری) می توان گفت: «امکان چند دستگی و اختلاف در میان طیف های مختلف جریان اصولگرایی که زمینه تشتّت آرای آنان و به تبع آن، پیروزی نسبی و احتمالی برخی از نامزدهای جریان اصلاح طلب را ایجاد کرده است، موجب شده که طیف های اصولگرا به تأمل و تدبیر بیشتر وادار شوند.»
,از سوی دیگر جریان اصلاح طلبی نیز در دوران دگردیسی و تغییر استراتژی خویش است تا شاید بتواند در سایه این آسیب شناسی ها ونقد درون ساختاری خود به دوران تلخ شکست های سیاسی خود به ویژه در انتخابات ریاست جمهوری خاتمه دهد.
,یک تئورسین اصلاحات با بیان اینکه این جریان باید استراتژی خود را تغییر دهد، گفت: «فصل بازنشستگی ژنرالهای اصلاحطلب فرا رسیده است.»
,محمدرضا تاجیک از تئوریسینهای اثرگذار در جریان اصلاحات؛ همانطوری که فاز تغییر استراتژیک را در این جریان کلید میزند قائل به عبور از برخی از مسائل و شخصیتهای سیاسی در این جریان نیز هست که آنها را به اصطلاح «ژنرالهای سیاسی» میخواند.
,تاجیک میگوید: «این گونه نیست که از یک «تفکر» و «ایدئولوژی گفتمانی» یا «رهبری خاص» ناشی شده باشد. بلکه در یک «شرایط خاص تاریخی» و به خاطر همان هویتهای متمایز و افرادی که به لحاظ هر دو گفتمان به لحاظ انگیزهها و انگیختهها و آرمانها و منش و روشها متفاوت هستند در یک لحظه تاریخی شقاقشان تبدیل به وفاق میشود، متولد شد.»
,تاجیک در مصاحبه با ویژه نامه نوروزی روزنامه شرق که البته پیش از انتخابات اخیر انجام شده نیز به اصل تغییر راهبرد سیاسی اصلاحطلبان اشاره میکند و بیپرده بیان میکند که «بایستی به جوانان مجال داده شود تا جریان اصلاحطلبی از رهبری بهاصطلاح ژنرالهای اصلاحطلب خارج کند.»
,این تئوریسین اصلاحطلب میافزاید: «این بهاصطلاح ژنرالها فرصت کنشگری خود را فقط در زمان تصاحب قدرت فرض میکنندوقصددارنددرزمان هرانتخابات سایه سنگین خودرا روی جو و تصاحب انتخابات بیفکنند. برخی از این ژنرالهای اصطلاحطلبی باید بپذیرند فصل بازنشستگی آنان فرا رسیده و با انتقال دانش و تجربیات خود به نسل جدید، از حاشیه، نقشآفرینی کنند و متن را به نسل جدید واگذار کنند و اجازه دهند چرخش نخبگان و شایستهسالاری همانطور که در شعار، مانیفست و گفتمان اصلاحطلبی وجود دارد به حقیقت بپیوندد.»
,تاجیک با بیان اینکه ما بازنده این دوره انتخابات هستیم، میگوید: «اگر از چند ماه قبل به فکر این پوست اندازی و مهیّا کردن نیروهای جدید میافتادیم. قطعاً روی فرد تمرکز نمیکردیم و به انفعال نمیافتادیم و میتوانستیم در همین انتخابات مجلس نقشآفرینی مؤثری داشته باشیم و نبض جریان انتخابات را در دست بگیریم؛ ولی چون ژنرالهای ما تأیید صلاحیت نشدند، ما بازنده این دوره بهحساب میآییم. این بازندگی به خود نیز هست؛ چون ما حتی سعی در تغییر استراتژی خود نداشتیم.»
,عباس عبدی دیگر تئوریسین جریان اصلاحات نیز که در سالهای دوم خرداد در روزنامههای مختلف به نقد و تخریب سیاستهای دولت هاشمی میپرداخت در بخشی از یادداشت خود از هاشمی میخواهد که از توهین و تحقیر منتقدان خود دست بردارد.
,وی خطاب به هاشمی مینویسد: «به نظر میرسد که توهین و تحقیر دیگران و استفاده از الفاظ و گفتمان متناسب با آن، ویژگی جداییناپذیر شما شده است. به نظر میرسد کسی که در مقامی قرار میگیرد، حتی اگر مورد تهاجم و توهین دیگران قرار گیرد، شایسته نیست که آنان را متقابلاً تحقیر کند.»
,عبدی درباره شخص محوری هاشمی مینویسد: «یکی دیگر از ویژگیهای رفتاری آقای هاشمی که باید موردتوجه قرار گیرد، تأکید ایشان بر خویش بهگونهای است که گویی کس دیگری در این کشور وجود ندارد. اگر مصاحبه آقای هاشمی با روزنامه همشهری موردمطالعه قرار گیرد، فقط در یک بخش آن بیش از یک صدبار از «من» و کلمات مترادف آن استفادهشده است.»
,انتقاد چهارم عبدی به عدم مخالفت هاشمی با تبعیض برمیگردد. وی مینویسد: «روحیه تبعیض ستیزی یکی از ویژگیهای مثبت هر سیاستمداری است، ولی متأسفانه آقای هاشمی معمولاً در این زمینه واکنش مناسبی نشان نمیدهند. مستثنا شدن ایشان از استعفا یا پخش مصاحبه تبلیغاتی ایشان از صدا و سیما، اگر چه ظاهراً از جانب دیگران بود، ولی آقای هاشمی میتوانست و میباید نسبت به آن موضع گیری میکرد.»
,نتیجه اینکه دوران پسا انتخابات، دورانی است که جریانات سیاسی در تلاشند ضمن بررسی و تحلیل شرایط و نقد درون ساختاری علل توفیق و یا عدم موفقیّت خود را ارزیابی نموده و برای رسیدن به کرسی های قدرت سیاسی سبک و سنگین کنند. به نظر می رسد جریان اصلاح طلبی که شکست سیاسی در انتخابات اخیر را (حداقل در شهرستان ها) پذیرفته، تلاش بیشتری را در این عرصه می کند.
,نویسنده: محمد دیلم کتولی
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه